پیش زمینه:
ما به سال 430 قبل از میلاد بر میگردیم. یونانیان قدیم دوباره به جان هم افتاده اند. دولت - شهرها علیه هم به یکدیگر پیوسته اند. کورینت، تبس، دلوس، کورسیرا، پلاته آ هر کدام جانبی را گرفته اند. اسپارت و آتن بزرگترین دولت - شهرها هستند و هر دو در پیدا کردن غذا برای سیر کردن شکم شهروندانشان به مشکل برخورده اند. خاکی که سرزمین آنها را در برگرفته است، ضعیفتر از آن است که غلّه ای برویاند.
برای همین آنها هم به شهرهای دیگر پیوسته اند و در عوض غذا و غله از آنها محافظت میکنند. آتن ناوگان بسیار نیرومندی دارد و اسپارت و متحدانش در این وحشت هستند که مبادا آتن بیش از حد قدرتمند شود. اگر آنها به سرعت به آتن حمله نکنند؛ ممکن است آتن سرور تمام یونان شود.
|
اگر در اسپارت یا آتن قدیم زندگی میکردید چه میشد؟
شاید در یک دولت - شهر زندگی میکردید و به آن میبالیدید. حتماً به یونانی بودن خودتان هم افتخار میکردید! یونانیان قدیم، انسانهای متفکری بودند. حرف زدن را دوست داشتند. خدایان خود را میپرستیدند و به مردم احترام میگذاشتند. آنها زیبایی، موسیقی، ادبیات، نمایش، فلسفه، سیاست و هنر را دوست داشتند. بعضی از آنها حتی به جنگ و ورزش هم عشق میورزیدند. حالا چشم هایتان را ببندید و تصور کنید که در سال 430 قبل از میلاد مسیح هستید.
ارتش قدرتمند اسپارت آماده جنگ است. آتن میداند که نمی تواند در برابر این لشگر از خود دفاع کند، اما ناوگانی دارد که اسپارت صاحب آن نیست. پلی فوس و خانواده آتنی اش و اسپارکوس و خاندان اسپارتی او به آینده فکر میکنند و هر کدام هم دیدگاه خاص خودشان را دارند. شما با کمی تخیل میتوانید جای آنها قرار بگیرید و داستان جنگ بین آتن و اسپارت را از دید آنها ببینید.
برای اینکه بیشتر از این صفحات استفاده کنید، بهتر است از نگاه همه شخصیتها داستان را دنبال کنید، چون در غیر این صورت ممکن است بخشهایی از ماجرا را از دست بدهید. در ضمن صفحات میانی قرمز رنگ فهرست زیر را هم مطالعه کنید. آنها به یکی از جالبترین شخصیتهای داستان تعلق دارد که حیف است از دست بدهید.
- قسمت اول : پشت دیوارها
- 429 سال قبل از میلاد مسیح : مرگ در آتن
- قسمت دوم : در نهایت صلح!
- 416 سال قبل از میلاد مسیح: بازی تمام شد
- قسمت سوم : تو کدام طرفی هستی؟
- 416-413 سال قبل از میلاد مسیح : من طرف خودم هستم
- قسمت چهارم : تراژدی؟
- 404 سال قبل از میلاد مسیح : سخن آخر
|