روز شمار انقلاب
سه شنبه 26 دی 57
شاه رفت . این جمله کوتاه عنوان درشت روزنامهها بود . بختیار که نخست وزیر شد، از ایران و سایر کشورها به سراغ امام خمینی رفتند و گفتند: به رفتن شاه راضی میشوید، زیرا آمریکا و ارتش را نمیشود شکست داد . . .
اما جواب دندان شکن امام سکوت را بر لبها نشاند، شما به مردم کاری نداشته باشید . آنان جمهوری اسلامی را میخواهند . ارتش از خودمان است، به آمریکا هم مربوط نیست . شاه رفتنی است . ریشه رژیم شاهنشاهی را باید قطع و مردم را آزاد کرد .
سرانجام، شاه که جای خود را در ایران تنگ میدید، از کشور خارج شد . ساعت 13/8 بود که شاه و نوکرانش تهران را به مقصد مصر ترک کرد . این خبر خوشحال کننده، مردم را به خیابان کشاند و شادی همه جا را فرا گرفت .
جمعه 29 دی 57
اربعین امام حسین است . همه جا سرشار از مردمی است که خیابانها را لبریز از شعار بر علیه رژیم ستمشاهی کرده بودند:
کابینه بختیار یک حیله جدید است
برنامه خمینی برچیدن یزید است
استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی
حزب فقط حزب الله
رهبر فقط روح الله
مردم با این شعارها به بختیار فهماندند که دولت او غیر قانونی است . امام خمینی به شورای انقلاب ماموریت داد تا انقلاب را هدایت کند . بختیار با شنیدن این خبر، سر شکسته از گذشته شد و دولتبه اصطلاح ملی او نتوانست راه به جایی ببرد .
یک شنبه اول بهمن 1357
امام خمینی، جمعه در تهران نماز میخواند .
این خبر پس از آن که در روزنامهها چاپ شد، دهان به دهان گشت . آمدن امام به ایران یعنی از بین رفتن دولتبختیار . در این روز بود که دو هزار و هشتصد نفر از درجه داران پایگاه شاهرخی دستبه اعتصاب غذا زدند و با این اقدام، پیوند ارتش را با ملت اعلام کردند . مردم هم در خیابانها این شعار را سردادند:
ارتش برادر ماست
خمینی رهبر ماست
پنجشنبه 5 بهمن 1357
در میان این خبرهای امیدوار کننده، خبر جدیدی خشم مردم را برانگیخت . بختیار فرودگار مهر آباد را میبندد . او که احساس خطر کرده بود، دستور داد تمام فرودگاههای ایران برای سه روز بسته شود . اما مردم خشمشان را این گونه اعلام کردند:
وای به حالتبختیار، اگر خمینی دیر بیاد
یک شنبه 8 بهمن 1357
مسجد دانشاه تهران جایی بود که تعداد زیادی از روحانیون در اعتراض به اقدام بختیار تحصن کرده بودند . دامنه تظاهرات مردم هم بالا گرفت و بختیار که چارهای جز قبول شکست نداشت، سرانجام فرودگاهها را باز کرد .
چهارشنبه 11 بهمن 1357
صبح فردا امام در تهران است . مردم از جای جای ایران خود را به تهران میرساندند تا پس از 15 سال امام خمینی را ببینند . تهران یازده بهمن دیدنی بود شور و شوق مردم . شستشوی خیابانها و انتظاری شیرین که در دل مردم جا کرده بود . قرار بود مردم ساعت 30/8 صبح در فرودگاه مهر آباد .
پنجشنبه 12 بهمن 57
و بالاخره، انتظارها به سر رسید و پیک شادی بر آسمان فرودگاه مهرآباد نمایان شد . هواپیما بر زمین نشست و قبل از آنکه امام از هواپیما پیاده شود، 150 نفر خبرنگار و فیلمبردار خارجی پا بر خاک ایران گذاشتند تا این صحنههای به یاد ماندنی را ثبت کنند .
ساعت 30/9 دقیقه است . ایت الله طالقانی داخل هواپیما میشود و به امام خوش آمد میگوید . سرانجام، چشم مردم به جمال مرد خدایی و آن رهبر مذهبی روشن میشوند و فریاد الله اکبر خمینی رهبر سراسر فرودگاه را پر میکند .
آن روز امام در امواج پر طلاطم و عظیم و جمعیتبه بهشت زهرا رفت . این در حالی بود که، طول جمعیت از فرودگاه تا بهشت زهرا 30 کیلومتر میرسد . حدود 5/4 میلیون نفر در این مسیر، بزرگترین استقبال تاریخ را رقم دادند .
بهشت زهرا بود و شور و شوق مردم و کلام گهربار امام که در فضای دلانگیز بهشت زهرا طنین انداز شده بود: ما فقط قدم اول پیروزی را برداشتیم و دولت اگر تسلیم ملت نشود . ملت او را به جای خود خواهد نشاند . تا زندهایم نخواهیم گذاشت هستیها به کام آمریکا برود . . من به پشتیبانی ملت، توی دهند این دولت میزنم . کاری نکنید مردم را به جهاد دعوت کنم .
یک شنبه 15 بهمن 57
در مدرسه علوی، آیت الله هاشمی رفسنجانی متن حکمی را به امضای امام خمینی خواند که در آن، مهندس مهدی بازرگان مامور تشکیل دولت موقت انقلابی شد تا اداره مملکت و تغییر نظام را به عهده بگیرد .
دوشنبه 16 بهمن 57
امام خمینی در یک مصاحبه مطبوعاتی با حضور تعداد زیادی از خبرنگاران داخلی و خارجی، مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت موقت معرفی کردند و حکم نخست وزیری را به وی دادند . این در حالی بود که، هنوز هم بختیار خیالی خامی در سر داشت و معتقد بود کمه دولت موقتشوخی است . امام مردم با شنیدن پیام امام در حمایت از دولت موقتبه خیابانها ریختند و از دولت موقت استقبال کردند .
چهارشنبه 18 بهمن 57
راهپیمایی میلیونی مردمی در حمایت از دولت موقتشکل گرفت و بختیار را مجبور به این حرف کرد: من حاضر به همکاری با طرفداران آیت الله خمینی هستم .»
پنجشنبه 19 بهمن 57
تعداد زیادی از همافران و پرسنل نیروی هوایی به منزل امام رفتند و همبستگی خود را با ملت ایران اعلام کردند .
جمعه 20 بهمن 57
ساعت 21 مردم در حمایت از پرسنل نیروی هوایی به خیابانها ریختند، این در حالی بود که منع رفت و آمد شبانه از سوی بختیار اعلام شده بود . اعتصاب در تلویزیون هم ادامه پیدا کرد . جنگ خیابانی بین نیروهای گارد شاهنشانی و با هما فران نیروی هوایی از ساعت 2 صبح شروع شد . به این ترتیب، افراد نیروی هوایی به مردم انقلاب پیوستند .
شنبه 21 بهمن 57
جنگ خیابانی به اوج خود رسید . شهر غرق شور و آتش بود . اکثر کلانتریها و مراکز ژاندارمری و قرارگاههای ارتش و پلیس به تصرف مردم مسلح در آمد . ساعت 2 بعد از ظهر، فرماندرای نظامی اعلام کرد که ساعت 5/4 منع رفت و آمد آغاز میشود . امام با شنیدن این خبر اعلام کرد که این دستور غیر قانونی است و از مردم خواستبه خیابانها بریزند و حکومت نظامی را نادیده بگیرند .
یک شنبه 22 بهمن 57
پادگانهای لویزان و سلطنت آباد در ادامه درگیریهای خیابانی به دست مردم افتاد .
عصر همان روز رادیو و تلویزیون هم به تصرف در آمد . بختیار فراری شد و تعداد زیادی از خائنان به دست مردم دستگیر شدند . با دستگیری افرادی مثل ارتشبد نصیری (رییس ساواک) رضا ناجی (فرماندار انتظامی) سپهبد رحیمی و تعداد زیادی از شکنجه گران ساواک بقایای حکومت پهلوی از هم پاشید و سر انجام، خورشید انقلاب در 22 بهمن سال 1357 طلوع کرد