به گزارش خبرنگار مهر، آخرین نشست پرسش و پاسخ 20 بهمن ماه در سینمای رسانه ها مربوط به فیلم سینمایی "یه حبه قند" ساخته رضا میرکریمی بود که با حضور کارگردان و رضا کیانیان و مدیریت معززینیا برگزار شد.
در ابتدای این جلسه معززی نیا این فیلم را یکی از پخته ترین فیلمهایی جشنواره تا به امروز دانست و گفت: فیلم تا به امروز یکی از پخته ترین و کارشدهترین فیلمهایی بود که در سالن مطبوعات شاهد آن بودیم. طراوات زندگی ایرانی و سنتی در آن دیده میشود، بحث مضمونی فیلم به جای خود، فیلم به سینما و مخاطبش احترام میگذارد ، روی فیلم کار شده و محصول تمرین و پرداخت درست جزئیات، دکور، بازی ها ، فیلمنامه و... است.
رضا میرکریمی در ادامه جلسه درباره چگونگی شکل گیری ایده و ساخت فیلم توضیح داد: این اولین نمایش فیلم بود که برایم بسیار هیجان انگیز بود و به دلیل نبود جا من دو ساعت سرپا ایستادم. اینجا یادآور شوم نویسندگی فیلمنامه را با دوستانی شریک هستم. ایده اولیه قصه از زمانی که برای فیلمبرداری یکی از اپیزودهای "فرش ایرانی" به همراه شادمهر راستین به اردکان رفته بودیم، شکل گرفت. اپیزود در فضایی سنتی و قدیمی کار فیلمبرداری شد. فکر اولیه فیلم که چگونه میتوان دوران کودکی، خاطرات و تجربیات زندگی را در قالب قصه تعریف کنیم از آنجا شکل گرفت و قصه را در چند صفحه نوشتم و پروانه ساخت هم گرفت اما به دلیل علاقهام به یکی از قصههای شاهنامه یکسال و اندی ساخت فیلم به تعویق افتاد، پس از یک سال که بودجه فیلم قصه شاهنامه تامین نشد، با حمایت حوزه هنری فیلم "یه حبه قند" را ساختم.
وی همچنین عنوان کرد: "یه حبه قند" نسبت به کارهای قبلی اولین تجربه من بود که با تعداد زیادی پرسوناژ و شخصیت اصلی روبهرو بودم که برایم هیجان آور بود. شخصیتهایی که قرار است قصه را پیش ببرند، از سوی دیگر کار در دکور مرا نگران میکرد که چگونه ممکن است تمام جزئیات در دکور اتفاق بیفتد اما محسن شاه ابراهیمی در این زمینه کمک بسیاری کرد. میخواستم دوربین سیال و آزاد باشد که اولین تجربه فیلمبرداری با سوپر16 بود که با مهارت خضوعی ابیانه تفاوت چندانی با قطع 35 ندارد.
میرکریمی به لهجههای فیلم اشاره کرد و افززود: لهجه برایم از اهمیت خاصی برخوردار بود و کار دشواری بود که در بسیاری از فیلم ها که لهجه خاصی در آن استفاده میشود، یا بازیها و یا لهجه از دست میرود اما با کست خوبی که داشتیم و تمرین و تکراری که دوستان داشتند این اتفاق نیافتد. وجه مشترک همه بازیگران فیلم که اکثراً حرفهایهای سینما بودند "تئاتری" بودن آنها بود. آنها از تئاتر آمده بودند و تن به تمرین و تکرار میدادند که در کار از اهمیت خاصی برخوردار است.
در ادامه رضا کیانیان بازیگر به تحلیل از وضعیت بازیگری در فیلم اشاره کرد و گفت: وقتی سناریو توسط میرکریمی برایم تعریف شد من وحشت کردم زیرا با عده زیادی از شخصیتها که هریک در پیشبرد داستان موثر هستند مواجه بودم. اما وجه مشترک همه ما تئاتر بود. این یکی از ویژگیهای کار بود، بچههای تئاتر یک یا دوماه برای یک نمایشنامه تمرین میکنند و هرشب یک اجرای تازه و با طروات خواهند داشت و این در کار به وضوح دیده میشد.