0

ناگفته‌هاي محسن رضايي درباره قبل و بعد از انتخابات 22 خرداد

 
seyedjafarfatemi
seyedjafarfatemi
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 1643
محل سکونت : اصفهان

ناگفته‌هاي محسن رضايي درباره قبل و بعد از انتخابات 22 خرداد

هفته نامه پنجره در شماره جدید خود پرونده کاملی درباره دکتر محسن رضایی، جریانات سیاسی مرتبط با وی، فعالیت های سیاسی و رسانه ای او و ... منتشر کرد.

به گزارش "تابناک" بخشی از این پرونده مفصل به گفتگوی این نشریه با وی اختصاص داده شده و با تیتر « لحظه اتحاد ضد انقلاب ها» منتشر شده که متن کامل آن به شرح زیر است:

محسن رضايي از همان ده يا دوازده سال پيش كه تصميم گرفت از فرماندهي سپاه كناره بگيرد و وارد فضاي سياسي شود، هميشه نامش در جريان‌هاي سياسي مختلف شنيده شده، اما به‌نظر مي‌رسد از حول و حوش انتخابات اخير رياست‌جمهوري، او جايگاهي تازه در بين نخبگان يافته است؛ نوع مناظره‌هاي انتخاباتي موجب پديدار شدن تمايل‌ بخشي از رأي‎دهندگان (عمدتا اصول‎گرا) به او شد، اما اين گرايش خيلي زود در جذبه دو قطبي‌شدن رقابت‌ها از ميان رفت.


حالا رضايي در هر مكان و محفلي كه حاضر مي‌شود، درباره انتخابات و حوادث پس از آن سخن مي‌گويد و با پرسش‌هايي از اين دست مواجه مي‌شود و در اين گفت‌وگو نيز درباره علي لاريجاني، محمدباقر قاليباف، محمود احمدي‌نژاد، اكبر هاشمي رفسنجاني، ميرحسين موسوي، مهدي كروبي و سيدحسن خميني و ديدگاه‌ها و عملكردشان در انتخابات بيست و دوم خرداد، به تفصيل سخن مي‌گويد.

 دبير پنجاه و پنج ساله مجمع تشخيص مصلحت نظام، هرچند كه ترجيح مي‌دهد در برابر برخي پرسش‌ها، پاسخ‌هايي به‌اختصار بدهد اما انتقادهايي جدي را نسبت به سياسيون حال حاضر كشور و رويه آنان در برخورد با مسايل مطرح مي‌كند.

حالا او با افسوس از روزهاي بعد از انتخابات ياد مي‌كند كه رويه‌اي سياسي، رويكرد اجتماعي و آرمان‌خواهانه مردم را منحرف كرد و باعث شد تا براي نخستين‌بار پس از سي سال، ضدانقلاب گرد هم آيد و از هيچ تلاشي باز نماند. رضايي از لزوم اتخاذ روش‌هايي كارآمد، براي دفاع از نظام سخن مي‌گويد و فرصت‌هايي كه نبايد از دست برود.

در انتخابات رياست‎ جمهوري دهم شما در مورد ايده‎هايي صحبت كرديد، ولي هميشه به كليات پرداخته و وارد جزييات نشده‌ايد و در نهايت نيز اشاره كرديد كه به علت اين‎كه به مصداق ديگري نرسيديد، وارد رقابت‎هاي انتخاباتي شده‌ايد با اين اوصاف لطفا بفرماييد، اولين‎بار ايده شما در رابطه با تشكيل دولت ائتلافي چه زماني مطرح شد و در اين خصوص به طور دقيق با آقاي لاريجاني و آقاي قاليباف چه زماني ديدار كرديد و در اين جهت چه سيري طي شد تا تصميم گرفتيد به‎عنوان نامزد وارد رقابت‎هاي انتخاباتي شويد؟

من هر حرفي زده‎ام جزييات آن را همراه برنامه اعلان كرده‎ام و زماني‎كه آقاي ناطق نوري ايده دولت وحدت ملي را مطرح كردند همان موقع بنده گفتم كه در شرايط كنوني كشور ارايه طرح وحدت ملي به اين شكل صحيح نيست و به‎جاي آن ايده دولت ائتلافي كارآمد و متعهد را كه ناظر بر دو ضرورت اساسي بود مطرح كردم و در اين راستا يكي از اين ضرورت‎ها را ناشي از آسيب‎هاي دوره رياست‎ جمهوري آقاي خاتمي كه تعهد و ارزش‎ها ضعيف شده بود مي‌دانستم و ديگري را ناشي از دوره فعاليت آقاي احمدي‎نژاد در دولت نهم مي‌دانستم كه در آن كارآمدي رو به ضعف گرايده بود. وقتي بنده طرح دولت ائتلافي را مطرح مي‌كردم و اصرار داشتم كه بدنبال آن كارآمدي و تعهد بيايد. منظورم از اين دولت ايجاد ائتلافي همراه با تعهد و كارآمدي بود و ايده آن اولين بار در تيرماه 1387 در جلسات خصوصي با دوستان طرح شد.

با چه كساني در جلسات خصوصي خود اين موضوع را طرح كرديد؟

با مشاورين خود كه كار سياسي مي‌كنيم، مانند آقايان طلايي نيك و عادل آذر اين ايده را طرح كردم.

ايده دولت ائتلافي را با آقايان قاليباف، لاريجاني و ولايتي هم مطرح كرديد؟

بله در جلسه‌اي كه با آن‎ها داشتم اين موضوع را طرح كردم.

در اين جلسه آقاي شمخاني هم حضور داشتند؟

خير آقاي شمخاني در اين جلسه حضور نداشتند، ولي اين بحث را در اوايل پاييز سال گذشته با آقاي ناطق نوري و ساير دوستان مطرح كردم و از همان موقع به‎عنوان يك نظريه وارد رسانه‎ها شد.

طرح اين موضوع ظاهرا با انتشار بيانيه‌اي از سوي شما در رسانه‎ها علني شد؟

آقاي عسگراولادي در آذرماه گفته بودند دولت اساسا شركت سهامي نيست كه بشود آن را ائتلافي كرد و بنده نيز در پاسخ به اظهارات ايشان نامه‌اي نوشتم و با آيه «وعتصموا به حبل‎ا... جميا و لاتفرقوا» بحث خود را شروع كردم و در آن‎جا ويژگي‎ها و علت تشكيل دولت ائتلافي را توضيح دادم و بعد از آن هم ستادي بنام دولت ائتلافي تشكيل شد.

رياست اين ستاد را چه كسي به عهده گرفت؟

براي اين‎كه با اعضاي تيم دولت ائتلافي مي‌خواستيم به توافق برسيم، موضوع رييس ستاد را قطعي نكرديم تا جنبه فردي به خود نگيرد، لذا با وجود اين‎كه اعضاي ستاد مشغول به كار بودند، اين ستاد داراي رييس نبود.

در اين دوره آيا آقايان لاريجاني، قاليباف، ناطق نوري و ولايتي در جلسات مشترك حضور داشتند؟

جلسات مشاوره‌اي با آنان داشتيم، ولي اين‎كه آن‎ها بيايند در رأس اين ستاد و شوراي ائتلاف را شكل بدهند و زيرمجموعه شوراي ائتلاف ستادي با يك رييس باشد كه زير نظر شورا كار كند با دوستان به توافق نرسيديم. آنان اصل طرح و ايده را قبول داشتند ولي چون به‎دنبال يك نفر كانديدا براي انتخاب بوديم تا بقيه بيايند پشت سر او لذا خودم پا جلو نمي‌گذاشتم و ترجيح مي‌دادم يكي از دوستان بيايد، تا اول ارديبهشت ماه تمام تلاشم اين بود كه يكي از دوستان كانديدا شود و شوراي ائتلاف را شكل دهيم كه در نهايت با عدم تحقق اين موضوع وارد رقابت‎هاي انتخاباتي شدم.

گويا در اين مقطع شما با آقاي احمدي‎نژاد ديدار داشتيد؟

ديدار داشتم ولي در مورد موضوع ديگري بود. در اين خصوص نيز آقاي لاريجاني قرار بود با ايشان صحبت بكنند.

يعني شما راجع دولت بعدي با احمدي‎نژاد مذاكره‌اي نكرديد؟

خير، زيرا قرار ما به اين شكل بود كه اگر شورا تشكيل شود، اول آقاي لاريجاني با آقاي احمدي‎نژاد صحبت كند و اگر ايشان دولت ائتلافي و كار جمعي را قبول كردند، ديگر از طرف ما كسي كانديدا نشود.

آيا آقاي لاريجاني با آقاي احمدي‎نژاد در اين رابطه صحبتي كردند؟

فكر نمي‌كنم صحبتي با ايشان شده باشد، زيرا اختلافاتي به‎وجود آمد و وقتي هم از ايشان سئوال كرديم در جواب ما را قانع كرد و گفت در جلسه‌اي كه آقايان باهنر و عسگراولادي با آقاي احمدي‎نژاد داشتند، ايشان آب پاكي را روي دستشان ريخته و گفته كه نيازي به حمايت شما ندارم، بنابراين با وجود اين‎كه ايشان تصميم خود را گرفته بود، اساسا طرح چنين مباحثي نتيجه‌اي در بر نداشت، ما هم در اين جهت اصراري نكرديم و سرانجام در اوايل ارديبهشت ماه كه متوجه شدم هيچ‎كدام از دوستان وارد صحنه نمي‌شوند تصميم به ورود به صحنه گرفتم، ولي از نظر اخلاقي مصلحت نمي‌ديدم كه ديگران را وادار به حمايت از خود بكنم و به همين دليل ستاد فوق را منحل كردم تا اين فكر تداعي نشود كه از ابتدا تشكيل ستاد براي بنده بوده است.

به غير از آقايان قاليباف، ولايتي و لاريجاني فرد ديگري براي نامزدي مطرح بود؟

فرد ديگري مطرح نبود.

پس اين آقايان چه زماني و بر اساس چه دليلي انصراف خود را از شركت در رقابت‎هاي انتخاباتي اعلام كردند؟

آقاي لاريجاني تقريبا دي ماه اعلام كرد به‎خاطر اين‎كه تازه رييس مجلس شده مصلحت نيست كه وارد رقابت‎هاي انتخاباتي شود. آقاي قاليباف كه از بهمن ماه فعاليت خود را شروع كرده بود در فروردين ماه آن را متوقف كرد و آقاي ولايتي هم استدلالش اين بود كه تكليف شرعي ندارد و بايد مقام معظم رهبري به وي بگويد كه نامزد شود.

آقاي ناطق نوري و افراد ديگري كه طرف مشورت بودند تمايلي براي ورود به رقابت‎هاي انتخاباتي نداشتند؟

كلا گلايه بنده از آقايان اين بود با اين‎كه مقدمات را طي و حجت را بر آن‎ها تمام كرده بودم پشت سر من نيامدند و از طرف ديگر به‎دليل انتقاد به آقاي احمدي‎نژاد به آن سو هم نرفتند به همين دليل اين آقايان متهم به حمايت از ميرحسين موسوي شدند. يادم هست كه يك هفته مانده به روز رأي‎گيري به اين آقايان به شوخي گفتم اگر مي‌خواهيد بعد از انتخابات متهم به رأي دادن به اصلاح‎طلبان نشويد، لااقل به‎صورت علني بگوييد از فلاني حمايت مي‌كنيد. البته بنده اين موضوع را نمي‌گويم كه آن‎ها به آقاي ميرحسين موسوي رأي داده‎اند.

در انتخابات چه هدفي را دنبال مي‌كرديد؟

من براي اداره كشور برنامه‎ هاي وسيعي داشتم و مي‎خواستم آن‎ها را پياده كنم و از طرف ديگر راهي را انتخاب كردم كه جبهه اصول‎گرايي و وجهه آن حفظ شود زيرا كه زحمات زيادي براي آن كشيده‎ايم و بايد به حيات خود ادامه دهد و در اين جهت، حضور سلايق مختلف اصول‎گرايي در انتخابات بود كه با حضور بنده جبهه اصول‎گرايي تمام قد و كامل مي‌توانست بيايد، ولي سكوت دوستان ما سبب شد كه يك جريان قوي شكل نگيرد. در واقع من ادامه وضع موجود را خطرناک می دانستم و بازگشت به دوره اصلاحات را شکست.

قرائني وجود دارد كه اين آقايان در عمل به هر حال به آقاي موسوي تمايل بيشتري داشتند و آقاي موسوي نيز مي‌گويد بعضي از اين افراد روز جمعه به بنده تبريك گفتند، نظرتان در اين خصوص چيست؟

بنده نمي‌توانم اين موضوع را تأييد كنم ولي سكوت آن‎ها يك اشتباه استراتژيك در جبهه اصول‎گرايي بود.

اين اشتباه ناشي از اين بود كه فرد ديگري را به‎عنوان نامزد معرفي نكردند؟

اين امكان وجود داشت كه كليت جبهه اصول‎گرايي حفظ شود و ما اين امكان را فراهم كرده بوديم.

شما گفتيد قبل از انتخابات با آن‎ها صحبت كرديد توجيه آن‎ها در اين خصوص چه بود؟

دوستان پيشنهادات را قبول داشتند وليكن در عمل دچار ابهام و ترديد شده بودند، شايد هم فكرشان اين بود كه بنده رأي نمي‌آورم در حالي‎كه در انتخابات در بخش گفتمان علتش تبليغ اين موضوع در جامعه بود، ولي با حسابي كه ما كرديم از دوستان در قسمت گفتمان پاسخ مثبت دريافت كرديم به اين معنا كه با مباحثي كه طرح كرديم، اجازه سقوط گفتمان اصول‎گرايي را نداديم، يعني اگر مناظرات بنده نبود و ادبيات آقاي احمدي‌نژاد تنها تابلوي اصول‎گرايي مي‎بود، گفتمان اصول‎گرايي آسيب جدي مي‎ديد.
 
 در صحنه انتخابات بنده مي‎گفتم كه اصول‎گرا هستم و حمايت‌هايي كه از نظام و رهبري مي‌كردم زياد‎تر از احمدي‎نژاد بود، بنده چندين برابر آقاي احمدي‌نژاد از ولايت فقيه و نظام جمهوري اسلامي اسم بردم و حتي در مناظره با ايشان وقتي گفتند كه پيش‎بيني شما در مورد جنگ درست در نيامد، بنده گفتم اشكال شما اين است كه از سازمان اطلاعات آمريكا تشكر كرده‎ايد، ولي اين همتي كه رهبري در آماده كردن نيروهاي مسلح كرد و مانع حمله آمريكا به ايران شد، تشكر نكرده‎ايد در حالي‎كه علت عدم جنگ، آمادگي نيروهاي مسلح و افشاگري‎ها عليه حمله بوش به ايران بوده است و در صحبت‌هايم اساسا در دفاع از نظام كوتاه نيامدم، لذا گفتمان همراه با حمايت از نظام را كه بنده طرح كردم پيامدهاي منفي گفتمان آقاي احمدي‌نژاد را از پايگاه اصول‎گرايي تا حد زيادي خنثي مي‎كرد.

در بحث دولت ائتلافي فكر مي‌كنيد اگر در حال حاضر به‎سراغ آقايان برويد، آيا حاضرند دوباره كار مشتركي را سازماندهي كنند؟

معمولا در موضع‎گيري‎ها سعي مي‌كنم جنبه علمي و منطقي موضع‎گيري‎ها را در كنار جنبه ارزشي آن حفظ كنم، يعني هيچ‎وقت تلاش نمي‌كنم كه مواضع‌ام عاري از جنبه علمي و منطقي باشد. اگر روز يكشنبه بعد از انتخابات مي‌آمدند و اعلام مي‌كردند انتخابات گذشت و هر اتفاقي هم افتاده تمام شده و دست را براي كمك به‎سمت كانديداهاي ديگر دراز مي‌کردند تا يك دولت 41 ميليوني تشكيل شود، حوادث پس از انتخابات پيش نمي‌آمد. يكي از مراحل دولت ائتلافي اداره چالش‌ها است و بايد حواشي را به صفر برسانيم تا به‎سمت پيشرفت حركت كنيم وگرنه در دولت آقاي خاتمي هشت سال چالش بود در دولت آقاي احمدي‌نژاد هم هشت سال چالش است اگر در دوره‎هاي ديگر هم به اين شكل باشد، هزينه سنگيني براي اداره كشور مي‌پردازيم و زمان‎هاي طلايي را از دست مي‌دهيم؛ مديريت چالش‎ها از محاسن دولت ائتلافي است، يعني اين‎كه ما معتقديم براي جهش در توسعه كشور نياز به كارآمدها داريم، كارآمدي‌هاي سه دولت گذشته ايده‎آل نبوده و سير كارآمدي دولت رو به افول بوده است.

 مسئله بعد تعهد در همه جناح‎هاي كشور است و وقتي مي‌گوييم دولت ائتلافي منظورمان اين نيست كه آدم‌هاي غيرمتعهد هم مسئوليتي بر عهده بگيرند، ما در ميان اصول‎گراها و ساير جناح‎ها انسان غيرمتعهد داريم. يك دولت ائتلافي كارآمد و متعهد، كارها را به جلو مي‌برد من معتقدم و در آينده، ايران توسط دولت‎هاي ائتلافي اداره خواهد شد.

آيا فكر مي‌كنيد اين موضوع در حال حاضر مورد پذيرش آقايان قرار بگيرد؟

به نظر بنده زمينه پذيرش اين نظريه خيلي بالا رفته است.

صحبتي در اين رابطه كرده‌ايد؟

صحبتي نكرده‌ام.

در دوران تبليغات انتخابات مناظره شما با ميرحسين موسوي متفاوت با ساير مناظره‎ها بود، در واقع به چند محور اشاره كرديد كه بعدا اهميت آن روشن شد از جمله اصل چهل و چهار و مخالفت آقاي موسوي با آن، شما با چه نيتي وارد اين مناظره شديد؟

معمولا كساني كه با هم مناظره مي‌كنند به دنبال اين موضوع هستند كه اختلافات و تفاوت‎هايشان را به مردم نشان دهند در اين مناظره هم بنده سعي كردم اختلافات خود را با آقاي ميرحسين به مردم نشان دهم، يكي از اختلاف‎ها بحث سياست‎هاي اصل چهل و چهار بود كه طرح كردم و ايشان ابتدا طفره رفتند، ولي بعدا پذيرفتند كه حداقل با آن مشكل دارد.

شما اطلاع داشتيد كه ايشان با اصل چهل و چهار مخالف است؟

بله، چون در جلسات مجمع در هنگام بررسي اين اصل معترض بودند و گفتند كه كار شما خلاف قانون اساسي است در حالي‎كه سياست‌هاي اصل چهل و چهار در چارچوب قانون اساسي است و هنگامي كه مجمع پس از تأييد رهبري آن را تصويب مي‌كند تبديل به قانون مي‌شود و مسئله ديگر اين‎كه ايشان از خود چهره ارزشي نشان مي‌دادند كه سابقه هم داشت، ولي از طرف ديگر نيروهاي تندرو اصلاح‎ طلب مانند مشاركتي‎ها و مجاهدين انقلاب، اطراف ايشان بودند و من سئوال كردم كه با وجود اين‎كه در حال حاضر مشاركتي‎ها و مجاهدين انقلاب با شما هستند، آيا از آنان هم در كابينه خود استفاده مي‌كنيد كه ايشان از جواب دادن شانه خالي كردند، اين موضوع براي نيروهاي ارزشي كه به ايشان مي‌خواستند رأي دهند مهم بود.

اگر طيف تندرو حضور داشتند، يك وضعيتي و اگر حضور نداشتند وضعيت ديگري داشت كه آقاي ميرحسين موسوي جوابم را در اين خصوص ندادند، البته بنده دو تا سه اشكال ديگر هم به ايشان داشتم، ولي چون مناظره آقاي موسوي با آقاي احمدي‌نژاد دو شب قبل به چالش كشيده شده بود، از نظر اخلاقي مصلحت نمي‌دانستم با ايشان بيشتر وارد چالش شوم، يعني اگر آقاي احمدي‌نژاد با آقاي موسوي آن‎طور صحبت نكرده بود چالش بنده با آقاي موسوي خيلي بالا مي‎گرفت.

لطفا به چند مورد از مباحث چالش‎انگيز بين شما و آقاي ميرحسين موسوي را بيان كنيد؟

حالا ديگر گذشته لذا اگر موضوع بازخواني شود، مسايل مورد چالش با ايشان معلوم مي‌شود.

در مناظره شما با آقاي موسوي احساس مي‌شد شما مي‌خواهيد به بيندگان نشان دهيد كه آقاي موسوي متفاوت با بعضي از آن ادعاهايي است که مي‌گويد يا چيزهاي ديگري در ذهنش وجود دارد كه راجع به آن‎ها صحبت نمي‌كند؟

به هر حال من وظيفه داشتم كه تفاوت‎هاي خود را با ايشان نشان بدهم.

در مناظره با احمدي‌نژاد به نظرم شما يكي دو مورد از برخورد آقاي احمدي‌نژاد جا خورديد؟

خير، جا نخوردم.

فكر مي‌كنم انتظار نداشتيد آقاي احمدي‌نژاد اين چنين برخورد كند؟

چرا، بنده حدس مي‌زدم.

ما به‎عنوان بيننده فكر نمي‌كرديم آقاي احمدي‌نژاد با برادر محسن يا آقا محسن اين‎گونه سخن بگويد؟

من با شناخت كامل از آقاي احمدي‎نژاد با ايشان روبه‎رو شدم و نحوه رفتارشان را حدس مي‌زدم.

بعد از مناظره با آقاي موسوي يا آقاي احمدي‎نژاد نكته‌اي نبود كه به شما منتقل شود و يا گلايه‌اي از شما بكنند؟

خير مسئله‎اي نبود و هرجا كه مي‎رفتم از شيوه‎ام در مناظره‎ها تعريف مي‌شد.

منظورم بيان گلايه و نكته از سوي خود آقايان موسوي و احمدي‌نژاد است، زيرا با آقاي كروبي هم كه شما برخورد جدي نداشتيد؟

بعد از مناظره از سوي آنان نكته يا انتقادي بيان نشد، ولي از سوي اطرافيان آن‎ها اظهارنظرهايي شد، مثلا بعد از انتخابات و در مراسم تنفيذ حكم رياست‎جمهوري بعضي از مشاوران آقاي احمدي‌نژاد به بنده گفتند كه بهترين مناظره احمدي‌نژاد با برادر محسن بوده است و در مورد آقاي كروبي نيز ما سابقه رفاقت داشتيم و مسئله‌اي پيش نيامد.

جنابعالي در مورد حوادث بعد از انتخابات چه تحليلي داريد؟

بنده ساعت 9 صبح روز جمعه زماني‎كه رفتم رأي بدهم به خبرنگاران گفتم انتخاباتي بي‌نظير خواهد بود و شاهد مشاركتي بالاي 30 ميليون نفر خواهيم بود، اين موضوع نه تنها مثبت بود، بلكه آن را يك تحول مي‌دانم و در واقع در انتخابات دو گروه شركت كرده بودند يكي كساني كه از قبل طرفدار نظام و انقلاب بودند و كساني كه در طي سي سال منتظر از بين رفتن نظام بودند تا در نظام ديگري زندگي كنند، ولي پس از سي سال خستگي و صبر و انتظار به اين نتيجه رسيده بودند كه ايران را مي‌خواهيم، ولو در چارچوب نظام جمهوري اسلامي زندگي كنيم تا ايران پيشرفت كند، لذا اين حرف‎هايي كه نقل شده مبني بر اين‎كه براي براندازي نظام به كانديداهايي رأي داده‎اند را به هيچ‎وجه قبول ندارم.

يعني مي‌فرماييد در اين انتخابات رأي قشر خاكستري فعال شده بود؟

با يك تحليلي فعال شده بود و آن تحليل اين بود كه جمهوري اسلامي ماندگار است و صبر و انتظار براي از بين بردن آن بي‎فايده است لذا به نتيجه رسيدند كه نبايد بگذارند كه كشور از عدم مشاركت آن‎ها عقب برود و تنها راه را در مشاركت در انتخابات ديده بودند. بنده كل صحنه انتخابات را يك جنبش اجتماعي مي‌بينم و تا قبل از حوادث به‎وجود آمده اين جنبش محورش تغيير اجتماعي و نه به‎معناي سياسي بود.

يعني دراين مرحله مخالفت با نظام سياسي مدنظر نبوده است؟

خير، تغيير در زندگي مورد نظر مردم بود يعني آن‎ها مي‌خواستند شكل زندگي خود را عوض كنند و در جامعه تورم، گراني و بيكاري و فساد نباشد و در بعد مسايل فرهنگي هم بعضي‎ها آمده بودند تا دينداري‎شان تقويت شود و برخي از افراد هم به‎دنبال آزادي‎هاي اجتماعي بودند. ولي بعد از انتخابات با حوادث پيش آمده اين جنبش متأسفانه به‎سمت سياسي شدن رفت و ماهيت اجتماعي آن ضعيف شد و آن هم به چند دليل بود، يكي اشتبا‎هاتي بود كه از سوي نهادهاي حكومتي، دوم عدم تمكين سران معترضين به قانون بود و سوم توطئه ضدانقلاب صورت گرفت.

 لذا ضدانقلاب همان‎طور كه رهبر انقلاب فرمودند بعد از حوادث آمد سوار كار شد، بحث تقلب كه از اول شروع شد در يك چارچوب قانوني مطرح نشد و يك شكل سياسي به‎خودش گرفت و طرفداران دو كانديداي كه به صحنه آمدند آرام‎آرام ماهيت اجتماعي انتخابات را به‎سمت سياسي بردند يعني اصلا مسايل از چند روز مانده به انتخابات رنگ سياسي به‎خود گرفت در صورتي‎كه از ابتدا توده‎هاي مردم براي يك تغيير اجتماعي در چارچوب جمهوري اسلامي به صحنه آمده بودند.

يعني فضا كاملا دو قطبي شده بود؟

از يك طرف دو قطبي و از طرف ديگر ادبياتي كه كانديداها به‎كار مي‌بردند هر روز فضا را سياسي‌تر مي‌كرد در حالي‎كه شعارهايي كه مردم را به صحنه آورده بود، از بحث عدالت آقاي احمدي‌نژاد كه يك شعار اجتماعي بود تا بحث برداشتن گشت ارشاد كه آقاي موسوي گفت و طرح مسايل حقوق بشر از سوي آقاي كروبي تا برنامه اقتصادي بنده هم ماهيتي اجتماعي داشت.

جنس اين مباحث سياسي نبود؟

اصلا سياسي نبود، زمان آقاي خاتمي بحث سياسي – اجتماعي شده بود، ولي در اين انتخابات ماهيت جنبش شكل گرفته اجتماعي بود كه متأسفانه فعالان سياسي، ناشي‎گري خودي‎ها و ضدانقلاب اين موضوع را به‎سمت سياسي شدن بردند.

شما اشاره داشتيد به اين موضوع كه احمدي‌نژاد اگر يكشنبه بعد از انتخابات آن صحبت‎ها را نمي‌كرد، اين مسايل پيش نمي‌آمد، اما قبل از طرح اين سخنان آقاي موسوي جمعه شب پيروزي خود را در انتخابات اعلام كرد و روز شنبه اولين موج درگيري‌ها آغاز شد، نقطه كانوني اين مباحث كجاست؟

هر دو طرف به نظر بنده در سياسي كردن فضاي انتخابات موثر بودند. فضا را نبايد سياسي مي‌كردند، يعني جنبش اجتماعي مردم را سياسي كردند.

به روشي که حکومت در برخورد با ماجرا داشت اشاره کرده‎ايد، فکر مي‎کنم چند روز اول که اين حوادث رخ داد افکار عمومي دچار سردرگمي شده بود، راجع به عملکرد مديران با ماجرا مقداري لطفا توضيح دهيد؟

بنده معتقدم که اشتباهات برخي نهادها، به سياسي شدن فضاي کشور كمك كرد.

منظورتان از نهادها را يک مقدار بيشتر بيان کنيد؟

منظورم در اين خصوص ممکن است يک نهاد نباشد، برخي از اشتباهات نهادهايي که در صحنه درگيري حضور داشتند مدنظرم است؛ مثلا در روز دوشنبه اعتراضات مردم خيلي آرام بود و حتي کسي عليه آقاي احمدي‎نژاد هم شعار نمي‎داد و همه آن‎ها ناراحت بودند كه چرا به آن‎ها خس و خاشاک گفته شده است. ولي در انتهاي راه‎پيمايي زد و خوردها شروع شد و تعدادي آشوبگر به بسيجيان و پليس حمله کردند و اتوبوس‎ها را آتش و اموال عمومي را تخريب کردند، عده‎اي هم به‎عنوان لباس شخصي به مردم و كوي دانشگاه تهران حمله كردند. اين‎که چه تعدادي در اين قضايا آشوب‎گر و چه تعدادي نبودند، مشخص نيست. روز بعد از اين حوادث آقاي موسوي و کروبي بايد اعلاميه مي‎دادند که «هيچ‎کس نبايد در خيابان حضور پيدا کند، ما منتظريم تا شوراي نگهبان نظرش را اعلام نمايد و بعد از آن به شما خواهيم گفت که به چه صورت عمل کنيد و اگر کسي از فردا در خيابان بيايد از ما نيست و جزو کساني است که در پي خراب کردن اعتراضات قانوني ما هستند.»

آيا اين موضوعات ناشي از ضعف مديريتي اين آقايان بود يا اين‎که آنان با برنامه‎اي از پيش تعيين شده مي‎خواستند همين‎طور ادامه دهند؟

بعيد است كه آن‎ها از قبل برنامه‎اي داشتند، ولي ضدانقلاب و دشمنان استفاده كردند. در وهله دوم وقتي جامعه با يک اعتراض وسيع روبه‎رو مي‎شود، بايد نهادهاي امنيتي جلساتي مي‎گذاشتند و چهارچوب و نحوه برخورد با آن را روشن مي‎کردند و اين موضع را نبايد با تصوراتي که از حوادث هيجدهم تير داشتند، تحليل مي‎کردند.

شما در بيانيه انصراف خود از پي‎گيري شکايتتان در رابطه با انتخابات اشاره کرديد که فضاي کشور به‎سمت امنيتي شدن پيش مي‎رود در اين خصوص بيشتر توضيح دهيد.

پس از انتخابات در مقاطع مختلف من نگرانيم را از بدتر شدن وضعيت بيان مي‎كردم، در انصرافم هم بر اين موضوع تأکيد کردم و منظورم اين بود که رعايت خونسردي و آرامش در طرفين لازم است و قبل از خطبه‎هاي نماز جمعه مقام معظم رهبري در شبکه دو سيما حضور پيدا کرده و سه نکته مهم را تذکر دادم که متأسفانه به آن‎ها توجهي نشد؛ يکي اين‎که گفتم نبايد اين موضوع طرح شود که چون بعضي از اعضاي شوراي نگهبان طرفدار دولت هستند قابل‎اعتماد نيستند و نبايد به آن‎ها شكايت كنيم، بلكه بايد مسير قانوني طي شود. نکته دومي ‎که در آن‎جا تأکيد کردم که شوراي نگهبان هم پي‎گيري شکايات را جدي بگيرد و برخي از حوزه‎هاي انتخابي را که بالاي نودوپنج درصد رأي داده‎اند را بازنگري کند. سومين نکته‎اي که به آن اشاره کردم اين بود که چون رهبري نظام محور انسجام جامعه است، ما بايد در نماز جمعه فردا شرکت کنيم و بر اين موضوع تأکيد کردم که اختلافات در درون خانواده‎هاي انقلاب است و بايد بين خود مشکلات را حل و فصل کنيم و در اين گفت‎وگو سعي کردم که يک فضاي تحليلي جديد ارايه کنم که بتوانم چهارچوب تعاملات باشد.

در اين خصوص آيا شما با موسوي و کروبي هم مذاکره‎اي داشتيد؟

من معتقد بودم همان‎طور كه انتخابات در چارچوب قانون صورت گرفته شكايات هم بايد در چارچوب قانون باشد، اگر كسي بي‎قانوني كرد ما نبايد آن را بهانه كنيم و خودمان هم بي‎قانوني كنيم. با آقايان به‎صورت تلفني خيلي صحبت کردم كه به مسير شكايات بپيوندند، ولي آن‎ها اعتماد نداشتند.

اين آقايان چه مطالبي را بيان کردند؟

مثلا مي‎توان گفت که در ادامه اين اعتراضات روز شنبه بنده به شوراي نگهبان رفتم و ديگر کانديداي معترض در شورا حضور پيدا نکردند.

آقايان کروبي و موسوي چرا به شوراي نگهبان نيامدند؟

بنده با آقاي موسوي و کروبي تماس گرفتم و علت عدم حضورشان را جويا شدم و به آن‎ها اين نکته را گوشزد کردم که به شوراي نگهبان رفته و توانسته‎ام نظرات آقايان را خيلي تغيير دهم. اين موضوع نشان مي‎دهد اگر شما هم در شوراي نگهبان حضور به هم رسانيد، با طي مسير قانوني مي‎توانيم به نتايج خوبي برسيم که آقاي ميرحسين موسوي در جواب بنده گفت که بايد با اعضاي ستادم جلسه‎اي بگذارم و بنده نيز گفتم شما کاري بکنيد که در جلسه بعدي به شوراي نگهبان بياييد؛ اين موضوع را با آقاي کروبي هم مطرح کردم و البته آمادگي ايشان براي حضور در شوراي نگهبان بيشتر بود و در جواب بنده گفت بگذاريد ببينم که آقاي ميرحسين موسوي چه کار مي‎کنند.

بنده نظرم اين بود که از روز شنبه بعد از انتخابات يک مسير قانوني باز کنيم و درگيري‎هاي خياباني را به اين مسير قانوني هدايت کنيم و در اين جهت رهبري نظام هم خيلي کمک کردند، اولا مهلت شوراي نگهبان را پنج روز تمديد کردند و ثانيا شوراي حل مسئله را قبول کردند که متأسفانه با آن‎ها همکاري نشد.

يکي از سئوالات خيلي جدي اين بود که بعضي چيزها خيلي بديهي، واضح و شفاف بود، مثلا همين روشي که شما رفتيد و در چارچوب نظام بود. اين موضوع بايد بررسي شود که چرا آقايان موسوي و کروبي و به‎خصوص آقاي موسوي به اين روش قانوني اصلا تن ندادند، حال اين سئوال نيز ايجاد مي‎شود که چرا فردي که به نهادهاي قانوني اعتماد ندارد، اساسا نامزد انتخابات مي‎شود؟

اين مسئله را بايد از خود آنان سئوال كنيد ولي من هم چند انتقاد جدي به آقايان موسوي و کروبي داشته‎ام، يکي اين‎که اگر شما معتقديد که در انتخابات تقلب مي‎شود، پس چرا نامزد انتخابات شديد و دوم اين‎که اگر مي‎گوييد قانون‎محور است همين قانون تأکيد مي‎کند که بعد از هر انتخابات شکايت‎هايي که مي‎شود، بايد از طريق شوراي نگهبان پي‎گيري و رسيدگي شود اگر هرکسي بخواهد براساس اعتقاداتش در کشور عمل کند تا آن‎جايي که مغاير قوانين نباشد، محل اشکال نيست، ولي قسمتي که مغاير با قوانين باشد، به‎علت اين‎که نظم عمومي را برهم مي‎زند و اداره کشور را مختل مي‎کند، توسط هيچ انسان عاقلي اين مسئله قابل‎قبول نيست.

 لذا به همين دليل بنده معتقد بودم كه كساني كه بيش از ديگران قانون‎گرايي را طرح کرده‎اند و منظورشان اين بوده که آقاي احمدي‎نژاد در اين چند سال قانون را زير پا گذاشته، حالا زمان امتحان آن‎هاست به اين صورت که آيا شما قانون را رعايت مي‎كنيد يا خير؛ از آن‎ طرف هم بنده به شوراي نگهبان گفتم که اين اولين حکم شما بعد از انقلاب خواهد بود که علاوه‎‎بر جنبه حقوقي، داراي جنبه امنيتي نيز است و به آن‎ها گفتم که يکي از انگيزه‎هاي بنده از طرح اعتراضم نشان دادن جايگاه شوراي نگهبان و قانون است و در اين جهت مي‎خواهم به امنيت ملي کشور کمک شود و لذا اگر شما همکاري کنيد و سخنگوي شما صبر کند و قبل از بررسي‎ها اعلان نظر قطعي نكند، شوراي نگهبان در آرامش جامعه مي‎تواند مؤثر باشد.

آيت‎ا... مدرسي از فقهاي شوراي نگهبان در جواب بنده گفت که براي پي‎گيري موضوع ما واقعا جدي هستيم و اگر شما اين موضوعات را نيز نمي‎گفتيد، ما جدي بوديم. وقتي بنده بعد از جلسه با شوراي نگهبان، با آقاي ميرحسين موسوي صحبت کردم گفتم که من احساس مي‎کنم که آقايان آمادگي همکاري‎شان بالا است و شما هم بياييد به بنده بپيونديد که ايشان همراهي نکردند. بنده در صحنه انتخابات برنامه داشتم، اخلاق‎محوري و ارايه ايده‎هايي که کشور را بتواند وارد يک جهشي در توسعه بکند، وظيفه خود مي‎دانستم و برايم اين موضوع تکليف بود؛ بعد از انتخابات نيز قانون‎محوري براي بنده تکليف شد و مرتب بر اين موضوع تأکيد مي‎کردم که اگر در انتخابات امتحان برنامه و اخلاق را داديم، بعد از انتخابات بايد امتحان قانون‎گرايي را بدهيم.

شما آقاي کروبي را سال‎هاست که از نزديک مي‎شناسيد و با آقاي موسوي هم به‎خاطر کار مجمع هر چند وقت يک‎بار در ارتباط بوديد و از معدود سياسيوني هستيد که بعد از دوران نخست‎وزيري با ايشان تماس داشته‎ايد، اگر بخواهيد اين موضوع را تحليل کنيد که آيا اين حرکات حاصل يک نقشه از پيش تعيين شده بوده يا اين‎که اين روند براي آقايان ناخواسته پيش آمده، به چه جوابي مي‎رسيد؟ سئوال اين‎جاست که چرا فردي که تأکيد بر قانون‎گرايي داشته بعد از انتخابات به اين صورت عمل کرده است؟

بنده با آقاي موسوي يا آقاي کروبي در خصوص اين‎که دلايل اصلي رفتارهايشان بعد از انتخابات چه بوده صحبتي نکرده‎ام.

يعني گفت‎وگوي جدي در اين خصوص با آن‎ها نداشته‎ايد؟

خير، ملاقاتي با آنان نبوده است. من خودم به صورت مستقل مشكلات مردم را پي‎گيري كرده و از نظام هم دفاع كرده‎ام.

تحليلتان نسبت به رفتار آقايان کروبي و موسوي چيست؟

بنده خودم در اين خصوص هنور به تحليل روشني نرسيده‎ام، ولي تعامل با آنان را مفيد مي‎دانستم، كساني كه مسئول بوده‎اند از طريق تعامل شايد مي‎توانستند مسايل را حل كنند.

اساسا اين اتفاقات بسيار جدي است و لزوم تحليل آن در جامعه احساس مي‎شود، در اين خصوص نظرتان چيست؟

بله، تحليل اين مسايل مهم است برخي مي‎گويند آقايان به تله افتاده‎اند برخي ديگر معتقدند عده‎اي خواسته‎اند اين آقايان را از دايره انقلاب بيرون کنند.

آيا آن‎ها به اين تله افتادند؟

اين‎که آقايان به‎‎خاطر بي‎اعتمادي که پيدا کردند (و يا اين‎که به آن‎ها اين بي‎اعتمادي‎ها تلقين شده)، نسبت به رهبري سوءظن پيدا کرده و اين سوءظن‎ها در آن‎ها تقويت شد و يا اين‎که به‎خاطر ناراحتي‎ها و دلخوري‎هاي سال‎هاي قبل بوده را من هنوز نتوانسته‎ام بفهمم. اين‎که چرا وضعيت به اين‎جا كشيده شايد هم از روي ناچاري و بدون برنامه وارد اين قضايا شدند. به‎ هرحال بنده به نتيجه‎اي روشن در اين رابطه نرسيده‎ام.

به نظرم اگر آن‎ها و دولت و نهادهاي حكومتي توصيه‎هاي مقام معظم رهبري را در نماز جمعه رعايت مي‎کردند و مخصوصا اين‎که ايشان فرمودند مناظره‎ها خيلي براي کشور سازنده بود و ادامه آن نيز مفيد است، به نظر بنده اگر مجري قوي مي‎توانست آقايان احمدي‎نژاد، ميرحسين و کروبي را بياورد پاي تلويزيون، در کمتر از يک هفته حقيقت براي مردم روشن مي‎شد و اصلا معلوم مي‎شد که خيلي از ابهامات و سئوالات که در حال حاضر منشا آسيب به جامعه و نظام نيز شده است، روشن مي‎شد. بايد به‎جاي دستگيري با چند مناظره و يک مديريت خوب تمام حقيقت را روشن مي‎کرديم.

فکر نمي‎کنيد اين روش سبب افزايش تنش‎ها در جامعه‎ مي‎شد؟

خير با يک مديريت صحيح کارها روال عادي پيدا مي‎کرد.

بعضي‎ها معتقدند که مناظره‎هاي انتخاباتي انرژي‎هاي زيادي را به جامعه وارد کرد، نظرتان در اين رابطه چيست؟

خير، اگر يک دوره ديگر مناظره‎ها تکرار مي‎شد، فضا در جامعه آرام مي‎شد و عموما مناظره يک‎بار برگزار نمي‎شود و بلکه تا سه‎بار هم تکرار مي‎شود. از طرف ديگر اگر به كساني كه اسم برده شد نيز فرصت صحبت داده مي‎شد و در اين جهت نيز مديريت صحيحي صورت مي‎گرفت، نتايج مناظرات بسيار ثمربخش‎تر مي‎شد.

اولين مناظره‎اي که در نظام جمهوري اسلامي صورت گرفت، مناظره بنده و آقاي بني‎صدر از طرف نظام با سران چريک‎هاي فدايي بود که اسلحه کشيده و جو جامعه را ناآرام کرده بودند، در آن برهه مناظره ما فضاي جامعه را کاملا آرام کرد و حقيقت را براي مردم روشن ساخت.

شما به مواضع احمدي‎نژاد در مناظره‎ ها اشاره کرديد، اما در مورد آقاي‎هاشمي و نقش ايشان در ماجراها حرف‎هاي متفاوتي بيان مي‎شود و حتي اخيرا شما متهم به اين هستيد که به آقاي‎هاشمي نزديک هستيد و قبل از انتخابات هم شما به نمايندگي از ايشان به صحنه آمده‎ايد؛ اما شما در مورد نقش آقاي ‎هاشمي در جريانات پس از انتخابات صحبتي نکرده‎ايد، در اين رابطه لطفا مقداري توضيح دهيد؟

آقاي‎ هاشمي هميشه پشتيبان رهبري بوده و الان هم هستند ضمن آن‎كه ديدگاه‎هاي من و ايشان در همه مسايل يكي نيست و همه هم مي‎دانند. تجربه در ايران نشان داده است که ايجاد فضاي دوقطبي در انتخابات رياست‎جمهوري رأي بيشتر از 30 ميليون نفر نداشته است و اساسا علت اين‎که بيش از 40 ميليون نفر در انتخابات شرکت کرده‎اند نشان از ايجاد ظرفيتي جديد در انتخابات داشت و فضا به‎صورت سه قطبي در آمده بود.

در خصوص فضاي سه قطبي لطفا بيشتر توضيح دهيد؟

منظورم از قطب ديگر که به دو قطب اضافه شد گفتماني بود که در انتخابات ارايه کردم که هم متفاوت با گفتمان آقاي احمدي‎نژاد و هم متفاوت با گفتمان آقاي ميرحسين بود. کار ديگري که بنده کردم اين بود که آمدم از درون نظام، صدايي غير از صداي آقاي احمدي‎نژاد را مطرح کردم و در کنار آن ايده‎هايي هم وجود داشت که تاکنون در جايي طرح نشده بود مانند فدراليسم اقتصادي، صندوق پس‎انداز ملي، دولت ائتلافي و کارآمد و در اين جهت ايده‎هاي بنده توجه جمعيت زيادي از نخبگان کشور را به‎خود معطوف کرد و تا قبل از مناظره با آقاي احمدي‎نژاد نيز فضاي کشور دو قطبي بود، بعد از مناظره آقاي احمدي‎نژاد با ميرحسين فضا به‎سمت دوقطبي شدن کشيده شد، يعني يک تأييد مي‎خواست که با نامه آقاي‎هاشمي تقريبا فضا دو قطبي شد، اما بعد از مناظره ما با احمدي‎نژاد به مردم که مراجعه مي‎کرديم مي‎گفتند رأي ما با شماست، اما چون مي‎ترسيم شما رأي نياوريد، مي‎خواهيم به فرد ديگري رأي بدهيم که بتواند آرا را به‎سمت خود جلب کند.

در حقيقت مردم بين پيشرفت بيشتر و نجات از وضع نامطلوب، نجات از وضع نامطلوب را پذيرفتند و منتها هرکسي براساس ايده خود عمل کرد. البته اگر چند روز ديگر انتخابات طول مي‎كشيد نتايج ديگري حاصل مي‎شد.

بعد از انتخابات شما رفتار آقاي‎هاشمي را به چه صورت تحليل مي‎کنيد؟

به‎نظرم اگر آقاي‎هاشمي در مراسم تنفيذ حکم رياست جمهوري شرکت مي‎کرد، پروسه حمايت ايشان از نظام کامل مي‎شد، زيرا ايشان در جمع اساتيد دانشگاه علم و صنعت، صحبت‎هاي خوبي را در دفاع از نظام مطرح کردند و در موارد زيادي نيز بعد از انتخابات از نظام حمايت کردند و با آقاي کروبي و آقاي ميرحسين صحبت کردند و به آن‎ها گفتند که اگر شکايتي دارند بروند و از طريق شوراي نگهبان پي‎گيري کنند، اين‎ها رفتارهاي خوبي بود که ايشان انجام داد و تلاش مي‎کرد از التهابات جامعه کم کند. همچنين ايشان به نهادهاي حكومتي درباره زندانيان سياسي توصيه‎هايي كرد .

شنيده شده که شما براي حضور آقاي‎هاشمي رفسنجاني در مراسم تنفيذ حکم رياست‎جمهوري، تلاش زيادي کرده‎ايد در اين رابطه توضيح دهيد؟

بنده خيلي تلاش کردم که اختلافات در جامعه کاهش پيدا کند، ولي به هيچ كس اجباري نكردم.

با توجه به اين‎که در آن ايام شما رايزني‎هاي زيادي کرديد، آيا با آقاي خاتمي نيز ديداري داشتيد؟

خير، بنده با آقاي خاتمي صحبتي نداشتم.

با آقاي سيد حسن خميني نيز شما ديداري داشتيد؟

بله، چون هر سال بنده خانواده امام را در ماه رمضان دعوت مي‎کنم، با ايشان نيز صحبت‎هايي بوده است.

آيا در اين ديدارها شما متوجه تمايلات خاصي که ايشان به فضاي انتخابات داشته باشند نشديد؟

بنده در صحبت‎هايي که با ايشان داشتم برايم مسلم شد که آقاي سيد حسن خميني با وجود انتقاداتي که دارند، وليکن مايل نيستند که به‎سمت جناح خاصي بروند و فکر مي‎کنم خانواده امام همچنان به مسئله حفظ نظام اسلامي و ولايت فقيه بيش از ديگران پايبند هستند.

البته اين مواضع آقاي سيد حسن خميني در جامعه به شکل ديگري تبليغ مي‎شود؟

بله، خب تبليغات در جهت ديگري است و شايد اساسا اين تبليغات براي اين باشد که بخواهند خانواده امام را به عکس‎العملي بکشانند، ولي خانواده امام تا جايي‎که من اطلاع دارم در مورد مسئله ولايت فقيه همان اعتقاد دوران حضرت امام را دارند و اين البته به اين معنا نيست که انتقاداتي نسبت به اداره كشور نداشته باشند.

در يک سال گذشته طرح وحدت ملي به شيوه‎هاي مختلفي ارايه شده است و آخرين مدلي که از اين طرح ارايه شد در جلسه مجلس خبرگان آقاي ‎هاشمي آن را طرح کردند، نظرتان در اين خصوص چيست؟

اين بحث به‎عنوان موضوعي اصلي و هدف در جامعه است و کسي با آن مخالفت کند به نوعي مخالفت با نظام تلقي مي‎شود، اما به‎عنوان راهبرد براي عبور از شرايط فعلي كارايي خود را از دست داده است.

يکي از سئوالات جدي اين است که اگر آقاي موسوي بيايند و بيانيه بدهند که انتخابات را پذيرفته‎اند و تمام حرف‎هاي خود را رد کنند چه شرايطي لازم است؟

بنده فکر مي‎کنم مهمترين محور براي وحدت، رهبري و قانون است که در رابطه با اين مسئله همه آقايان مي‎توانند بدون شرط بيايند و محور قانون اساسي و رهبري را قبول کنند و اختلافات خود را با ديگراني که رقيب آنان هستند دنبال کنند، زيرا رهبري نظام رقيب کسي نيست و لذا وحدت با نظام و رهبري چيز بي‎مفهومي است و معنا ندارد.

وقتي صحبت از وحدت مي‎شود يعني آن‎هايي که با هم رقابت و اختلاف‎نظر دارند و در درون خانواده انقلاب هستند، با هم وحدت داشته باشند، ولي مشکل اين‎جاست که عده‎‎اي از اين تفرقه‎ها استفاده مي‎کنند تا به حيات خودشان ادامه دهند. ولي در انقلاب امکاني به‎وجود آمد که انسجامي فراگير در جامعه شکل بگيرد.

در قضايايي مانند سيزده آبان و روز قدس شاهد بوديم که يک جريان ضدانقلابي در کشور شکل گرفت و پرچم به‎دست آورد، آيا شما معتقديد که کسي در اين جريان مي‎تواند به حيات خود ادامه دهد يا خير؟

اولين‎ بار است که بعد از گذشت سي سال از انقلاب ضدانقلابي‎ها گرد هم جمع شده‎اند و معتقدند که نبايد يک لحظه را هم از دست بدهند. بنابراين در شرايط حاضر ما نمي‎توانيم تماشاچي و ناظر باشيم و اساسا نياز به يک دفاع واقعي از نظام و مردم داريم.

دفاعي که با محوريت قانون، رهبري و مردم باشد و اساسا دفاع‎هاي دروغين و چاپلوسانه از نظام بي‎تأثير است و البته بايد گفت که در شرايط کنوني انفعال هم خطرناک است لذا بايد دفاعي مؤثر صورت گيرد. از طرف ديگر برخورد با معترضين بايد متفاوت با آشوبگران باشد.
به جای آنکه به تاریکی لعنت بفرستید ،  شمعي روشن کنید.
دوشنبه 9 آذر 1388  7:53 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها