0

تعلیم و تربیت مهدوی

 
hoosianp2011
hoosianp2011
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 1682
محل سکونت : خراسان رضوی

تعلیم و تربیت مهدوی

تعلیم و تربیت مهدوی

مسئله مورد نظر در اينجا، ارتباط مهدويت با تعليم و تربيت است. به اين مسئله از چند نظر مى‏توان پرداخت.
اول اينكه تعليم و تربيت چه نقشى در معرفىِ مهدويت ايفا مى‏كنند و دوم اينكه مهدويت، چه تأثيرى بر تعليم و تربيت مى‏گذارد. اما گزينه سوم از دو گزينه قبلى، جالب‏تر است. اينكه اگر ما بخواهيم مهدوى زندگى بكنيم، تعليم و تربيت ما چگونه خواهد بود. بنابراين اصلاح مى‏كنم كه مسئله مورد نظر در اينجا، تعليم مهدوى و تربيت مهدوى است.
ما در حالِ حاضر و با توجه به تعليم و تربيتى كه داريم، چگونه زندگى مى‏كنيم؟ به ياد داشته باشيد كه نحوه زندگى ما، ارتباط تنگاتنگى با نحوه تعليم و تربيتِ ما دارد.
  به ما تعليم داده‏اند و ما را اينگونه تربيت كرده‏اند كه به فكرِ پرداختِ اقساطِ بانكى‏مان باشيم تا وامهاى بعدى را بگيريم، به فكر تعويضِ سرويس جواهرات يا مبلمان خانگى باشيم، به فكر گرفتن مدرك دانشگاهى باشيم تا بتوانيم شغلِ بهترى با درآمدِ بيشترى پيدا كنيم، اُدكلن بزنيم و طبقِ مُدِ روز لباس بپوشيم، فرقى هم نمى‏كند كه مُد را قبول داريم يا نداريم، چه بخواهيم و چه نخواهيم آن چيزى كه توليد و تبليغ مى‏شود را مى‏پوشيم، خودمان را در سيستمى كه نمى‏دانيم چه كسانى طراحى كرده‏اند قرار بدهيم، درسهايى را بخوانيم كه نمى‏دانيم چه كسانى براى ما تعيين كرده‏اند، ما بايد در ساعاتى كار كنيم كه برايمان گذاشته‏اند و حتى تعيين كرده‏اند كه چه روزهايى تعطيل هستيم و مى‏توانيم به مسافرت برويم، پيتزا بخوريم، هات داگ و چيزبرگر ميل كنيم و به باغ وحش و سينما برويم، سهام بخريم و پول در بانك پس انداز كنيم، فرقى هم نمى‏كند كدام بانك، مهم اين است كه پس انداز داشته باشيم.
هر چند بسيار تأثر برانگيز است، اما به ما تعليم داده‏اند و تربيت كرده‏اند كه اگر بيمار شديم، بايد مخارج سنگين بيمارستان و عمل جراحى را بپردازيم و اگر اين كار را نكنيم، پشتِ دَرِ بيمارستان جان مى‏دهيم، اگر هم بميريم، بايد خرج سنگين خريد قبر را پرداخت كنيم و هزاران نوع مجلس بگيريم تا ثابت كنيم كه بازماندگان خوبى براى درگذشتگان هستيم، از مراسم فيلمبردارى كنيم و دى وى دى اش را كنارِ دى وى دىِ عروسى‏مان بگذاريم، ازدواج بكنيم، يا با دوست دخترمان يا دخترى كه خانواده انتخاب كرده است يا با كسى كه نمى‏دانيم از كجاى آسمان به زمين افتاده است و چرا جلوى ما ظاهر شده است، اما در هر دو حال، بايد با كسى عروسى كنيم كه هم طبقه ماست، طبيعاً نبايد با كسى كه از نظر مالى از ما پائين‏تر است ازدواج كنيم، نبايد زيرا بايد با هم طبقه خود ازدواج كنيم، بايد صله رحم كنيم و كادو بخريم، اما بايد كادويى بخريم كه معلوم شود چه هزينه‏اى برايش پرداخت كرده‏ايم.
به ما تعليم داده‏اند و تربيت كرده‏اند كه به مسجد برويم و نماز بخوانيم، ولى اگر كسى چكش برگشت خورد و آهى هم در بساط نداشت، بايد قانونِ كشور را اجرا كنيم و زندانبانان را از نان خوردن محروم نكنيم، بايد تا مى‏توانيم دعا و مناجات بخوانيم و به هر نقطه‏اى كه فكر مى‏كنيم زيارتى است برويم، ولى به فكرِ خريدِ سوغاتى و جهاز براى دخترِ كوچكمان هم باشيم، ما اينگونه زندگى مى‏كنيم، ما را اينگونه تعليم داده‏اند و تربيت كرده‏اند كه فكر مى‏كنيم به خاطر همان چند ركعت خم و راستى كه مى‏شويم اين حق را داريم به خدا دستور بدهيم كه رحمت و بلايش بر چه كسانى نازل شوند و طبيعتاً همه رحمتها بايد به ما و همه كسانى كه زيرِ چترِ ما زندگى مى‏كنند، نازل شود.
همه ما با كمى تفاوت و تغيير، اينگونه زندگى مى‏كنيم. (مگر كسانى كه اين طور زندگى نمى‏كنند) همه ما همين كارها را انجام مى‏دهيم و زندگى مى‏كنيم. اما بياييد يك لحظه فكر كنيم كه اگر به مهدويت اعتقاد داشته باشيم و قرار باشد تعليم و تربيت مهدوى داشته باشيم، اين كارها را انجام مى‏دهيم؟ آيا مى‏شود كسى كه به زندگى فانى در اين دنيا اعتقاد دارد، خانه‏اش را پُر از وسائلِ اضافى (مثلِ بوفه‏اى كه پُر از كريستالهايى است كه هيچ وقت از آن استفاده نمى‏كند، يا قالى‏هاى ابريشمى كه هميشه در صندوقِ بزرگى پنهان شده‏اند) كند و بعد هم اعتقاد داشته باشد كه به جهانِ باقى خواهد رفت؟
  اگر قرار باشد با اعتقاد به مهدويت زندگى كنيم، چگونه خواهد بود؟ اگر قرار باشد تعليم و تربيت ما مهدوى باشد، چگونه مى‏شود؟
  اگر تعليم و تربيت ما مهدوى بود، هيچگاه اجازه نمى‏داديم كه كسى بخواهد به ما تعليم و تربيت بدهد، در آن صورت، مطمئناً بيشتر سفر مى‏كرديم، بدون آنكه نيازى باشد هزينه سنگين هتل و مسافرخانه را پرداخت كنيم، نيازى نبود به هيچ رستوران و فست فودى برويم، و البته هيچگاه ذباله‏هايمان را هم در كنارِ جاده‏ها نمى‏ريختيم، مطمئناً كمتر در خانه مى‏مانديم و فكر نمى‏كرديم كه هر ساله بايد دكوراسيون را تغيير بدهيم، سعى مى‏كرديم بيشتر به هم عشق بورزيم، بدون آنكه لازم باشد دليلى براى دوست داشتن پيدا كنيم، بيشتر هديه مى‏گرفتيم و بيشتر هديه مى‏داديم، حتى اگر يك جمله محبت‏آميز باشد، هر درسى كه دوست داشتيم را مى‏خوانديم و هر درسى كه دوست نداشتيم را نمى‏خوانديم و كسى هم نبود كه بخواهد به ما نمره و مدرك بدهد، كسى هم نبود كه تعيين كند چند سال بايد چه درسى را بخوانيم، ازدواج مى‏كرديم و اگر كسى طلاق مى‏گرفت، فاجعه انسانى شكل نمى‏گرفت، كسى به زنى كه طلاق گرفته بود نگاهِ بدى نمى‏كرد، خيلى ساده مى‏توانست به زندگىِ خود ادامه دهد.
  اگر تعليم و تربيت ما مهدوى بود، فكر نمى‏كرديم كه قرار است ذخيره‏هاى زمين و معادن و نفت تمام بشوند و بايد فرزند كمترى به دنيا آوريم، همان خدايى كه اين ذخيره‏ها را به وجود آورده است، مى‏تواند دوباره آنها را به وجود آورد، لازم نبود زياد كار كنيم، لازم نبود قسط پرداخت كنيم، لازم نبود در صفِ هيچ اداره و بانكى قرار بگيريم تا صد فُرم مختلف را به مدتِ چند ماه پُر كنيم و بعد هم بشنويم كه امروز تمام شد و فردا دوباره مراجعه كنيد، هر تعداد بچه كه خواستيم به دنيا مى‏آورديم و بى خيال آينده‏شان، ما فقط بايد تلاش كنيم و سرگرم واجباتى باشيم كه خدا قرار داده است، نان و جان در دست كسِ ديگرى است كه خودش مى‏داند چكار كند، بيشتر بازى مى‏كرديم و بى خيال شعوناتِ خودمان مى‏شديم، هر لباسى كه مى‏خواستيم را مى‏پوشيديم، بيشتر سعى مى‏كرديم كه رنگهاى شاد و روشن بپوشيم، به جاى اَخم كردن براى نشان دادنِ شعوناتِ زياد، بيشتر لبخند مى‏زديم، به همه كسانى كه مى‏شناختيم سر مى‏زديم و بعد از مهمانى هم كسى صبحت از بينى عمل كرده دختر خاله يا پسر عمو نمى‏كرد،
  اگر تعليم و تربيت ما مهدوى بود، بيشتر همديگر را مى‏ديديم، بيشتر با هم به گردش و تفريح مى‏رفتيم، البته در آن صورت هم مى‏مرديم ولى با مردن ما، بين چند خانواده بر سَرِ ارث و ميراث اختلاف نمى‏افتاد و لازم نبود كه خانواده ما، تا چهل روز شام و ناهار به ديگران بدهند، لازم هم نبود چند برابرِ هزينه زندگى چند زوجِ جوان، مراسم بگيرند تا روحِ ما در آرامش باشد.
  بله، اگر تعليم و تربيت ما مهدوى بود، مطمئناً خيلى از كارها را انجام نمى‏داديم و خيلى از كارها را انجام مى‏داديم. ما بيشتر به نحوه تعليم و تربيتِ غربى عادت كرده‏ايم، و بيهوده سعى مى‏كنيم كه تعليم و تربيت مهدوى داشته باشيم. اگر فقط يك نكته در ارتباط مهدويت و تعليم و تربيت وجود داشته باشد، اين است كه از هر آنچه خداوند حلال كرده نهايت لذت را ببر و فقط زندگى كن و خيلى هم كريستال و فرش و تابلو و مبل جمع نكن، چون قرار است به دنياى ديگرى بروى، بنابراين تا مى‏توانى دلى به دست آور و سرگرم انجامِ واجباتِ خود باش و نگرانِ روزى و خانه و اتومبيل نباش كه اگر خدا به تو داد، بركت است و اگر نداد، حكمت. همه زمينها زمين خداوند و همه آسمانها آسمانِ خداوند است. هر جا كه خواستى زندگى كن و هر طور كه دوست دارى زندگى كن. تو فقط بنده خدا هستى و كسى نمى‏تواند تو را وادار به اطاعت و پرستش بكند. خداوند تو را بنده خود و آزاد از همه بندگانش آفريده است. پس آزاد زندگى كن و آزاد بمير.
  ما سالهاست كه با تعليم و تربيتِ قبلى زندگى مى‏كنيم و متأسفانه هنوز سيصد و سيزده نفر آدم پيدا نشده است. بهتر است كمى تعليم و تربيتمان را تغيير بدهيم، شايد چند نفرى پيدا شدند. در اين حالت، فكر نمى‏كرديم كه تعليم و تربيت مهدوى يعنى اينكه دوباره (يعنى همانطور كه هزاران بارِ تكرارى انجام داده‏ايم) چند جزوه و رساله درباره اهميت تعليم و تربيت يا نگاهِ دوباره در بابِ ضرورتِ نگاهِ جامع به تعليم و تربيت (اين بار از ديد مهدويت) بنويسیم و هزاران ارجاع و رفرنس به كتابهاى داخلى و خارجى بدهيم تا ديگران فكر كنند كه ما چه تحقيقِ جامعى در بابِ تعليم و تربيت انجام داده‏ايم. 

 

مدیر تالار مهدویت

 مدیر تالار فلسفه و کلام

id l4i: hoosianp_rasekhoon

mail yahoo:  hoosianp@yahoo.com

ان الوصول الی الله سفر لا یدرک الی بامتطاء الیل 
رسیدن به لقاء پروردگار میسور نیست مگر با درک نشاهه شب

  

 

دوشنبه 18 بهمن 1389  8:48 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها