0

با انصافی زبل خان

 
sabz_ac
sabz_ac
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 465
محل سکونت : آذربایجان شرقی

با انصافی زبل خان

با انصافی زبل خان

 

زبل خان مقداری چغندر و هویج و شلغم و ترب و سبزیجات مختلف دیگر خرید و در خورجینی ریخته و آن را به دوش انداخت.

بعد سوار خر شد و به طرف خانه روان شد. یكی از دوستانش كه آن حال را دید پرسید: زبل خان چرا خورجین را به ترك خر نمی اندازی؟

زبل خان جواب داد : دوست عزیز آخر من مرد منصفی هستم و خدا را خوش نمی آید كه هم خودم سوار خر باشم و هم خورجین را روی حیوان بیندازم!

 يا علي مولا
 
دوشنبه 18 بهمن 1389  7:37 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها