0

لطایف شنیدنی 3

 
sabz_ac
sabz_ac
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 465
محل سکونت : آذربایجان شرقی

لطایف شنیدنی 3

تصادف دوباره

مردی با ماشین قدیمیش می زنه به یه تویوتا کمری. با هزار زور و زحمت، از راننده رضایت می گیره. 4 راه بعدی، دوباره می زنه به همون تویوتا کمری، سرشو از ماشین بیرون می یاره می گه: برو، برو، منم !!

هواپیما

 

دو دانش آموز دیر به مدرسه رسیدند. ناظم با عصبانیت از اولی پرسید: تا حالا كجا بودی؟ دانش آموز با ترس جواب داد: نزدیكی های صبح خواب دیدم که با هواپیما به سفر رفته‌ام، تا بیدار شدم، دیر شده بود.

ناظم كه خیلی عصبانی شده بود از دومی‌ پرسید: تو كجا بودی؟ دانش آموز دومی ‌با خونسردی جواب داد: من به فرودگاه رفته بودم تا دوستم را بدرقه كنم.

انگشت

 

یه نفر می ره دكتر و می گه: من همه جام درد می كنه.

دكتر: خب، نشون بده ببینم. طرف هم دست می زنه به سر و صورت و دست و پا و گردن و ناله می کنه.

دكتر: جان من، شما هیچ جات درد نمی كنه، شما انگشتت شكسته! 

بدخطی

دانش آموز: آقای معلم، من هرچی سعی کردم، تلاش کردم، دقت کردم، نتونستم چیزی رو که درحاشیه انشاء من نوشته بودی بخونم.

معلم: خنگ خدا نوشته بودم که خط تو خوانا نیست، سعی کن که خواناتر بنویسی.

تصادف

پسری به پدرش گفت: پدرجان، یادتون هست كه می گفتین اولین دفعه كه سوار ماشین پدرتون شدید، ماشین رو درب و داغون برگردوندین خونه؟

پدر: بله پسرم.

 پسر: باز هم یادتون هست كه همیشه می گین تاریخ تكرار می شه .

پدر: بله پسرم.

پسر: خب، امروز بار دیگر تاریخ تكرار شد!

 يا علي مولا
 
دوشنبه 18 بهمن 1389  7:25 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها