0

لطایف شنیدنی

 
sabz_ac
sabz_ac
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 465
محل سکونت : آذربایجان شرقی

لطایف شنیدنی

خرمگس

معلم: بچه ها کسی می تواند بگوید چرا به بعضی از مگس ها، خرمگس می گویند.

شاگرد: چون آن ها عقل درست و حسابی ندارند.

 

صفر

پرویز به دوستش گفت: فرق میان آموزگار و دماسنج چیست؟

دوستش گفت: هیچ! چون هر کدام از آن ها صفر را نشان بدهند تن آدم می لرزد.

 

جایزه

آموزگار: دو چهار تا چند تا می شود؟

حمید: هشت تا.

آموزگار: آفرین! حالا هشت تا آب نبات به تو جایزه می دهم.

حمید: آقا ببخشید می شود شانزده تا!

 

آب ندهید!

دیوانه ای برای خودکشی به داخل گلدان بزرگی رفت و به همه سپرد مرا آب ندهید!

 

دروغگو

دو تا دروغگو پایین کوه با هم صحبت می کردند.

اولی گفت: اون مورچه را روی نوک کوه می بینی؟

دومی گفت: کدام، اونی که چشماش را بسته یا اونی که چشمهایش باز است؟

 يا علي مولا
 
دوشنبه 18 بهمن 1389  7:20 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها