0

اعتراف سه دوست به قتل يک دختر فريب خورده

 
e_nabizadeh
e_nabizadeh
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 356
محل سکونت : تهران

اعتراف سه دوست به قتل يک دختر فريب خورده

اعتراف سه دوست به قتل يک دختر فريب خورده

اعتماد: سه پسر جوان که توانسته بودند در پوشش مسافر و مسافرکش دختر جواني را فريب بدهند و او را با انگيزه تعرض سوار خودروشان کنند در جلسه محاکمه به قتل اين دختر اقرار کردند. 

به گزارش خبرنگار ما نخستين روزهاي آذرماه سال گذشته والدين دختري به نام سارا به پليس آگاهي شيراز رفتند و گفتند دخترشان به مقصد دندانپزشکي از خانه خارج شد و پس از آن به منزل بازنگشت. از آنجا که سارا انگيزه يي براي فرار از خانه نداشت فرضيه آدم ربايي قوت گرفت و کارآگاهان تلاش کردند از سرنوشت اين دختر اطلاعاتي به دست بياورند. دو روز بعد از اين واقعه در حالي که هنوز ردپايي از سارا به دست نيامده بود فردي ناشناس با پليس تماس گرفت و با دادن نشاني يک هتل ادعا کرد دو قاتل در آنجا اقامت دارند. 

هرچند مرد ناشناس توضيح بيشتري ارائه نداد، ماموران تصميم گرفتند به تحقيق در اين باره بپردازند. ساعتي بعد دو مظنون در پليس آگاهي پشت ميز بازجويي نشستند و در حالي که از دستگيري شان شوکه شده بودند به قتل يک دختر اعتراف کردند و گفتند اين جنايت را با همدستي دوست ديگرشان به نام کاوه انجام داده اند و جسد را در يک چاه انداخته اند. هنگامي که جنازه از ته چاه بيرون کشيده و به پزشکي قانوني منتقل شد والدين سارا او را شناسايي کردند. 

پس از آن بود که جست وجوي وسيعي براي پيدا کردن کاوه انجام شد و او حدود دو هفته بعد به دام افتاد. 

متهم 32ساله که با توجه به اقرارهاي دو دوستش راهي براي کتمان حقيقت نداشت به شرکت در قتل سارا اعتراف کرد. 

بازسازي صحنه جرم، اخذ نظريه پزشکي قانوني، صدور قرار مجرميت و کيفرخواست اقداماتي بود که بازپرس جنايي شيراز طي يک سال گذشته انجام داد و مقدمات محاکمه متهمان را آماده کرد. 

به اين ترتيب کاوه و دو دوستش هفته گذشته در شعبه 5 دادگاه کيفري استان فارس به دفاع از خود پرداختند. کاوه در توضيح ماجرا گفت؛ يک روز قبل از قتل به همراه دوستم حميد به شيراز آمديم تا مشروبات الکلي تهيه کنيم، ولي موفق نشديم و دوست ديگرمان يونس از ما خواست يک روز در شهر بمانيم تا او سفارش مان را آماده کند. 

آن شب من و اميد جلوي ترمينال رفتيم تا مسافرکشي کنيم، ولي مسافر پيدا نکرديم و شب را در خودرو خوابيديم. صبح روز بعد با يونس قرار گذاشتيم و در خانه يي مواد مخدر مصرف کرديم. حدود ساعت سه بعدازظهر بود که مشروب خورديم. همين طور بي هدف در خيابان ها پرسه مي زديم که با ديدن يک دختر جوان تصميم گرفتيم او را سوار کنيم و مورد آزار جنسي قرار بدهيم.

در واقع يونس اين پيشنهاد را به ما داد. اين طور وانمود کرديم که من مسافرکش و دو دوستم مسافر هستند. آن دختر هم فريب خورد و سوار شد. قرار ما اين بود که هر وقت به مکان مناسبي رسيديم من روي داشبورد بکوبم و يونس مسافرمان را تهديد کند. من وظيفه ام را انجام دادم ولي يونس عکس العملي نشان نداد. آن دختر يک اسکناس هزار توماني به من داد و 700 تومان به او پس دادم. در همين هنگام بود که يونس گلوي آن دختر را گرفت و سرش را به زير فرو برد. 

بعد از چند لحظه جيغ و فرياد آن دختر ساکت شد. فکر کرديم او بيهوش شده اما نفس نمي کشيد. وقتي از مرگش مطمئن شديم جنازه را داخل يک چاه انداختيم و فرار کرديم.بعد از اظهارات کاوه دو متهم ديگر نيز اعترافات شان را مطرح کردند و هيات قضات براي تصميم گيري وارد شور شدند.
سه شنبه 3 آذر 1388  2:12 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها