0

چه غريبانه اشك مي‌ريزي و به بالين تو جوادت نيست

 
ayoub12
ayoub12
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 18320
محل سکونت : خوزستان

چه غريبانه اشك مي‌ريزي و به بالين تو جوادت نيست

  يوسف رحيمي شاعر آييني به مناسبت شهادت امام رضا(ع) شعري سروده است. اين شعر به شرح زير است: 

بوي باران و بوي دلتنگي 
مي‌وزد از حوالي چشمت 
چه شده كه شقايق و لاله 
مي‌چكد از زلالي چشمت 

آسمان هم به گريه افتاده 
هم نفس با نگاه بارانيت 
ناله ناله فرات مي‌ريزد 
زمزم اشك‌هاي پنهانيت 

بغض‌هاي دلت ترك مي‌خورد 
در همان شام بيقراري كه ... 
لاله لاله دل پريشانت 
خون شد از خون آن اناري كه ... 

در غروب نگاه محزونت 
آرزويي به جز شهادت نيست 
چه غريبانه اشك مي‌ريزي 
و به بالين تو جوادت نيست 

خوب شد كه نديد فرزندت 
بين آن كوچه دست بر پهلو 
روضه‌خوان شد نگاه خونبارت 
كوچه، ديوار، لاله، در، پهلو 

سر سپردي به خاك دلتنگي 
گوشه حجره قتلگاهت بود 
گريه گريه مصيبتي اعظم 
جاري از گوشه نگاهت بود 

10750403264581828474.jpg

جمعه 15 بهمن 1389  12:34 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها