پاسخ به: ليست شهداي دفاع مقدس (ش)
شهيد مجيد شريف زاده
|

|
|
تاريخ تولد :1343
|
نام پدر :
|
|
تاریخ شهادت :
|
محل تولد :آذربايجانشرقي /تبريز /-
|
|
طول مدت حیات :-
|
محل شهادت :زندان هاي عراق
|
| مزار شهید : |
مجيد به سال 1343 در شهر تبريز در خانوادهاي مومن و مستضعف ديده به جهان گشود و ايام کودکي را در دامان پرمهر و محبت و مذهبي خانواده سپري نمود و در سنّ هفت سالگي وارد دبستان شد و دورهي ابتدايي را با موفقيت تمام در دبستان جاويد به پايان رسانيد.
رفتار و اخلاق نمونهي وي مورد رضايت اولياء مدرسه قرار داشت و چندين مورد به او جايزه اهدا نموده بودند.
مجيد از همان اوان کودکي طوري تربيت يافت که از سنّ کوچکي نماز ميخواند و دعا مينمود و سورههاي کوچک قرآن را توسط مادرش فرا گرفته و تلاوت مينمود و ضمن تحصيل با آن دستهاي کوچک و ظريف، يار و مددکار پدرش بود و در مغازهي کوچک کفاشي به پدرش کمک مينمود.
وي پس از گذرانيدن موفقيتآميز دورهي راهنمايي تحصيلي در دبيرستان طالقاني ( منصور سابق ) ثبتنام نمود.
استعداد سرشار مجيد در اين ايام به حدي بود که مورد توجه و تحسين دبيران قرار گرفته و اظهار نموده بودند که دو سال تحصيلي را در يک سال ميتواند بگذراند.
سال اول نظري که در دبيرستان مشغول تحصيل بود، مصادف با اوجگيري نهضت امت اسلامي ايران قرار گرفت. مجيد نيز به همراه پدرش که همگام با امت مسلمان چندين بار مغازهي خود را بسته بود، در مساجد و سخنرانيها فعالانه شرکت مينمود و شور و شوق بيش از حدي براي سرنگوني رژيم طاغوت در وجودش شعلهور بود و اعلاميهها و نوارهاي سخنراني حضرت امام را به دست آورده و مورد مطالعه قرار ميداد و با الهام از رهنمودهاي امام با آن سن کم همواره در راهپيماييها و تظاهرات شرکت فعالانه داشته است و برادر کوچکش را ترغيب به فعاليت در مدرسه مينمود.
مجيد از همان اوان کودکي فردي مومن و متقي و فعال و از اينکه خانوادهاش مومن و در خط انقلاب اسلامي حرکت ميکند، مسرور و خدا را سپاسگزار بود.
وي بعد از پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي، فعاليتش را در مدرسه گسترش داده و در سنگر مدرسه با همکاري عدهاي از دوستان حزباللهي، انجمن اسلامي تشکيل داده و در مدرسه سخنراني نموده و دوستان و همسنگران را به اطاعت از فرامين و رهنمودهاي گهربار حضرت امام توجيه مينمود، از زماني که رهنمودهاي حضرت امام در تزکيه و خودسازي تکثير شد، وي هر روز دعاي روز سهشنبه را ميخواند و اغلب روزهاي دوشنبه و پنجشنبه را روزه بود و نماز شبش ترک نميشد و هر روز علاقهاش نسبت به نظام جمهوري اسلامي و امام بزرگوار بيشتر ميشد.
به محض صدور فرمان امام بتشکن مبني بر تشکيل ارتش بيست ميليوني و در اولين روزهاي تشکيل هستههاي مقاومت بسيج، عاشقانه به خيل جنود الهي پيوست و شب و روز مخلصانه در اين مدرسهي عشق مدارج کمال را پيمود؛ ابتدا در هستهي مقاومت مسجد آيتالله شهيدي به فعاليت پرداخت و از همين سنگر به نداي " هل من ناصر " حسين زمان لبيک گفت و عازم جبهههاي نور عليه ظلمت گرديد و پس از يک سال نبرد شجاعانه در سنّ هفده سالگي روزهاي نزديک عمليات رمضان، به شدت مجروح و تا حد شهادت پيش رفت.
شب بيست و يکم ماه مبارک رمضان که حالش خيلي بد بود و مادرش بالاي سرش بود، به لطف الهي همان شب به واسطهي آمدن آقا امام زمان (عج) به بالينش به طور معجزهآميزي شفا يافت.
پس از بستري شدن در بيمارستانهاي شيراز، تهران و تبريز، به کانون پرمهر و محبت خانوادهاش برگشت و مدتي نيز در منزل بستري شد و در حالي که از چندين قسمت بدن به شدت مجروح بود، پيشنهاد تشکيل پايگاه مقاومت در « ائل گلي » را مطرح کرد که در اوايل تشکيل پايگاه، مجيد با بدن زخمي نهايت تلاش و ايثار را در انسجام و وحدت اهالي « ائل گلي » نمود و بعد از تشکيل پايگاه با شور و علاقهي خاصي در جهت محتوي و کيفيت بخشيدن به پايگاه سر از پا نميشناخت.
پس از استقرار پايگاه در « ائل گلي » مجيد به عنوان فرماندهي پايگاه مقاومت انتخاب شد که در زمان مسئوليتش در پايگاه، برادران را با احکام اسلام و آيات و احاديث آشنا مينمود. پس از بهبودي نسبي دوباره به جمع رزمندگان اسلام پيوست و دوباره در عمليات " والفجر چهار " مجروح شد و در بيمارستان شهيد مدني بستري شد.
تحت عمل جراحي قرار گرفت و در اطاق عمل بار ديگر مولاي خود آقا امام زمان (عج) را ملاقات کرد و بار ديگري شفاي خود را از آن مولا گرفت و پس از بهبودي بلافاصله به جبهه برگشت و در عمليات خيبر شرکت کرد و تا شروع عمليات بدر نيز به طور مداوم در جبهه بود که در عمليات مذکور اسير شد و در طول اسارت در نتيجهي شکنجههاي رژيم بعث به لقاءالله پيوست.

منبع:روزنامه جمهوري اسلامي - تاریخ: 1381/6/25
|
|
|
|
 |
دعاي مادر |
 |
ردپاي نور |
|
|
جمعه 15 بهمن 1389 3:57 PM
تشکرات از این پست