گناهان و عدم آمادگى مردم:
حضرت مهدى (عليه السلام) در بيان كيفيت بهرهبردن از وجود ايشان در دوران غيبت مىفرمايند: «و امّا وجه الانتفاع بى فى غيبتى فكالانتفاع بالشمس اذا غيّبها عن الابصار السحاب».
«امّا چگونگى بهرهورى از من در دوران غيبتم چونان بهره بردن از خورشيد است زمانى كه ابرها آن را از ديدگان، مستور مىدارند.»
طبق اين كلام شريف، وجه غيبت خورشيد را بايد در وجود ابرها جستجو كرد. خورشيد به خودى خود عين ظهور است و يكسره نور افشانى و درخشش دارد. اين ابرها هستند كه چهره جان فروز آن را از ديدگان مخفى مىكنند. و بدين گونه است نهانى آخرين خورشيد ولايت و امامت حضرت مهدى (عليه السلام) كه در ذات خويش جز مهربانى و لطف و عنايت نسبت به عباد اللّه ندارد. امّا مردم با گناهان خود و با عدم آمادگى براى قبول حكومت الهى او، سبب پنهان ماندن او در پس پردههاى سياه ابر غيبت مىباشند. چنين است كه شيخ طوسى (رحمةاللّه عليه) مىفرمايد:
«امّا سبب غيبت امام دوازدهم(عليه السلام) ممكن نيست كه از جانب خداى سبحان و يا از جانب خود آن حضرت باشد، بلكه از طرف مردم و مكلفين است و جهت آن غلبه خوف ـ از نابودى حق ـ و مطيع نبودن مردم نسبت به اوست و هر موقع كه اين سبب زائل شود و مردم در اطاعت او بكوشند، و تسليم او باشند، ظهور واجب مىشود.»
8 ـ جريان سنّت الهى:
امام صادق (عليه السلام) فرمود: «وجه الحكمة فى غيبته، وجه الحكمة فى غيبات من تقدّمه من حجج اللّه تعالى ذكره».
وجه حكمت در غيبت او، همان وجه حكمت در غيبتهايى است كه توسط حجّتهاى الهى پيش از او صورت گرفته، به عبارت ديگر مىتوان وجه غيبت حضرت مهدى (عليه السلام) را استمرار همان سنّت حكيمانهاى دانست كه در ادوار گذشته تاريخ به غيبت بسيارى از انبياء و اولياء انجاميده است.
چنانكه باز هم امام صادق(عليه السلام) فرمود: «إنّ سنن الانبياء(عليهم السلام)بما وقع بهم من الغيبات حادثة فى القائم منّا اهل البيت حذوالنّعل بالنّعل و القذّة بالقذّة».
«سنتهاى پيامبران نسبت به غيبتهايى كه براىشان پيش آمد، همگى به طور تمام و كمال در مورد قائم ما اهل بيت، اتفاق مىافتد.»