|
گروه خبرنگاران افتخاري / محمود لطفیان: طرح آموزش خانواده با محوريت تفسير سورههای قارعه، عاديات و زلزال، 30 آذرماه، در مدرسه الغدير قم با حضور جمعی از خانوادهها و كاركنان آموزش و پرورش برگزار شد.
به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) در قم، حجتالاسلام والمسلمين «محمود لطفيانسرگزی» معاون فرهنگی ستاد اقامه نماز قم و كارشناس مركز تربيت مربی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ضمن عرض تسليت ايام محرم و بيان احكام نماز براساس تفسير نمونه آيتالله العظمی مكارم شيرازی و تفسير نور حجتالاسلام والمسلمين قرائتی و با اشاره به سوره 101 (قارعة) آيه يك تا 11 گفت: قيامت، كوبنده مستكبران و روحيههاى متكبرانه است «الْقَارِعَةُ مَا الْقَارِعَةُ»، قيامت فراتر از فكر بشر است. حتى پيامبر بدون بيان الهى از آن خبر ندارد «وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ»، قيامت روز تحير و سرگردانى بشر است «كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ»، بهشت را به بها دهند نه بهانه «مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَهُوَ فِی عِيشَةٍ رَّاضِیَةٍ»، زندگى سراسر شاد، مخصوص قيامت است. زيرا در دنيا در كنار كاميابىها، دغدغه بيمارى، سرقت، حسادت، از دست دادن و گذرا بودن هست «عِيشَةٍ رَّاضِیَةٍ»، رضايت از زندگى، از نشانههاى جامعه بهشتى است «فَهُوَ فِی عِيشَةٍ رَّاضِیَةٍ»، مبناى كيفر و پاداش، عمل است كه با ترازوى عدل سنجيده مىشود «ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ ... خَفَّتْ مَوَازِينُهُ».
وی افزود: «قارعة» از «قرع» به معناى كوبيدن چيزى بر چيزى است. يكى از نامهاى قيامت، «قارعة» است، زيرا با صيحه كوبنده آغاز مىشود و عذاب آن كوبنده است. در روايات مىخوانيم حضرت على(ع)و فرزندان معصومش، ميزان و معيار سنجش اعمال انسانها در قيامت هستند. شايد دليل آنكه كلمه «موازين» بهصورت جمع آمده، اين باشد كه كارهاى گوناگون انسان با ابزارهاى گوناگون سنجيده مىشود و هر كار، ميزان مخصوص به خود را دارد. «موازين» جمع «ميزان» به معناى وسيله سنجش است و روشن است كه اعمال انسان، امرى مادى و داراى وزن و جرم نيست كه با ترازوهاى معمولى سنجيده شود، بلكه هر دسته از اعمال انسان، معيار سنجش مخصوص به خود دارد. مادر براى همه فرزندان، مأوى و پناهگاه است، اما در آنجا مادر و پناهگاه گروهى از انسانها دوزخ است.
|
معاون فرهنگی ستاد اقامه نماز قم:
|
|
«قارعة» از «قرع» به معناى كوبيدن چيزى بر چيزى است. يكى از نامهاى قيامت، «قارعة» است، زيرا با صيحه كوبنده آغاز مىشود و عذاب آن كوبنده است. در روايات مىخوانيم حضرت على(ع)و فرزندان معصومش، ميزان و معيار سنجش اعمال انسانها در قيامت هستند
|
لطفيان بيان كرد: «هاوية» از «هوى» به معناى سقوط است و دوزخ، محل سقوط گروهى است. «حامية» از «حمى» به معناى شدت حرارت است. كوههاى رنگارنگ در اثر قطعه قطعه شدن و خرد و خاك شدن، مثل پشم زده رنگارنگ مىشوند «كالعهن المنفوش»، «منفوش» از «نفش» به معناى باز كردن و كشيدن پشم است تا آنجا كه اجزاى آن از هم بگسلد. سبك و سنگينى مخصوص ماديات نيست. لذا به سخنان بىمحتوا مىگويند سخن سبك. شايد مراد از «ثقلت موازينه» و «خفّت موازينه» ارزش و كيفيت عمل باشد و شايد هم مراد، قلت و كثرت آن باشد. حضرت على(ع) فرمودند: مراد از سبكى عمل، كم بودن عمل و مراد از سنگينى عمل، زيادى آن است «قلّة الحساب و كثرته».
معاون فرهنگی ستاد اقامه نماز قم، عنوان كرد: شخصى سلمان را تحقير كرد كه تو كيستى و چيستى. پاسخ داد اول من و تو نطفه و آخر من و تو مردار است. اين دنيا است، اما در قيامت بر اساس آيه «مَن ثقلت موازينه فهو الكريم و من خفّت موازينه فهو لئيم» هر كس ميزان او سنگين باشد، تكريم مىشود و هر كس سبك باشد، تحقير و ملامت خواهد شد.
وی با اشاره به سوره عاديات، آيه يك تا 11 اظهار كرد: جهاد و دفاع بهقدرى ارزش دارد كه خداوند به نفس اسبهاى زير پاى جهادگران سوگند ياد مىكند «وَالْعَادِیَاتِ ضَبْحًا»، مسلمانان بايد اسبسوار و چابك باشند (در سوگند به نفس اسب، نوعى تشويق به اسبسوارى هدفدار است) «وَالْعَادِیَاتِ ضَبْحًا»، اسبان در راه خدا مىدوند، ولى انسان در برابر خدا سرسختى مىكند «وَالْعَادِیَاتِ... إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ»، در جهاد با دشمن، سرعت عمل يك ارزش است «وَالْعَادِیَاتِ ضَبْحًا»، هنگام غفلت دشمن براى حمله استفاده كنيد «فالمغيرات صُبحا»، دشمن را چنان غافلگير كنيد كه ناگاه در وسط آنان باشيد تا فرصت مقابله با شما را نداشته باشند «فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا»، ناسپاسى و مالدوستى انسان را در برابر جبهه حق قرار مىدهد «وَالْعَادِیَاتِ... إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ... لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِيدٌ ».
لطفيان ادامه داد: شهداى جبههها و امدادهاى الهى را فراموش نكنيد «إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ»، پيروزى و امنيت انسان را مغرور مىكند، هشدار لازم است «لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ»، وجدان انسان آگاه است، حتى در مواردى كه عذر و بهانه مىآورد خود مىداند كه چه كاره است «و انّه على ذلك لشهيد»، در فرهنگ اسلامى، ثروت و مال خير است «إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِيدٌ»، علاقه به مال، امرى فطرى است، آنچه مذموم است علاقه افراطى است كه انسان از يك سو دست به هر نوع درآمدى مىزند و از سوى ديگر حقوق واجب الهى را نمىپردازد «لَشَدِيدٌ»، معاد جسمانى است زيرا سخن از قبر است « بُعْثِرَ مَا فِی الْقُبُورِ»، ياد قيامت، عامل هشدار به ناسپاسان و مالپرستان است «أَفَلَا یَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِی الْقُبُورِ»، روز قيامت اسرار درونى كشف و حسابرسى خواهد شد «حُصِّلَ مَا فِی الصُّدُورِ»، خداوند بر افكار و اعمال ما آگاهى كامل دارد «إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ»، خداوند در دنيا نيز به امور مردم آگاه است، اما در قيامت، اين خبير بودن براى همه ظاهر مىشود «یَوْمَئِذٍ»، چون خداوند خبير است، حسابرسى او نيز دقيق است «یَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ»، انسان در برابر ديگران اين همه سركشى ندارد، كفر و ناسپاسى شديد انسان تنها در برابر پروردگارش است «لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ».
|
لطفيان:
|
|
در قرآن از علاقه شديد و حريصانه به مال دنيا كه سبب فراموش كردن آخرت و محرومان شود، انتقاد شده است «انّه لحبّ الخير لشديد»، قرآن از مال دنيا به «خير» تعبير كرده است «لحبّ الخير» تا بفهماند مال بايد از راه خير بهدست آيد و در راه خير با نيت خير و با شيوه خير مصرف شود
|
كارشناس مركز تربيت مربی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ابراز كرد: «عَدْو» به معناى تجاوز است. از آنجا كه دويدن، تجاوز از حد حركت عادى است، به آن «عَدْو» گفته مىشود. «ضَبْح» به معناى صداى نفس اسب است. «قَدْح» به معناى خروج آتش از سنگ چخماق، «المغيرات» از «اِغارة» به معناى تاختن سريع، «صُبحا» كنايه از غافلگير كردن دشمن و پنهان كردن زمان هجوم است. «أثَرن» از «اِثارة» به معناى منتشر كردن، «نَقْع» به معناى غبار و «كَنود» به معناى كفور است. در كلمه «بُعثر» معناى بعث و اثاره نهفته است يعنى بيرون كشيدن و زيرو رو كردن. «حُصّل» به معناى استخراج مغز از پوسته و متمايز شدن خصلتهاى نيك و بد در آن روز از يكديگر است.
لطفيان ادامه داد: قرآن در برخى آيات، انسان را بهخاطر برخى صفات، مورد سرزنش قرار داده و او را «ظلوماً جهولاً» ستمگر و نادان، «هلوعاً» حريص، «يؤوساً» نااميد، «كفوراً» ناسپاس، «جزوعاً» بىصبر، «منوعاً» بخيل، خوانده است. ولى از سوى ديگر درباره انسان مىفرمايد «كرّمنا» گرامى داشتيم، «فضّلنا» برترى داديم، «احسن تقويم» بهترين قوام را به او داديم، «نفخت فيه من روحى» روح الهى در او دميديم و اين دوگانگى بهخاطر آن است كه در انسان دو نوع عامل حركت وجود دارد يكى عقل و يكى غريزه. اگر در مسير بندگى خدا و تربيت اولياى خدا قرار گيرد، بهگونهاى است و اگر در مسير هوسها و طاغوتها و وسوسهها قرار گيرد، بهگونه ديگر.
وی بيان كرد: در قرآن از علاقه شديد و حريصانه به مال دنيا كه سبب فراموش كردن آخرت و محرومان شود، انتقاد شده است «انّه لحبّ الخير لشديد»، قرآن از مال دنيا به «خير» تعبير كرده است «لحبّ الخير» تا بفهماند مال بايد از راه خير بهدست آيد و در راه خير با نيت خير و با شيوه خير مصرف شود.
معاون فرهنگی ستاد اقامه نماز قم با اشاره به سوره الزلزال، آيه يك تا هشت گفت: زلزله بزرگ زمين در آستانه قيامت، امرى قطعى و حتمى است «إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا» (كلمه اذا در موردى بهكار مىرود كه امر قطعى باشد)، معاد جسمانى است (جسم انسانها در زمين دفن شده كه در قيامت خارج مىشود، نه روح آنها) «أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا»، قيامت روز تحير انسان است «قَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا»، هستى شعور دارد «یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا»، زمين از گواهان قيامت است «یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا»، در قيامت راه هرگونه انكار بسته است «لِّیُرَوْا أَعْمَالَهُمْ»، همه مردم در دادگاه عدل الهى يكسان هستند «فمن يعمل... فمن يعمل...»، كيفر و پاداش الهى، براساس عمل است «فَمَن یَعْمَلْ... وَمَن یَعْمَلْ...»، عمل هرچه هم كوچك باشد، حساب و كتاب دارد. لذا نه گناهان را كوچك بشماريد و نه عبادات را «مِثْقَالَ ذَرَّةٍ»، تجسم و ديدن عمل در آن روز خود عذاب يا لذت است «یَرَهُ».
|
كارشناسمركزتربيتمربیتبليغاتقم:
|
|
حضرت على(ع) پس از آنكه بيتالمال را تقسيم مىكرد، دو ركعت نماز مىخواند و به زمين خطاب مىكرد «اشهدى انّى ملئتك بحقّ و فرغتك بحق» اى زمين گواهى بده كه من تو را از بيتالمال براساس حق پر كردم و سپس براساس حق خالى كردم
|
وی افزود: مراد از «أَثْقَالَهَا»، مردگان هستند كه در قيامت، زمين آنها را بيرون مىافكند. چنانكه در آيهاى ديگر مىفرمايد «و القت ما فيها و تخلّت»، حضور مردم در قيامت بهطور پراكنده است. همينطور در آيات ديگر مىفرمايد «أَشْتَاتًا»، «كَاَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنْتَشِرٌۙ» و «كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ» حضور متفرق مردم در قيامت يا بهخاطر آن است كه هر كس همراه رهبرى كه در دنيا انتخاب كرده خواهد بود يا آنكه خوبان و بدان از يكديگر جدا مىشوند. با اراده خدا در قيامت، جمادات نيز به سخن مىآيند، نه فقط زمين، بلكه اعضاى بدن انسان عليه او گواهى مىدهند «وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنَا قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنْطَقَ كُلَّ شَیْءٍ»، در روايات آمده است كه در مكانهاى مختلف نماز بخوانيد، زيرا آن مكان در قيامت براى شما شهادت مىدهد. در روايت ديگرى آمده است كه در بيابانها نيز اذان بگوييد، زيرا به هر سنگ و كلوخى كه صداى شما برسد، گواه قيامت شماست.
لطفيان عنوان كرد: حضرت على(ع) پس از آنكه بيتالمال را تقسيم مىكرد، دو ركعت نماز مىخواند و به زمين خطاب مىكرد «اشهدى انّى ملئتك بحقّ و فرغتك بحق» اى زمين گواهى بده كه من تو را از بيتالمال براساس حق پر كردم و سپس براساس حق خالى كردم. در روايات آمده است كه نحوه خبر دادن زمين اينگونه است كه مىگويد فلانى در فلان زمان فلان عمل را روى من انجام داد. «مثقال» از «ثقيل» به معناى ميزان سنگينى است و كلمه «ذرّة» يا به معناى كوچكترين مورچه است و يا به معناى ذرات سبك پراكنده در هوا. البته امروز به اتم نيز ذره مىگويند. ولى به هر حال مراد از آن كوچكترين واحد وزن است.
كارشناس مركز تربيت مربی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، ابراز كرد: در روايات مىخوانيم مرد عربى وارد مسجد پيامبر اكرم شد و گفت «علّمنى بما علمك اللّه» از آنچه خدا به تو ياد داده مرا ياد بده، حضرت شخصى را مأمور آموزش قرآن به او كردند. معلم براى او سوره اذا زلزلت... را خواند، همين كه به آيه «فمن يعمل مثقال...» رسيد، مرد عرب گفت «كفانى»، مرا بس است و سپس رفت. پيامبر(ص) فرمود «رجع فقيهاً»، در سوره لقمان نيز، لقمان به فرزندش مىفرمايد اگر به اندازه وزن خردلى عمل نيك يا بد داشته باشى، در دل سنگ يا در اوج آسمان يا در زمين باشد، خداوند در قيامت براى حساب مىآورد «یَا بُنَیَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ»، گواهى و شهادت زمين در قيامت، بيانگر آن است كه در همين حال، زمين آگاهانه كارهاى ما را درك مىكند و در آن روز با فرمان و وحى الهى بازگو مىكند.
وی يادآور شد: اضافه شدن زلزله به زمين «زلزالها» هم رمز عظمت زلزله است و هم رمز گستردگى آن در تمام زمين. در اولين آيه سوره حج نيز عظمت اين زلزله مطرح شده است «اِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَىْءٌ عَظِیْمٌ»، در خطبه 157 نهجالبلاغه نيز مىخوانيم «عباد اللّه احذروا يوما تفحص فيه الاعمال و يكثر فيه الزلزال و تشيب فيه الاطفال» بندگان خدا بترسيد از روزى كه در آن، تمام اعمال بررسى شود، زلزلهها زياد مىشود و كودكان بهخاطر طولانى بودن يا سختى آن روز پير مىشوند.
|