0

مرگ جانسوز

 
alimoradis
alimoradis
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 7040
محل سکونت : آذربايجان غربي

مرگ جانسوز

مرگ جانسوز

غم ِ غم می خورم و غم شده مهماندارم

غیر غم کس نبود تا که شود غمخوارم

گرچه از زهر هلاهل جگرم می سوزد

می دهد خاطره ی کوچه فقط آزارم

خانه ی امن مرا همسر من ویران کرد

امام حسن مجتبی (ع)

محرمی نیست که گردد ز محبت یارم

هرچه می خواست به او هدیه نمودم اما

پاسخی نیست به جز سینه ی آتش بارم

روزه بودم طلبیدم چو از او جرعه ی آب

خون دل شد ز جفا قوت من و افطارم

می زند زخم زبان لیک نگوید گنهم

خود نداند ز چه برخاسته بر پیکارم

من همان زاده ی عشقم که بطفلی محزون

شاهد مادر خود بین در و دیوارم

هرگز از خاطره ام محو نشد کودکیم

پاره پاره جگر از میخ در و مسمارم

تیرباران شده از کینه تن و تابوتم

تحفه از همسر بی مهر و وفایم دارم

قبر ویران شده از خاک بقیع می گوید

بهر مظلومی من این سند و آثارم

 


 

 

حبیب اله موحد

گروه دین و اندیشه تبیان

چهارشنبه 13 بهمن 1389  12:06 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها