0

مربی شنا

 
mashhadizadeh
mashhadizadeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 
تعداد پست ها : 25019
محل سکونت : بوشهر

مربی شنا

نمی دانم چرا با اینکه زبان چینی بلد نیستم، خوب سخن چینی می کنم.

هیچ ارزی با ارزش تر از عرض معذرت نیست.

برای در امان ماندن از خیالهای خامی که به سرتان می زند، از کلاه ایمنی استفاده کنید.

آدم های سبک وزن و کمرباریک نمی توانند رفتار سنگینی داشته باشند.

درخت آرزو دارد که لااقل یک نفر به او بگوید : خسته می شوید. بفرمایید بنشینید.

ژاپنی ها بعد از فوت پدرشان، پدر سوخته می شوند.

بلبل ها در انتظار رسیدن روزی هستند، که بتوانند از دست انسان هایی که بدون رعایت کردن حق کپی رایت، سوت بلبلی می زنند؛ شکایت کنند.

آنقدر صورتم را با سیلی سرخ کردم که عاقبت سرخ پوست شدم.

شاعری مجرد بود، با ترانه هایش عروسی گرفت.

شاعری دوست داشت وقتی مرد، لای آگهی ترحیمش سبزی تازه بپیچند.

از چشمت که افتادم، قلبم شکست.

هواپیمایی سقوط کرد، کبوتری یاد گرفت که چه گونه پرواز کند.

قابیل، هابیل را کشت، چون می دانست کسی نیست که محاکمه اش کند.

ای کاش پرنده می دانست؛ قفس چه قدر دلش برای او تنگ می شود.

ماهی ها از بچگی توی انشا هایشان می نوشتند که در آینده می خواهند مربی شنا بشوند.

    حمید.bmp

 

 

چهارشنبه 13 بهمن 1389  11:26 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها