0

دو دوست

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

دو دوست


 

دو دوست در بیابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا كردند.

 

یكی به دیگری سیلی زد. دوستی كه صورتش به شدت درد گرفته بود بدون

 

هیچ حرفی روی شن نوشت: « امروز بهترین دوستم مرا سیلی زد».

 

آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه ای رسیدند و تصمیم گرفتند حمام كنند.

 

ناگهان دوست سیلی خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.


 

او بر روی سنگ نوشت : « امروز بهترین دوستم زندگیم را نجات داد .»

 

دوستی كه او را سیلی زده و نجات داده بود پرسید:

 

« چرا وقتی سیلی ات زدم ،بر روی شن و حالا بر روی سنگ نوشتی ؟»

 

دوستش پاسخ داد :«وقتی دوستی تو را ناراحت می كند باید آن را بر روی شن

 

بنویسی تا بادهای بخشش آن را پاك كند. ولی وقتی به تو خوبی می كند باید

 

آن را روی سنگ حك كنی تا هیچ بادی آن را پاك نكند.»

 



جمعه 29 آبان 1388  8:18 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها