0

آرام مثل آه

 
alimoradis
alimoradis
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 7040
محل سکونت : آذربايجان غربي

آرام مثل آه

عنوان : آرام مثل آه / خليل شفيعي
موضوع :
اشعار در زمينه اهل بيت (ع)
خون مي چكيد داغ ز بالاي آفتاب
آيينه مات گرم تماشاي آفتاب
بشنو حديث سرخ شكفتن به فصل تيغ
تفسير سبز عشق ،تمناي آفتاب
اينجا سخن ز خون مسيح و صليب نيست
بر نيزه خواند سوره ي خون ناي آفتاب
از كوهسار عشق برون آمد وشكُفت
هفتاد و يك ستاره به شولاي آفتاب
با كوله بار شوق سفر كرد تا هنوز
در كهكشان زخم بلنداي آفتاب

سيراب از سراب به پابوسي فنا
رفتند خيل شب پره تا پاي آفتاب
طوفاني است آب و هواي تغزّلم
خون مي چكد ز ابر سياه تحمّلم
آنك شتاب كرد امام شهيد عشق
پا در ركاب كرد امام شهيد عشق
در نقطه ي تلاقي تيغ و نگاه مرد
بر ذوالجناح غيرت حيدر ظهور كرد
خون خدا هزاره ي فرياد را گرفت
از چنگ ديوهاي قرون داد را گرفت
وقتي ز سجده گاه انالحق قيام كرد
آهنگ كوچ، تيغ علي از نيام كرد

در شوره زار حنجره شوري عجيب داشت
كين سه شعله حرملة نانجيب داشت
اكبر خروش ديده مست حسين بود
عباس سبز بر سر دست حسين بود :
من با خداي خويش صفا مي كنم حسين
دل از دو دست خسته جدا مي كنم حسين
امروز در برابر چشمان عاشقان
محشر ز شور عشق به پا مي كنم حسين
تا خانقاه خون دل درويش كيش را
در خلسه اي شگرف رها مي كنم حسين
پا در رهي نهاده ام اينك بهانه سوز
سر را فداي مقدم پا مي كنم حسين

با شاه بيت دست وصناعات مشك و لب
آغاز شعر ناب وفا مي كنم حسين
وقتي نشست تير به چشمم به جرم عشق
آرام مثل آه صدا مي كنم حسين
آنك دميد غيرت حق از دوچشم او
زد خيمه بر ستيغ فلك برق چشم او
از جوي تيغ آب به تاك پليد داد
پاداش فتنه هاي سپاه يزيد داد
رودي عفِن ز خون پليدان روانه كرد
كركس به بام خاطرشان آشيانه كرد
وانگه رسيد مژده كه بي پرده يار شد
قرآن بخوان به نيزه كه ميعاد دار شد


خون مي چكيد داغ ز بالاي آفتاب
آيينه مات گرم تماشاي آفتاب
اينك شتاب كرد امام شهيد عشق
پا در ركاب كرد امام شهيد عشق
بگسست قيد تاري و، در نور پود شد
آري حسين آنچه خدا گفته بود شد

سه شنبه 12 بهمن 1389  1:16 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها