0

علي و شب

 
alimoradis
alimoradis
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 7040
محل سکونت : آذربايجان غربي

علي و شب

عنوان : علي و شب
شاعر / نويسنده : محمد حسين شهريار
موضوع :
اشعار در زمينه اهل بيت (ع)
علي آن شير خدا شاه عرب
الفتي داشته با اين دل شب

شب ز اسرار علي آگاه است
دل شب محرم سرّالله است

شب علي ديد و به نزديكي ديد
گر چه او نيز به تاريكي ديد

شب شنيده ست مناجات علي
جوشش چشمه ي عشق ازلي

شاه را ديده به نوشيني خواب
روي بر سينه ي ديوار خراب

قلعه باني كه به قصر افلاك
سر دهد ناله ي زنداني خاك

اشكباري كه چو شمع بيزار
مي فشاند زر و مي گريد زار

دردمندي كه چو لب بگشايد
در و ديوار به زنهار آيد

كلماتي چو در آويزه ي گوش
مسجد كوفه هنوزش مدهوش

فجر تا سينه ي آفاق شكافت
چشم بيدار علي خفته نيافت

روزه داري كه به مهر اسحار
بشكند نان جوين در افطار

ناشناسي كه به تاريكي شب
مي برد شام يتيمان عرب

پادشاهي كه به شب برقع پوش
مي كشد بار گدايان بر دوش

تا نشد پردگي آن سرّ، جلي
نشد افشا كه علي بود علي

شاهبازي كه به بال و پرواز
مي كند در ابديت پرواز

شهسواري كه به برق شمشير
در دل شب بشكافد دل شير

عشقبازي كه هم آغوش خطر
خفت در خوابگه پيغمبر

آن دم صبح قيامت تأثير
حلقه ي در شد از او دامن گير

دست در دامن مولا زد در
كه علي بگذر و از ما بگذر

شال شه وا شد و دامن به گرو
زينبش دست به دامن كه مرو

شال مي بست و ندايي مبهم
كه كمربند شهادت محكم

پيشوايي كه ز شوق ديدار
مي كند قاتل خود را بيدار

ماه محراب عبوديت حق
سر به محراب عبادت منشق

مي زند پس لب او كاسه ي شير
مي كند چشم اشارت به اسير

چه اسيري كه همان قاتل اوست
تو خداي مگر اي دشمن دوست

در جهاني همه شور و همه شر
ها علي بشر كيف بشر؟

كفن از گريه غسال خجل
پيرهن از رخ وصال خجل

شبروان، مست ولاي تو علي
جان عالم به فداي تو علي
سه شنبه 12 بهمن 1389  1:02 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها