عنوان : خداحافظ تا ملكوت
مكان : بغداد
راوي :آزاده
منبع :خاطرات آزادگان
در بيمارستان بغداد بوديم؛ چند نفر اسير زخمي، در يك اتاق، مثل زندان.
ساعت 12 شب، «فرهاد محمدي» شروع كرد به خداحافظي و حلاليت طلبي از ما. فكر كرديم ميخواهند او را صبح زود ببرند اتاق عمل. حالش از همهي ما وخيمتر بود.
وقتي خداحافظيهايش را كرد پاهاي خودش را داد به طرف قبله و خوابيد؛ به همين سادگي رفت؛ اما به ملكوت.
ما مانديم با اندوهي زمينگير و بغضي گلوگير!