|
مقدمه
زندگينامه شهيد
فعاليتهاي شهيد در دوران دفاع مقدس
مناجاتي از شهيد
بسم رب الشهداء
نحوه شهادت
وصيت نامه شهيد
در رثاي شهيد
امام خميني (ره):
جوانهاي ما از خدا هستند و در راه خدا فداكاري كردند و به خدا مراجعت ميكنند .
ميخواهيم سخن از حديث عشق بگوييم . قصد آن داريم از آن عشق شروع كنيم كه عاشق را تا مرز جان دادن از براي معشوق راهنمايي كرد. اما به راستي چه دشوار خواهد بود بيان حديثش . حديثي كه از عشق ميگويد .
ما برانيم تا از چشمه سار طلايي خورشيد و زلال با طراوت آب سخن برانيم . قصد كردهايم از آن كبوتر سفيد بال صحبت برآوريم كه از چشمهسار خورشيد به كمال رسيد و از زلال آب به جمال .
حال گرچه سخن از چنين مرداني بس مشكل مينمايد و اگر چه نميتوان تمامي ايثارشان را از لابلاي چنين كلمات مسطوري بيرون كشيد اما خود بگوييد كه چاره چيست ؟ آيا بايد دست بر دست گذاشت و از آن همه ايمانشان چيزي نگفت ؟ آيا آيندگان بر ما خرده نخواهند گرفت كه چرا از پدران قهرمان و شهيد ما چيزي مكتوب نكردهايد ؟ آن وقت مرا و تو را جواب چه خواهد بود جز عرق شرمي بر پهناي پيشاني ؟ جان كلام آن كه اين يادنامه به مناسبت يادبود سردار سنگرسازان بيسنگر شهيد سيد محمد تقي رضوي قائم مقام عملياتي قرارگاه مهندسي – رزمي خاتم الانبياء (ص) و مسئول ستاد مركزي پشتيباني و مهندسي جنگ جهاد سازندگي به رشته تحرير درآمده است كه به خانواده محترم ايشان و تمامي همرزمانشان تقديم ميداريم.
سردار شهيد اسلام محمد تقي رضوي در سال 1334 در مشهد مقدس بدنيا آمدند.
شهيد براي درس و تحصيل وارد انستيتو مشهد شد . محمد تقي پس از فارغ التحصيل شدن از انستيتوي مشهد ، به سربازي اعزام ميگردد. سربازي وي ، با اوجگيري انقلاب مصادف ميشود كه او به روشنگري ديگر سربازان در پادگان ميپردازد .به دنبال فر مان حضرت امام خميني (ره) مبني بر ترك پادگانها توسط سربازان ، او نيز پادگان را ترك كرد . مادرش ميگويد ، تير بارانت ميكنند . با خونسردي همه مسايل را برايم توضيح داد و من قدري آرام شدم . به او گفتم پس چند روز بيرون نرو تا شناخته نشوي ، با لبخند جواب داد : مادر ! من فرار كردهام كه فعاليت كنم و اعلاميههاي امام را پخش كنم . فرار كردهام كه دركنار مردم باشم . نه اينكه در خانه بمانم .
وي فعالانه وارد مبارزه عليه رژيم ميشود و لحظهاي از فعاليت باز نمي ايستد . هنگام ورود حضرت امام (ره) به كشور ، مشتاقانه رهسپار تهران شده و خود را براي استقبال از معظم له آماده ميكند . عشق و علاقهاش به حضرت امام (ره) به حدي بود كه همواره با ديدن عكس ايشان به وجد ميآمد و نيرو ميگرفت . به دنبال پيام حضرت امام (ره) به عضويت جهاد سازندگي درميآيد .
رضوي با شروع جنگ تحميلي ، به جبهههاي جنگ ميشتابد و نقطه عطفي در زندگي اش آغاز ميگردد. وي از روزهاي نخستين جنگ ، خود را به جبههها ميرساند و با عضويت در ستاد جنگهاي نامنظم شهيد چمران به دفاع از انقلاب و اسلام ميپردازد .وي در طرح كنالكشي اطراف اهواز فعالانه شركت كرد . پس از مدتي به جهاد خراسان ميپيوندد و فعاليتهاي خود را در سنگري ديگر ادامه ميدهد . وي ابتدا به عنوان « مسئول ستاد پشتيباني جنگ جهاد خراسان » مشغول انجام وظيفه ميشود و نقش بسزايي در سازماندهي و گسترش ستاد پشتيباني ايفا ميكند كه با تلاش و پيگيري او ستاد مركزي پشتيباني جنگ و جهاد در جنوب شكل ميگيرد . او با جمع آوري تعدادي لودر و بولدوزر و غلتك ، بناي كار مهندسي – رزمي را ميگذارد و براي اولين تجربه جاده نظامي انديمشك – حميديه را احداث ميكند شهيد رضوي در جبهههاي نبرد ، از خود توانمندي و رشادتهاي بالايي نشان ميدهد و هرگز از تلاش و كوشش باز نميايستد . با ارايه طرحهاي مهندسي بديع و نو ،بارها و بارها در عمليات متعدد ، راهگشاي فرماندهان و رزمندگان اسلام ميشود . مهندس جعفري يكي از همرزمان وي ميگويد :« در عمليات خيبر وقتي با مشكلات پيچيدهاي مواجه شديم ، ايشان راهي منطقه شد و در ارتباط با مسايل مهندسي آنجا ، عيناً منطقه را بررسي كرد و بعد طرحي ارائه نمود كه باعث حفظ و تثبيت جزاير توسط رزمندگان شد.»
رضوي به رغم داشتن مسؤوليت بالا، هر جا كه احساس نياز ميكند ، فوراً وارد عمل ميشود ، از زدن خاكريز با لودر و بولدوزر تا ايجاد جاده و پل به عنوان اولين تجربه درامر مهندسي و رزمي ، در عمليات «طريق القدس»جادهاي ابتكاري از پشت تپههاي «الله اكبر» احداث ميكند كه نيروهاي رزمنده با استفاده از آن جاده ، دشمن را دورزده و با تصرف توپخانه دشمن ، به پيروزي عظيمي دست مي يابند .
شهيد رضوي با پشتكار وابتكار فراواني كه در عملياتهاي گوناگون از خودنشان ميدهد ، توجه مسؤولان و فرماندهان جنگ را جلب مينمايد .
وي پس از ماهها خدمت در مسئوليت فرماندهي مهندسي جهادسازندگي ، به عنوان«مسؤول ستاد كربلا» و «فرماندهي مهندسي جنگ جهادسازندگي » و نيز«معاونت فرماندهي قرارگاه مهندسي رزمي قرارگاه خاتمالانبياء(صلي الله عليه وآله و سلم ) منصوب شده و به هدايت مهندسي – رزمي جنگ ميپردازند .
خدايا ! عاشقم ، عاشق ترم كن به ديدارت
خدايا ! خطا كردم ، به بزرگي و عظمتت ببخشم
خدايا! با همه گناهانم ببخش و بيامرزم و شهادت را نصيبم گردان
خدايا ! نميدانم با اين بار گناهان با چه رويي به پيشگاهت برسم با اين همه عشق ديدارت ديگر تحملم را بريده است .
خدايا ! با ديدن ياوران صديقت احساس حسادت ميكنم ، راه مرا در كنار ياورانت قرارده»
خدايا ! در اين شبهاي با عظمت طلوع فجر در كنار رزمندگان اسلام مرا هم با همه رو سياهي به عظمت روح شهدا ببخش و بيامرز.
خدايا ! خانواده شهدا فرزندان شهدا منتظر پيروزي اسلام هستند ، نصرت نهايي را هرچه زودتر عطا فرما .
شهيد رضوي در گفتار شهيد سپهبد صياد شيرازي
شيهد رضوي چهره بسيار با سابقهاي بود كه ميتوان او را هم به عنوان يك رزمنده اسلام در مجموعه رزمندگان اسلام مجسم كرد وهم به عنوان يك جهادگر اسوه از او نام برد . اگر بخواهيم روي اخلاق فردي او بحث كنيم ، فكر ميكنم بعضي از منشهاي او براي همه مشخص است . آقاي رضوي هميشه يك تسبيح در دست داشت وذكر ميگفت . هميشه يك التهاب و هيجان دروني براي كاريابي داشت . وقتي كه به او ميگفتي «آقاي رضوي براي جلسه بيا » مثل اين بود كه دنيا را به او دادهاي ، چون ميدانست كه كار جديدي براي او پيدا شده است و عظمت و روحيه او در اين بود كه از نوع كار نميترسيد. هركجا او را احضار ميكردند بلافاصله ميآمد .اين روحيات عامل پيوند و وحدت بيشتري در بين رزمندگان ميشد . اينها به هيچ چيز وابسته نيستند و وابستگي آنها به خداوند محرز است ...»
از منشهاي ديگرش علاقمندي او به كارش بود مخصوصاً اگر كار در خط اول جبهه يا تا عمق دشمن ميبود پابهپاي عناصر شناسايي به آن محل ميشتافت و به نظر ميرسيد كه متحرك تر ميشود . يعني هميشه دنبال آن هدفي بود كه بالاخره به آن رسيد يعني يك روز به آنجايي كه آرزويش را داشت رسيد .
در واقع زبان من قاصر از آن است كه بتوانم به معناي واقعيتري از شخصيت شهيد ارجمند برادر عزيز رضوي حرف بزنم ولي تا آنجا كه من با ايشان در تماس بودم اينهايي بود كه گفتم . اينها سرنخي بود از شخصيتظاهري ايشان كه ما را به بطن عميق و پرمحتواي او راهنمايي ميكند. خداوند او را با ساير شهداي انقلاب و بابزرگان بهشت محشور گرداند.
اگر بخواهيم راجع به مهندسي – رزمي صحبت كنيم بايد اذعان داشت كه اين نيرو يك نيروي نو پا وتازه در جنگ و نبرد با ضد انقلاب بود . مادر نواحي غربي كشور طي نبردي كه با ضد انقلاب داشتيم مهندسي –رزمي را شناختيم .
نقطه رهايي شهيد رضوي ، هنگام شناسايي منطقه عملياتي كربلاي 10 ، در كوههاي غرب كشور تعيين شده بود . او را به ديار كروبيان فراخوانده بود ؛ چرا كه در ميان اهل آسمان ، شناخته شده بود تا ميان خاك نشينان.
سكوي عروج بلندترين نقطه زميني بود و محمل عروج گلولهاي كه جز مأموريت وظيفهاي نداشت . مأمور بود و معذور ميان شعله و انوار انفجار ، پايكوبان و دست افشان ساغر مست . چنان شورانگيز به جلوه درآمد كه يادش رفت كه يك پايش را بلندي كوه جا گذاشته است .
اما او ديگر به پاي زميني احتياج نداشت از آن پس ، بايد با شاهپر عشق به پرواز درآمد كه در چشم زدني ، صدرنشين سفره سدرة المنتهي شد . او روز سوم خرداد ماه1366 در عمليات كربلاي ده در سردشت به فيض عظيم شهادت نائل آمد .
پيام مقام معظم رهبري به مناسبت شهادت سردار شهيد محمد تقي رضوي
شهادت مجاهد خستگي ناپذير و سردار رشيداسلام معاونت فرماندهي مهندسي رزمي قرارگاه خاتم الانبياء شهيد بزرگوار محمد تقي رضوي را كه پس از تلاشهاي بزرگ و مخلصانه چندين ساله تحمل شدائد فراوان به لقاءالله پيوست را گرامي ميداريم .
شهادت دلير مردان و آبديدگان ميدانهاي الهي ، قله كمالي براي مجاهدتها ، مقاومتها وفداكاريهاي آنان است و مهر تأييد و قبول از جانب پروردگار بزرگ ميباشد . تا در زمريه نخبگان و برگزيدگان حضرتش درآيند و خلعت وصال پوشند و جاويدان نزد پروردگار شان مرزوق و متنعم شوند .
اينجانب شهادت اين لالهي رسول خدا و حضرت عليبن موسي الرضا (عليه الاف و التحية و الثناء)را كه در آستان مقدس و مبارك آن حضرت نيز غنوده است ، به خانواده محترم ، همشهريان عزيز و عموم مردم شريف خراسان تبريك و تسليت عرض ميكنم و علو درجات و رضوان الهي را براي اين شهيد عزيز و اجر صابران را براي خانواده محترم ايشان از حضرت حق استدعا دارم .
ربنا افرغ علينا صبراً و ثبت اقدامنا و النصرنا علي القوم الكافرين
با سلام و درود به پيشگاه آقا امام زمان (عج) و امام خميني و امت شهيد پرور اسلام . اول از همه ، از خداوند متعال ميخواهم كه گناهان اين بنده نافرمان را عظمت و جلالش ببخشد و بيامرزد ، كه بسيار بار گناهانم بر دوشم سنگيني دارد و تحمل عذاب جهنم را ندارم هرچند كه نسبت به دستوراتش كوتاهي و سهل انگار ي كردهام و از اين بابت كاملاً شرمنده و پشيمانم و به درگاه پررحمت وشفاعتش توبه ميكنم و از همه بندگان پاك و منزه خداوند طلب شفاعت دارم .
دوم ازتمامي كساني كه اين بنده حقير و سر تا پا گناه را ميشناسد طلب عفو و ببخش مينمايم
سوم به همه امت اسلامي عرض ميكنم كه قدر اين اسلام و انقلاب و امام و مسئولين نظام جمهوري اسلامي را بدانند و براي نشان دادن اينقدرشناسي تا جايي كه ميتوانند خدمت كنند و سختيها و ناراحتيها را تحمل كرده و در جهت پيشبرد انقلاب بكوشند .
به مسئولين عرض ميكنم كه در رأس همه كارهايشان خدمت به مظلومان را قرار دهند ، چون همينها هستند كه جبههها را گرم نگهداشتهاند و هرروز خون ميدهند كه نهال انقلاب بارور شود واسلام به پيروزي برسد .
امشب پريشان خاطر و دلتنگ هستم دلتنگ بوي جبهه بوي جنگ هستم دلتنگ شور و حال شبهاي غريبي دلتنگ عطر خيس قرآنهاي جيبي كو لالههايي كه سراسر داغ بودند ؟
حيثيت گل ، آبروي باغ بودند آنان كه دريا وامدار روحشان بود
خوريد زخم سينه مجروحشان بود
آنان كه اخلاص عمل قديسشان كرد
آنان كه باران شقايق خيسشان كرد .
|