0

شهيد حسين حسيني

 
alimoradis
alimoradis
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 7040
محل سکونت : آذربايجان غربي

شهيد حسين حسيني

مقدمه
در رثاي شهيد
شرح حال شهيد
آغاز فعاليتهاي انقلابي
هجرت به سوي حوزه علميه قم
فعاليتهاي فرهنگي در كنار مبارزات اجتماعي
ويژگيهاي شهيد
خدمات اجتماعي، مذهبي و فرهنگي
شهادت علامه
بخشي از پيام امام خميني به مناسبت شهادت علامه
 
 امام خميني
برادراني امثال علامه عارف حسيني بشارتي بالاتر از اين نبوده است كه از محراب عبادت حق ،عروج خونين ارجعي الي ربك خويش را نظاره كند.
 
علامه عارف حسيني ،شهري از آل رسول صلي الله عليه و آله و نسل حسين عليه السلام است كه در پرتو نام بزرگ انقلابي تاريخ معاصر،حضرت امام خميني (قدس سره)‌رشد يافت و بر پا ايستاد و چون آفتابي درخشان ،شيعيان پاكستان را روشني و گرمي و اميد بخشيد. ولي دريغ كه خورشيد ستيزان شيطان پرست ،در سحرگاه روز جمعه ،چهاردهم مرداد ماه 1367 (برابر با پنجم اوت 1988 ) ناجوانمردانه با تير زهر آگين او را هدف قراردادند. قلب آكنده از ايمان و عاطفه‌اش را سوراخ كردند،تا مگر در ظلمت شبهاي استبداد و استثمار و تحقيق، صداي مرغ حقي خاموش شود!‌زهي ساده انديشي و كور باطني ! گويا اينان از سرنوشت ستمگران تاريخ عبرت نگرفته‌اند و به كلام خداي جهاي ايمان نياورده‌اند كه شهيدان راه خدا،همواره زنده‌اند و نزد خدا روزي داده مي‌شوند. اين يادنامه در برگيرنده ياد و خاطره شهيد بزرگوار علامه عارف حسيني(ره) مي‌باشد.
 
سيد عارف حسين آن مرد دين /جانب جنت روان شد باليقين /او شهيد راه پاك و راستين/حق او شدرحمة للعالمين /شهسوار علم و دين عارف حسين /سعي او بو د اتحاد مسلمين/قتل او جان و دل مردم بسوخت /پاك باز و پاك بين و پاك دين /صبح صادق ،صبح كاذب شد بر او /پيكرش با خاك و خون آمد عجين/ سيد عارف حسين خيرات كرد/ جان خود را در ره حق اليقين /وعده و حق را تولبيك آمدي/ساقي كوثر به تو شد هم نشين /اي دو صد رحمت به اين عارف حسين /مومنين او را شدند از مخلصين /اين رها شد خادم مخدوم دين /او شهيدان را بود از خادمين
 
در 10 كيلومتري( پارا چنار) كشور پاكستان روستايي مرزي و‌جود دارد كه اسم آن ( پيوار )است. شيد علامه عارف الحسيني از قبيله ( دو يرزئي ) پيوار مي‌باشند. شهيد حسيني در يكي از خانواده‌هاي روحاني و مذهبي سادات آن قبيله ،در روز چهارم آذرماه 1325ه.ش (برابر 25 نوامبر 1946 ) ديده به جهان گشود.در سال 1343 به مدرسه جعفريه تنها مدرسه علميه پاراچنار رفته و دروس ديني و حوزوي را نزد آقاي حاجي غلام جعفر لقمان خيل آغاز كرد و در مدت كوتاهي ادبيات عرب را فراگرفت و به مرحله سطح رسيد. علامه حسيني در سال 1346 وارد حوزه علميه نجف اشرف شد در حالي كه عراق از سلطه حكومت بعثي سوسياليستي حسن البكر رنج مي‌برد. آن زمان يكي از دشوار‌ترين زمانها به شمار مي‌رفت . و مصادف بود با ايام تبعيد حضرت امام خميني (قدس سره ) به عراق شهيد عارف حسيني ،در كنار فعاليتهاي علمي و تحصيلي ،به خود سازي و تربيت اخلاقي خويش همت گماشت و از محضر شهيد آيت الله مدني بهره‌هاي سرشار برد.
 
شهيد حسيني توسط شهيد محراب آيت الله مدني با حضرت امام خميني (ره) آشنا گرديد و از نزديك به افكار رهبر عظيم الشان جهان اسلام آگاهي يافت و آنچنان شيفته و مجذوب امام گرديد كه همواره در نماز جماعت حضرت امام حاضر مي‌شد و در صفوف جماعت ، جايي مشخص داشت . شهيد عارف حسيني ، كه در كنار تحصيل علم،به واقعيت عملي و عينيتهاي اجتماعي جهان اسلام نيز توجه داشت و در تحركات انقلابي و اسلامي حضور خويش را شدت مي‌بخشيد. سرانجام در سال (1973/ميلادي ) مورد تعرض حكام عراق قرار گرفت و از نجف امام خميني رسيد و خواستار رهنمود از آن پيشواي بزرگ گرديد. او به هنگام ترك عراق به محضر حضرت امام خميني رسيد و خواستار رهنمود از آن پيشواي بزرگ گرديد ،حضرت امام، وكالت نامه‌اي با دستخط مبارك خود به شهيد حسيني اعطا كردند ،كه هنگام بازرسي در مرز، وكالت نامه مذكور از ايشان گرفته شد.بعد از اخراج از نجف اشرف، شهيد حسيني به پاكستان مراجعت نموده و ب فعاليتهاي ديني ،علمي و اجتماعي خود پرداخت.
 
در سال 1353 شمسي ،شهيد حسيني دوباره عازم نجف اشرف شد،ولي بعلت امتناع كشور عراق از دادن ويزا ،ناچار به حوزه علميه قم روي آورد. شهيد حسيني،در حركات انقلابي شركت مي‌جست و در تظاهرات عليه شاه و نظام ستم شاهي هم فعاليت داشت. شهيد حسيني نيز از جمله كساني بود كه به خاطر فعاليتهاي انقلابيش توسط ساواك شناسايي شده و به شهرباني احضار گرديد،و مورد بازجويي قرارگرفت و دستور اخراج ايشان صادر گرديد. شهيد حسيني در زمان اوج نهضت انقلاب اسلامي با دلي اندوهبار ،حوزه را وداع گفته عازم پاكستان شد.
 
شهيد در كنار فعاليتهاي سياسي ،اجتماعي ، ملي به فعاليتهاي علمي و فرهنگي نيز مي‌پرداخت. به دنبال مراجعت از حوزه علميه قم ، در مدرسه علميه جعفريه پاراچنار به تدريس علوم ديني پرداخت. در سال 1364 مدرسه علميه‌اي به نام جامعه معارف اسلاميه را در پيشاور تاسيس كرد كه در حال حاضر يكي از بزرگتري مراكز علمي به شمار مي‌رود. اين مدرسه پس از شهادت آن عزيز به پاس خدمات ايشان به نام شهيد عارف حسين الحسيني نامگذاري شد . شهيد شخصا چند سالي در مدرسه مزبور تدريس كرد،علاوه بر اين مدرسه ،‌در سطح كشور به تاسيس مساجد ،حسينيه‌ها و مدارس همت شايان داشت. در 21 بهمن 1363ضمن يك جلسه فوق العاده شوراي عالي نهضت اجراي فقه جعفري علامه عارف حسيني به اتفاق آراء به عنوان رهبر انتخاب گرديد و علت اين انتخاب ، لياقت و كفايت شخصي او و نياز ملت به شخصيتي چون او بود. علامه عارف حسيني بعد از انتخاب،‌نهضت را از نو سازماندهي كرد و در سطح كشور فعال نمود.بعد از انتخاب بعنوان رهبر از پاراچنار به پيشاور هجرت نمود، فعاليتهاي ديني ،سياسي ،اجتماعي و فرهنگي خود را در اين شهر ادامه داد چهار سال آخر عمر پر بركت ايشان را مي توان از ان ايامي به شمار آورد كه تمام لحظات آن بي چون و چرا و خالصانه و ايثار گرانه وقف اسلام بود.
 
. تقوي از تقواي فردي ،اجتماعي ،علمي و سياسي برخوردار بود . او در اين راه بحدي رسيده بود كه براي ديگران الگو قرار گرفت . اين سيد عزيز در طول زندگي پر بركت خود با سادگي در يك خانه محقر با كمترين اثاثيه و لوازمات زندگي بسر مي‌برد او هميشه ديگران را به تقوي و زهد توصيه مي‌نمود. شب زنده داري شهيد حسيني شب زنده دار بود كه شب بازمزمه‌هايش از همه بيشتر آشنا بود . گريه در محضر معبود عرشيان را بوجد مي آورد كسي تا آنروز آن بزركوار را سحرگاهان در حال خواب نديده بود. جور مامورين پليس و تاريكي زندان سياه نيز مانع از تهجد و شب زنده داريش نشد رنج مسافرتهاي طولاني و پشت سر هم بر خضوع و خشوع ايشان مي‌افزود. چنين بود كه فعاليتهاي اجتماعي سياسي كه به نظر بعضي‌ها خلاف تقوي است در ديد آن شهيد والامقام ميدان اصلي تقوي بود نشستن در خانه ‌و دست روي دست گذاشتن و تماشا گر فقر و محروميت و ظلم و جور بودن و به چشم خود ارزشهاي اسلامي را در حال نابودي ديدن بنظرش خلاف تقوي بود. او نه تنها فقط يك متقي بود بلكه تقوي را بديگران نيز مي‌آموخت.. تواضع انسانهاي عادي هرچه بمقامها و عنوانهاي آن ها افزوده مي‌شود مغرورتر و بي‌اعتناتر مي شوند ولي مردان خدا وسيله خدمت را هرگز مقام نمي‌پندارند و هيچ يك از عناوين ظاهري را مايه افتخار به حساب نمي‌آورند. شهيد حسيني در تواضع و فروتني نظير نداشت. او همين احترامي را كه به بزرگان مي‌كرد براي جوانان و كودكان هم قائل بود. او حتي به بچه‌ها نيز در گفتن سلام سبقت مي‌گرفت و تا آخر عمرش كمتر كسي از او بدي در خاطره داشته است. براي جاذبه آن شهيد بزرگوار همين بس كه مخالفين ايشان هم تواضع وي را تحسين كردند. ملاقات روزانه با صدها نفر ،حل مشكلات آنان و گرفتاري و غرق شدن در مسائل متعدد با اين همه حفظ تواضع و فروتني ، كار آن شهيد عزيز و از ويژگيهاي ايشان بود.. دستگيري از مستضعفان: شهيد در تمام زندگي خود در خدمت محرومين بود در خانه و يا بيرون از خانه همه جا و همه ساعت در فكر مظلومين و ستم ديدگان جهان بود . در تمام ديدارهاي خود از گوشه‌هاي مختلف كشور همين نوع افراد مورد توجه ايشان قرار مي‌گرفتند. او مسائل آنها را با دقت مي‌شنيد آنگاه در حد توان خود،آنها را حل مي‌كرد. به خاطر حمايت ايشان از قشر محروم ،مردم به سوي او مي‌شتافتند و او هم آنقدر با توده مردم محبت داشت كه در مراجعات شبانه روزي مردم هيچگاه خم به ابرو نمي‌آورد. در اكثر مواقع ،كمك مالي به فقرا و مستمندان مي‌كرد و اين كمكها بيحدي بود كه كسي از آن خبر نمي‌شد. به مهاجرين افغاني كمكهاي مالي گوناگون ارائه مي‌داد . از همين روست در غم جانگاه اين شهيد بزرگوار در صف عزاداران ، تعداد كثيري از مهاجرين افغاني حضور داشتند.
 
تاسيس درمانگاه: در شهرستان (‌پاچنار )‌در حاشيه شهر درمانگاهي بنام (‌شفاخانه علمدار) به همت ايشان ساخته شد اين درمانگاه علاوه بر داشتن وسائل درماني و امكانات مورد نياز بيماران داراي سي تخت براي بستري شدن بيماران مي‌باشد و پزشكان ماهر با وسائل و ابزار پيشرفته به معالجه بيماران مي‌پردازند. شايان ذكر است كه معالجه بيماران فقير در اين درمانگاه رايگان است و معتادان به مواد مخدر نيز در آن معالجه و ترك اعتياد داده مي شوند. در شهر كراچي براي معالجه افراد فقير و بي پول درمانگاهي بنام درمانگاه (العصر ) به دستور مستقيم ايشان تاسيس گرديد و به دست مبارك ايشان افتتاح شد ، و هم اكنون در خدمت مردم محروم اين شهر قرار دارد.تاسيس مدارس: تاسيس مدرسه درالمعارف السلاميه: جامعه اهل البيت- انوار المدارس.تاسيس مساجد: مسجد در منطقه ( بنگش ) مسجدي در (كچي) مسجدي در منطقه(سترسام) مسجدي در قصبه( شبلان). تاسيس حسينيه‌ها: در (مومن آباد بيگش) در منطقه (سترسام).
 
علامه سيد عارف حسين حسيني در شامگاه 13 مرداد 67 ( برابر با چهارم اوت 1988) از شهر خود (‌پاچنار) به ( پيشاور) آمده . قرار بود صبح روز بعد عن 14 مرداد ماه 67( برابر با 5 اوت 1988 )براي شركت در يك مصاحبه در لاهور بدانجا ستردند. و پس از مصاحبه در اجتماع بزرگ مردمي سخنراني نموده و مسئله مهمي را اعلام نمايد. روز چهاردهم مردادماه ستاره صبح طلوع كرد. ولي آفتاب رهبري ملت پاكستان در افق خونين شهادت نشست و رهبر نهضت جعفري،نماز فجر روز جمعه را اقامه كرد و بعد از بجا آوردن فريضه صبح و انجام تعقيبات عازم وضو خانه شد، ولي به محض سرازير شدن از طبقه دوم در آخرين پله ، توسط قاتل يا قاتلان ناشناس هدف گلوله اسلحه بي صدا واقع شد به محض اصابت گلوله فرياد لا اله الا الله از زبان مبارك شهيد بلند شد و ايشان بر زمين افتاد. خبر شهادت رهبر به سرعت شهر پيشاور را فرا گرفت و غوغا آفريد ،پيشاور به ماتمكده اي بزرگ تبديل گشت،‌پرچمهاي سياه در همه جا به اهتزاز در آمد.
 
بسم الله الرحمن الرحيم
خدمت حضرات علماي اعلام و حجج اسلام و ملت بزرگوار پاكستان ايدهم الله تعالي .
پيامها و تلگرافهاي تبريك و تسليت شما در رابطه با شهادت جناب حجة السلام آقاي سيد عارف حسين حسيني اين يار وفادار اسلام و انقلاب و مدافع محرومان و مستضعفان و اين فرزند راستين سيد و سالار شهيدان ،‌ حضرت ابي عبدالله الحسين عليه السلام،واصل گرديد. گرچه اين حادثه بزرگ قلوب مسلمانان و خصوصا روحانيت متعهد اسلام را جريحه دار نمود ولي مسئله‌اي دور از انتظار ما و ملتهاي مظلوم جهان و خصوصا ملت بزرگوار پاكستان كه خود طعم تلخ استعمار را چشيده است و با مبارزه و جهاد و شهادت استقلال خويش را بدست آورده است،نبود. دردآشنايان جوامع اسلامي ،هم آنان كه با محرومان و پا برهنگان ميثاق خون بسته‌اند بايد توجه كنند كه در آغاز راه مبارزه‌اند و براي شكستن سدهاي استعمار و استثمار و رسيدن به اسلام ناب محمدي ،راه طولاني در پيش دارند و براي امثال علامه عارف حسني حسيني ، بشاربي بالاتر از اين نبوده است كه از محراب عبادت حق ،عروج خونين( ارجعي الي ربك)‌خويش را نظاره كند و جرعه وصل يار را از شهد شهادت بياشامد و شاهد وصول هزاران تشنه عدالت به سرچشمه نور گردد. بزرگترين فرق روحانيت و علماي متعهد اسلام با روحاني نماها در همين است كه علماي مبارز اسلام ،هميشه هدف تيرهاي زهر آگين جهانخوران بوده‌اند واولين تيرهاي حادثه قلب آنان را نشانه رفته است ولي روحاني نماها در كنف حمايت زرپرستان دنيا طلب مروج باطل يا ثناگوي ظلمه و مويد آنان بوده‌اند. تا بحال يك آخوند درباري با يك روحاني و هابي را نديده‌ام كه در برابر ظلم و شرك و كفر خصوصا در مقابل شوروي متجاوز و امريكاي جهانخوار ايستاده باشد! همانگونه كه يك روحاني وارسته عاشق خدمت به خدا . خلق خدا را ناديده‌ام كه براي ياري پا برهنگان زمين، لحظه‌اي آرام و قرار داشته باشد و تا سر منزل جانان عليه كفر و شرك مبارزه نكرده باشد و عارف حسيني اينگونه بود و ملتهاي اسلامي حتما دليل اين واقعه را در يافته‌اند كه چرا در ايران( مطهري ها)‌و (بهشتي ها ) و شهداي محراب و ساير روحانيون عزيز و در عراق ( صدر ها ) و (‌حكيم ها ) و در لبنان (راغب حرب ها ) و ( كريم ها )‌و در پاكستان ( عارف حسيني ها) و در تمام كشورها، روحانيون درد آشناي اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله و سلم هدف توطئه و ترور مي‌شوند. ملت شريف و مسلمان پاكستان كه بحق ملت انقلابي ،عقيدتي و فرهنگي دارند، بايد تفكر اين شخصيت شهيد را زنده نگه دارند و نگذارند شيطان زادگان جلو رشد اسلام ناب محمدي صلي الله; عليه و اله و سلم را بگيرند.امروز استكبار شرق و غرب چون از رويارويي مستقيم با جهاي اسلام عاجز مانده‌اند ، راه ترور از ميان بردني شخصيتهاي ديني و سياسي را از يك طرف و نفوذ و گسترش فرهنگ اسلام امريكايي را از طرف ديگر به آزمايش گذاشته اند. اي كاش همه تجاوزات جهانخواران همانند تجاوز شوروي به كشور مسلمان و قهرمان پرور افغانستان ، علني ورودررو بود تا مسلمانان ابهت و اقتدار دروغين غاصبين را در هم مي‌شكستند ولي راه مبارزه با اسلام آمريكايي ، از پيچيدگي خاصي بر خوردار است كه تمامي زواياي آن ، بايد براي مسلمانان پا برهنه ، روشن گردد كه متاسفانه هنوز براي بيساري از ملتهاي اسلامي ،‌مزربين( اسلام آمريكايي )‌و (‌اسلام ناب محمدي و اسلام پا برهنگان و محرومان)‌و (‌اسلام مقدس نماهاي متحجر و سرمايه داران خدا نشناس و مرفهين بي درد)كاملا مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك مكتب و در يك آئين ، دو تفكر متضاد و رو در رو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهمي است كه اگر اين كار توسط حوزه‌هاي علميه صورت پذيرفته بود، به احتمال بسيار زياد سيد عزيز ما ( عارف حسيني) در بين ما بود. وظيفه همه علما است كه با روشن كردن اين دو تفكر ، اسلام عزيز را از ايادي شرق و غرب نجات دهند،‌البته خون اين شهيدان عزيز، تمامي خار و خاشاكها را از مسير اعتلاي ارزشهاي معنوي ‌ريشه كن مي‌سازد و همه مروجين باطل را به دريا مي‌ريزد ولي نبايد از اين مسئله غفلت كنيم كه امروز روز آماده باش همه دشمنان اسلام است ،روز بيدار باش همه جهانخواران است. آنروزي كه استعمار شرق و غرب ،مسلمانان را خواب كرده بود و بر مركب مراد ، سوار بود از خطر بزرگ و بالقوه‌اي بنام اسلام و قرآن سخن ميگفت و اما امروز كه شوروي و آمريكا بدنبال انقلاب مقدس اسلامي ايران ، صدها ضربه سياسي ، نظامي و فرهنگي خورده‌اند و در همه جاي عالم& زنگ خطر اسلام، عليه منافع حياتي شان به صدا در آمده است بايد با دقت تمام ،‌كيد و فريب استكبار شرق و غرب را شناخت و خنثي نمود. ملتهاي مسلمان بايد اصل را بر دشمني و فريب ابر قدرتها با خود بگذارند، مگر اينكه خلاف عيني و عملي آنرا مشاهده و لمس و باور نمايند. ما به حبل ولايت خدا و پيامبر و ائمه معصومين(ع) چنگ زده‌ايم و جدا بايد از هر آنچه غير رضايت آنان است ، متنفر و بيگانه باشيم و از اين بيگانگي هم برخود فخر مباهات كنيم . شهادت جناب حجة السلام آقاي سيد عارف حسين حسيني را به روحانيون متعهد اسلام و خانواده محترم اين شهيد و ملت مسلمان پاكستان ، تبريك و تسليت عرض نموده و به همه برادران و خواهران مسلمان خود در آن كشور اطمينان مي‌دهيم كه ايران اسلامي در كنار شما و بعنوان ياري امين و سنگري محكم از شرافت ، استقلال ، عزت و اعتبار اسلاميتان دفاع خواهدنمود.اينجانب فرزند عزيزي را از دست داده‌ام ،‌خداوند تعالي به همه ما توفيق تحمل مصائب و توان ادامه راه پر فروغ شهيدان را بيشتر از پيش ، كرامت فرمايد و توطئه و مكر ستمگران را به خودشان برگرداند و ملت پر كرامت اسلام را در مسير جهاد و شهادت ، ثابت قدم نگهدارد.
دوشنبه 11 بهمن 1389  10:22 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها