توبهي حُرّ
نادم و شرمنده، حُرِّ رو سياهم يا حسين رو سياهم يا حسين
من پشيمانم، خدا باشد گواهم يا حسين عذر خواهم يا حسين
من جسارت كردهام بد كردهام بد كردهام
من جهالت كردهام بد كردهام بد كردهام
خُلفِ بيعت كردهام بد كردهام بد كردهام
بيش از اين شرمنده، اي مولا مخواهم يا حسين
سر ببُر با تيغ تيزم يا به قرآنم ببخش
توبه كردم! عفو كن اي شاه خوبانم ببخش
مجرمم، تقصير كارم، محض يزدانم ببخش
بندهام من چاكرم من خاك راهم يا حسين
بگذر از جرمم، مطيع از نفس شيطاني شدم
تابع نفس هوا، اي سِرّ يزداني شدم
پنج روزي دل فريب عالم فاني شدم
رس به فريادم كه مغضوب اِلاهم يا حسين
راه را من بر تو بستم توبه كردم يا حسين
قلب زارت را شكستم؛ توبه كردم يا حسين
رفتهاست چاره ز دستم، توبه كردم يا حسين
ميشود آيا ببخشائي گناهم يا حسين!؟
در هراس انداختم من عترت غم پرورت
عذرخواهي كن ز حُرّ در نزد زينب، خواهرت
ميدهم سوگند تو را آقا به جان مادرت
دِه تو در ظل لواي خود پناهم يا حسين
بر ندارم سر ز خاك مقدمت تا رستخيز
دل ز مهرت برنگيرم گر كنندم ريز ريز
اي امام مهربان تو آبرويم را مريز
عفو جرم خويش را من از تو خواهم يا حسين
«هاشمي» خواهد گذارد جبهه بر دربار تو
تا شود مستغني از درگاه فيض آثار تو
مرقدش گردد شها خاكِ ره زُوّار تو
حق ببخشايد به تو شايد گناهم يا حسين
