گل نر گس دلم ديوانه توست
اسير نرگس مستانه توست
دل من چون گداي بي نصيبي است
که محو شوکت شاهانه توست
اگر سوزي دلم صد بار اي يار
بدان خاکسترش ديوانه توست
دهي خاکسترش بر باد اگر هم
سرانجامش مقيم خانه توست
دلم مرغ و توصيادي در اين دشت
دلم در بند آب و دانه توست
اگر عشق تو باشد کعبه دل
جهاني در طواف خانه توست
توئي ساقي که در جامت عقيق است
مي عشق خدا پيمانه توست
تو شمع بزم عشق عارفاني
دو عالم سر به سر پروانه توست
چه می شود كه شبی بشنوم صدایت را
به درد گریه كنم زخم های روضه هایت را
بگو كجا زده ای خیمه در كدامین دشت
به این دو چشم كه طی كرده رد پایت را
زمان بدون تو امشب چه سرد می گذرد
بیاکه گرم کنی مجلس عزایت را
جسارت است ولی می شود همین شب سرد
کشی به روی سرم لحظه ای عبایت را
گمان کنم که صدایت گرفته چون زینب
میان بغض صدا می زنی خدایت را