0

رسماً استعفا می دهم

 
mortazavifar
mortazavifar
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مهر 1389 
تعداد پست ها : 1349
محل سکونت : yazd

رسماً استعفا می دهم

بدينوسيله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم
و مسئوليتهای يک کودک هشت ساله را قبول می کنم.

می خواهم به يک ساندويچ فروشی بروم
و فکر کنم که آنجا يک رستوران پنج ستاره است. 
... 
می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است،
چون می توانم آن را بخورم! 

می خواهم زير يک درخت بلوط بزرگ بنشينم
و با دوستانم بستنی بخورم . 

می خواهم درون يک چاله آب بازی کنم
و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم. 

می خواهم به گذشته برگردم،
وقتی همه چيز ساده بود،
وقتی داشتم رنگها را،
جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را
ياد می گرفتم،
وقتی نمی دانستم که چه چيزهايي نمی دانم
و هيچ اهميتی هم نمی دادم . 

می خواهم فکر کنم که دنيا چقدر زيباست
و همه راستگو و خوب هستند. 

می خواهم ايمان داشته باشم که هر چيزی ممکن است
و می خواهم که از پيچيدگيهای دنيا بی خبر باشم . 

می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم،
نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری،
خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جريمه و ...

می خواهم به نيروی لبخند ايمان داشته باشم،
به يک کلمه محبت آميز،
به عدالت،
به صلح،
به فرشتگان،
به باران،
و به . . . 

اين دسته چک من، کليد ماشين،
کارت اعتباری و بقيه مدارک،
...مال شما... 

من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم .

هر كس بد ما به خلق گويد ما چهره زهم نمي خراشيم

ما خوبي او به خلق گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيم

دوشنبه 11 بهمن 1389  12:28 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها