0

مسائل مصر و تونس

 
jalale
jalale
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 895
محل سکونت : تهران

مسائل مصر و تونس

مراقب باشيد او برنده جايزه صلح نوبل است!

 محمد حاشر  يزداني

 سرزمین" اهرام ثلاثه" این روزها دیگر چون "نیل" آرام نیست و در تب و تاب بزرگترین تغییر 30 سال اخیر است. سالهاست که نام حسنی مبارک چون مجسمه ابوالهول( اگر نگوییم چون فرعون!) بر پیشانی ریاست جمهوری مصر حک شده و مردم نیز کم کم باورشان شده بود که او قدرت مطلق مصر است وچاره ای نیست تا زمانی که خودش بخواهد بمیرد!

در طول این سال های اخیر جنبش "اخوان المسلمین" که گاهی نام حماس مصر نیز برآن می نهند در میان فضای اختناق و خفگی رسانه ای در براب این اژدهای هفت سر قدرت خاندان مبارک ایستاده و تا مجالی یافته بر سر او فریاد کشیده و تاوان این فریاد را در زندان های مبارک داده است.

علاوه بر این حزب احزاب دیگری نیز دراین راه وارد شده و با رویکرد دموکراسی خواهی به مقابله با مبارک برخاسته اند. مانند حزب "کفایه " و حزب" الغد" 

اعتراضات مردمي  ناشي از خفقان سي ساله همچون عقده اي تركيد و سراسر مصر را فراگرفت. غرب دست پاچه شده و به شدت نگران است. 

اما غرب مدتها قبل از امروز ، پيش بيني ميكرد كه مبارك روزي به دست مردم مصر سرنگون خواهد شد. لذا گزينه هايي را جهت شكل دهي به انقلاب هاي بلقوه اي كه درسينه مردم آماده فوران بود مهيا ساخت.

يكي از آنها محمد البرادعی چهره مشهور بین المللی كه به کشورش برگشته است. و سعي دارد قباي رهبري انقلاب را بپوشد تا مبادا اسلالمگراياني كه ساليان سال در بند مبارك بوده اند هدايت مردم را به دست بگيرند.

خستگی مردمی از یکنواختی قدرت سی ساله ، عدم اعتماد مردم به دیگر احزاب برای شکست خاندان مبارک ووجهه بین المللی وی بر سیل هواداران البرادعی می افزاید و این روزها رسانه های مصری که کمتر زیر چتر سانسور مبارک هستند سرشار از طومارها و اعلام حمایت های مردم و نخبگان از جنبش تغییر به سرکردگی البرادعی است.

البرادعی شخصیتی است که به دلیل وجهه بین الملی که دارد دو گروه اسلامگرایان و دموکراسی خواهان مصری که اختلافات بنیادین دارند برای شکست رقیب مشترک روی او به وحدت رسیده اند. 

اما مراقب باشید او برنده جایزه صلح نوبل است!

 اما البرادعی کیست؟

خبرگزاری فارس می نویسد:  

"او هفدهم ژوئن 1942 در خانواده‌ای‌ متوسط‌ در قاهره، پایتخت مصر بدنیا آمد. پدرش مصطفی ‌البرادعی وکیلی متبحر بود و برای همین پسر نیز راه پدر را در پیش گرفت و در سال 1962 از دانشکده حقوق دانشگاه قاهره موفق به اخذ لیسانس شد.

دو سال بعد به خدمت وزارت امورخارجه مصر درآمد و به عضویت هیات نمایندگی این کشور در سازمان ملل‌متحد منصوب شد. عزیمت او به ایالات‌متحده فرصتی شد تا با پشت سرگذاشتن دوره تحصیلات  تکمیلی در  مدرسه  حقوق  دانشگاه‌ ایالتی ‌نیویورک  در سال 1974 موفق به کسب  درجه دکترای حقوق بین‌الملل شود. آشنایی البرادعی با آژانس از زمانی آغاز شد که دوبار  از  سوی  وزارت  امور خارجه ‌مصر ماموریت یافت به عنوان  نماینده  حقوقی و  کنترل تسلیحاتی مصر در  سازمان  ملل‌متحد  درنیویورک و ژنو خدمت کند. وی طی یک دوره چهارساله حدفاصل سال‌های 1974 تا 1978دستیار ارشد وزیرخارجه مصر شد اما آغاز به کار او در سازمان‌ملل بر فعالیتش در وزارت‌ خارجه این کشور نقطه پایان نهاد.

همکاری  البرادعی با  نهادهای  وابسته  به سازمان‌ملل‌متحد با پذیرفتن مسوولیت برنامه‌حقوق بین‌الملل  انستیتو  تحقیقات‌  و آموزش  ملل‌متحد   (UNITR)  در سال 1980  آغاز  شد. این همکاری  رهگشای افزایش همکاری‌های او با این سازمان شد.

در سال 1984 به عضویت دبیرخانه آژانس‌بین‌المللی‌انرژی  اتمی  درآمد.  مهمترین سمت‌های و پیش از آن که در سال 1993 به عنوان دستیار  دبیر کل‌ آژانس   درامور  روابط ‌خارجی منصوب  شود، مشاورحقوقی آژانس بوده است.

مقارن با عضویت در دبیرخانه  آژانس  وی  حد فاصل سال‌های 1981   تا 1987  استادیار رشته حقوق‌ بین‌المللی مدرسه حقوق  دانشگاه  ایالتی نیویورک بود.  البرادعی چهارمین دبیر کل  آژانس بین‌المللی انرژی‌اتمی بود."  

حداقل برای آزادی خواهان جهان واضح و مبرهن است که البرادعی در جریان پرونده های هسته ای ایران و کره شمالی علی رغم تلاش جهت نشان دادن وجهه بیطرفانه خود به طور آشکارا تحت تاثیر لابی های صهیونیستی و ایالات متحده امریکا بود و گاهی اعتراض شدید اعضای آژانس را به نحوه رفتار منفعلانه خود بر میانگیخت.  

اما ورود البرادعی به مصر به چه معناست؟ 

آیا حضور وی در این عرصه با چراغ سبز اربابان امریکایی بوده است و یا خود البرادعی ناگهان به یاد خاطرات دوران جوانی و مصر قدیم افتاده و تصمیم گرفته است تا با ایجاد جنبش اجتماعی زمينه رسيدن به مسند ریاست جمهوری مصروخدمت به مردم کشورش را فراهم کند؟ 

فرض دوم به علت گرایشات محسوس وی به غرب و انفعال نشان داده شده در دوران ریاست آژانس کمی دور از ذهن می رسد.

اما فرض اول کاملا با منطق سیاسی این دوران جور در می آید. البرادعی برنده جایزه صلح نوبل است واهدای این جایزه بنا بر شواهد متقن یعنی تعهد به دفاع ازاسرائیل در همه شرایط!

او یک چهره بین المللی است که تجربیات فراوانی دارد لذا عدم به کارگیری از وی در یکی از سمت های سازمان ملل  کمی مشکوک است. و خبر از ماموریت جدید وبزرگ دیگری برای او می دهد. 

به نظر می آید آمریکا از برگزاری انتخابات در عراق و افغانستان درس بزرگی گرفته است. ایالات متحده خوب میداند که اگر زمینه دموکراسی واقعی در کشور های اسلامی آماده شود به طور قطع گرههای اسلام گرا به پیروزی می رسند .لذا نمی خواهد در مصر نیز عرصه را واگذار نماید. کشور مصر نقش تعیین کننده ای در انزوای اسرائیل دارد و اگر گروههای اسلام گرا به پیروزی برسند اسرائیل به تمام معنا درگردابی وحشتناک خواهد افتاد که اضمحلالش را در پی خواهد داشت. 

از طرف دیگر ایالات متحده و لابی های صهیونیستی تاآنجا که توانسته اند از گاو مبارک دوشیده اند و اینک دیگر از این آستان برایشان راه امیدی  نمانده است. اما با تغییر پوسته قدرت در مصر راههای زیادی به روی آنها گشوده خواهد شد.

احتمالاورود البرادعی به بحث انتخابات مصر به جهت کاهش احتمال پیروزی اسلامگرایان بوده است. امری که تاکنون نتیجه داده است و گروههای اسلامگرا به علت عدم درک از توانایی هاي ذاتي خود در رهبري مردم در حال حل شدن در محلول جنبش تغییر البرادعی هستند. 

به هرحال البرادعی به مصری ها ثابت کرده است که توان ایستادن در برابر قدرت مبارک را به دلیل وجهه بین المللی خود دارد و مبارک نیز به همین دلیل از برخورد با او عاجز است لذا گروههای مخالف دولت بر سر حمایت او به اجماع رسیده اند .

البرادعی باید بداند مصر کشوری عرب و مسلمان است و علی رغم تلاش های 30 ساله مبارک در کمرنگ کردن وجهه ضد صهیونیستی مصر، اما جوانان غیور این کشور اسیر این توطئه ها نشده اند. 

گروههای اسلام گرا می بایست خطوط قرمز خود را در رابطه با اسرائیل به طور واضح با او مشخص کنند و در برابر ملت مصر موضع مشخص وي را درباره اسرائيل بخواهند تا دوباره البرادعی مجری کمپ دیوید جدیدی نشود و ...

فراموش نکنید البرادعی برنده جایزه صلح نوبل است!

 

با تشکر

دوشنبه 11 بهمن 1389  11:17 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها