0

مقالات قرآنی

 
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مقالات قرآنی

فضیلت سلام کردن

 


سلام كه با سلامت ، هم خانواده است معنایش نفى خطر یا ملزوم آن است . این شعار اسلامى كه به عنوان تحیت ادا مى‏شود و در قرآن كریم مورد تاكید قرار گرفته، شاید یكى از حكمت هایش این باشد كه هر انسانى در زندگى دایماً نگرانیها ، خوفها و دل واپسیهایى دارد و با هر كسى مواجه مى‏شود چون احتمال مى‏دهد كه از ناحیه وى ضررى به او برسد این نگرانى را دارد .

 


سلام

پس اولین چیزى كه در هر برخوردى مطلوب است رفع این نگرانى است ، یعنى انسان احساس كند كه از طرف آن شخص ضررى به او نمى‏رسد و هیچ چیز براى انسان مهمتر از دفع ضرر نیست و بعد نوبت مى‏رسد به جلب منفعت . این است كه در اولین برخورد بهترین چیزى كه باید رعایت‏بشود همین تامین دادن به طرف است كه از ناحیه من به شما ضررى نمى‏رسد.

"سلام" نام دیگر قرآن کریم

از این رو در موارد زیادى «سلام‏» با «آمین‏» در قرآن كریم توأماً ذكر شده است. مى‏دانید یكى از اسم هاى خداى متعال « سلام‏ » است و آن جا كه این اسم در قرآن كریم ذكر شده به دنبالش «مؤمن‏» هم آمده است: «السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ »(حشر / 23 ) خداست كه سلامتى را تأمین و خطر را از دیگران رفع مى‏كند. «مؤمن‏» در این جا یعنى كسى كه ایجاد امن مى‏كند.

در روز قیامت‏به مؤمنین گفته مى‏شود: «ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِینَ ؛ با سلام و امن وارد بهشت‏شوید.» (حجر / 46 ) به هر حال اهمیت موضوع سلام به خاطر این است كه به طرف، احساس آرامش و امنیت‏خاطر مى‏دهد و این در زندگى اجتماعى خیلى مهم است.

آیات :

(سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِیمٍ )؛ ... با سلام، که گفتار پروردگار مهربان است.(یس آیه 58)

(إِذْ دَخَلُوا عَلَیْهِ فَقَالُوا سَلَامًا )؛... هنگامی که بر او وارد شدند و سلام کردند.(الذاریات آیه 25)

(فَإِذَا دَخَلْتُم بُیُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِكُمْ تَحِیَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَیِّبَةً...)؛ و هر گاه به خانه ها در آمدید، به خویشتن سلامی که درودی از جانب خدا و مبارک و پاکیزه است بگویید.(سوره نور آیه 61)

ای انس! هر کس را ملاقات کردی به او سلام کن خداوند حسنات تو را افزون می کند، و در خانه خود نیز سلام کن خدا برکت تو را افزایش می دهد

روایات :

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم

السّلام من اسماء الله فافشوه بینکم ...؛ سلام از نام های خداست، آن را میان خود آشکار سازید... .(بحار الانوار ج 76ص 10)

اولی النّاس بالله و برسوله من یدا بالسّلام؛  سزاوارترین مردم به خدا و پیامبرش کسی است که ابتدا به سلام کند.(وساءل الشیعه ج 8،ص 436)

یا انس! سلّم علی من لقیت یزید الله فی حسناتک و سلّم فی بیتک یزید الله فی برکتک؛ ای انس! هر کس را ملاقات کردی به او سلام کن خداوند حسنات تو را افزون می کند، و در خانه خود نیز سلام کن خدا برکت تو را افزایش می دهد.(بحار الانوار ج 76 ص 3)

«اذا تلافیتم فتلا فوا بالتسلیم و التصافح، و اذا تفر قتم فتفرقوا بالاستغفار» ؛ هر گاه به یکدیگر رسیدید با سلام و مصافحه با هم بر خورد کنید، و هر گاه جدا شدید با طلب آمرزش جدا شوید.

«اذا مرّبکم الرّجل و الطعام بین ایدیکم؛ فان سلّم علیکم فادعوه. و انّ لم ینسلم فلا یدعه احد» ؛ اگر مردی بر شما گذشت در حالی که غذا در برابر شما بود، چنانچه به شما سلام کرد او را به غذا فرا خوانید و اگر به شما سلام نکرد کسی او را فرا نخواند.(همان ص 108)

«اذا دخل احدکم منزله فلیسلم علی اهله یقول: «السلام علیکم فان لم یکن له اهل فلیقل: « السلام علینا من ربنا» و لیقرأ (قل هوالله احد) حین یدخل منزله فانه ینفی الفقر؛ چون یکی از شما وارد خانه اش شود به خانواده اش سلام کند و بگوید: «السّلام علیکم»، و اگر خانواده ندارد بگوید: «السلام علینا من ربنا» و باید هنگامی که وارد خانه اش می شود « قل هو الله احد» را بخواند که فقر را بر طرف می کند.» (همان ص 107)

سلام

امیرمومنان علی علیه السلام

 

 

ان الله یحب افشاء السّلام؛ خداوند آشکار ساختن سلام را دوست می دارد. (روضة المتقین ج 12ص 129)

«ایدووا بالسّلام قبل الکلام فمن یدا با لکلام قبل السّلام فلا تجیبوه؛ پیش از سخن گفتن سلام کنید. هر کس پیش از سلام کردن، به سخن آغاز کرد پاسخش را ندهید.»(همان)

«انّ من موجبات المغفرة بذل السّلام و حسن الکلام»؛ سلام کردن و سخن نیکو گفتن مایه آمرزش است.(غررالحکم 197)

ابخل النّاس من بخل بالسّلام؛ بخیل ترین مردم کسی است که به سلام کردن بخل ورزد.

«من لقی فقیراً مسلماً فسلّم علیه خلاف سلامه علی الغنی لقی الله عزّ و جلّ یوم القیامة و هو علیه غضبان»؛ هر کس فقیر مسلمانی را ملاقات کند و بر خلاف سلام که به ثروتمند می کند به او سلام نماید، روز قیامت خدا را در حالی ملاقات می کند که بر او خشم گرفته است.(روضة الواعظین ج 2ص454)

امام حسین علیه السلام

السّلام سبعون حسنة تشع و ستون للمبتدی، و واحدة للرّاد؛ سلام هفتاد حسنه دارد. شصت و نه حسنه برای کسی که سلام کرده، و یک حسنه برای کسی که پاسخ گفته است.(تحفت العقول ص 177)

امام باقر علیه السلام

انّ السّلام اشم من اسماء الله عزّ و جلّ؛ سلام، نامی از نام های خداوند بزرگ است.(الفقیه ج 1ص241)

امام صادق علیه السلام

«انّ الله عزّ و جلّ قال: البخیل من بحل بالسّلام؛ خداوند فرموده است: بخیل کسی است که به سلام کردن بخل کند.

اقرأ وا من لقبتم من اصحابکم السّلام، و قولوا لهم: انّ فلان بن فلان یقرئوکم السّلام...»؛ به هر یک از یاران خود می رسید سلام برسانید و به آنان بگویید: فلانی پسر فلانی به شما سلام می رساند... .(کافی ج 2 ص 649)

لقمان حکیم

یا بنی ابد النّاس بالسّلام و المصافحة قبل الکلام؛ پسرم! پیش از آن که با مردم سخن بگویی نخست به آنان سلام کن و با آنان مصافحه نمای.(الاختصاص،ص 333).

 

«لکل داخل دهشة فابدا بالسّلام»؛ هر وارد شونده ای دهشتی دارد، پس ابتدا به سلام کنید

آثار سلام

روایات

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

افشوا السّلام بینکم تحابوا؛ به یکدیگر بلند سلام کنید تا موجب محبت میان شما شود.(نهج الفصاحه ص 73)

افشوا السّلام تسلموا؛ بلند سلام کنید تا سلام بمانید.(جامع الاخبار ص 104)

«متی لقبت من امّتی احداً فسلم علیه یطل عمرک، فاذا دخلت بینک فسلّم علیهم یکثر خیرک»؛ هر گاه کسی از امّت مرا ملاقات کردی به او سلام کن تا عمرت طولانی شود، و هر گاه وارد خانه خود شدی به اهل خانه سلام کن تا خیر تو افزون گردد.»

«من لقی عشرة من المسلمین فسلّم علیهم کتب الله له عنتق رقبة؛ هر کس ده نفر از مسلمانان را ملاقات کند و به آنان سلام نماید خداوند آزادی یک بنده را برای او خواهد نوشت.»

«ان اردت ان یکثر خیر بیتک فاذا دخلت منزلک فسلّم علیهم؛ اگر می خواهی خیر و برکت خانه ات افزون شود هر گاه وارد خانه می شوی به اهل خانه سلام کن.» (جامع الاحادیث شیعه ج 16ص 838)

سلام

امیرمومنان علی علیه السلام

«لکل داخل دهشة فابدا بالسّلام»؛ هر وارد شونده ای دهشتی دارد، پس ابتدا به سلام کنید.(غررالحکم ص 579)

امام صادق علیه السلام

من قال: السّلام علیکم فهی عشر حسنات و من قال: سلام علیکم و رحمة الله فهی عشرون حسنة و من قال: سلام علیکم و رحمة الله و برکاته فهی ثلاثون حسنة؛ هر کس بگوید: «السّلام علیکم» ده حسنه دارد، و هر کس بگوید: « سلام علیکم و رحمة الله » بیست حسنه دارد، و هر کس بگوید: « سلام علیکم و رحمة الله و برکاته » سی حسنه دارد.(وساءل الشیعه ج 8ص444)

استحباب سلام و وجوب پاسخ آن

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله و سلم

السّلام تطوع و الرّد فربضة؛ سلام کردن مستحب است اما پاسخ آن واجب.(کافی ج 2 ص 644)

امام صادق علیه السلام

ابوکهمش: قلت لابی عبدالله علیه السلام: عبدالله بن ابی یعفور یقرنوک السّلام قال: و علیک و علیه السّلام، اذا اتیت عبدالله فاقرئه السّلام؛ به امام صادق علیه السلام گفتم: عبدالله بن ابی یعفور به تو سلام می رساند. فرمود: بر تو و بر او سلام باد، هر گاه نزد عبدالله رفتی به او سلام برسان.(وساءل الشیعه ج 8ص 449)

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  10:07 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مقالات قرآنی

عجیب ترین وعده خدا به مؤمنین

شاخصه های مومن واقعی

بخشی از آیات قرآن کریم به بیان ثواب و عقابیست که در قیامت نصیب انسانها می شود. به آنها که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند وعده بهشت و نعمتهای بهشتی داده شد و کسانی را که به آیات الهی و دعوت فرستادگان او پشت کرده و به گناه و معصیت خو کردند از جهنم و عذابهای آن برحذر داشت.


میزان جزا و پاداش اعمال

در این مقاله به این موضوع می پردازیم که میزان جزا و پاداش اعمال چقدر خواهد بود؟ به عبارت دیگر گنهکار را چه میزان عذاب می کنند و اهل طاعت و بندگی را تا چه حد پاداش می دهند؟

 

در قیامت عذاب به میزان گناه است

از آیات سوره نبأ به دست می آید که هر گناهی تنها یک عذاب خواهد داشت؛ به اصطلاح یکی در برابر یکی. خداوند متعال در بیان مجازات تبهکاران می فرماید:

«لَّا یَذُوقُونَ فِیهَا بَرْدًا وَ لَا شَرَابًا * إِلَّا حَمِیمًا وَ غَسَّاقًا * جَزَاءً وِفَاقًا * إِنهَُّمْ كَانُواْ لَا یَرْجُونَ حِسَابًا * وَ كَذَّبُواْ بَِایَاتِنَا كِذَّابًا»؛ (24-28/نبأ): دوزخیان در جهنم نه هوای خنكى مى‏چشند و نه آشامیدنى باب طبعی؛ مگر آب جوشان و چركاب و خونابه‏اى از بدن دوزخیان‏ و این جزایی است که با اعمالشان وفق دارد (بیشتر نیست)؛ زیرا اینها کسانی بودند که به روز حساب امیدى (باوری) نداشتند و آیات ما را به شدت و با همه وجود انكار مى‏كردند.

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این بخش می فرماید: « "جَزاءً وِفاقاً" دلالت دارد بر مطابقت كامل بین جزا و عمل، پس انسان با عمل خود نمى‏جوید مگر جزایى را كه مو به مو مطابق آن باشد.» (المیزان20/273)

 

دو نکته مهم

در مورد این اصل ممکن است سوالهایی پیش بیاید که ما در اینجا دو نکته ذکر می کنیم تا پیشاپیش، جواب آنها را داده باشیم.

نکته اول: برخی کارهای نامشروع در نظر ما یک گناه است اما در حقیقت و در واقع با این کار دو گناه صورت گرفته است از این رو دو تا هم جزا و عذاب خواهد داشت. مانند این نمونه:

«یَانِسَاءَ النَّبىِ‏ِّ مَن یَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَینْ‏ِ وَ كاَنَ ذَالِكَ عَلىَ اللَّهِ یَسِیرًا»(30/احزاب)؛ اى همسران پیامبر! هر كس از شما كار بسیار زشت آشكارى مرتكب شود عذاب براى او دو چندان خواهد شد، و این كار برای خدا آسان است‏.

علت این عذاب دو برابر، دو گناهه بودن معصیت های آشکاری است که همسر پیغمبر صلی الله علیه و آله مرتکب می شود: یک گناه همان فعل حرامی است که انجام می دهد و گناه دوم، لطمه زدن به آبرو و حیثیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. (ر.ک تفسیر نمونه17/283) بنابراین عذابشان دو چندان است.

نکته دوم: این جزای موافق هم بعد از این است که آن گناه با شوینده هایی که خدا قرار داده است پاک نشود و با داروهایی که او مقرر کرده درمان نشود. این پاک کننده ها و داروهای درمانگر عبارتند از: توبه، عمل صالح، رنج دنیوی، سختی جان کندن، فشار قبر، عذاب برزخ، شفاعت(انبیا و اولیا ع علما و شهدا و صلحا و ...) ، دعای گذشتگان و آیندگان و ...

در نهایت اگر شدت و عمق گناه به حدی بود که هیچکدام از این امور نتوانست در آن کارگر بیفتد نوبت به سوزاندن زخم می رسد که فرمودند: «آخِرُ الدَّوَاءِ الْكَیُّ»؛ آخرین دارو و راه درمان سوزاندن است.(نهج البلاغه، خطبه 168)

در هر صورت، این یک قانون الهی است که فرمود: «مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها»؛ آنان كه به صحنه قیامت و حساب، كار بد بیاورند، جز به مانند آن مجازات نبینند. (160/انعام)

حضرت سجاد علیه السلام مرتب می فرمود: «وَیْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ آحَادُهُ أَعْشَارَهُ»؛ وای بر کسی که جمع کیفرهای تک تک او از ده تا ده تا ثوابی که به او می دهند بیشتر شود

اما ثواب حداقل ده برابر است

بارش رحمت

در همان آیه 160/انعام آمده است: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها»؛ هر کس که کار نیکی به صحنه حساب بیاورد ده برابر به او پاداش خواهند داد؛ یعنی ده ثواب در مقابل یک عمل صالح به او می دهند.

اگر هم گفتیم «حداقل» با در نظر گرفتن آیاتی بود که به زودی ذکر خواهیم کرد.

نکته مهم : این ثواب به شرط بقاء عمل در نامه اعمال است زیرا اعمال صالح ممکن است در اثر برخی گناهان دچار آسیب شده و همه یا بخشی از آنها نابود شود از این رو فرمود: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ»؛ هر کس حسنه ای را بیاورد ده برابر پاداش به او می دهیم.

 

سخنی تکان دهنده از امام سجاد علیه السلام

حضرت مرتب می فرمود: «وَیْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ آحَادُهُ أَعْشَارَهُ»؛ وای بر کسی که جمع کیفرهای تک تک او از ده تا ده تا ثوابی که به او می دهند بیشتر شود.(معانی الاخبار/248)

 

بلکه بیش از ده برابر

خداوند متعال در آیه 89 نمل و نیز 84 قصص می فرماید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها»؛ هر کس عمل صالحی بیاورد پاداشی بهتر نصیب او می شود. همانطور که ملاحظه می شود این خیریت در تعداد خاصی منحصر نشده است و می تواند شامل بیش از ده برابر هم بشود.

 

بلکه هر چه بخواهد

خداوند متعال می فرماید: «وَ الَّذِى جَاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ  أُوْلَئكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ * لهَُم مَّا یَشَاءُونَ عِندَ رَبهِِّمْ  ذَالِكَ جَزَاءُ الْمُحْسِنِینَ»؛ و آنكه سخن راست و درست آورد و كسانى كه آن را باور كردند، اینانند كه پرهیزكارانند. براى آنان هر چه بخواهند نزد پروردگارشان فراهم است. این است پاداش نیكوكاران. (33-34/زمر)

اگر شدت و عمق گناه به حدی بود که هیچکدام از این امور نتوانست در آن کارگر بیفتد نوبت به سوزاندن زخم می رسد که فرمودند: «آخِرُ الدَّوَاءِ الْكَیُّ»؛ آخرین دارو و راه درمان سوزاندن است

عجیب ترین وعده خدا به مؤمنین

بهترین اعمال

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر آیه 38 سوره مبارکه نور « لِیَجْزِیهَُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ وَ یَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ  وَ اللَّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیرِْ حِسَابٍ» اینگونه می نویسد: معنى جمله " لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا" این است كه خداى تعالى به ایشان در مقابل هر عمل صالحى كه در هر باب كرده‏اند پاداش بهترین عمل در آن باب را مى‏دهد و برگشت این حرف به این مى‏شود كه خدا در اعمال صالح ایشان خرده‏گیرى نمى‏كند، تا باعث نقص عمل و انحطاط ارزش آن شود، در نتیجه عمل حسن ایشان احسن مى‏شود.

كلمه فضل در جمله " وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ" به معناى عطاء است، و این خود نص در این است كه خداى تعالى از فضل خودش آن قدر مى‏دهد كه بیش از اعمال صالح آنها می شود. از این آیه روشن‏تر آیه 35 سوره ق است که مى‏فرماید:" لَهُمْ ما یَشاؤُنَ فِیها وَ لَدَیْنا مَزِیدٌ" هر چه بخواهند و تصور کنند ما به ایشان می دهیم و نزد ما پاداشهایی دارند فراتر از تصورشان.

و این پاداش زیادى غیر از پاداش اعمال است و از آن عالى‏تر و عظیم‏تر است؛ چون چیزى نیست كه خواسته انسان به آن تعلق گیرد و یا با سعى و كوشش به دستش آورد و این عجیب‏ترین وعده‏اى است كه خدا به مؤمنین داده و ایشان را به آن بشارت مى‏دهد. ( ر.ک: المیزان ‏15/179-180)

 

گریزی به یک روایت

اکنون معنای این روایت قدری برای ما روشن می شود که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «إِنَّ لِعَلِیٍّ وَ شِیعَتِهِ مِنَ اللَّهِ مَكَاناً یَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ‏»؛ به حقیقت که برای علی (علیه السلام) و شیعیان او در نزد خداوند متعال جایگاهی است که اولین و آخرین (تمام) مخلوقات حسرت آن را می خورند.(إرشاد القلوب ج‏2 ص292)

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  10:07 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مقالات قرآنی

عجیب ترین وعده خدا به مؤمنین

شاخصه های مومن واقعی

بخشی از آیات قرآن کریم به بیان ثواب و عقابیست که در قیامت نصیب انسانها می شود. به آنها که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند وعده بهشت و نعمتهای بهشتی داده شد و کسانی را که به آیات الهی و دعوت فرستادگان او پشت کرده و به گناه و معصیت خو کردند از جهنم و عذابهای آن برحذر داشت.


میزان جزا و پاداش اعمال

در این مقاله به این موضوع می پردازیم که میزان جزا و پاداش اعمال چقدر خواهد بود؟ به عبارت دیگر گنهکار را چه میزان عذاب می کنند و اهل طاعت و بندگی را تا چه حد پاداش می دهند؟

 

در قیامت عذاب به میزان گناه است

از آیات سوره نبأ به دست می آید که هر گناهی تنها یک عذاب خواهد داشت؛ به اصطلاح یکی در برابر یکی. خداوند متعال در بیان مجازات تبهکاران می فرماید:

«لَّا یَذُوقُونَ فِیهَا بَرْدًا وَ لَا شَرَابًا * إِلَّا حَمِیمًا وَ غَسَّاقًا * جَزَاءً وِفَاقًا * إِنهَُّمْ كَانُواْ لَا یَرْجُونَ حِسَابًا * وَ كَذَّبُواْ بَِایَاتِنَا كِذَّابًا»؛ (24-28/نبأ): دوزخیان در جهنم نه هوای خنكى مى‏چشند و نه آشامیدنى باب طبعی؛ مگر آب جوشان و چركاب و خونابه‏اى از بدن دوزخیان‏ و این جزایی است که با اعمالشان وفق دارد (بیشتر نیست)؛ زیرا اینها کسانی بودند که به روز حساب امیدى (باوری) نداشتند و آیات ما را به شدت و با همه وجود انكار مى‏كردند.

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این بخش می فرماید: « "جَزاءً وِفاقاً" دلالت دارد بر مطابقت كامل بین جزا و عمل، پس انسان با عمل خود نمى‏جوید مگر جزایى را كه مو به مو مطابق آن باشد.» (المیزان20/273)

 

دو نکته مهم

در مورد این اصل ممکن است سوالهایی پیش بیاید که ما در اینجا دو نکته ذکر می کنیم تا پیشاپیش، جواب آنها را داده باشیم.

نکته اول: برخی کارهای نامشروع در نظر ما یک گناه است اما در حقیقت و در واقع با این کار دو گناه صورت گرفته است از این رو دو تا هم جزا و عذاب خواهد داشت. مانند این نمونه:

«یَانِسَاءَ النَّبىِ‏ِّ مَن یَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَینْ‏ِ وَ كاَنَ ذَالِكَ عَلىَ اللَّهِ یَسِیرًا»(30/احزاب)؛ اى همسران پیامبر! هر كس از شما كار بسیار زشت آشكارى مرتكب شود عذاب براى او دو چندان خواهد شد، و این كار برای خدا آسان است‏.

علت این عذاب دو برابر، دو گناهه بودن معصیت های آشکاری است که همسر پیغمبر صلی الله علیه و آله مرتکب می شود: یک گناه همان فعل حرامی است که انجام می دهد و گناه دوم، لطمه زدن به آبرو و حیثیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. (ر.ک تفسیر نمونه17/283) بنابراین عذابشان دو چندان است.

نکته دوم: این جزای موافق هم بعد از این است که آن گناه با شوینده هایی که خدا قرار داده است پاک نشود و با داروهایی که او مقرر کرده درمان نشود. این پاک کننده ها و داروهای درمانگر عبارتند از: توبه، عمل صالح، رنج دنیوی، سختی جان کندن، فشار قبر، عذاب برزخ، شفاعت(انبیا و اولیا ع علما و شهدا و صلحا و ...) ، دعای گذشتگان و آیندگان و ...

در نهایت اگر شدت و عمق گناه به حدی بود که هیچکدام از این امور نتوانست در آن کارگر بیفتد نوبت به سوزاندن زخم می رسد که فرمودند: «آخِرُ الدَّوَاءِ الْكَیُّ»؛ آخرین دارو و راه درمان سوزاندن است.(نهج البلاغه، خطبه 168)

در هر صورت، این یک قانون الهی است که فرمود: «مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها»؛ آنان كه به صحنه قیامت و حساب، كار بد بیاورند، جز به مانند آن مجازات نبینند. (160/انعام)

حضرت سجاد علیه السلام مرتب می فرمود: «وَیْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ آحَادُهُ أَعْشَارَهُ»؛ وای بر کسی که جمع کیفرهای تک تک او از ده تا ده تا ثوابی که به او می دهند بیشتر شود

اما ثواب حداقل ده برابر است

بارش رحمت

در همان آیه 160/انعام آمده است: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها»؛ هر کس که کار نیکی به صحنه حساب بیاورد ده برابر به او پاداش خواهند داد؛ یعنی ده ثواب در مقابل یک عمل صالح به او می دهند.

اگر هم گفتیم «حداقل» با در نظر گرفتن آیاتی بود که به زودی ذکر خواهیم کرد.

نکته مهم : این ثواب به شرط بقاء عمل در نامه اعمال است زیرا اعمال صالح ممکن است در اثر برخی گناهان دچار آسیب شده و همه یا بخشی از آنها نابود شود از این رو فرمود: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ»؛ هر کس حسنه ای را بیاورد ده برابر پاداش به او می دهیم.

 

سخنی تکان دهنده از امام سجاد علیه السلام

حضرت مرتب می فرمود: «وَیْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ آحَادُهُ أَعْشَارَهُ»؛ وای بر کسی که جمع کیفرهای تک تک او از ده تا ده تا ثوابی که به او می دهند بیشتر شود.(معانی الاخبار/248)

 

بلکه بیش از ده برابر

خداوند متعال در آیه 89 نمل و نیز 84 قصص می فرماید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها»؛ هر کس عمل صالحی بیاورد پاداشی بهتر نصیب او می شود. همانطور که ملاحظه می شود این خیریت در تعداد خاصی منحصر نشده است و می تواند شامل بیش از ده برابر هم بشود.

 

بلکه هر چه بخواهد

خداوند متعال می فرماید: «وَ الَّذِى جَاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ  أُوْلَئكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ * لهَُم مَّا یَشَاءُونَ عِندَ رَبهِِّمْ  ذَالِكَ جَزَاءُ الْمُحْسِنِینَ»؛ و آنكه سخن راست و درست آورد و كسانى كه آن را باور كردند، اینانند كه پرهیزكارانند. براى آنان هر چه بخواهند نزد پروردگارشان فراهم است. این است پاداش نیكوكاران. (33-34/زمر)

اگر شدت و عمق گناه به حدی بود که هیچکدام از این امور نتوانست در آن کارگر بیفتد نوبت به سوزاندن زخم می رسد که فرمودند: «آخِرُ الدَّوَاءِ الْكَیُّ»؛ آخرین دارو و راه درمان سوزاندن است

عجیب ترین وعده خدا به مؤمنین

بهترین اعمال

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر آیه 38 سوره مبارکه نور « لِیَجْزِیهَُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ وَ یَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ  وَ اللَّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیرِْ حِسَابٍ» اینگونه می نویسد: معنى جمله " لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا" این است كه خداى تعالى به ایشان در مقابل هر عمل صالحى كه در هر باب كرده‏اند پاداش بهترین عمل در آن باب را مى‏دهد و برگشت این حرف به این مى‏شود كه خدا در اعمال صالح ایشان خرده‏گیرى نمى‏كند، تا باعث نقص عمل و انحطاط ارزش آن شود، در نتیجه عمل حسن ایشان احسن مى‏شود.

كلمه فضل در جمله " وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ" به معناى عطاء است، و این خود نص در این است كه خداى تعالى از فضل خودش آن قدر مى‏دهد كه بیش از اعمال صالح آنها می شود. از این آیه روشن‏تر آیه 35 سوره ق است که مى‏فرماید:" لَهُمْ ما یَشاؤُنَ فِیها وَ لَدَیْنا مَزِیدٌ" هر چه بخواهند و تصور کنند ما به ایشان می دهیم و نزد ما پاداشهایی دارند فراتر از تصورشان.

و این پاداش زیادى غیر از پاداش اعمال است و از آن عالى‏تر و عظیم‏تر است؛ چون چیزى نیست كه خواسته انسان به آن تعلق گیرد و یا با سعى و كوشش به دستش آورد و این عجیب‏ترین وعده‏اى است كه خدا به مؤمنین داده و ایشان را به آن بشارت مى‏دهد. ( ر.ک: المیزان ‏15/179-180)

 

گریزی به یک روایت

اکنون معنای این روایت قدری برای ما روشن می شود که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «إِنَّ لِعَلِیٍّ وَ شِیعَتِهِ مِنَ اللَّهِ مَكَاناً یَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ‏»؛ به حقیقت که برای علی (علیه السلام) و شیعیان او در نزد خداوند متعال جایگاهی است که اولین و آخرین (تمام) مخلوقات حسرت آن را می خورند.(إرشاد القلوب ج‏2 ص292)

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  10:07 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مقالات قرآنی

مسیح علیه السلام به روایت قرآن

راه بیابان در پیش گرفته بود و به سوی هدفی نامعلوم، ناکجاآبادی را می جست تا در سایه سار سنگی، صخره ای و شاید درختی، اندکی بیاساید.

درد آبستن لحظه به لحظه بر وجودش پنجه می افکند و او از شدت درد بر خود می پیچید. لحظات اما به کندی می گذشت؛ پرده ای از سیاهی و تاری بر چشمانش نشسته بود و خط نگاهش تا اندکی آنسوی تر امتداد نداشت.

اشک آمیخته با گرد و غبار را از دیدگانش سترد، ناگهان در دوردستها، درخت نخلی پدیدار شد، رفت و رفت تا به درخت رسید و در سایه آن آرام گرفت.

درد و رنج زایمان که اینک با عطش گرسنگی دو چندان شده امانش را بریده بود؛ آه می کشید و با خود زمزمه می کرد:

کاش پیش از اینها مرده بودم و از خاطرها کوچ می کردم.(مریم/23) کاش ...

انگار کسی صدای او را شنید..

نگاهش به چهار سوی صحرا دوید اما کسی آنجا نبود.

دخترک می پنداشت خیالاتی شده است.

اما طنین صدا آنقدر زنده و رسا بود که راه رابر هر گونه خیالی می بست.

درون خود را کاوید، دید ندا از درون بر می خیزد.

حیرت زده و اندکی ترسان به صدا گوش سپرد.

- چه جای نگرانی که پروردگارت در پایین پای تو چشمه ای زلال جاری کرده است. اینک کنده درخت نخل را تکان بده تا رطبی تازه بر تو فرود آید؛ این طعام و آن آب را نوش جان کن و دیدگانت را بر من روشن بدار!(مریم/25و24)

 

آب اگر چه عطش مریم را فرو می نشاند اما او به فکر آبروی خویش بود.

لحظه ای نبود که اندیشه بازگشت و لحظه دیدار با مردمان شهر، بر ذهن او هجوم نیاورده باشد؛ در این اندیشه غوطه ور بود که ناگهان سخن دیگری شنید که ابر تیره غم را از آسمان ذهنش دور ساخت.

 

چون کسی را دیدی به اشارت بدو بگو:"من برای خداوند رحمان روزه ای نذر کرده ام؛ از این رو امروز با هیچ کس سخن نخواهم گفت.(مریم/26)

اینک مریم انیسی یافته بود که با او سخن می گفت و چه معجزه ای بالاتر از این.

آری مسیح نه نتها خلقتش معجزه که وجودش نیز مایه خیر و برکت است.

او کسی است که موید به تایید الهی است ومقرب به درگاه باری.(آل عمران/ 45) مبشر نبوت خاتم پیامبران(صف/6) و نجات بخش مسیحیان.

وامروز همان روزی است که او در وجود آمد.

سلام بر او روزی که به دنیا آمد و روزی که از دنیا رخت بر می بنند و روزی که دوباره برانگیخته می شود.

 

نویسنده: ابوالقاسم شکوری-کارشناس قرآن تبیان 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  10:08 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مقالات قرآنی

مردم من را با قیافه بچگی می‌شناسند

 

شاید باید زودتر از اینها سراغ او می‌رفتیم. كسی كه تمامی مردم ایران از خردسالی او خاطره‌هایی به یاد می‌آورند. كسی كه وقتی نامش برده می‌شد همه برای طول عمرش دعا می‌كردند و برای موفقیت روز افزون او نذر و نیاز. دو ساله كه بود مادرش را كه استاد كلاس‌های آموزش قرآن بود همراهی می‌كرد و وقتی عموی او با اصرار فراوان از او تست گرفت فهمید باچه دریای استعدادی مواجه است. به همین راحتی در 5/2 سالگی استعدادش كشف شد. الان كه حدود 14 سال از آن زمان می‌گذرد روبروی نوجوانی قرار گرفته ام كه در لابه لای صفحات تاریخ گم نشد. قرار بود اول در جامعة القرآن همدیگر را ببینیم اما نشد و رفتیم به منزل دكتر! روی زمین نشستیم و با هم حرف زدیم. خبری از لوح‌ها و هدایایی كه از كشورها و نهادهای مختلف گرفته بود نبود، تنها یك قاب روی دیوار نشسته بود. از من استقبال می‌كند با همان لبخند دوران كودكی، وقتی از گذشته اش می‌پرسی آنقدر به نیكی از آن یاد می‌كند كه گویی خودش هم زمان را درك نكرده است ؛ مثل ما و خیلی از مردم دیگر كه وقتی او را می‌بینند به یادش نمی آورند. پایه 8 حوزه علمیه را می‌خواند و به گفته خودش هنوز خیلی از مسیر مانده كه طی نكرده است. برای كسی كه متولد 27 بهمن سال 69 است مطمئنا بخش عظیمی از راه طی نشده اما آنچه كه او تا امروز پشت سر گذاشته هم كم نبوده... این گفتگو تقدیم به همه دانشجویان راه علم و معرفت.

دکتر محمد حسین طباطبایی

¤ از كسی كه بیش از 10 سال از او خبر ندارید چه سؤالی می‌پرسید؟ دكتر كجا بودید؟

- به همه نسل سومی‌ها و خوانندگان كیهان سلام عرض می‌كنم. جای خاصی نبودم. همین جا در شهر قم مشغول درس و بحث.

¤ الان اگر كسی شما را در كوچه و خیابان ببیند، می‌شناسد؟

- نه، نمی شناسند! چون بیشتر هنوز قیافه پنج یا شش سالگی من را در ذهن دارند و به نظرم اینطور بهتر است. در روایت آمده «در گمنامی راحتی است».

¤ حالا چه چیزهایی می‌خوانید؟

- از نظر مطالعه محدودیت خاصی ندارم اما گرایش من بیشتر به مطالعه كتب اخلاقی و دینی است.

¤ از برنامه‌های آموزشی تلویزیونی تان هم خبری نیست...

- خب بعد از مدتی كه برنامه ریزی تحصیل من جدی تر شد زمان و فرصت كمتری دست می‌داد تا بتوانم در این گونه كارها شركت كنم و كم كم از برنامه‌های كاری من به طور خودكار حذف شد.

¤ در این مدت خودتان هم تدریس می‌كردید؟

- بله بعضا تدریس هم داشته ام.

¤ این روش‌های جدیدی كه برای حفظ به وجود آمده در زمان خود شما هم بود، فكر می‌كنید در جامعه جواب می‌دهد؟

- اصول حفظ از قدیم تا به حال تغییر نكرده یا با قرائت و تكرار یا از طریق استماع و یا از طریق نوشتن اما روش‌های تدریس و كلاسداری و شیوه‌های آموزشی تغییر كرده. این روش‌های جدید بحمدلله بسیار كارآمدند و من با تمام احترامی كه برای روش‌های سنتی قائلم اما از روش‌های جدید آموزشی استقبال می‌كنم.

¤ به فرزند خودتان چنین روشی پیشنهاد می‌كنید؟

- اگر شیوه‌ها و روش‌های بهتری در آن زمان ابداع شده باشد، حتما با آن شیوه‌ها با فرزندم كار می‌كنم.

¤ بعضی معتقدند به كودكی شما كمی ظلم شده(!) چون آن زمان كه باید برای شیطنت و بازیگوشی می‌گذاشتید بیشتر برای تحصیل و فراگرفتن قرآن صرف كردید. آغاز تحصیل از 5/2 سالگی خیلی توان می‌خواهد!

خیلی از مردم اینطوری فكر می‌كنند ولی اصلاً اینچنین نیست من در همان سن و سال شیطنت و تفریح خودم را داشتم، یادم می‌آید در یكی از برنامه‌هایی كه عده زیادی از خانم‌ها هم حضور داشتند در حال اجرای برنامه بودم و در همان حالی كه به سؤالات مطرح شده پاسخ می‌دادم با ماشین اسباب بازی كه در دست داشتم بازی می‌كردم ـ به قول بچه‌ها قام قام بازی ـ این اتفاق برای خیلی از آنها جالب بود در واقع باورشان نمی شد كه من دارم پاسخ سؤالاتشان را می‌دهم و همزمان ماشین بازی ام را هم می‌كنم.

¤ این فاصله‌ای كه از نظر ارتباط بین شما و مردم اتفاق افتاد خود خواسته بود یا اینكه عامل دیگری داشت؟

نمی دانم از كدام فاصله می‌گویید! زیرا من همیشه در میان مردم و با مردم بوده ام و حضور مستمر من در استانها و شهرهای مختلف و در جمع‌های مردمی گواه این گفته است.

¤ نگاه مردم و مسئولین به شما چگونه بود؟ الان چگونه است؟ هنوز دیدارها وجود دارد؟

نگاه مردم و مسئولین همیشه نگاهی توأم با لطف و احترام بوده چون مردم ما قرآن كریم و ذریه پیامبر (ص) را گرامی می‌دارند و احترام به حافظ قرآن را احترام و بزرگداشت خداوند متعال می‌دانند.

¤ قرآن از نظر شما چه تعریفی دارد به عنوان یك نوجوان؟

فكر می‌كنم نگاه یك جوان به قرآن باید مانند نگاه او به عطر باشد، چطور وقتی از خانه خارج می‌شود خود را معطر می‌كند، همانطور برای معطر كردن روح خود باید با قرآن مأنوس باشد. باید قرآن در سینه اش باشد تا كم كم در گفتار و رفتارش تأثیر بگذارد. امام صادق(ع) مؤمنی را كه اهل قرآن نیست به رطبی تشبیه كرده اند كه گرچه شیرین است اما بویی ندارد، اما شیعه‌ای كه با قرآن است را تشبیه به ترنج كرده اند كه هم مزه خوبی دارد و هم بوی خوبی.

¤ و فكر می‌كنید برای این زاویه دید كاری انجام شده؟

به نظر من در رابطه با قرآن كارهای ریشه‌ای صورت نگرفته، فقط اكتفا كرده ایم به بعضی از كارهای كلیشه‌ای در صدا و سیما و نمایشگاه‌های قرآنی در ماه مبارك رمضان، اگر چه تمام اینها در جای خود خوب است اما اصلاً كافی نیست و تا زمانی كه مسئله قرآن سرلوحه برنامه‌های اصلی مسئولین و مردم قرار نگیرد قرآن كریم در دل جوانان مان رسوخ نخواهد كرد.

دکتر محمد حسین طباطبایی(علم الهدی)

¤ یك سریالی در ماه مبارك رمضان از تلویزیون با محوریت قرآن كریم پخش شد (صاحبدلان) نظر شما در مورد فعالیت‌های هنری از این دست كه نگاه ارزشی به قرآن دارند چیست؟

ما وظیفه داریم از تمام ابزار ممكن برای معرفی قرآن و آوردن آن به صحنه زندگی مردم استفاده كنیم، یكی از ابزار مؤثر و پرمخاطب، پنجره سینما و تلویزیون است كه سینمای مذهبی و دینی ما به عقیده من گامهای موفقی برداشته، اما نباید اینطور باشد كه فقط در ماه رمضان شاهد چنین نگاهی و حركتی باشیم، یكی از علائم آخرالزمان این است كه «لایعبدون الله الا فی شهر رمضان» یعنی مردم آخرالزمان تنها در ماه مبارك رمضان خدا را عبارت می‌كنند!

¤ رادیو قرآن و شبكه قرآن به عنوان رسانه‌ای دیداری و شنیداری كلام خدا ، تا چه حد توانسته اند این دغدغه شما را مرتفع كنند؟

به نظرم یكی از بركات نظام اسلامی ما همین رادیو معارف و صدا و سیمای قرآن است البته نباید طوری شود كه شبكه‌های دیگر رادیویی و تلویزیونی از قرآن كریم بی نصیب بمانند مخصوصاً شبكه سه كه شبكه جوان است.

¤ «اینترنت» به عنوان رسانه‌ای جهانی چقدر می‌تواند كمك حال ما باشد؟

اینترنت به دلیل دارا بودن زبان مشترك در تمامی دنیا یكی از پل‌های ارتباطی مناسب برای ترویج معارف دینی است. ما هم باید از این ابزار قدرتمند كمال استفاده را ببریم كه البته این دیگر به خلاقیت و توانمندی ما برمی گردد تا چگونه از آن بهره بگیریم.

¤ به چه كسانی از نظرعلمی مدیون هستید؟

پدرم كه به عنوان اولین استاد و راهنمای من بودند. حجت الاسلام غرویان به عنوان استاد منطق كه درس لمعه را نیز نزد ایشان آموختم. حجت الاسلام سیداحمد خاتمی، و استاد پناهیان كه علم خطابه را از ایشان فرا گرفتم.

¤ با سؤالات یك كلمه‌ای نسل سومی موافقی؟

بله!

¤ دلتنگی؟

كسی كه با قرآن باشد، هیچگاه دلتنگ نمی شود.

¤ نفس؟

باید مراقبش بود بویژه خانواده اماره اش.

¤ مرگ؟

برای انسانهای خوب پلی است كه با عبور از آن به بهشت می‌رسند.

¤ گناه؟

آتشی كه نزدیكی به آن هم بدجوری می‌سوزاند.

¤ روشنفكری دینی؟

بیداری.

¤ RAM 512

(با تعجب نگاه می‌كند) یك قسمت سخت افزاری از كامپیوتر.

¤ باورم نمی شد بدانید.

جدی!؟

¤ اینترنت؟

بهترین وسیله برای نشر اسلام.

¤ حوزه یا دانشگاه؟

هر دوانه.

¤ منتظر؟

اهل كار و فعالیت.

¤ شهید؟

شمع.

¤ جشن پتو؟

خاطره زیبای جوانی.

¤ عشق؟

قلب مؤمن.

¤ آمریكا؟

كلكسیون بدیها.

¤انرژی هسته‌ای؟

حق مسلم تمام ملت‌ها.

¤ سیاست؟

عین دیانت.

¤ انتخابات مجلس خبرگان؟

سرنوشت ساز.

¤ رهبری؟

نائب الامام.

¤ هم مباحثه ای؟

دوست صمیمی.

¤ ان قلت؟

نصف علم.

¤ ورزش؟

لازم برای همه.

¤ فوتبال بازی می‌كنی یا تماشا می‌كنی؟

هر دو! هم بازی می‌كنم هم تماشا می‌كنم.

¤ پدر؟

اولین معلم و بهترین دوستم.

دکتر محمد حسین طباطبایی(علم الهدی)

¤ خاطره شیرین قرآنی؟

در برنامه پرسش و پاسخ قرآنی كه در عربستان و در جمع صدها وهابی داشتم، همه آنها را شكست دادم.

¤ خاطره غیرقرآنی؟

در هشت سالگی روزی با گروهی از بچه‌ها به اردو رفته بودیم، صبح زود بعد از نماز در حالی كه همه خواب بودند من با زغال صورت همه شان را سیاه كردم و آن پنجاه نفر هیچ وقت نفهمیدند كه چه كسی آنها را سیاه كرده بود!!!

¤ خدا را شناختی؟

هنوز خودم را هم نشناخته ام!

¤ میزان و معیار زندگی؟

پیامبر اعظم(ص)

¤ موسیقی؟

گوش می‌كنم. (با خنده) اما از نوع قرآنی آن.

¤ آخرین كتابی كه خواندی؟

اخلاق در قرآن از آیت الله مكارم شیرازی.

¤ شعر؟

می خوانم. اما نه به اندازه‌ای كه خیلی‌ها می‌خوانند.

¤ گلستان سعدی؟

سومین كتابی كه آن را خواندم و حفظ كردم.

¤ دیوان حافظ؟

از دولت قرآن پدید آمده.

¤ روزنامه؟

سر می‌زنم اما خواننده حرفه‌ای و افراطی روزنامه نیستم.

¤ دكتر محمدحسین طباطبایی؟

مسكین ابن مسكین، اقل لخلیفه بل لا شی فی الحقیقه...

¤ بینش 10 سال پیش محمدحسین طباطبایی با الان چه تفاوت‌هایی دارد؟

هر چه می‌خوانم وجلوتر می‌روم خود را فقیرتر ونیازمندتر می‌یابم.

¤ «لایكلف الله نفساً الا وسعها»؟

به نظر من برای رسیدن به هدف و پیشرفت، باید وظیفه خودمان را بیش از توانی كه داریم بدانیم.

¤ ممنون از این كه به بچه‌های نسل سوم فرصت گفت و گو دادید؟

من هم از این كه به من فرصت صحبت كردن دادید تشكر می‌كنم.

 

منبع:

كیهان

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  10:08 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مقالات قرآنی

 

انسان صراط مستقیم است!

خودشناسی

برداشت آزاد

به نام سلام؛ نام خدا

لطفا جملات زیر را که فتح باب این مقال است با دقت بخوانید:

- از جایتان تکان نخورید؛ نفس شما جای شماست؛ سرجایتان بمانید... تا بمانید.

- تیشه به ریشه نفس خود نزنید؛ راه نجات این است و بس!

-اگر دنبال گنج سعادت هستید؛ زوایای زیرین زمین نفستان را بکاوید تا بیابید.

  • - اگر خواستید سفر کنید مسافر جاده نفس خود باشید.
  • - اگر خواستید به کسی توجه کنید: اَلنَّفس ثُمَّ النَّاس
  • - دست از خودبینی برندارید؛ اگر می خواهید خدابین شوید.
  • -اگر شوق لقای جانان در سر می پرورانید؛ جانتان را محکم بچسبید.
  • -اگر می خواهید خدا را پیدا کنید بکوشید تا خود را گم نکنید.
  •  

راه و راهی یکی است!

  • نمی دانم جملاتی را که در پیشانی قاب این پنجره کاشتیم چگونه برداشت کردید؟!
  • آنچه را که از پس این واژه ها منظور نظر کرده ام یک چیز بیش نیست و آن یکی از غرر آیات قرآن حکیم است که می فرماید:"یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیكُمْ أَنْفُسَكُمْ لَا یضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِیعًا فَینَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ"(1)
  •  
  • تفسیر تفصیلی آیه را به وقت دیگری وا می گذاریم؛ آنچه اینک به اجمال باید گفت اینکه " علیكم" در آیه یاد شده اسم فعل است، و"أنفسکم" مفعول آن؛ در نتیجه "علیکم أنفسکم" یعنی "الزموا انفسکم" و الزام نفس یعنی کشیک نفس
  • (2).
  • بر مبنای این آیه بیراهه نیست اگر بگوییم  شاهراه رستگاری از میان نفس آدمی می گذرد و به عبارت دقیقتر انسانی که خود را می پاید خدا را می یابد.
  • خداوند در این آیه شریفه درست به مانند کسی که مسافری عزیز دردانه را بدرقه می کند؛ خطاب بدین مسافر می فرماید: راهی که پیش روی توست؛ راهی دراز، صعب و دشوار است؛ پس مراقب خودت باش!

  •  

  • و اینجا تنها جاییست که راه و راهی یکی است؛ سیر و مسیر یکی است، چنانکه مقصد و مقصود یکی است.

  • امیر اهل ایمان- جان عالمی به فدایش - می فرماید:

    در شگفتم از کسی که برای گمشده خود جار می زند و از این و آن می پرسد، در حالی که خودش را گم کرده و در پی یافتن خود نیست. (3)

    آن نازنین امام در کلامی دیگر چنین فرموده است:

    هر کس نفس خود را شناخت دیگران را بهتر می شناسد(4)

  • و هر کس نسبت به نفس خود جاهل باشد نسبت به دیگران جاهل تر است.(5)

    و شاعری خوش ذوق سخن امام را اینگونه به نظم آورده که:

    بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست                       از خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی

  •  

  • همانگونه که خودشناسی خداشناسی را به بار می نشیند؛ خدا فراموشی نیز خود فراموشی را به بار می آورد.
  • راز این نکته در کریمه زیر نهفته است:
  • وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ(حشر/19)
  • و همچون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به «خود فراموشی» گرفتار کرد، آنها فاسقانند.
  •  
  • کسی که به وقت گناه خدا را نسیان کرد خدا هم به وقت استغفار اورا انساء می‏کند. به عبارت دیگر او را از یادش می برد به گونه ای که اصلا به خاطر نمی آورد که چنین معصیتی از وی سر زده است.در نتیجه برای توبه رو به درگاه خدا نمی آورد و در جهالت نفس خویش غرق می شود.

 

  • تا اینجای کلام گفتیم و بس؛ باقی بماند برای فردا و پس(چه شاعرانه!)
  •  
  •                                                                         ابوالقاسم شکوری
  •                                                                         کارشناس دین و اندیشه

  • پی نوشت ها:

  • 1- مائده/105
  • 2-تعبیر"کشیک نفس کشیدن" را وامدار استاد علامه حسن زاده آملی هستم. 
  • 3- غررالحکم و دررالکلم، عبدالواحد تمیمی آمدی، ص ۲۳۳، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۶.

    4-  همان.

    5- همان.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

یک شنبه 27 شهریور 1390  10:10 PM
تشکرات از این پست
hamed_yurdum
hamed_yurdum
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 35378
محل سکونت : آذربایجان غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات قرآنی

مكان و مسكن از منظر اسلام        8-3.pdf


پل ارتباطی :  daniz_0443@yahoo.com

دوشنبه 8 اسفند 1390  7:10 PM
تشکرات از این پست
hamed_yurdum
hamed_yurdum
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 35378
محل سکونت : آذربایجان غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات قرآنی

قرآن كريم چشمه سار زيبايي شناسي           6-3.pdf


پل ارتباطی :  daniz_0443@yahoo.com

دوشنبه 8 اسفند 1390  7:11 PM
تشکرات از این پست
hamed_yurdum
hamed_yurdum
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 35378
محل سکونت : آذربایجان غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات قرآنی

جستاري در نظام آفرينش جنين در قرآن ، واكاوي مرحله نخست رشد و تكامل         5-3.pdf


پل ارتباطی :  daniz_0443@yahoo.com

دوشنبه 8 اسفند 1390  7:12 PM
تشکرات از این پست
hamed_yurdum
hamed_yurdum
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 35378
محل سکونت : آذربایجان غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات قرآنی

قرآن كريم و كثرت گرايي ديني     4-3.pdf


پل ارتباطی :  daniz_0443@yahoo.com

دوشنبه 8 اسفند 1390  7:12 PM
تشکرات از این پست
hamed_yurdum
hamed_yurdum
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 35378
محل سکونت : آذربایجان غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات قرآنی

بررسي تطبيقي جرايم عليه عدالت قضايي از ديدگاه قرآن و حقوق كيفري        3-3.pdf


پل ارتباطی :  daniz_0443@yahoo.com

دوشنبه 8 اسفند 1390  7:13 PM
تشکرات از این پست
hamed_yurdum
hamed_yurdum
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 35378
محل سکونت : آذربایجان غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات قرآنی

توسعه عدالت محور و الگوي ايراني اسلامي آن         2-3.pdf


پل ارتباطی :  daniz_0443@yahoo.com

دوشنبه 8 اسفند 1390  7:13 PM
تشکرات از این پست
hamed_yurdum
hamed_yurdum
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 35378
محل سکونت : آذربایجان غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات قرآنی

قرآن كريم و مهندسي اجتماعي            1-3.pdf


پل ارتباطی :  daniz_0443@yahoo.com

دوشنبه 8 اسفند 1390  7:13 PM
تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon
ravabet_rasekhoon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1392 
تعداد پست ها : 8847
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مقالات قرآنی

 

نقل قول hamed_yurdum

قرآن كريم چشمه سار زيبايي شناسي           6-3.pdf

 

با سلام و تشکر

کاربر گرامی این فایل ها را بهتر است در تالار دانشجو در قسمت مربوطه بارگذاری کنید.

 
       
سه شنبه 9 اسفند 1390  11:11 AM
تشکرات از این پست
hamed_yurdum
دسترسی سریع به انجمن ها