پرسش ناراحت کننده
مردی قطعه زمینی در مجاورت زمین شخص دیگری داشت و هر سال، بخشی از زمین را ضمیمهی زمین خود میساخت. روزی صاحب زمین اولی به دومی گفت: علت نقصان و کاستی زمین چیست؟
دومی: مگر نشنیدهای که خدا میگوید:
او لم یروا انا نأتی الارض نقصها من اطرافها...
آیا ندیدید که ما پیوسته به سوی زمین میآییم و از اطراف (و جوانب) آن کم میکنیم!؟
اولی گفت: پس علت افزونی زمین تو چیست؟
دومی:
{...ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء...}؛ این فضل خداوند است، به هر کس (و شایسته ببیند) میدهد.
اولی: آخر چرا زمین تو هر سال بیشتر میشود و زمین من کم؟
دومی:
{یاییها الذین آمنوا لا تسالوا عن اشیاء إن تبد لکم تسؤکم...}؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید !
از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را ناراحت میکند.