0

سيد بحر العلوم

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

سيد بحر العلوم

سيد بحر العلوم (متوفاى 1212 ق .)

جلوه نور  | در محضر اساتيد  | سفر حجاز  | يادى از شاگردان  | آثار علمى سيد  | آثار اجتماعى  | يادى از اشعار بحر العلوم  | مظهر فضيلتها  | سر عشق  | غروب آفتاب

جلوه نور
محمد مهدى ، فرزند سيد مرتضى طباطبايى بروجردى ، از نوادگام امام حسن مجتبى عليه السلام در يك خانواده روحانى و پرهيزكار ، در شب جمعه از ماه شوال 1155 ق . / 1113 ش . در شهر كربلاى معلى پا به عرصه هستى نهاد.(1) شبى كه سد به دنيا آمد پدر وى در عالم خواب ديد كه امام رضا عليه السلام دستور دادند (( محمد بن اسماعيل بن بزيع )) ( از اصحاب امام كاظم و امام رضا و امام جواد عليهم السلام ) شمعى را روشن كرد نورى از آن شمع به آسمان بالا رفت كه نهايت نداشت .(2) پدر از آن روياى راستين بيدار مى شود و همزمان خبر مولود تازه رسيده را به او مى دهند .


در محضر اساتيد
او زا دوران كودكى در دامن پر مهر و محبت مادر پاكدامنش و در پرتو توجهات پدر بزرگوارش سيد مرتضى ( متوفاى 1204 ق . ) به آداب و اخلاق اسلامى خو گرفت و رفته رفته رشد يافت . پس از گذراندن دوره هاى علوم مقدماتى و سطح ( فقه و اصول ) ، در آغاز بلوغ به درس خارج كه از سوى پدرش تدريس مى شد راه يافت و پس از پنج سال درس و بحث فشرده به مقام بلند اجتهاد نايل آمد(3) .
سيد محمد مهدى همچنين در محضر اساتيد بنام حوزه كربلا و نجف اشرف شركت جست ; فرهيختگان بنامى چون : محمد باقر وحيد بهبهانى ( 1118 - 1208 ق . ) ، شيخ يوسف بحرانى ( 1107 - 1186 ق . ) محمد تقى دورقى نجفى ( متوفى 1186 ق . ) و مهدى فتونى نباطى عاملى ( متوفى 1183 ق . ) .(4)
او حكمت و فلسفه را نزد آقا ميرزا ابوالقاسم مدرس فرا گرفت و آن حكيم وارسته نيز در نزد وى درس اصول و فقه را آموخت .(5)
وحيد بهبهانى در اواخر عمر خويش مردم را در مسائل و فتواهاى احتياطى به سوى سيد محمد مهدى راهنمايى مى كرد(6) و او را مجتهدى جامع الشرايط مى دانست .
سيد در سال 1186 ق . به قصد زيارت مرقد مطهر امام رضا عليه السلام و ديدار با علماى بزرگ ايران وارد مشهد مقدس شد و در مدت اقامت شش يا هفت ساله (7) خود در آن شهر ، علاوه بر ديدارهاى علمى با مردم و مباحثات با علما ، در درس استاد ميرزا مهدى اصفهانى خراسانى ( 1153 - 1218 ق . ) شركت كرد و فلسفه ، عقايد و كلام را از آن مرد بزرگ آموخت و بر اندوخته علمى خويش افزود .
لقب (( بحر العلوم )) از زبان اين استاد براى اولين بار به سيد محمد مهدى طباطبايى گفته شد . استاد كه از هوش و استعداد او شگفت زده شده بود در حين درس خطاب به شاگرد خود مى گويد : (( اخا انت بحر العلوم )) يعنى تو درياى علم هستى . از آن لحظه سيد به اين لقب معروف شد .(8)


سفر حجاز
سيد بحر العلوم در اواخر سال 1193 ق . راهى حجاز شد . استقبال شايان مردم و شخصيتهاى محافل علمى از او موجب شد كه به مدت دو سال در كنار خانه خدا اقامت ورزد و به درس و بحث بپردازد .
تسلط او به فقه اهل سنت و حسن معاشرت و سخاوتش او را چنان در ميان ساكنان آن ديار بخصوص اهل علم ، محبوب ساخت كه هر روزه شمارى از مردم و دانشمندان به ديدنش مى رفتند و از وى كسب فيض مى نمودند . شگفت آنكه پيروان هر كدام از مذاهب چنين مى پنداشتند كه بحر العلوم پاى بند به مذهب ايشان است . او تمام اين مدت را با تقيه گذرانيد و جلسه درس او در علم كلام طبق مذاهب چهارگانه داير بود و در اواخر توقف در مكه ، مذهب خود را اعلان فرمود . وقتى خبر اظهار مذهب او به گوش پيروان مذاهب ديگر رسيد از اطراف به دور او ريخته ، با وى به مناقشه پرداختند و او با دانش انبوه خود بر تمامى آنها برترى پيدا كرد و همه آنها را با دليلهاى قوى و منطقى به سوى حقيقت اسلام مجذوب ساخت .(9)
تعيين و تثبيت جايگاه انجام اعمال حج و مركزيت دادن به مواقيت احرام به طورى كه از نظر شرعى صحيح واقع شود و همچنين اصلاح مواقف حج ، يكى از گامهاى ارزشمند سيد بحر العلوم بود . زيرا اين مكانهاى مقدس قبل از او چندان مشخص نبود .
علاوه بر اينها ، سنگهاى فرش شده در حرم را كه حجاج بر آن اقامه نماز مى كردند تعويض نمود و سنگهاى معدنى را خارج كرد و سنگهايى ار كه از نظر شيعه سجده بر آنها صحيح است جايگزين نمود . از آثار معنوى حضور اين مرد بزرگ در حجاز شيعه شدن امام جمعه مكه در هشتاد سالگى است .(10)


يادى از شاگردان
اين عالم با ورع شاگردانى بزرگ و نامى تربيت كرد كه هر يك منشاء خدمات فراوان به عالم اسلام شدند . در اينجا به نام چند تن از آنها اشاره مى كنيم :
1 - شيخ جعفر نجفى معروف به كاشف الغطاء ( 1154 - 1227 ق . )
2 - سيد محمد جواد عاملى معروف به صاحب مفتاح الكرامه ( 1164 - 1226 ق . )
3 - ملا احمد نراقى ، مولف كتاب معراج السعاده ( 1185 - 1260 ق . )
4 - محمد باقر شفتى رشتى ، ملقب به حجه الاسلام ( 1175 - 1260 ق . )
5 - سيد يعقوب كوه كمرى ( 1176 - 1256 ق . )
6 - سيد صدر الدين عاملى ( متوفى 1263 ق . )
7 - سيد دلدار على نقوى رضوى نصير آبادى لكهنوى ( 116 - 1235 ق . )
8 - شيخ محمد ابراهيم كلباسى ( 1180 - 1262 ق . )
9 - زين العابدين سلماسى ( متوفى 1266 ق . )
10 - شيخ عبدالحسين الاعم ( 1177 - 1247 ق . )
11 - سيد على فرزند سيد محمد ( 1161 - 1231 ق . )
12 - سيد قيصر محمد فرزند معصوم رضوى خراسانى ( 1180 - 1255 ق . )
13 - اسدالله كاظمى ( متوفى 1236 ق . )
14 - ابوعلى حائرى صاحب كتاب منتهى المقال ( 1159 - 1216 ق . )
15 - سيد عبدالله شبر ( متوفى 1244 ق . )
16 - شيخ محمد تقى اصفهانى ايوانكى ، صاحب حاشيه معالم ( متوفى 1248 ق . )
17 - سيد محمد مجاهد ، مولف كتاب المناهل ( متوفى 1242 ق . )
18 - محسن اعرجى ( متوفى 1227 ق . )
19 - ميرزا محمد عبدالصانع نيشابورى اخبارى
20 - شيخ حسين نجف (11)


آثار علمى سيد
آثارى كه در كتابها از آنها نام برده اند - كه بعضى از آنها چاپ گرديده و برخى چاپ نشده است - بدين قرار است :
- المصابيح فى الفقه ( در سه جلد )
- الفوائد فى الاصول
- مشكاه الهديه
- الدره النجفيه ( رساله اى در فقه )
- رساله فى عصير الزبيبى )
- شرح الوافيه ( در علم اصول فقه )
- تحفه الكرام ( در تاريخ مكه و بيت الله الحرام )
- مناسك حج
- حاشيه بر كتاب شرايع ( بحث طهارت )
- حاشيه بر كتاب (( الذخيره )) سبزوارى
- الدره البهيه فى نظم رووس المسائل الاصوليه
- كتاب الرجال ( معروف به فوائد الرجاليه )
- ديوان شعر و رساله اى فارسى در شناخت خدا .(12)


آثار اجتماعى
با توجه به سنگينى مسووليت هاى علمى سيد آثار اجتماعى و معنوى گرانبهايى از او مشاهده مى نماييم كه به نمونه هايى از آن يادگارها اشاره مى كنيم :
1 - مشخص كردن مقام و جايگاه حضرت حجه بن الحسن (عج ) در مسجد سهله و بنا گذارى قبه اى در اين جايگاه مقدس .
2 - بنا كردن گلدسته در صحن شريف علوى در طرف جنوبى و تعمير ديوارهاى صحن ها و حجره هايى كه در حال خرابى بود .
3 - ترغيب و راهنمايى نسبت به تعمير مسجد شيخ طوسى در نجف اشرف .
4 - ايجاد كتابخانه خطى ( مكتبه بحر العلوم )
5 - بالا آوردن ارتفاع مسجد كوفه به منظور سهولت در تطهير و پاك نمودن آن .
6 - مشخص كردن جايگاه مسجد راءس الحسين در نجف اشرف .
7 - تعيين جايگاه قبر مختار ثقفى كه الان به قبر مسلم معروف است .
8 - تعيين جايگاه مرقد حضرت هود و صالح عليهم السلام در نجف اشرف .
9 - اضافه كردن مقدارى از اراضى به مسافت حرم مطهر و ايجاد تاءسيساتى در اطراف حرم كه مورد نياز زوار بود.(13)


يادى از اشعار بحر العلوم
سيد در شعر و ادبيات فوق العاده چيره دست بود و شعرهاى او در فقه و اصول و رجال از آثار گرانبهاى به يادگار مانده آن درياى بى ساحل است و به نظم در آوردن نام اصحاب اجماع از سروده هاى اوست . شعر ذيل را كه در رثاى سالار شهيدان عليه السلام سروده شده است ، براى نمونه ذكر مى كنيم :
الله اكبر ما ذا الحادث الجلل و قد تزلزل سهل الارض و الجبل ! ؟
ما هذه الزفرات الصاعدات اسى كانها من لهيب القلب تشتعل ! ؟
ما للعيون منها الدمع جاريه منها تخد خدودا و هى تنهمل ! ؟
كان ففخه صور الحشر قد فجئت فالناس سكرى و لا سكر و لا ثمل ! ؟(14)
- اين چه حادثه بزرگى است كه از بزرگى آن كوه و بيابان متزلزل شده است .
- اين ناله ها از چه بلند است ! گويا ناله ها از سوز قلبها زبانه مى كشد .
- چه شده است كه چشمه هاى اشك ديده ها جارى است و جويبارى از آنها بر روى رخسار مى دود !
- گويا صور اسرافيل دميده شده و قيامت بر پاست و مردم مست اند در صورتى كه بهوش اند و مست نيستند .


مظهر فضيلتها
سيد بحر العلوم مرد فضيلت و تقوا و نمونه اى كامل از اخلاق نيكوى انبيا بود . آن معلم اخلاق و انسانيت و از مصاديق بارز اخلاق نيكو ، فرزانه اى است كه شاگرد بلند آوازه او ، كاشف الغطاء در حقش چنين سروده است :
جمعت من الاخلاق كل فضيله فلا فضل الا عن جنابك صادر(15)
- همه فضايل و اخلاق شايسته را جمع كرده اى و در دنيا هيچ فضيلتى نيست مگر اينكه از حضور تو صادر شده و تو داراى ان فضيلت هستى .
او از نظر تواضع در مرتبه عالى قرار داشد و براى ديگران بيش از خود احترام و ارزش قائل بود و براى مردم پدرى مهربان به حساب مى آمد . سخن گفتن و راه رفتن او انسان را متحير مى ساخت . در ميان مردم كه راه مى رفت بيننده تصور مى كرد او فرشته است .
براى خدا سخن مى گفت و يپوسته به ياد خدا بود .
او در تهذيب اخلاق در مرتبه اى قرار داشت كه درك آن براى بسيار از افراد مشكل است .
او كارها و ساعات فعاليتهايش را تقسيم نموده بود . وقتى سياهى شب همه جا را فرا مى گرفت مقدارى به تحقيق و آماده كردن مقدمات درس و بحث مى گذراند و پس از آن به طرف مسجد كوفه رفته ، در آنجا به مناجات با خدا مى پرداخت .(16)
بحر العلوم بر امور عبادى شاگردان خويش نيز فوق العاده اتمام مى ورزيد و در صورت غفلت و كوتاهى شاگردان از اين مهم ، بسيار رنج مى برد . يك بار براى چند روز تدريس را ترك فرمود ، طلبه ها واسطه اى را نزد وى فرستادند تا علت تعطيلى درس را جويا شود. بحر العلوم در پاسخ او چنين فرموده بود : (( در ميان اين جمعيت طلبه ، هرگز نشنيدم كه در نصف شبها صداى تضرع و زارى و مناجات آنها بلند بشود ، با اينكه من غالب شبها در كوچه هاى نجف راه مى روم . چنين دانش پژوهانى شايسته نيستند تا براى ايشان درس بگويم . )) چون طلاب اين سخن را شنيدند متحول شده ، شبها به ناله و گريه در محضر الهى پرداختند . وقتى اين تحول اخلاقى در طلبه ها پديدار شد آن جناب دوباره تدريس را شروع كردند .(17)
تلاش سيد در حمايت از فقرا و محرومان را بايد از شبهاى تاريك و كوچه هاى باريك نجف اشرف و فقيران آن ديار پرسيد . او هر شب در كوچه هاى شهر مى گرديد و براى فقرا نان و خوردنيهاى ديگر مى برد .(18)


سر عشق
به منظور درك بيشتر عظمت و بزرگى سيد بحر العلوم چند نمونه از ارتباط و ديدارهاى وى با حضرت مهدى (عج ) را بيان مى كنيم .

الف - ناقه سوار
آخوند ملا زين العابدين سلماسى - از شاگردان و ياران نزديك سيد - مى گويد : ايامى كه در جوار خانه خدا نزد سيد به خدمت مشغول بودم ، روزى اتفاق افتاد كه در خانه چيزى نداشتيم . مطلب را به سيد عرض كردم ، چيزى نفرمود . از عادات جناب بحر العلوم اين بود كه صبح اول وقت طوافى دور كعبه مى كرد و به خانه مى آمد و با اتاقى كه مخصوص خودش بود ، مى رفت . ما قليان تنباكويى براى او مى برديم ، آن را مى كشيد و براى هر صنفى بر طريق مذهبش درس مى گفت . در آن روزى كه از تنگدستى شكايت كردم ، چون از طواف برگشت به حسب عادت قليان را حاضر كردم كه ناگهان كسى در را كوبيد . سيد بحر العلوم بشدت مضطرب شد و به من گفت : قليان را بگير و از اينجا بيرون ببر . آنگاه خود با شتاب به طرف در رفت و آن را باز كرد . شخص بزرگوارى در لباس عربى داخل شد و در اتاق سيد نشست و سيد در نهايت فروتنى و ادب دم در نشست . ساعتى نشستند و با يكديگر سخن گفتند . آنگاه برخاست و در خانه را باز كرد و دست مهمان را بوسيد . او را بر ناقه اى كه دم در خانه خوابانده بود سوار كرد . مهمان رفت و بحر العلوم با رنگ دگرگون بازگشت و حواله اى به دست من داد و گفت : اين حواله اى ست براى مرد صرافى كه در بازار صفاست . نزد او برو و هر چه بر او حواله شده بگير . آن حواله را گرفتم و آن را نزد همان مرد كه سيد سفارش كرده بود ، بردم . مرد چون حواله را گرفت به آن نظر نمود و آن را بوسيد و گفت : برو چند باربر و كارگر بياور . پس رفتم و چهار باربر آوردم . به قدرى كه آن چهار نفر قدرت حمل داشتند ، پول آن زمان را برداشتند و به منزل آوردند . من فورى برگشتم نزد آن صراف كه از حال او و نويسنده حواله جويا شوم كه او چه كسى بود . وقتى رفتم نه صرافى را ديدم و نه مغازه اى را كه ديده بودم . از مغازه صراف پرس و جو كردم ، گفتند ما اصلا در اينجا دكان صرافى نديده ايم .(19)

ب - مانند دريا
ميرزاى قمى - نويسند كتاب قوانين - مى گويد : من با علامه بحر العلوم در درس آقا وحيد بهبهانى هم مباحثه بودم . اغلب من براى او بحث را تقرير مى كردم تا اينكه به ايران آمدم و كم كم شهرت علمى سيد بحر العلوم به همه جا رسيد و من تعجب مى كردم . تا زمانى كه خدا توفيق عنايت فرمود كه براى زيارت عتبات موفق بشوم . وقتى به نجف اشرف وارد شدم سيد را ملاقات كردم . مساءله اى عنوان شد ، ديدم سيد بحر العلوم درياى مواج و عميقى از دانشهاست . پرسيدم : آقا ما كه با هم بوديم ، شما اين مرتبه را نداشتيد و از من استفاده مى كرديد ، حال شما را مانند دريا مى بينم . سيد فرمود : ميرزا ، اين از اسرار است كه به تو مى گويم . تا من زنده ام به كسى نگو و كتمان بدار . من قبول كردم ، آنگاه فرمود : چگونه اين طور نباشم و حال آنكه آقايم ( حجه بن الحسن عج ) مرا شبى در مسجد كوفه به سينه مبارك چسباند .(20)

ج - تلاوت قرآن
ميرزا حسين لاهيجى به نقل از شيخ زين العابدين سلماسى مى گويد : روزى بحر العلوم وارد حرم مطهر امام على عليه السلام شد و سپس اين شعر را زمزمه كرد :
چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنيدن
به رخت نظاره كردن سخن خدا شنيدن
پس از آن از بحر العلوم سبب خواندن اين شعر را پرسيدم . فرمود : چون وارد حرم حضرت على عليه السلام شدم ديدم مولايم حجه بن الحسن ( عج ) در بالاى سر به آواز بلند قرآن تلاوت مى كند . چون صداى آن بزرگوار را شنيدم اين شعر را خواندم .(21)


غروب آفتاب
سيد بحر العلوم كه به علت بيمارى مدتى توان تدريس نداشت و در منزل به مطالعه و تاءليف مشغول بود ، سرانجام در روز 24 ذيحجه ( يا رجب ) سال 1212 ق . ، رخ از ديار فانى برتافت و به عالم بالا پرواز كرد .
در گذشت سيد در عالم اسلام اثرى عميق برجاى گذاشت و دنياى شيعه را در ماتم فرو برد .
پيكر مطهر او پس از تشييع با شكوه و اقامه نماز ، در جنب مرقد شيخ طوسى در نجف دفن شد .



1- فوائد الرضويه ، شيخ عباس قمى ، ص 676 ; مستدرك الوسائل ، ميرزا حسين نورى ، ج 3 ، ص 383 ; اعيان الشيعه ، محسن امين عاملى ، ج 10 ، ص 158 .
2- فوائد الرجاليه ، ص 33 ; فقهاى نامدار شيعه ، عقيقى بخشاشى ، ص 291 .
3- مقدمه فوائد الرجاليه ، ص 33 ; فقهاى نامدار شيعه ، عقيقى بخشاشى ، ص 291 .
4- سيد بحر العلوم درياى بى ساحل ، نورالدين على لو ، ص 25 - 32 .
5- مقدمه فوائد الرجاليه .
6- مكارم الاثار ، ج 1 ص 417 - 421 .
7- اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 159 . 8- روضات الجنات ، سيد محمد باقر خوانسارى ، ج 7 ، ص 204 .
9- مقدمه فوائد الرجاليه ، ص 35 .
10- مكارم الاثار ، ج 1 ، ص 417 .
11- مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 385 ; اعيان الشيعه ، ج 6 ، ص 225 ; ج 7 ، ص 167 ; معارف الرجال ، محمد حرز الدين ، ج 2 ، ص 59 ; شعراى الغرى ، ج 12 ، ص 139 - 159 ، مقدمه فوائد الرجاليه ، ص 67 - 70 .
12- اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 160 ; شعراى الغرى ، ج 12 ، ص 139 .
13- مقدمه فوائد الرجاليه ، ص 95 و 96 ; ماضى النجف و حاضرها ، ج 1 ، ص 96 و 105 و 246 .
14- اختران تابناك ، ج 1 ص 428 .
15- مقدمه فوائد الرجاليه ، ص 35 .
16- همان ، 38 .
17- قصص العلماء ، ص 173 .
18- ر . ك : همان ، ص 171 .
19- منتهى الامال ، شيخ عباس قمى ، ج 2 ، ص 547 ; فوائد الرضويه ، ص 682 .
20- گنجينه دانشمندان ، محمد شريف رازى ، ج 8 ، ص 371 .
21- فوائد الرضويه ، ص 682 .


نورالدين على لو

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 9 بهمن 1389  8:39 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها