0

داستانک (خميني)

 
amirbest
amirbest
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 2319
محل سکونت : اصفهان

داستانک (خميني)



خبر را که شنید، خیلی ناراحت شد؛ گفت: «یک نفر برود سفارت شوروی تلافی کند!» مانده بودند چه بگویند! گفت: «اگر نمی‌روید خودم می‌روم!» گفتند: «نه حاج آقا! می‌رویم!» و بالاخره یک نفر را فرستادند....
به نگهبان سفارتخانه گفت: «از طرف حضرت امام آمده‌ام. می‌خواهم جناب سفیر را ببینم!» نگهبان جا خورد: «این وقت شب؟!...» و رفت سفیر را از خواب بیدار کرد. سفیر که آمد، پرسید: «پیامتون چیه؟!» مرد، سیلی محکمی توی صورت سفیر زد: «تلافی آن سیلی که توی گوش سفیر ما در شوروی زدید!»
(منبع: کتاب روایت نزدیک)

 

مشکل اینجاست که   

 

مدیر تالار عکس های خبری

http://www.rasekhoon.net/Forum/ForumShow-116-1.aspx

 

ما جراتش را نداریم.

 

زندگی پر از اتنخاب است

جمعه 8 بهمن 1389  5:20 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها