بسم الله الرحمن الرحيم
آيا فهم قرآن آسان است؟
الحمد لله ربّ العالمين و الصّلوة و السّلام على أشرف السفراء المقرّبين حبيب إله العالمين و شفيع المذنبين أبى القاسم محمّد صلى الله عليه واله، و اللّعن الدّائم على أعدائِهم و مُخالفيهم و معانِديهم أجمعين مِنَ الآن إلى قيام يَوم الدّين.
بى شكّ قرآن كتابى است الهى و آسمانى(ذلِكَ الكِتبُ لارَيْبَ فِيهِ)(1)
كتابى است خواندنى (قرآن)(2)
كتابى است كه حق را از باطل جدا مىسازد (فرقان، فصل)(3)
و فراموش شده ها را به ياد مىآورد(ذكر، تذكره، ذكرى) (4)
درمان همه بيماريهاى اخلاقى و فكرى و حتّى جسمى جامعه بشرى است(شفاء)(5)
و جبران كننده همه كمبودها است (رحمت) (6)
و راهنما و راهگشاى مؤمنين و متّقين مىباشد(هدى، هادى) (7)
و خود هم ظاهر و هم مُظهِر همه حقايق عالم وجود است (نور)(8)
رابطه بين خالق و مخلوق و ريسمانى ناگسستنى (حبل)(9)
و روشنگر همه اسرار هستى(مبين، بيان، تبيان)(10)
و حافظ مرزهاى عقيده و ايمان (قيّم)(11)
و حاوى بينش ها از جانب خداوند(بصائر)(12)
و مشتمل بر علوم و حكمتهاى متعاليه است(حكيم)(13)
كتابى است بزرگ و بلند مرتبه و با بركت (عظيم، علىّ، مبارك) (14)
و شكوهمند و گرامى و با كرامت(عزيز، كريم، مجيد)(15)
و حقيقتى است بطلان ناپذير (حق)(16)
و بالاخره نشانه اى است از خداوند و معجزه و شاهد صدقى است براى پيغمبر صلى الله عليه واله (برهان)(17)
و ناظر و حاكم بر همه كتب آسمانى(مُهَيمِن)(18)
كتابى با اين اوصاف، كتاب عادّى و معمولى نيست و نمىتواند باشد زيرا اين كتابى است كه بايد بر مغزهاى انديشمندان جهان و دلهاى مردم باايمان تا روز قيامت حكومت كند و شگفتيهاى آن بايد همه نوابغ روزگار را به حيرت وا دارد
شخصى از امام صادق عليه السلام سؤال كرد:
« ما بالُ القُرْآنُ لا يَزدادُ عَلَى النَشر و الدَّرسِ الاّ غضاضةً؟
فَقال: لأنَّ الله تَبارَك و تَعالى لَم يَجْعَلهُ لِزَمَانٍ دوُنَ زَمانِ، و لا لِناسٍ دوُنَ ناسٍ، فَهو فِى كُلِّ زَمَان جَديدٍ، وَ عِنْدَ كُلِّ قَوْمٍ غَضٌّ الَى يَومِ القِيامَةِ(19)».
به چه جهت قرآن هرچه بيشتر منتشر و تدريس مىشود، بر تازگى او افزوده مىشود؟
حضرت فرمودند: زيرا خداوند اين كتاب را براى زمان خاصّ و مردم خاصّى نازل نفرموده، اين قرآن تا قيامت در هر زمان و نزد هر قومى تازگى دارد.
و اين معجزه باقيه در صورتى مىتواند تازگى خود رابراى هر قوم و ملّتى حفظ كند كه در هر زمان مردم به موازات پيشرفت علم و رشد تمدّنها از قرآن حقايقى را دريافت كنند كه مردم پيشين از آن حقايق آگاهى نداشته اند.
روى اين اصل در هيچ زمانى مردم نمىتوانند اظهار كنند كه همه معانى و اسرار قرآنى را درك كرده اند. بى جهت نيست كه مولاى متقيان اميرالمؤمنين عليه السلام در مورد قرآن مىفرمايند:
« و بَحْراً لا يُدْرَكُ قَعْرُهُ»(20).
قرآن دريايى است كه به عمق او نمىتوان رسيد.
اگر قرآن همانند كتاب اوّل ابتدايى ساده و همه كس فهم بود، مردم در برداشت از قرآن اختلاف پيدا نمىكردند و هركس براى اثبات حقانيت خويش از قرآن استفاده نمىكرد. ما مىبينيم شيعه و سنّى، اشعرى و معتزلى و غيرهم، هر كدام آيات قرآن را سند افكار و عقايد خويش مىدانند با اينكه در ميان هر فرقه دانشمندان بزرگ ومغزهاى متفكّرى وجود دارند. رمز اين اختلاف همان است كه حضرت على عليه السلام به عبدالله بن عبّاس فرمودند:
« لا تُخاصِمهُمْ بِالقُرآنِ فَانَّ القُرآنَ حَمّالٌ ذو وجوهٍ»(21).
به وسيله قرآن با مخالفين مبارزه نكن، زيرا قرآن چند پهلو است و ممكن است يك جمله يا يك كلمه از كلمات آن داراى احتمالات متعدّده باشد( و إذَا جاءَ الإحتِمالُ بَطَلَ الإستِدلالُ).
ممكن است گفته شود كه قرآن كريم كه جهت هدايت مردم نازل شده نبايد آنچنان پيچيده و مشكل باشد كه عامّه مردم نتوانند استفاده كنند، ولى جواب اين است كه در زمان خود رسول اكرم صلى الله عليه واله، آن حضرت به صرف تلاوت قرآن اكتفا نمىكرده و با آنكه قرائن خارجى در فهم آيات قرآن بسيار مؤثر بود، در عين حال آن بزرگوار قرآن را به مردم تعليم مىداد.
در آيات قرآن مىخوانيم:
هُوَ الّذِى بَعَثَ فِىالأميِّيِّنَ رَسوُلاً مِّنْهُمْ يَتْلوُا عَلَيْهِمْ ءايتِهِ و يُزَكِّيهِمْ و يُعَلِّمُهُمُ الكِتبَ و الحِكْمَةَ و إن كانوُا مِن قَبلُ لَفى ضَلالٍ مُّبينٍ
(22).
در اين آيه مى فرمايد: پيغمبر اكرم صلى الله عليه وا له كتاب و حكمت را به آنها تعليم مىداد، اگر قرآن كتابى ساده و همه كس فهم بود تلاوت آيات آن براى مردم كافى بود، ولى مىبينيم پس از تلاوت نوبت به تعليم مىرسد.
پيغمبر اسلام كه اوّلين معلّم و مفسّر و مبيّن قرآن بود، عترت پاك خود را پس از خود، همچنان كه در امر خلافت معرّفى كرد، براى امور فرهنگى و علوم دينى نيز به جاى خود منصوب فرمود و با جملاتى مانند:
«أنا مدينَةُ العِلمِ و عَلىُّ بابُها فمَنْ أرادَ المدينةَ فَليَأت الباب»(23)
، به مردم اعلام كرد كسانى كه مايلند از علم من استفاده كنند، كليد خزينه علم من على است و راه ورود به كشور پهناور علم من على است و از دريچه علم على بايد به علم من واقف شوند
براى توضيح بيشتر ناچاريم از ذكر يك مثال:
قرآن همچون داروخانه ايست كه هزاران نوع داروى شفا بخش در آن موجود است كه هريك درمان دردى يا دردهايى است.
طبعاً اين داروخانه با اين سرمايه عظيم به دكترى متخصّص نيازمند است كه همه داروها را بشناسد و خاصيّت و أثر هر يك را بداند و به مقدار و زمان مصرف هر كدام آگاهى داشته باشد تا بتواند به خواسته هاى هر بيمارى جواب مثبت بدهد، حال اگر يك انسان ناآگاه وارد اين داروخانه شد، گرچه ظاهراً همه داروها را مىبيند ولى چگونه ممكن است به هر بيمارى، آنچه را كه نياز دارد بدهد و خواسته همگان را به طور صحيح تأمين كند؟!
حتّى اگر فردى امّى دارويى را به بيمارى داد و اتّفاقاً بيمار شفا يافت، شرعاً و قانوناً مسئول است و عقلاى عالم او را ملامت مىكنند.
ما به وضوح مشاهده مىكنيم در قرآن در آيات زيادى امر به نماز شده و كيفيّت آن مطرح نشده است. امر به زكات شده و حدّ و نصاب و مقدار پرداخت آن ذكر نشده است. حلّيت بيع مطرح شده ولى شرايط صحّت آن يادآورى نشده است. حرمت ربا به طور كلّى تصريح شده ولى از استثناءات آن سخنى به ميان نيامده و ...
پيغمبر اسلام است كه بايد آنها را تبيين و توضيح بدهد و پيغمبر اسلام با آن حديث متواتر غير قابل انكار:
بقره/ آيه 2
بقره /185 : شهر رمضان الذىانزل فيه القرآن
فرقان/1: تبارك الذى نزل الفرقان على عبده ؛ طارق/13: انه لقول فصل
أنبياء/50: هذا ذكر مبارك؛ حاقهّ/48: و انه تذكرة للمتقين؛ ذاريات /55 : فان الذكرى تنفع المؤمنين
اسراء/ 82: و ننزل من القرآن ما هو شفاء
اسراء/82: شفاء و رحمة للمؤمنين
بقره/2:ذلك الكتاب لاريب فيه هدى للمتقين؛ جن/2: يهدى الىالرشد
أعراف/157: و اتبعوا النور الذى أنزل معه
آل عمران/103 : واعتصموا بحبل الله جميعا
يوسف/1: تلك آيات الكتاب المبين؛ آل عمران/138: هذا بيان للناس؛نحل/89 : و نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شىء
كهف/2:و لم يجعل له عوجاً قيماً لينذر بأساً شديدا...
أعراف/203 : هذا بصائر من ربّكم
يس/1:يس و القرآن الحكيم
حجر/87: ولقد آتيناك سبعاً من المثانىو القرآن العظيم؛ زخرف/4: و انه فىامّ الكتاب لدينا لعلىّ حكيم؛ أنبياء/50 :هذا ذكرٌ مبارك
فصّلت/41: انّه لكتاب عزيز؛ واقعة/77:انّه لقرآن كريم؛ق/2: ق و القرآن المجيد
حاقة/51: و انّه لحقّ اليقين
نساء/174 : قد جاءكم برهان من ربّكم
مائده/48: مصدّقاً لما بين يديه من الكتاب و مهيمناً عليه
عيون أخبار الرّضا: ص239
نهج البلاغه ج2،ص177،خطبه 198
نهج البلاغه:ج3،ص136،كلام 77
جمعه / آيه 2
بحارالأنوار : ج40،ص87،حديث 114