0

ای خدای بزرگ و یکتا...

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

ای خدای بزرگ و یکتا...

ای خدای بزرگ و یکتا تو خود از اسرار شبانه من از گریه های در بغز روییده من و از دل عاشق من آگاهی . بنده خوبی نبوده ام و جز گناه چیزی در چنته ندارم .

با دستان خالی و یک دنیا امیدواری به تو پناه آورده ام .

می گویند غیر ممکن است ...

از دست رفته ای دارم و چشم به راهم و اشک هایم بی اختیار سرازیر .

چشم به راهم و منتظر . دیگر راهی را بلد نیستم و دیگر امیدی برایم نمانده است .

مریضم و مریضی دارم . نه دوایی و نه درمانی . دست بر سر مانده ام و تنها .

حساب قرض مردم را مانده ام و از ترس آبرویم پنهان . مرا فرصتی باقی نیست .

اگر عشق من واقعی نبود که همانا من آن را واقعا باور داشته ام ولی دیگر او نیست ...

آه خدایا فرصتی نیست و راه چاره ای نمی دانم ...

می گویند غیر ممکن است .

آه خدایا من فقط تو را می شناسم و بس . مگذار آنچه را که عمری بر آن گذاشته ام را از دست بدهم . که معنی دوست داشتن را از تو آموخته ام ...

چشمانم را بی فروغ بر عشق از دست رفته ام مگذار . قبول دارم . همه را می پذیرم . دلم به عشق تو خوش و پشتم به وجود تو گرم است .

مگذار تا فردا صبح آبرویی برایم نمانده باشد که دستم سخت بسته است .

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 7 بهمن 1389  11:48 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها