0

تجربه‌گرايي با پيشرفت فرهنگي اسلامي ناسازگار است

 
mosaferakherat
mosaferakherat
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 2182
محل سکونت : گیلان

تجربه‌گرايي با پيشرفت فرهنگي اسلامي ناسازگار است

 گروه ويژه نامه ها / حوزه الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت

89/10/05 - 16:51
شماره:8910051513
 
نسخه چاپي ارسال به دوستان
بخش سوم/ حجت‌الاسلام ساجدي در گفت‌وگو با فارس:
تجربه‌گرايي با پيشرفت فرهنگي اسلامي ناسازگار است

خبرگزاري فارس: حجت‌الاسلام ابوالفضل ساجدي گفت: علم‌گرايي به معناي تجربه‌گرايي با مدل پيشرفت فرهنگي اسلام ناسازگار و با ارزش‌هاي معرفت شناختي ما در ستيز است.

به گزارش خبرنگار آيين و انديشه باشگاه خبري فارس «توانا»، مؤلف كتاب «دين و دنياي مدرن»، گفت: در تبيين جايگاه فرهنگ در الگوي اسلامي ايراني پيشرفت دنيا و آخرت با يكديگر پيوندي ناگسستني دارند. 
وي در بخش سوم گفت‌وگوي خود با فارس به بررسي شاخصه‌هاي اجتماعي و فرهنگي الگوي پيشرفت پرداخت؛ آنچه در ذيل مي‌آيد حاصل اين گفت‌وگو است: 


*فارس: فرهنگ مشتمل بر باورها، دانش‌‌ها، ارزش‌ها، هنجارها و نمادها است؛ حال مؤلفه‌هاي فرهنگي الگوي پيشرفت چيست؟ 
ـ اين مؤلفه‌ها عبارتند از باورها و ارزش‌ها بود. فرهنگ مشتمل بر باورها، دانش‌ها، ارزش‌ها، هنجارها ونمادها است. دانش‌ها هم جزء فرهنگ هستند؛ يعني اسلام پيشرفت علمي را مدنظر قرار مي‌دهد، توسعه و حركت علمي جزيي از نياز جامعه است و نيازهايمان را جز در سايه پيشرفت علمي نمي‌توانيم به‌دست بياوريم، بسياري از بركات در سايه پيشرفت علوم براي جامعه مي‌تواند حاصل شود و تا آنها حاصل نشود ما نمي‌توانيم به ارزش‌هاي ديگر دست پيدا كنيم. 


* فارس: آيا نگاه ما به دانش نگاه استقلالي است؟ 
البته نبايد نگاه ما به دانش نگاه استقلالي باشد، دانش ما دانش سكولار نيست؛ يعني دانشي نيست كه با رشد آن دانش ضد خدا شود. آن دانشي جز مولفه فرهنگي ما است كه انسان را به خدا نزديك‌تر بكند نه دانشي كه او را از خدا دور كند و لذا دانش در اينجا پيوند مي‌خورد با ارزش همانطور كه باورها به ارزش پيوند مي‌خورد. 


**خدامحوري، آخرت‌گرايي و عمل به آموزه‌هاي الهي ارزش‌هاي بنيادي اسلام هستند 

تفاوت ارزش‌ها و هنجارها در اين است كه ارزش‌ها بايد‌هاي كلي هستند و هنجارها بايدهاي و قواعد جزيي رفتاري هستند. حالا در سايه باورها يك‌سري ارزش‌ها حاصل مي‌شود و ما وقتي پذيرفتيم خدا هست و ما هم انساني هستيم وابسته به او از دل اين باور ارزش‌ها زاده مي‌شود. فرهنگ اسلامي؛ يعني فرهنگي در آن باورها و اين ارزش‌ها حاكم است؛ ارزش‌ها چيست؟ سه ارزش‌ در راس همه ارزش‌ها قرار دارد و مي‌توان آنها را ارزش‌هاي بنيادي ناميد؛ خدا محوري، آخرت گرايي و سومي عمل به آموزه‌هاي الهي در تمام عرصه‌هاي زندگي. از دل آن باورها اين ارزش‌ها بيرون مي‌آيد، اگر خدا آن عظمت را دارد پس ما بايد خدا‌محور باشيم و او را بر همه چيز برتر بدانيم و تقرب به او را از همه چيز بالاتر دانسته و آخرت گرا باشيم. 

يعني در عين حال كه به دنيا توجه داريم و در آن زندگي مي‌كنيم اما بدانيم كه ما بايد بهره‌وري حداكثري از دنيا داشته باشيم ولي در مسير خدا و آخرت؛ يعني اگر بهره مندي حداكثري در مسير خدا قرار بگيرد اين مولفه فرهنگ اسلامي حاصل مي‌شود ولي اگر اين بهره‌وري در مسير خدا و آخرت نباشد اين نوع دنيا گرايي با فرهنگ اسلامي در تضاد است. 
حالا كه ما خدا محور شديم و آخرت گرا در تمام عرصه‌هايي كه خداوند ما را هدايت كرده به آموزه‌هايي هدايت‌گرايانه خدا در همه امور توجه مي‌كنيم. يعني عمل به فرامين الهي در تمام امور مد نظرمان باشد. اين فرهنگ اسلامي است. وقتي مي‌گوييم فرهنگ؛ يعني چيزي كه از باورها و ارزش‌ها حكايت دارد، حالا اگر مي‌خواهيم بينيم در جامعه ما فرهنگ اسلامي حاكم است بايد ببينيم چقدر خدامحوري در عرصه جامعه ما نمود و بروز دارد. هرچه اين خدامحوري بيشتر مشاهده شود مي‌فهميم كه ما به الگوي پيشرفت فرهنگي اسلامي نزديك شده‌ايم. تنها ادعا نشان دهنده حاكي از پيشرفت اسلامي ايراني نيست. بلكه ما بايد تك تك اجزاي فرهنگ را شكافته و جامعه‌مان را بررسي كنيم، خدا محوري،‌ آخرت گرايي و عمل به فرايض الهي ارزش‌هاي بنياديين اسلامي هستند. 

ارزش‌هاي ثانويه هم از دل همان باورها مي‌آيند. من قبلا باورها را تقسيم كردم به باورهاي معرفت شناختي، هستي شناختي، خدا شناختي، انسان شناختي، راه و راهنما شناختي كه بر اساس هر يك از آنها ارزش‌ها ساخته مي‌شود. 


** توانايي شناختي جامعه را در بعد عقلاني و شهودي رشد دهيم 

در بخش معرفت شناختي ارزش‌ ما اين است كه همه شناخت‌ها را در مسير خدا جهت دهي كنيم؛ اينكه توانايي‌ها شناختي جامعه را رشد دهيم؛ هم در بعد عقلاني و هم در بعد شهودي، اينكه موانع شناختي از جمله موانع شناخت عقلي، موانع شناخت شهودي و موانع شناختي حسي را از جامعه بزداييم. اينها ارزش دارد. 

رشد فهم و معرفت ديني؛ يعني مردم بيشتر دين را بفهمند و بهتر درك بكنند، اعتدال در عقل گرايي، حس‌گرايي كه ما نوعي اعتدال داشته باشيم با تكيه بر وحي نوعي اعتدال در عقل‌گرايي و حس‌گرايي داشته باشيم. ميزان اعتدال وحي است؛ نبايد به گونه‌اي باشد كه عقل گرايي سبب نوعي رشناليسم(عقل‌گرايي) افراطي بشود نوعي پوزتيويسم(اثبات‌گرايي) منطقي يا پوزتيويسم مطلق حاكم شود. بلكه اعتدال در توجه به حس و عقل بايد با توجه به وحي انجام شود. 


* چگونه از ورود خرفات از الگوي پيشرفت جلوگيري كنيم؟ 
ـ ديگر از مولفه‌ها خرافه گريزي است؛ چرا كه هرچه ما بيشتر به سمت خرافه گرايش پيدا كنيم از فرهنگ اسلامي بيشتر فاصله گرفته‌ايم. 

بدعت گريزي، گريز از علم زدگي و تجربه زدگي است، چرا كه برخي خيلي علم زده هستند، علم زدگي آيا با مدل پيشرفت فرهنگي اسلام سازگار است؟ خير؛ بلكه با مولفه ارزش‌ها معرفت شناختي ما در ستيز است. 
از مولفه‌هاي ديگر معرفت شناختي ما تامين و تقويت ايمان و باور ديني و تقوي است. پالايش انگيزه‌ها و الهي كردن آنها است. 

از باورهاي جهان شناختي ما چيست؟ اينكه نگاهمان به جهان نبايد نگاه صرفا دنيايي باشد. 
از ارزش‌هاي جهان شناختي‌مان چيست؟ اينكه نگاه استقلالي به جهان نگاه نامطلوب است. 
از ارزش‌ها انسان‌شناختي‌مان هم فطرت گرايي، معنويت گرايي، توجه به كرامت انسان، شوق به لقاي الهي، تناسب ميان خوف و رجا است. نه عده‌اي طرف خوف بغلتند و ترس بيش از حد آنها را به سمت نااميدي سوق دهد و عده‌اي برعكس اميد كاذب آنها را به سمت نابودي حركت دهد. 
از دل آن باورهاي راهنما شناختي ما چه در مي‌آيد؟ ارزش‌هاي راهنما شناختي كه دو ارزش‌ها است؛ يكي نقش محوري و رهبري معصومين عليه السلام. ديگري هم ولايت پذيري و پيروي از ولايت فقيه است. 

متاسفانه بسياري از مردم ما درك بسيار ناقصي از اسلام دارند و اسلام را به‌عنوان دين زندگي و دين زاينده فرهنگ و مولد باورهاي و ارزش‌ها فرهنگي نمي‌دانند و بلكه نگاهشان نگاه جزيي و سطحي و معيوب است. لذا پيوند ميان توسعه فرهنگي و اسلام بايد براي مردم و به‌ويژه جوانان ما روشن بشود. 


* فارس: نقش تربيت ديني در الگوي پيشرفت فرهنگي اسلام چيست؟ 
ـ فرهنگ در يك تقسيم بندي شامل چند نهاد است كه يك نهاد خانواده است؛‌ يكي نهاد تعليم و تربيت است، نهاد رسانه است، يكي از مولفه‌هاي مهم الگوي پيشرفت اسلامي حاكميت تربيت ديني است و حركت به سمت تربيت ديني در نهادهاي مختلف مربوطه بايد مد نظر باشد؛ يعني در خانواده، مدرسه، دانشگاه هم در نهادهاي آموزش رسمي و هم در نهادهاي آموزش غير رسمي مانند فرهنگسراها، مساجد و همچنين رسانه‌ها. اگر بخواهيم ما به پيشرفت اسلامي ايراني نزديك بشويم بايد نهادهاي مختلف تربيتي را تك تك مورد بازبيني قرار دهيم و ببينيم كه تا چه حد رفتارها و الگوها سمت تحقق اين تربيت –تربيت ديني- حركت مي‌كنند. 
الگوي پيشرفت فرهنگي اسلامي ايراني پيوند بسيار نزديكي با تربيت ديني دارد؛ يعني جامعه در صورتي مي‌تواند جامعه اسلامي باشد كه تربيت ديني در بخش‌هاي مختلف مورد نظر باشد. 


**تربيت دين يعني حركت از بودن به سمت شدن 

تربيت ديني به يك معنا يعني به فعليت رساندن كمالات الهي بالقوه در انسان است. به عبارت ديگر تربيت ديني؛ يعني ايجاد تغيير تدريجي براي سير از بودن به شدن و انتقال از وضعيت بالقوه به بالفعل بر اساس اهداف و ارزش‌هاي ديني. 

الگوي پيشرفت به اين جهت با تربيت ديني پيوند عميق دارد كه تربيت پايه‌گذار تثبيت باورها و ارزش‌ها در انسان است. تربيت خانوادگي و مدرسه هر يك از اينها هستند كه تغذيه كننده نسل‌ها هستند و تغذيه كننده باورها و ارزش‌ها هستند؛ يكي از مهم‌ترين منابع تغذيه كننده باورها و ارزش‌ها منابع تربيتي هستند. 


**جايگاه تربيت ديني در الگوي پيشرفت اسلامي ايراني تبيين شود 

به همين جهت توجه به تربيت ديني بسيار مهم است و خانواده‌ها لازم است اطلاع رساني كافي در اين زمينه بشوند. خانواده در بين نهادهاي موثر در تربيت دين مهم ترين نهاد است و تاثير آن با ساير نهادها و منابع فرهنگي به هيچ وجه قابل مقايسه نيست و ما نمي‌توانيم به پيشرفت فرهنگي برسيم جز اينكه براي خانواده‌ها و اصلاح آن فكري جدي داشته باشيم، الان به همين خاطر رسانه‌ها و ماهواره‌ها به‌عنوان مثال فارسي وان كه رسانه‌هاي موثري هم بوده بيشترين سرمايه‌گذاري را بر خانواده كرده و سعي داشته با انواع روش‌ها خانواده‌ها را تحت تاثير قرارد دهد و فرهنگ غربي را به درون خانواده‌ها وارد كند. 


** با تغذيه غربي خروجي اسلامي ممكن نيست 

اين رسانه‌ها در خانوادها توليد فرهنگ مي‌كنند و خانواده‌ها بايد به خوبي مورد اطلاع‌رساني قرار بگيرند. خانواده ها بايد بدانند كه چطور مي‌شود به فرهنگ اسلامي نزديك شد، شما نمي‌توانيد تغذيه فرهنگ غربي داشته باشيد اما خروجي‌تان از اين خانوده كسي باشد كه داراي فرهنگ اسلامي باشد، ما نمي‌توانيم به فرهنگ اسلامي دست پيدا كنيم مگر اينكه عوامل مولد فرهنگ مانند رسانه‌ها را كنترل كنيم. 

اين باروها و ارزش‌هايي كه بنده عرض كردم تك تك توسط رسانه‌ها مورد هجوم قرار مي‌گيرد. ارزش‌هاي فرهنگي اسلامي ، توجه به خدا، عظمت او و ايجاد تقوي الهي ذكر كرديم ولي مي‌بينيم كه يكي از بحث‌هايي كه اينها به جد دنبال مي‌كنند ريختن قبح گناه است كه با نمايش فيلم‌ها و ساير برنامه‌ها اين مساله را دنبال مي‌كنند، در اين زمينه خانواده‌ها بايد از خطرات اين هجوم فرهنگي اطلاع پيدا كنند و الا ما هرچه ظواهر خود را اسلامي كنيم ولي باطن خانواده ما اسلامي نباشد فرهنگ، فرهنگ اسلامي نيست و اين فرهنگ غربي است كه حاكم است و در اين صورت خانه‌ها مركز پرورشي است كه توسط رسانه‌هاي غربي انجام مي‌شود، محصولش هم محصول غربي خواهد بود. 

در الگوي پيشرفت فرهنگي اسلام خانواده بسيار مورد توجه قرار دارد و اسلام نسبت به خانواده بسيار حساس است. تا خانواده بستري فراهم نكنند، كه فرزندانشان به اين سمت و سو-فرهنگ غربي- حركت كنند. 

پس روح فرهنگ مي‌شود، روح حاكم بر رفتار جامعه و روح رفتار هم از دل آن ارزش‌ها است و ما تا نتوانيم اين باورها و ارزش‌ها را در تك تك نهادها اصلاح نكنيم نمي‌توانيم به الگو اسلامي ايراني پيشرفت دست پيدا كنيم در بخش اقتصاد و سياست هم همين‌گونه است و اين رابطه در همه نهادها ساري و جاري است. 

لذا به نظر من اين حركتي كه مقام معظم رهبري در راستاي رسيدن به الگوي اسلامي ايراني پيشرفت شروع كرده‌اند و دنبال مي‌كنند گام بسيار مهمي است؛ براي اينكه ما از درون به حقيقت اسلام در نهادهاي مختلف پي برده و شاخص‌هايي را عرض كنيم و بر اساس آن شاخص‌ها جامعه‌مان را بررسي كنيم ما بايد مشخص كنيم كه جامعه پيشرفته اسلامي چه مشخصه‌هايي دارد و بر اساس آن جامعه‌مان را بررسي كنيم و ببينيم كه در كجا هستيم. توجه هم داشته باشيم كه امروزه رسانه‌هاي غربي به ويژه ماهواره‌ها چه كار دارند مي‌كنند. 


انتهاي پيام/ 

 

 
بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا«16»  وَالْآخِرَةُ خَیرٌ وَأَبْقَى«17» 
 
ولی شما زندگی دنیا را مقدم می‌دارید،  در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است!
 
الأعلی (16 -17)
 
 
 
 

 

چهارشنبه 6 بهمن 1389  11:43 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها