0

مد‌ل‌هاي توسعه ماهيت منطقه‌اي و فرهنگي دارند

 
mosaferakherat
mosaferakherat
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 2182
محل سکونت : گیلان

مد‌ل‌هاي توسعه ماهيت منطقه‌اي و فرهنگي دارند

 گروه ويژه نامه ها / حوزه الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت

89/10/06 - 13:46
شماره:8910060971
 
نسخه چاپي ارسال به دوستان
بخش اول/ مظفر نامدار در گفت‌وگو با فارس:
مد‌ل‌هاي توسعه ماهيت منطقه‌اي و فرهنگي دارند

خبرگزاري فارس: رئيس پژوهشكده مطالعات فرهنگ‌ها گفت: توسعه‌ها بار ايدئولوژيك دارند و اگر توسعه ماهيت ايدئولوژيكي دارد، پس ايدئولوژي‌ها لزوما فراگير نبوده؛ ايدئولوژي‌ها ماهيت منطقه‌اي و فرهنگي دارند و زاييده جغرافيا و فضاي جغرافيا هستند.

به گزارش خبرنگار آيين و انديشه باشگاه خبري فارس «توانا» مقام معظم رهبري در نخستين نشست بررسي انديشه‌هاي راهبردي فرمودند: «مسئله تدوين الگوى اسلامى - ايرانى براى پيشرفت، يكى از مسائل كلان ماست؛ كه البته اين مسئله در دل خود، ده‌ها مسئله دارد، كه بعد عرض خواهم كرد. اين رشته در خصوص همين مسئله استمرار خواهد داشت و در كنار اين، مسائل كلان ديگرى وجود دارد كه بايستى مطرح شود. 
در درجه‌ اول اين است كه متفكران كشور، انديشه‌ورزان كشور، خودشان را درگير مسائل كلان كشور بكنند. كشور مسائل اساسى‌اى دارد. كارهاى بزرگى هست كه بايد انجام بگيرد. توانائى‌ها و ظرفيت‌هاى بسيارى هست كه مي‌تواند در خدمت اين حركت عظيم انجام گيرد. اين مقصود تحقق نخواهد يافت، مگر اينكه زبدگان، فرزانگان و انديشه‌ورزان، خودشان را با اين مسائل كلان مرتبط و درگير كنند. 
هدف دومى كه ما از تشكيل اين جلسه داشته‌ايم، اين است كه يك فرهنگ و يك گفتمان، اول در ميان نخبگان و به‎تبع آن در سطح عموم جامعه به وجود بيايد. همين حرفهائى كه شما امشب بيان كرديد، وقتى در سطح جامعه منتشر شود، ذهن نخبگان و سپس ذهن عموم مردم را به يك سمت اساسى سوق خواهد داد». در همين رابطه با «مظفر نامدار طالشاني» رئيس پژوهشكده مطالعات فرهنگ‌ها، يكي از سازمان‌هايي كه در مورد علوم انساني فعاليت‌هاي پژوهشي داشته و دارد، گفت‌وگويي انجام داديم كه تقديم مي‌شود: 

*فارس: مفهوم توسعه چيست و نواقص توسعه چيست؟ 
ـ ‌تعريف واژه‌ «توسعه» مجادله 200 ساله در ايران راه انداخته است، هر كس با توجه به ظن و گمان خود به تعريف توسعه پرداخته است؛ بعد از انقلاب زماني كه مي‌خواست شكل حكومت مشخص شود؛ الفاظ گوناگوني مانند جمهوري دموكراتيك، جمهوري دموكراتيك خلق مطرح مي‌شد كه اما امام به جمهوري اسلامي اعتقاد داشتند؛ ظاهرا يكي از غرب گراهاي سكولار نامه‌اي به امام نوشتند كه چرا از نام دموكراتيك اسلامي وحشت داريد حضرت امام پاسخي دادند كه از واژه دموكراتيك وحشت نداريم اما تحليل خودم اين است كه معني واژه دموكراتيك نامفهوم است به دليل آنكه نظام ديكتاتوري پروتاليا شوروي، نظام رياستي امريكا، نظام مشروطه سلطنتي، رئيس جمهور‌هاي مادام‌العمر نظام خود را دموكراتيك معرفي مي‌كنند به اين ترتيب واژه دموكراتيك داراي معناي دوپهلو است. 

جمهوري اسلامي داراي معناي مشخص است؛ جمهوري اسلامي هر كدام به تنهايي معناي مشخصي دارند. 
دليل دوم اين است كه ايران تا قبل از انقلاب مدلي ازآن نوع دوموكراتيك تحت عنوان مشروطه سلطنتي را در ايران تجربه كرد و ناموفق بود. 

واژه توسعه در 10 سال اخير خيلي بد استفاده شده است، به طور مثال فساد، اباحي‌گري، بي‌ديني، نفي فرهنگ و نفي هويت را به عنوان توسعه معرفي كردند. 

براي نام الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت بايد مكثي كرد، زماني كه يك حكومت كشور ديگري را اشغال مي‌كند؛ گفته مي‌شود در آن كشور پيش رفت و وقتي بيماري در بدن انسان فراگير مي‌شود مي‌گويند بيماري پيشرفت كرد. 

واژه پيشرفت واژه مقدسي نيست كه تصور شود لزوما بايد از اين واژه استفاده كنيم؛ اگر قرار است از الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت استفاده شود واژه پيشرفت نيز بايد باز تعريف شود. 

* فارس: شهيد آويني در كتاب توسعه و مباني تمدن غرب واژه قرآني رشد را به جاي توسعه به كار مي‌برند؟ 
ـ توسعه واژه ايراني است؛ اما استفاده نادرست از آن شده است واژه زيباتر از پيشرفت وجود دارد كه آنهم واژه رشد است كه قرآني است و مطابق فرمايشات رهبري اگر قرار است در مورد الگو فكر شود در تعريف از الگونيز بايد فكر شود. 

واژه رشد در قرآن ريشه جذاب دارد و عده‌اي معتقد هستند؛ كه قرآن واژه رشد را براي كودكان بي‌سرپرست به كار برده است و البته واژه رشد براي كودكان بي‌سرپرستي كه داراي ثروت باشند استفاده شده است. 

قرآن مي‌گويد براي اين كودكان سرپرستي انتخاب كنيد تا زماني كه به سن بلوغ و رشد برسند ثروت را در اختيار آنها قرار ندهيد و استفاده از واژه رشد و بلوغ نشانگر اين است بلوغ مانند رشد نيست و مي‌توان در حوزه ملي از اين واژه استفاده كرد و استاد مطهري از واژه رشد در سطح ملي استفاده مي‌كند. 

واژه پيشرفت و توسعه نمي‌تواند مترادف مترادف رشد قرار گيرد؛ اگرچه مراد بزرگان در استفاده ازواژه پيشرفت همان رشد است كه نمي‌توان انكار كرد از نظر مفهومي نسبتي با هم ندارند و واژه رشد نشان مي‌دهد كه بلوغ شرط لازم براي تصرف در مال و ثروت است. اما شرط كافي نيست اگر ملتي قصد تصرف در سرمايه خود دارد بلوغ شرط لازم آن است وبلوغ كفايت نمي‌كند بايد از ويژگي رشد نيز برخوردار باشد. 

آيه 6 سوره نساء در مورد واژه رشد صحبت مي‌كند براي اينكه فرد و كودك سرپرست خانوارثروت خود را در اختيار بگيرد؛ رسيدن به بلوغ نكا و جنسي كافي نيست زماني رشد مي‌كند؛ كه ثروت خود را نگهداري كند رشد فرصت است فرصتي است كه اگر كسي از اين فرصت استفاده كند از سرمايه‌هاي فردي و ملي كه خدا در اختيارانسان گذاشته ااستفاده مي‌كند ‌و ملتي قادر است از سرمايه اجتماعي، سياسي، فرهنگي و حقوقي خود استفاده كند و به نحو احسن از سرمايه‌ها استفاده و نگهداري كند كه به باز توليد سرمايه‌ها بپردازد. 

واژه پيشرفت غلط است و به تعبير استاد مطهري پيشرفت معني افقي دارد به طور مثال بيماري زماني كه از نقطه‌اي در بدن شروع مي‌شود به صورت افقي پيشرفت مي‌كند كه در يك سطح پيشرفت مي‌كند؛ ولي رشد عبور از سطح اي به سطح ديگر است اگر ملتي عقب مانده باشد تحول و رشدي اتفاق بيفتد به سطح ديگر ارتقا پيدا كند يعني يك پله بالاتر رفته است و اين رشد صرفا به معناي افقي نيست. 

اشتباهي كه در زبان فارسي در معناي واژه رشد شده است اين است كه براي آدمي كه تنومند باشد معناي رشيد به كار مي‌برند و عرب‌ها به اين فرد رشيق مي‌گويند و رشيق بارشيد فرق مي‌كند واژه‌اي است كه ما به اشتباه استفاده مي‌كنيم. 

شهيد مطهري تعبيري از رشد ملي دارد كه رشد فقط منحصر به فرد نيست از اين واژه براي ملتي نيز استفاده ميشود كه لياقت و شايستگي آن را دارد كه از سرمايه‌هاي خود استفاده كند. 

ملتي رشد يافته يا پيشرفت يافته و توسعه يافته قلمداد مي‌شود كه از سرمايه خود استفاده مي‌كند و فردي مي‌تواند از سرمايه‌اي استفاده كند كه سرمايه‌ها را بشناسد. 

دومين اقدام براي استفاده از سرمايه‌ها استخراج سرمايه است تا از سرمايه استخراج نشود سودي ندارد؛ قدم سوم تصفيه است، از بين بردن ناخالصي‌ها است، عرصه فرهنگ نيزمانند ذخاير بايد نخست شناسايي و‌ سپس استخراج و تصفيه شوند. 

چنين فرايندي در اروپا و غرب نيز اتفاق افتاد و رنسانس در اروپا به نوعي بازگشت به سرمايه‌ها‌ي اوليه غربي بود؛ سرمايه اوليه غربي شناسايي شد بعد استخراج شد و سپس تصفيه انجام گرفت تا در نهايت باز توليد سرمايه‌ غربي اتفاق افتاد. 

* فارس: يكي از بحث‌هاي مطرح امروز اين است كه توسعه غربي در كشوري مانند ايران قابليت اجرا ندارد و در بعضي از دولتها بعد از انقلاب توسعه را فقط توسعه ‌دانسته وبارايدئولوژي ندارد نظرتان چيست؟ 
ـ اگر توسعه فقط دستاورد علمي است چرا غالب‌هاي توسعه متفاوت است علم قواعد تجربه پذير است كه در همه زمان و مكان يك معني دارد؛ يك روش در علم درست است اگراشتباهي رخ دهد در تشخيص آن است، در علم خلق صورت نمي‌گيرد؛ بلكه كشف مي‌شود. 

واقعيت‌ها از بدو خلقت وجود دارد و دانشمند موفق به كشف مي‌شود بنابراين اگر توسعه، يك توسعه علمي است و در همه دنيا روش خاصي وجود دارد و اين داعيه به دليل اينكه توسعه‌هاي مختلف در دنيا وجود دارد داعيه ساده لوحانه است؛ چنين مدعياني درك درست از معرفت و علم ندارند. 

مدل‌ها گوياي اين است كه توسعه بار ايدئولوژيك دارند؛ و ماهيت علمي ندارد مفهوم توسعه بعد از جنگ جهاني دوم پديد آمده است ماركسيست‌ها، ليبرال‌ها، سوسياليست‌،جهان سوم و مركز پيرامون‌ها توسعه مخصوص به خود را مطرح مي‌كنند. 

علم در حوزه ايدئولوژي‌ها تغيير پيدا نمي‌كند؛ اساسا اين سخن كه توسعه توسعه است، باطل است و به تعبير حضرت امام «تصورش موجب تصديق است» و تصور مدلهاي گوناگون تصديق مي‌شود كه توسعه بار آيدئولوژيك دارد. 

اگر توسعه ماهيت ايدئولوژيك دارد ايدئولوژي‌ها لزوما فراگير نبوده ايدئولوژي‌ها ماهيت منطقه‌اي و فرهنگي دارند ايدئولوژي‌هاي زاييده جغرافيا و فضاي جغرافيا است. 

* *ايدئولوژي معناي جغرافيا ـ فرهنگي دارند و جغرافيا ـ فرهنگي خود داراي دامنه هستند. 

جغرافياي اسلام داراي محدوده مشخصي است. هرچند مسلمان مي‌تواند در آمريكا، اروپا يا ايران زندگي كند اما زماني كه از جغرافيا فرهنگي اسلام صحبت مي‌كنيد ديگر صحبت ازمسلماناني نيست كه در امريكا زندگي مي‌كنند بلكه آن مسلمان تحت تاثير جغرافياي فرهنگي ـ اسلامي قرار دارند و زماني كه از حوزه جغرافياي فرنگي مدرنيته صحبت مي‌كنيد كشورهاي مسلمان در آن حوزه قرار ندارند.

بنابراين ايدئولوژي و فرهنگ ماهيت منطقه‌اي دارند و هرچه توليد مي‌شود ممكن است جغرافيا فرهنگي داشته باشد اما مطلق نيست محدود نيست و مي‌تواند مورد نقد و نفي قرار گيرد نقد و نفي از جنبه علمي ناپسند و امر ضد علمي نيست. 


مگر آدم‌هايي كه متعصب و متحجر باشند به طور مثال آنچه كه در حوزه الگوي بومي توسعه اروپا اتفاق افتاد لزوما نبايد در حوزه آسيا يا خاور دور اجرا شود در حوزه علوم انساني گفته مي‌شود علوم در حوزه پايه، طبيعي،‌تجربي شاخص جهاني دارد اما در حوزه علوم انساني شاخص بومي دارد. 

اگر از علوم ليبراليستي، سوسياليستي مي‌شود سخن گفت؟ از علوم انساني و ايراني مي‌شود صحبت كرد. چرا پست مدرن‌ها مي‌توانند از اصطلاح علوم اروپايي پست‌مدرن‌ها صحبت كنند و چرا ما از اصطلاح علوم اسلامي صحبت نكنيم. 

* فارس: برخي مدل توسعه در ايران را آمرانه مي‌دانند و مدل توسعه پايدار را مدلي قلمداد مي كنند؛ كه درونزا باشد و به همين دليل در چرايي اينكه چرا توسعه در ايران اتفاق نيفتاد كتابي مانند «ما چگونه ما شديم» نوشته شده كه در آن كتاب نقش استبداد راكمرنگ‌تر مي‌شود يا كم آبي عامل استبداد شرقي مي‌شود؟ و بحث‌هاي مانند الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت را سياسي قلمداد كرده كه امكان گفت‌وگوي تمام جريانهاي فكري سياسي فراهم نمي‌شود؟ 
ـ دانشجويان در دانشگاه از من مي‌پرسند چرا سعي مي‌كنيد اين نظام را حفظ كنيد خيلي‌ها ااين نظام را قبول ندارند و در جواب مي‌گويم خيلي‌ها اين نظام را قبول دارند چرا شما فكر مي‌كنيد حرف شماي كه نظام را قبول نداريد غلبه دارد و براي اينكه نظام را قبول نداريد حق باشماست؛ اين چه منطقي است ؟ در همه دنيا مكانيسم وجود دارد كه بر مبناي آن مكانيم تصميم گرفته مي‌شود اينكه شما با زور مي‌خواهيدرفراندوم برگزار شود حرف احمقانه‌اي است در آمريكا سيصد سال پيش رفراندوم برگزارشده است. 

مگر كشورهاي اروپايي درباره ساختار سياسي هر 10 سال رفراندوم برگزار مي‌كنند سيستم سياسي تا زماني كه بر اساس مكانيسم عمومي يك بخش آن انتخابات است و مردم اقبال نشان مي‌دهند مي‌ماند در همه دنيا تا وقتي اين اقبال وجود دارد سيستم سياسي ادامه دارد. 

زماني اقبال نشان ندهند حضور نخواهند داشت به صرف اينكه افرادي مانند صادق زيباكلام كه استعداد تاريخي ندارد و مهندس شيمي است بهتر در حوزه شيمي فعاليت كند و در تاريخ دستي ندارد حتي منابع درجه 3 را هم نخوانده حرفش و نظرش ملاك نيست يا آقاي كاتوزيون نيز نظريه‌اش بر همين منوال است چرا بايد اين نظريات غالب باشد از ميان نظريات ده نظريه ديگرنيز وجود دارد نبايد تحت تاثير چنين فرار روايت تاريخي بود. 

داستان كم آبي در ايران كه نظريه ماركسيستي است بايد ديد آيا مستنداتي كه به عنوان نظريه مطرح مي‌كنند درست است؟ و آيا جنگ‌هاي كه در تاريخ ايران اتفاق افتاده است به صورت قاعده تحت تاثير كم‌آبي بود؟ كجاي تاريخ اين امر ثبت شده است اين يك فرا روايت تاريخي است!. 

ماركسيست در توليد فرا روايت تاريخي رو دست ندارند؛ يك ماركسيست چنان از غيب صحبت مي‌كند كه من مذهبي در برابر آنها كم مي‌آورم! چنان از غيب و جامعه آرماني تصوير درست مي‌كند كه انگار خدا جز خلق چنان جامعه‌اي كاري را انجام نداده است اينها فرا روايت تاريخي است. 

يكي از آسيب‌شناسي تاريخ نگاري در ايران وجود فرا روايت تاريخي است روايت‌ها بايد با متن تاريخي همخواني داشته باشد؛ فراروايت بر فراز متن‌هاي تاريخي مي‌نشيند و قرائت خود را غالب مي‌كند وتمام قرائت‌هاي ديگر را حذف مي‌كند. 

تاريخ ايران به خصوص تاريخ مشروطه دست چنين افرادي نوشته شده است كه اين تاريخ نيست؟ داستان‌هاي دروغ تاريخي است!يكي از فراروايت دروغ تاريخ اين است كه ايران در كشور كم آب واقع شده است خيلي كشورهاي ديگر نيز در منطقه كم آب واقع شده‌اند اگر قرار است كم آبي مشكل توسعه ايران باشد. ايران بايد براي تامين آب بايد به خيلي از همسايگان حمله كرده ولي كجاي تاريخ اين اتفاق افتاده است كدام مورخ اين مستندات را گفته است كدام روايت تاريخي چنين امري را روايت مي‌كند. 

چنين نظري صرفا در حد يك ايده است مي‌تواند در كنار ايده‌هاي ديگر بنشيند مورد ارزيابي و نقد قرار بگيرد صحت و سقم تاريخي مبني بر روايت‌ها سنجيده شود و بر رخداد‌ها منطبق شودنه ادعاهاي زيباكلام و نه كاتوزيون مورد اثبات قرار گرفته است. 


ادامه دارد... 

انتهاي پيام/ع 

 

 
بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا«16»  وَالْآخِرَةُ خَیرٌ وَأَبْقَى«17» 
 
ولی شما زندگی دنیا را مقدم می‌دارید،  در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است!
 
الأعلی (16 -17)
 
 
 
 

 

چهارشنبه 6 بهمن 1389  11:43 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها