سوال : سلام. در اينكه ائمه انسانهاي بسيار بزرگي بودند شكي نيست ولي در مورد معصوميت آنها شك و شبهه بسيار است. يعني مبري بودنشان از خطا و گناه. داشتن غلام و كنيز (برده داري) اگر گناه و اشتباه و خطا نيست پس چيست؟ چون هيچ انسانی راضي به اسارت و بردگي نيست و اگر مي خواستند خدمت كنند مي توانستند آزاد باشند و خدمت كنند. برده و كنيز و غلام از هر گونه حق مالكيت و راي و نظر و... محروم بوده است. پس كسي كه برده دارد معصوم نيست. لطفا در اين مورد توضيح دهيد. پاسخگو:سید طاهر حسینی
پاسخ:
پاسخ اين سوال در چند بخش ارائه ميشود: دلايل فراواني بر عصمت ائمه (عليهالسّلام) وجود دارد. ما در اينجا دو مورد از دلايل ياد شده، يكي دليل عقلي و يك دليل نقلي، را به طور بسيار مختصر بيان ميكنيم؛ امّا قبل از بيان دو استدلال ياد شده، توجه به دو نكته مهم ضروري است: يكي اينكه، پس از آن كه مطلبي را با دلايل عقلي يا نقلي ثابت كرديم اگر در مورد آن شك و شبههاي پيدا شد بايد سعي كنيم جواب و توجيه منطقي آن شبهه را پيدا كنيم نه اينكه از يك امر قطعي و يقين به خاطر يك امر ظني، دست بكشيم؛ تعصب در امور قطعي پسنديده و نيكوست؛ بنابراين اگر عصمت ائمه بر اساس دلايل عقلي و نقلي بر ايمان ثابت شد، ديگر تعصب بر آن اشكالي نخواهد داشت و اين تعصب نه تنها مذموم نخواهد بود بلكه پسنديده نيز خواهد بود. تعصب زماني مذموم است كه از امور باطل يا شبهاتي كه از باطل برميخيزد، برخاسته باشد. ديگر اينكه وقتي كه تمامي مسلمانان به عصمت پيامبر (صلياللهعليهوآله) معتقدند و اعتقاد به عصمت را در مورد پيامبر (صلياللهعليهوآله) به عنوان يك انسان، غلوّ نميدانند، در مورد عصمت ائمه نيز بايد چنين باشد چرا كه دلايل ما بر عصمت ائمه همان دلايلي است كه بر عصمت انبياء اقامه شده است به جز در عصمت وحي. أ) دليل عقلي بر عصمت ائمه: يكي از دلايل عقلي بر عصمت ائمه برهان حفظ شريعيت است؛ به اين توضيح كه حفظ شريعت واجب است زيرا اعتقاد و التزام به اسلام تا قيامت در گروه حفظ آن است و اين امر جز با وجود دائمي امام معصوم (عليهالسّلام) امكانپذير نخواهد بود. توضيح: قرآن كريم نخستين منبع شريعت است كه خداوند وعده فرموده آنرا حفظ كند و چنين كرده است قرآن اصول و كليات شريعت اسلام را در بردارد ولي تفصيل احكام شريعت به تبيين و تعليم پيامبر اكرم (صلياللهعليهوآله) واگذار شده است. با مراجعه به احاديث نبوي كه با سند درست روايت شده باشند روشن ميشود كه تفصيل تمامي احكام شريعت در سنّت نبوي نيز يافت نميشود چرا كه مناسبت بيان آنها نبوده است، در ضمن بايد كسي بوده باشد تا سنت پيامبر (صلياللهعليهوآله) را نيز بدون هيچ اشكالي از جمله نيسان و فراموشي به دست ما برساند و خود نيز بتواند در هر زماني مسائل جديد اسلامي را بيان كند. او در اين بيان بايد معصوم و از خطا به دور باشد تا شريعت درست به دست نسلهاي بعدي برسد و از انحراف در دين جلوگيري شود؛ (اجتهاد در دين به وسيله علما در مواردي دچار خطا ميشود لذا نميشود به اجتهاد علما در حفظ شريعت اعتماد كامل داشت....). ب) دليل نقلي: در قرآن كريم آيات فراواني وجود دارد كه بيانگر لزوم عصمت ائمه (عليهالسّلام) ميباشد؛ خداوند در سوره بقره ميفرمايد: «وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ»(بقره/124) «زماني كه ابراهيم نبي (عليهالسّلام) از آزمايشات الهي سربلند بيرون آمد به او گفتيم ك تو را براي مردم امام قرار داديم. ابراهيم (عليهالسّلام) سؤال كرد: آيا درمورد من نيز چنين ميكني؟ خداوند فرمودند: كه عهد من به هرگز ظالمين نميرسد» فخر رازي عالم معروف سنّی ميگويد: «إن جاعلك للناس اماما» بر معصوم بودن از همه گناهان دلالت ميكند زيرا امام كسي است كه به او اقتدا ميشود، پس اگر عصمت نداشته بادش و از او گناهي سر زند، پيروي از او در آن گناه واحب ميشود» از طرف ديگر از «لاينال عهدي الظالمين» نيز عصمت امام مشخص ميشود، چرا كه هر كسي حتي يك گناهكند طبق فرموده قرآن لفظ ظالم بر او صدق ميكند. «وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» (بقره/229) و شخص ظالم شايسته امامت نيست. بخش دوم: بخش ديگر سؤال شما درباره بردهداري بود. قبل از پاسخ اين سؤال و توضيح مطلب چند نكته بايد مورد توجه قرار گيرد: نكته اول: از آنجا كه شما شبههاي در ذهن داشتيد و نتوانستيد جوابي براي آن چند نكته پيدا كنيد از آن به گناه تعبير كرديد و گفتيد چون ائمه برده داشتند سپس گناه كاربودند؛ در حالي كه شما بايد ابتدا اصل گناه بودن بردهداري را در اسلام ثابت ميكرديد و بعد نتيجه ميگرفتيد كسي كه برده داشته باشد گناه كار است؛ حال آنكه در قرآن آيات فراواني به بيان احكام بردهداري پرداخته است بدون آنكه از آن به گناه ياد كند يا نفي نمايد. نكته ديگر اينكه تمام مسلمانان عصمت پيامبر (صلياللهعليهوآله) را قبول دارند و پيامبر نيز عبد و كنيز داشتند؛ قاريه قبطيه يكي از همسران پيامبر (صلياللهعليهوآله) ام ولده بوده و ابراهيم را براي پيامبر؛ به دنيا آورد. اسلام بردگي را به كلي ملغي نكرد و طي يك حكم قطعي و عمومي آزادي همه آنها را اعلام ننمود؛ بلكه، با برنامه دقيق و زمانبندي شده براي آزادي بردگان اقدام كرد تا عكسالعمل نامطلوبي در جامعه به وجود نياورد. اگر نظام غلطي بافت در جامعه حاكم باشد، ريشهكردن آن نياز به زمان دارد و هر حركت حساب نشدهاي نتيجه معكوس خواهد داشت. چه بسا دستور اسلام به آزادي يكباره بردگان باعث تلفشدن عده بسياري از آنها كه كسب و كار مستقل و نه خانه و وسيلهاي براي ادامه زندگي داشتند، ميگرديد؛ آزادي يكباره اين عده عظيم حتي نظم جامعه را نيز مختل ميكرد. اسلام با برنامهريزي تدريجي زمينه آزادي همه بردگان را فراهم آورده بنابراين با گذر زمان از تعداد بردگان كاسته شد تا پديده برخي بردهداري از جامعه اسلامي ريشهكن شد. راههاي اسلام براي ريشهكن كردن بردگي عبارتند از: 1) بستن سرچشمههاي بردگي: به اين معنا كه اسلام راههاي بردهگيري افراد را بست و تنها اسيراني را كه در جنگ به اسارت گرفته ميشد مجوز اسير گرفتن آنها را، آن هم در صورت اجازه رهبر جامعه اسلامي و بنابر مصلحت جامعه، صادر نمود؛ 2) گشودن دريچه آزادي: اسلام دريچه آزادي: اسلام با برنامههاي زيادي بمانه آزادي بردگان را فراهم نمود. مواردي مثل: يكي از مصارف هشتگانه زكات قراردادن (توبه/60) از صدقات، كفاره روزه و ظهار و قتل خطائي و سوگند دروغ و ... قراردادن (مجادله/3، مائده/89، نساء/92) و يا آزادي ام ولد و آزادي عبد مبعّض و آزادي عبدي كه مولا به او آسيبي برساند (مثل بريدن گوش او) و آزادكردن بردگان را از مهمترين عبادات قرار داده است. و آزادكردن برده را عبور از عقبه خطرناك قيامت بيان ميكند «و ما ادرئك ماالعقبه، فك الرقبه». بخش سوم: قسمت ديگر سؤال شما در مورد اهل بيت (عليهالسّلام) و بردهداري آنها بود؛ درست است كه ائمه (عليهالسّلام) از بردگان براي كارهاي خود استفاده ميكردند ولي سيره ائمه در گرفتن عبد و مولا به آن معني كه در ذهنمان ميباشد، نبوده است. ائمه (عليهالسّلام) بردگان را تحت حمايت خود قرار ميدادند و آنها را تربيت اسلامي ميكردند و به جامعه نيز نوع برخورد با بردگان را آموزش ميدادند. در روايات داريم كه علي (عليهالسّلام) هزار برده از دسترنج خود آزاد كرد «اعتق الف مملوك ص كدّيده». عشق قنبر، غلام علي (عليهالسّلام) به او معروف است؛ او صلابت و نرمي علي (عليهالسّلام) هر دو را دوست ميداشت. علي (عليهالسّلام) لباس گرانتر و زيباتر را به قنبر ميداد و ارزانتر را خود ميپوشيد و در جواب قنبر ميگفت: تو جوان هستي و؛ «أنا استحيي من ربّي أن أتفضل عليك؛ سمعت رسول الله (صلياللهعليهوآله) يقول: البسوهم مما تلبسون و أطعموهم مما تأكلون ...» «يعني از خداي خود شرم دارم كه بر تو برتري بجويم، از رسول خدا (صلياللهعليهوآله) ميشنيدم كه ميفرمود: به آنها از همان لباس كه خود ميپوشيد. و همان غذايي بدهيد كه خود ميخوريد» امام سجاد (عليهالسّلام) مكتبي را در دوران خفقان بنياميه به وجود آورد و آن اين بوده كه ايشان بندهگان زيادي ميخريد و آنها را تربيت كرده و به هر بهانهاي آزاد ميكردند و باقي مانده آنها را در شب عيد فطر هر سال آزاد ميكرد و سال بعد دوباره چنين ميكردند. در بخش آخر سؤال خود گفته بوديد كه چرا معصومين از همان اول آنها را آزاد نميكردند و يا به عنوان خدمتكار با يك حقوقي قرار نميدادند تا به اين ترتيب هم آنها آزاد باشند و هم تربيت اسلامي شوند. اين كار معصومين (عليهالسّلام) ميتواند چند دليل داشته باشد از جمله: اوّلاً، تسلط روي عبد بسيار بيشتر از تسلط بر روي خادم آزاد است، اگر آنها را از همان اوّل آزادي ميكردند هدفي كه ائمه (عليهالسّلام) داشتند به اينكه آنها را تربيت اسلامي ميكنند و نيز جامعه را آموزش دهند كه با بردهها چگونه عمل كنند، انجام نميشد. ائمه از بردهها مبلّغ ديني و انسان آزادانديش ميساختند و به جامعه نيز ميآموختند كه برده را همان ابتدا رها نكنند بلكه بعد از تربيت آنها به آنها از اموالي كه خدا به آنها داده؛ بدهند سپس آزادشان كنند. ثانياً، اگر آنها را از همان اول آزاد ميكردند و از آنها به عنوان خادم با يك مقرري استفاده مينمودند خيلي از آنها كه هنوز طعم عطوفت و رأفت و علم ائمه (عليهالسّلام) را نچشيده بودند (خصوصاً با توجه به اينكه بسياري از آنها حتي مسلمان هم نبودند) دليل نميديدند كه بمانند و خادم باشند و تربيت اسلامي شوند. ثالثاً، ائمه (عليهالسّلام) آنچنان به بردهها احترام ميكردند كه در موارد زيادي آنها حاضر نميشدند از نزد ائمه (عليهالسّلام) بروند آنها عملاً فرقي با فرد آزاد نداشتند و به عنوان عضوي از اعضاء خانواده محسوب ميشوند، مانند قنبر؛ با آنكه علي (عليهالسّلام) هزار بنده آزاد كرده بود اما او تا آخر نزد علي ماند و بعد از ايشان در راه علي (عليهالسّلام) به شهادت رسيد
با تشکر از حجت السلام والمسلمین آقای ابوالفضل حسن نژاد. :