0

احکام اختلافی

 
mohsenh
mohsenh
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 1156
محل سکونت : قم

احکام اختلافی

احکام اختلافی

ركوع‏         

مسأله 1022 در هر ركعت بعد از قرائت بايد  به اندازه‏اى خم شود كه بتواند دست به زانو بگذارد و اين عمل را ركوع مى‏گويند. (امام(

 (1) زنجانى: بايد به قصد خضوع ..

 (2) سيستانى: بتواند سر همه انگشت‏هايش را از جمله ابهام ..

 (3) مكارم: بلكه احتياط واجب آن است كه كف دستها را بر زانو بگذارد..

 (4) فاضل: خلاف احتياط است پس احتياط آن است كه دستها را به روى زانو بگذارد گرچه ظاهر اين است كه واجب نيست.

 (5) صافى: اگر چه احتياط مستحب اين است كه دستها را به زانو بگذارد

سجده

مسأله 1051 اگر پيش از آن كه پيشانى به زمين برسد و بدن آرام بگيرد (1) عمداً ذكر سجده را بگويد (2)، يا پيش از تمام شدن ذكر عمداً سر از سجده بردارد، نماز باطل است.

 (1) زنجانى: با علم و عمد ذكر سجده را بگويد يا بدون ذكر يا قبل از تمام شدن آن سر ازسجده بردارد يا در حال ذكر واجب يا ذكر مستحبى كه به قصد ورود مى‏گويد بدن را حركت دهد، نمازش باطل است و اين امر در ذكر مستحب بنا بر احتياط وجوبى است.

 (2) سيستانى: نماز باطل است، مگر اين كه ذكر را دوباره در حال آرامش بگويد و اگر پيش از تمام شدن ذكر عمداً سر از سجده بردارد، نماز باطل است.

(3)تبريزى: بايد دوباره ذكر را بعد از گذاشتن پيشانى و آرام شدن تكرار كند و بنا بر احتياط نماز را نيز اعاده نمايد و اگر پيش از تمام شدن ذكر عمداً سر از سجده بردارد، نماز باطل است.

(4)گلپايگانى، صافى: مسأله اگر پيش از آن كه پيشانى به زمين برسد يا پيش از آن كه بدن آرام بگيرد عمداً ذكر سجده را بگويد، بايد بعد از رسيدن پيشانى به زمين و آرام گرفتن بدن دوباره ذكر را بگويد و بنا بر احتياط لازم نماز را پس از اتمام، اعاده نمايد و اگر به همان ذكر اوّل اكتفا نمايد نماز باطل است و هم چنين اگر پيش از تمام شدن ذكر عمداً سر از سجده بردارد، نماز باطل است.

(5)مكارم: مسأله هر گاه پيش از آن كه بدن آرام بگيرد، ذكر سجده را شروع كند، نماز باطل است، هم چنين اگر قسمتى از آن را هنگام بلند شدن از سجده بگويد، امّا اگر سهواً باشد مانعى ندارد و اگر قبل از برداشتن سر از سجده متوجّه شود بايد ذكر را اعاده كند.

مسأله 1052 اگر پيش از آن كه پيشانى به زمين برسد و بدن آرام گيرد ، سهواً  ذكر سجده را بگويد و پيش از آن كه سر از سجده بردارد، بفهمد اشتباه كرده بايد دوباره در حال آرام بودن، ذكر را بگويد.

 (1) [عبارت «و بدن آرام گيرد» در رساله آيات عظام: خوئى، سيستانى و تبريزى نيست‏]

 (2) زنجانى: يا به جهت ندانستن مسأله ..

 (3) سيستانى: بايد آرام بگيرد و دوباره ذكر را بگويد ولى اگر پيشانى به زمين رسيده باشد و سهواً پيش از آرامش ذكر را بگويد تكرار لازم نيست.

مكارم: رجوع كنيد به ذيل مسأله (1051).

مسأله 1054 اگر موقعى كه ذكر سجده را مى‏گويد، يكى از هفت عضو را عمداً از زمين بردارد ، نماز باطل مى‏شود ولى موقعى كه مشغول گفتن ذكر نيست، اگر غير پيشانى جاهاى ديگر را از زمين بردارد و دوباره بگذارد اشكال ندارد.

 (1) سيستانى: اگر با استقرارى كه در سجود معتبر است منافات داشته باشد ..

زنجانى: اگر موقعى كه ذكر واجب سجده را مى‏گويد، يكى از هفت عضو را با علم و عمد از زمين بردارد ..

 (2) سيستانى: و هم چنين است بنا بر احتياط واجب در موقعى كه مشغول ذكر نيست.

(3)گلپايگانى، صافى: احتياط لازم آن است كه بعد از آرام گرفتن همه اعضاء دوباره ذكر واجب را بگويد و نماز را تمام كند و اعاده نمايد ..

(4)تبريزى: بايد ذكر را دوباره بعد از گذاشتن تمام اعضاء تكرار و بعد نماز را اعاده كند ..

(5)بهجت: موقعى كه ذكر سجده را مى‏گويد بايد تمام هفت عضو روى زمين باشند و از زمين برداشته نشوند ..

(6)مكارم: مسأله هنگامى كه مشغول ذكر نيست مى‏تواند بعضى از اعضاى هفت‏گانه را جز پيشانى از زمين بردارد يا جابجا كند ولى در موقع ذكر جايز نيست‏

 

 

مسأله 1071 اگر  پيشانى بى‏اختيار از جاى سجده بلند شود، چنانچه ممكن باشد  بايد نگذارد دوباره به جاى سجده برسد و اين يك سجده حساب مى‏شود، چه ذكر سجده را گفته باشد يا نه و اگر نتواند سر را نگهدارد و بى‏اختيار دوباره به جاى سجده برسد ، روى هم يك سجده حساب مى‏شود و اگر ذكر نگفته باشد بايد بگويد .

 (1) زنجانى: اگر پس از آن كه پيشانى به زمين رسيد و بدن آرام گرفت ..

 (2) بهجت: چنانچه در موقع سجده استقرار پيدا كرده بود و حالا مى‏تواند خود را نگه‏دارد و به سجده برنگردد ..

 (3) سيستانى: همان يك سجده حساب مى‏شود ولى اگر ذكر نگفته باشد احتياط مستحبّ آن است كه آن را بگويد ولى بايد به قصد قربت مطلقه باشد و قصد جزئيت نكند.

 (4) خوئى، تبريزى: بنا بر احتياط.

(5)بهجت: و اگر استقرار پيدا نكرده بود حتى اگر مى‏تواند خود را نگه‏دارد، بايد به سجده برگردد و روى هم يك سجده حساب مى‏شود و بايد ذكر را بگويد و اگر سجده اول است، يك سجده ديگر به جا آورد.

(6)گلپايگانى، صافى: مسأله اگر پيشانى بى‏اختيار به جاى سجده بخورد و بلند شود سجده به عمل نيامده است و بايد سجده را به طور صحيح به جا آورد و بعد از تمام شدن احتياط مستحبّ آن است كه دو مرتبه نماز را بخواند.

(7)مكارم: مسأله هر گاه پيشانى بى‏اختيار از جاى سجده بلند شود و برگردد، يك سجده حساب مى‏شود، چه ذكر سجده را گفته باشد يا نه، ولى اگر اختياراً آن را بردارد اگر قبل از ذكر و از روى عمد باشد نمازش باطل است و الّا اشكال ندارد.

 

مسأله 1082 اگر كاغذ را از چيزى كه سجده بر آن صحيح است مثلًا از كاه (1) ساخته باشند، مى‏شود بر آن سجده كرد (2) و سجده بر كاغذى كه از پنبه و مانند آن ساخته شده اشكال ندارد (3).

 (1) فاضل: يا چوب ..

 (2) بهجت: و جواز سجده بر كاغذى كه احتمال دارد از چيزهايى درست شده باشد كه سجده بر آن جايز نيست مورد تأمّل است، لذا احتياطاً سجده ننمايند.

 (3) گلپايگانى، صافى: اشكال دارد؛ و نيز سجده كردن بر كاغذى كه انسان نمى‏داند از چيزى كه سجده بر آن صحيح است ساخته شده يا از چيزى كه سجده بر آن صحيح نيست اشكال دارد.

فاضل: سجده بر كاغذى كه از پنبه تهيه مى‏شود اشكال ندارد، ولى بنا بر احتياط واجب بر كاغذى كه از حرير و ابريشم ساخته مى‏شود، نمى‏شود سجده كرد.

خوئى، تبريزى، زنجانى، نورى: مسأله سجده بر كاغذ (خوئى، زنجانى، تبريزى: اگر چه از پنبه و مانند آن ساخته شده باشد) صحيح است.

سيستانى: مسأله اگر كاغذ نوشتن را از چيزى كه سجده بر آن صحيح است مانند چوب و كاه ساخته باشند، مى‏شود بر آن سجده كرد و هم چنين اگر از پنبه يا كتان ساخته باشند؛ ولى اگر از حرير يا ابريشم و مانند اينها ساخته باشند، سجده بر آن صحيح نيست. و امّا دستمال كاغذى، فقط در صورتى مى‏توان بر آن سجده كرد كه معلوم باشد از چيزى ساخته شده است كه سجده به آن صحيح است.

مكارم: مسأله سجده بر كاغذ جايز است مگر آن كه يقين داشته باشيم از پنبه يا چيزهايى ساخته شده كه سجده بر آنها شرعاً جايز نيست و از آنجا كه غالب كاغذها را در حال حاضر از چوب مى‏سازند و يا حدّ اقل شكّ داريم از چه مى‏سازند، سجده بر آنها جايز است.

 

مسأله 1096 اگر آيه سجده را از كسى كه قصد خواندن قرآن ندارد، بشنود، يا از مثل  ضبط صوت‏آيه سجده را بشنود لازم نيست سجده نمايد ولى اگر از آلتى كه صداى خود انسان را مى‏رساند بشنود واجب است سجده كند.

(1) اراكى: و ضبط صوت ..

بهجت: از ضبط صوت ..

 (2) اراكى: بنا بر احتياط واجب بايد سجده نمايد ..

 (3) اراكى، بهجت: اگر از مثل بلندگو ..

 (4) نورى: در حال خواندن آيه سجده و يا ضبط كرده است ..

(5)گلپايگانى، صافى: مسأله اگر انسان از بچّه غير مميّز كه خوب و بد را نمى‏فهمد يا از كسى كه قصد خواندن قرآن ندارد، آيه سجده را بشنود، احتياط واجب آن است كه سجده كند و هم چنين است اگر از مثل نوار آيه سجده را بشنود.

(6)خوئى، تبريزى: مسأله اگر انسان از گرامافون (خوئى: يا ضبط صوت) يا از بچّه غير مميّز كه خوب و بد را نمى‏فهمد يا از كسى كه قصد خواندن قرآن ندارد، آيه سجده را بشنود يا گوش دهد سجده واجب نيست و هم چنين است راديو اگر به طور نوار و ضبط صوت باشد ولى اگر شخصى در ايستگاه راديو آيه سجده را به قصد اين كه از قرآن است بخواند و انسان به وسيله راديو گوش دهد سجده واجب است.

(7)زنجانى: مسأله اگر آيه سجده توسط ضبط صوت و مانند آن، يا بچه غير مميز كه خوب و بد را نمى‏فهمد، خوانده شود، بنا بر احتياط واجب بايد كسى كه آن را گوش مى‏كند سجده نمايد و هم چنين است پخش راديويى يا تلويزيونى اگر صداى قرآن قبلًا ضبط شده و پخش گردد؛ ولى اگر شخصى در ايستگاه راديو يا تلويزيون آيه سجده را بخواند و به طور مستقيم پخش شود، بر كسى كه به آن گوش مى‏دهد سجده واجب است.

(8)فاضل: مسأله اگر آيه سجده را از صدا و سيما يا ضبط صوت يا رايانه بشنود، لازم نيست سجده كند، بلى اگر به صورت مستقيم از صدا و سيما پخش شود مثل اين كه از بلندگو بشنود بايد سجده كند.

(9)سيستانى: مسأله اگر انسان از شخص خواب يا ديوانه يا از بچّه‏اى كه قرآن را تشخيص نمى‏دهد آيه سجده را بشنود يا گوش دهد سجده واجب است ولى اگر از گرامافون يا ضبط صوت بشنود، سجده واجب نيست و هم چنين است راديو اگر به طور نوار ضبط صوت باشد، ولى اگر شخصى در ايستگاه راديو آيه سجده را بخواند و انسان به وسيله راديو گوش دهد، سجده واجب است.

(10)مكارم: مسأله هر گاه آيه سجده را از مثل نوار يا راديو گوش كند، احتياط آن است كه سجده كند.

مسأله اختصاصى‏

بهجت: مسأله 902 در وجوب سجده براى كسى كه آيه سجده را مى‏شنود، فرق نمى‏كند كه قرائت‏كننده مكلّف باشد يا نباشد؛ و آن كه قرائت‏كننده خودش هم سجده كند يا نكند؛ و آن كه صحيح قرائت كند يا غلط، امّا به صورتى كه معلوم و مشخّص باشد كه آيه سجده را تلاوت كرده؛ و همين طور فرق نمى‏كند كه به صورت حرام، مثل غنا بخواند يا نه؛ و آن كه شنيدن، به صورت حرام باشد، مثل التذاذ از صداى اجنبيّه يا نه؛ و باز هم فرق نمى‏كند كه وقت گوش دادن، بداند كه به آيه سجده گوش مى‏دهد و يا بعد از گوش دادن، بفهمد آيه سجده بوده است. و امّا اگر قرائت‏كننده، طفل غير مميّز باشد و يا از شخصِ خواب بشنود، سجده واجب نمى‏شود؛ و هم چنين است اگر شنونده، كلمات و حروف را تشخيص ندهد و فقط همهمه‏اى بشنود.

 

 

مسأله 1102 اگر تشهد را فراموش كند و بايستد و پيش از ركوع يادش بيايد كه تشهد را نخوانده، بايد بنشيند و تشهد را بخواند و دوباره بايستد و آن چه بايد در آن ركعت خوانده شود بخواند و نماز را تمام كند (1) و اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد، بايد نماز را (2) تمام كند و بعد از سلام نماز تشهد را قضا كند (3)، و بنا بر احتياط واجب (4) براى تشهد فراموش شده دو سجده سهو به جا آورد (5).

 (1) گلپايگانى، خوئى، تبريزى، صافى: و بنا بر احتياط واجب (زنجانى، سيستانى: و بنا بر احتياط مستحب) بعد از نماز براى ايستادن بى‏جا، دو سجده سهو به جا آورد ..

بهجت: بايد بنشيند و تشهد را بخواند و بقيه نماز را مطابق معمول بخواند سپس بعد از اتمام نماز دو سجده سهو براى ايستادن بى‏جا و دو سجده سهو براى قرائت يا تسبيحات زيادى در صورتى كه خوانده باشد نيز به جا آورد ..

 (2) بهجت: مطابق معمول ..

 (3) خوئى، تبريزى: بنا بر احتياط واجب تشهّد را قضا كند ..

سيستانى: بنا بر احتياط مستحب تشهّد را قضا كند ..

زنجانى: بعد از سلام نماز، دو سجده سهو به جا آورد كه با آن، تشهد فراموش شده نيز قضا مى‏گردد.

 (4) سيستانى: و بايد ..

 [عبارت «بنا بر احتياط واجب» در رساله آيات عظام: اراكى، گلپايگانى، خوئى، تبريزى، فاضل و صافى نيست‏]

 (5) مكارم: اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد، نمازش صحيح است و برگشتن واجب نيست، ولى احتياط آن است كه بعد از نماز تشهّد را قضا كند و دو سجده سهو نيز به جا آورد.

مسأله اختصاصى‏

مكارم: مسأله 988 اگر شك كند كه تشهّد را خوانده يا نه، در صورتى كه وارد ركعت بعد شده اعتنا نكند و اگر هنوز برنخاسته بايد آن را بخواند.

 

 

مسأله 1105 بعد از تشهد ركعت آخر نماز مستحب است در حالى كه نشسته و بدن آرام است بگويد: «السَّلامُ عَلَيْكَ ايُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ» (1) و بعد از آن بايد بگويد: «السَّلامُ عَليْكُمْ» و احوط استحبابى آن است كه (2) «وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ» را اضافه نمايد، يا بگويد: «السَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلَى عِبادِ اللَّه الصّالِحِينَ».

 (1) گلپايگانى، فاضل، صافى: و بعد از آن واجب است بگويد: «السّلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته» يا بگويد: «السّلام علينا و على عباد اللَّه الصّالحين» ولى اگر اين سلام را بگويد احتياط واجب آن است كه بعد از آن «السّلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته» را هم بگويد (صافى: چنانكه وجوب گفتن «و رحمة اللَّه و بركاته» اضافه بر «السلام عليكم» نيز بنا بر احتياط است).

خوئى، تبريزى: و بعد از آن بايد بگويد: «السّلام علينا و على عِبادِ اللَّه الصّالحين» و يا بگويد: «السّلام عليكم» و مستحبّ است كه به جمله «السّلام عليكم» جمله «و رحمة اللَّه و بركاته» را اضافه نمايد و هر دو صيغه را بگويد.

سيستانى: و بعد از آن بايد بگويد: «السّلام عليكم» و احتياط مستحبّ آن است كه جمله «و رحمة اللَّه و بركاته» را به آن اضافه كند و يا آن كه بگويد: «السّلام علينا و على عباد اللَّه الصّالحين» ولى اگر اين سلام را بگويد، احتياط واجب آن است كه بعد از آن «السّلام عليكم» را هم بگويد.

زنجانى: و بعد از آن بايد بگويد:" السَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلى عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحينَ" و يا بگويد: السَّلامُ عَلَيْكُمْ" و احتياط مستحب آن است كه به جمله" السَّلامُ عَلَيْكُمْ" عبارت" وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ" را اضافه نمايد و به صيغه اول (" السَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلى‏ عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحينَ") اكتفا نكند و مستحب است هر دو صيغه را بگويد.

 (2) نورى: بنا بر احتياط واجب ..

(3)اراكى: مسأله بعد از تشهّد ركعت آخر نماز در حالى كه نشسته و بدن آرام است بايد بگويد: «السّلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته» يا بگويد: «السّلام علينا و على عباد اللَّه الصّالحين». و مقدار واجب سلام يكى از اين دو است و اگر سلام اوّل را بگويد، دوّمى مستحبّ است و اضافه كردن «و رحمة اللَّه و بركاته» بعد از «السّلام عليكم» واجب نيست گرچه احتياط مستحبّ است، و مستحبّ است پس از تشهّد و قبل از سلام نماز بگويد: «السّلام عليك أيّها النّبيّ و رحمة اللَّه و بركاته».

(4)مكارم: مسأله در ركعت آخر تمام نمازها بعد از تشهّد واجب است سلام بگويد، و سلام داراى سه صيغه است: «السّلام عليك أيّها النّبيّ و رحمة اللَّه و بركاته»، «السّلام علينا و على عباد اللَّه الصّالحين»، «السّلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته». سلام واجب همان سلام سوّم است و مى‏تواند به آن قناعت كند ولى اكتفا به سلام دوّم به تنهايى مشكل است و سلام اوّل از مستحبّات است.

(5)بهجت: مسأله بعد از تشهد ركعت آخر نماز در حالى كه نشسته و بدن آرام است بايد سلام نماز را بگويد و مستحب است ابتدا بگويد: «السلام عليك أيها النبي و رحمة اللَّه و بركاته» و بعد از آن بايد بگويد: «السّلام علينا و على عباد اللَّه الصّالحين» و يا اين كه بگويد: «السّلام عليكم» و بنا بر اظهر مستحبّ است، بلكه موافق احتياط است كه بعد از آن بگويد: «و رحمة اللَّه و بركاته». و بهتر آن است كه هر سه سلام را به ترتيبى كه ذكر شد، بگويد.

 

    

مسأله 1110 اگر ركنى را فراموش كند و چيزى را كه بعد از آن است و ركن نيست به جا آورد، مثلًا پيش از آن كه دو سجده كند تشهد بخواند، بايد ركن را به جا آورد و آن چه را اشتباهاً پيش از آن خوانده دوباره بخواند.

اين مسأله در رساله آيت اللَّه زنجانى نيست‏

 (1) فاضل: و بنا بر احتياط مستحب براى هر زياده، دو سجده سهو به جا آورد.

مكارم: رجوع كنيد به ذيل مسأله 1108

مسأله 1111 اگر چيزى را كه ركن نيست فراموش كند و ركن بعد از آن را به جا آورد، مثلًا حمد را فراموش كند و مشغول ركوع شود، (1) نمازش صحيح است (2).

 (1) بهجت: و در ركوع يادش بيايد كه حمد را نخوانده، بايد بگذرد و نمازش صحيح است.

 (2) زنجانى: نمازش را ادامه مى‏دهد و صحيح است.

(3)مكارم:[ رجوع كنيد به ذيل مسأله] مكارم: مسأله نمازگزار بايد كارهاى نماز را به ترتيبى كه در مسائل گذشته گفته شد، انجام دهد و اگر عمداً بر خلاف آن انجام دهد مثلًا سجود را قبل از ركوع، يا تشهّد را قبل از سجده انجام دهد نمازش باطل است و اگر از روى فراموشى باشد بايد تا داخل ركن بعد نشده برگردد و انجام دهد، به طورى كه ترتيب حاصل شود و اگر وارد ركن بعد شده نمازش صحيح است مگر آن كه جزء فراموش شده از اركان نماز باشد مثل اين كه ركوع را فراموش كند تا وارد سجده دوّم شود كه در اين صورت نمازش باطل است. (1108).

(4)فاضل: مسأله اگر يكى از واجبات غير ركنى فراموش شود چنانچه آن واجب، واجب مستقل است مثل حمد و سوره در اين صورت اگر بعد از توجه بخواهد برگردد مستلزم زيادى ركن شود مثلًا سوره را فراموش كرده و در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد نمازش صحيح است و احتياط مستحب آن است كه دو سجده سهو به جا آورد و اگر بازگشت مستلزم زيادى ركن نشود بايد برگردد و جزء فراموش شده را به جا آورد و اعمال بعدى را به جا آورد و به احتياط مستحب براى هر جزئى كه اضافه كرده دو سجده سهو به جا آورد، امّا اگر واجبى كه ترك شده مستقل نباشد بلكه در ضمن واجب ديگرى باشد مثل ذكر سجده در اين فرض اگر بعد از انجام واجب اصلى (سر برداشتن از سجده) يادش بيايد نمازش صحيح است و مستحب است دو سجده سهو به جا آورد.                

 

مسأله 1137 در حال نماز، انسان نبايد به ديگرى سلام كند و اگر ديگرى به او سلام كند (1)، بايد طورى جواب دهد كه سلام مقدم باشد مثلًا بگويد: «السَّلامُ عَلَيْكُمْ» يا «سَلامٌ عَلَيْكُم» و نبايد «عَلَيْكُمُ السَّلامْ» بگويد.

 (1) گلپايگانى، اراكى، صافى: بايد همان طور كه او سلام كرده جواب دهد مثلًا اگر گفته «سلامٌ عليكم» در جواب بگويد «سلامٌ عليكُمْ» ولى در جواب «عليكم السّلام» (اراكى: بنا بر احتياط واجب) بايد بگويد «سلامٌ عليكم».

خوئى، تبريزى: بنا بر احتياط واجب بايد همان طور كه او سلام كرده، جواب دهد مثلًا اگر گفته «سلامٌ عليكم» در جواب بگويد «سلامٌ عليكم» ولى در جواب «عليكم السّلام» هر صيغه‏اى كه مى‏خواهد مى‏تواند بگويد.

سيستانى: بايد جواب دهد ولى جواب بايد مثل سلام باشد يعنى نبايد بر اصل سلام اضافه داشته باشد مثلًا نبايد در جواب بگويد «سلامٌ عليكم و رحمة اللَّه و بركاته» بلكه بنا بر احتياط لازم نبايد لفظ «عليكم» يا «عليك» را بر لفظ سلام در جواب مقدّم بدارد اگر آن كسى كه سلام كرده اين چنين نكرده باشد؛ بلكه احتياط مستحبّ آن است كه جواب كاملًا همان طور كه او سلام كرده، باشد مثلًا اگر گفته «سلامٌ عليكم» در جواب بگويد «سلامٌ عليكم» و اگر گفته «السّلام عليكم» بگويد «السّلام عليكم» و اگر گفته «سلامٌ عليك» بگويد «سلامٌ عليك» ولى در جواب «عليكم السّلام» مى‏تواند «عليكم السّلام» يا «السّلام عليكم» يا «سلام عليكم» بگويد.

مكارم: جواب او واجب است امّا جواب بايد مانند سلام باشد مثلًا اگر گفت: «السّلام عليك» در جواب بگويد «السّلام عليك» و اگر بگويد «سلام عليكم» در جواب بگويد «سلامٌ عليكم» حتّى اگر بگويد «سلام» در جواب بايد بگويد «سلام».

بهجت: بايد مثل سلام او جواب بدهد؛ بنا بر اين اگر گفت: «سلامٌ عليكم»، جواب بگويد: «سلامٌ عليكم» و اگر گفت: «السّلام عليك»، بايد در جواب بگويد: «السّلام عليك».

زنجانى: مسأله در حال نماز، انسان نبايد به ديگرى سلام كند ولى بايد جواب سلام مسلمان را بدهد، پس اگر سلام‏كننده كلمه" سلام" را بر" عليكم" و مانند آن مقدم داشت، بايد نمازگزار در جواب سلام را مقدم دارد و به احتياط مستحب از ساير جهات نيز همان طور كه او سلام كرده جواب دهد؛ مثلا اگر" السلام" با الف و لام گفته، او نيز با الف و لام جواب بگويد، و اگر" عليكم" به صيغه جمع گفته، او نيز به صيغه جمع جواب دهد، و چنانچه سلام‏كننده" عليكم" و مانند آن را بر سلام مقدم داشت، بنا بر احتياط واجب با صيغه‏هاى سلامى كه در قرآن وارد شده است مانند" سلام عليك" يا" سلام عليكم" به قصد اين كه از قرآن است جواب بگويد.

سجده سهو

مسأله 1236 براى سه چيز بعد از سلام نماز، انسان بايد دو سجده سهو به دستورى كه بعداً گفته مى‏شود به جا آورد: اول: آن كه در بين نماز، سهواً حرف بزند. دوم: آن كه يك سجده را فراموش كند. سوم: آن كه در نماز چهار ركعتى بعد از سجده دوّم شك كند كه چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت  و در دو مورد  هم احتياط واجب آن است كه سجده سهو بنمايد: اول در جايى كه نبايد نماز را سلام دهد مثلًا در ركعت اول سهواً سلام بدهد. دوم آن كه تشهد را فراموش كند.

 (1) اراكى: شش چيز ..

بهجت: پنج چيز ..

 (2) اراكى: [و] چهارم: در جايى كه نبايد نماز را سلام دهد مثلًا در ركعت اوّل سهواً سلام دهد. پنجم: آن كه تشهّد را فراموش كند. ششم: در جايى كه بايد بنشيند، اشتباهاً بايستد و يا در جايى كه بايد بايستد اشتباهاً بنشيند و بنا بر احتياط واجب بايد براى هر چيزى كه در نماز زياد كند و يا كم كند و زمانى يادش بيايد كه نتواند آن را به جا آورد، سجده سهو به جا آورد.

بهجت: ولى اگر قبل از تمام شدن سجده دوّم شك كند، عمل به وظيفه‏اى كه قبلًا گفته شد، مى‏نمايد و بنا بر احتياط، دو سجده سهو به جا مى‏آورد؛ و هم چنين اگر در حال ايستاده شك كرد كه شش ركعت خوانده يا پنج ركعت، بدون ركوع مى‏نشيند و تشهّد خوانده، سلام مى‏دهد و دو سجده سهو براى ايستادن بى‏جا و دو سجده ديگر براى شكّى كه كرده بنا بر احتياط انجام مى‏دهد. چهارم: جايى كه نبايد نماز را سلام دهد، مثلًا در ركعت اوّل، سهواً سلام بدهد. پنجم: اگر سهواً چيزى از غير ركن را كم يا زياد كند، بنا بر احتياط دو سجده سهو به جا مى‏آورد.

 (3) نورى: در سه مورد ..

 (4) نورى: [و] سوم: در جايى كه بايد بايستد اشتباهاً بنشيند يا در جايى كه بايد بنشيند، اشتباهاً بايستد.

(5)خوئى، گلپايگانى، صافى، زنجانى، تبريزى، فاضل: مسأله براى پنج چيز بعد از سلام نماز، انسان بايد دو سجده سهو به دستورى كه بعداً گفته مى‏شود به جا آورد. اوّل: آن كه در بين‏ نماز، سهواً حرف بزند. دوّم: جايى كه نبايد سلام نماز را بدهد، مثلًا در ركعت اوّل سهواً سلام بدهد. سوّم: آن كه تشهّد را فراموش كند. چهارم: آن كه در نماز چهار ركعتى بعد از تمامى ذكر سجده دوّم شك كند كه چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت. پنجم: آن كه يك سجده را فراموش كند يا اين كه (زنجانى: بنا بر احتياط مستحب) در جايى كه بايد بايستد مثلًا موقع خواندن حمد و سوره اشتباهاً بنشيند و در موقعى كه بايد بنشيند؛ مثلًا موقع تشهّد اشتباهاً بايستد. (خوئى: در اين سه صورت بنا بر احتياط واجب بايد) دو سجده سهو به جا آورد. بلكه براى هر چيزى كه در نماز اشتباهاً كم يا زياد كند احتياط مستحب آن است كه دو سجده سهو بنمايد. و احكام اين چند صورت در مسائل آينده گفته مى‏شود.

(6)گلپايگانى، صافى: سوّم: آن كه يك سجده را فراموش كند. چهارم: آن كه تشهّد را فراموش كند. پنجم: آن كه در نماز چهار ركعتى بعد از سجده دوّم شك كند كه چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت و اگر در جايى كه بايد بايستد مثلًا موقع خواندن حمد و سوره اشتباهاً بنشيند يا در جايى كه بايد بنشيند مثلًا موقع خواندن تشهّد اشتباهاً بايستد، بنا بر احتياط واجب، بايد دو سجده سهو به جا آورد بلكه براى هر چيزى كه در نماز اشتباهاً كم يا زياد كند احتياط مستحب آن است كه دو سجده سهو بنمايد. فاضل: بعد از سجده دوّم ..

زنجانى: چهارم: آن كه در نماز چهار ركعتى شك كند كه چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت، به تفصيلى كه در صورت چهارم مسأله [1199] گذشت ..

تبريزى: يا اين كه در جايى كه بايد بايستد مثلًا موقع خواندن حمد و سوره اشتباهاً بنشيند يا در جايى كه بايد بنشيند مثلًا موقع خواندن تشهد اشتباهاً بايستد در همه اين صُوَر بنا بر احتياط واجب بايد دو سجده سهو به جا آورد و در غير اينها براى هر چيزى كه در نماز اشتباهاً كم يا زياد كند احتياط مستحب آن است كه دو سجده سهو بنمايد. و احكام اين چند صورت در مسائلى گفته مى‏شود.

(7)فاضل: [و] احتياط مستحب اين است كه براى قيام و يا جلوس زايد بلكه براى هر زيادى يا نقص سجده سهو به جا آورد.

(8)سيستانى: مسأله در دو مورد بعد از سلام نماز انسان بايد دو سجده سهو به دستورى كه بعداً گفته مى‏شود به جا آورد: اوّل: آن كه تشهد را فراموش كند. دوّم: آن كه در نماز چهار ركعتى بعد از داخل شدن در سجده دوّم شك كند كه چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت يا شك كند كه چهار ركعت خوانده يا شش ركعت هم چنان كه در مورد چهارم از شكهاى صحيح گذشت. و در سه مورد بنا بر احتياط واجب سجده سهو لازم است: اوّل: آن كه اجمالًا بداند كه در نماز چيزى را اشتباهاً كم يا زياد كرده و نماز هم محكوم به صحت باشد. دوّم: آن كه در بين نماز، سهواً حرف بزند. سوّم: جائى كه نبايد سلام نماز را بدهد، مثلًا در ركعت اوّل سهواً سلام بدهد. و احتياط مستحب آن است كه اگر يك سجده را فراموش كند يا اين كه در جائى كه بايد بايستد مثلًا در موقع خواندن حمد و سوره اشتباهاً بنشيند، و در موقعى كه بايد بنشيند مثلًا موقع تشهد، اشتباهاً بايستد، دو سجده سهو به جا آورد؛ بلكه براى هر چيزى كه در نماز اشتباهاً كم يا زياد كند، دو سجده سهو بنمايد و احكام اين چند صورت در مسائل آينده گفته مى‏شود.

(9)مكارم: مسأله براى چند چيز بنا بر احتياط واجب بايد بعد از نماز دو سجده سهو به دستورى كه گفته مى‏شود به جا آورد: (1) كلام بى‏جا، يعنى سهواً به گمان اين كه نماز تمام شده حرف بزند. (2) سلام بى‏جا، يعنى مثلًا در ركعت دوّم نماز چهار ركعتى سلام بدهد. (3) سجده فراموش شده. (4) تشهّد فراموش شده. (5) به جاى ايستادن سهواً بنشيند، يا به جاى نشستن برخيزد. (6) در شك ميان «چهار و پنج» بعد از سجده دوّم واجب است نماز را تمام كند، بعداً دو سجده سهو به جا آورد. و براى كم و زياد كردن غير اينها سجده سهو مستحب است.

 

 

مسأله 1242 اگر در جايى كه نبايد سلام نماز را بگويد سهواً بگويد: «السلام علينا و على عباد اللَّه الصالحين» (1) يا بگويد: «السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته» بايد دو سجده سهو بنمايد (2) ولى اگر اشتباهاً مقدارى از اين دو سلام را بگويد، يا بگويد: «السلام عليك أيها النبي و رحمة اللَّه و بركاته» احتياط مستحب آن است كه دو سجده سهو به جا آورد (3).

اين مسأله، در رساله آيت اللَّه بهجت نيست‏

 (1) خوئى، تبريزى، سيستانى، زنجانى: يا بگويد: «السّلام عليكم»، اگر چه «و رحمة اللَّه و بركاته» را نگفته باشد بايد (سيستانى: بنا بر احتياط لازم) دو سجده سهو بنمايد، ولى اگر اشتباهاً بگويد: «السّلام عليك أيّها النّبيّ و رحمة اللَّه و بركاته» احتياط مستحب آن است كه دو سجده سهو به جا آورد (سيستانى: ولى اگر دو حرف يا بيشتر از سلام را بگويد بنا بر احتياط واجب بايد دو سجده سهو انجام دهد).

 (2) گلپايگانى، صافى: و هم چنين اگر سهواً مقدارى از اين دو سلام را بگويد بايد دو سجده سهو بنمايد ولى اگر سهواً بگويد: «السلام عليك أيّها النبي و رحمة اللَّه و بركاته» احتياط مستحب آن است كه دو سجده سهو به جا آورد.

 (3) اراكى: بنا بر احتياط واجب بايد دو سجده سهو به جا آورد.

(4)فاضل: احتياط آن است كه دو سجده سهو به جا آورد.

(5)مكارم: مسأله هر گاه اشتباهاً «السّلام عليك أيّها النّبيّ و رحمة اللَّه و بركاته» را بگويد سجده سهو واجب نيست، بلكه مستحب است، ولى اگر مقدارى از دو سلام ديگر را بگويد، احتياط واجب انجام سجده سهو است.

 

مسأله 1272 كسى كه رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است، اگر رفتن او كمتر از چهار فرسخ نباشد (1)، بايد نماز را شكسته بخواند (2)، بنا بر اين اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد (3)، بايد نماز را تمام بخواند (4).

 (1) اراكى: اگر رفتن و برگشتن او هيچ كدام كمتر از چهار فرسخ نباشد ..

گلپايگانى، صافى: چنانچه هيچ يك از رفتن و برگشتن كمتر از چهار فرسخ نباشد ..

خوئى، تبريزى: چنانچه رفتن و هم چنين برگشتنش كمتر از چهار فرسخ نباشد ..

سيستانى: خواه رفتن يا برگشتن كمتر از چهار فرسخ باشد يا نباشد ..

زنجانى: خواه رفتن او يا برگشتنش هر يك به اندازه چهار فرسخ باشد يا نباشد ..

 (2) اراكى: ولى اگر رفتن يا برگشتن كمتر از چهار فرسخ باشد، بنا بر احتياط واجب بايد نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.

تبريزى: و نيز اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ يا به عكس باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.

نورى: در صورتى نماز او شكسته است كه هر يك از رفتن و برگشتن او كمتر از چهار فرسخ نباشد ..

 (3) گلپايگانى، خوئى، صافى، سيستانى، زنجانى، نورى: يا به عكس باشد ..

 (4) صافى: و اگر چه احتياط اين است كه اگر رفتن مثلًا سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد جمع بين اتمام و قصر نمايد.

سيستانى، زنجانى: بايد نماز را شكسته يعنى دو ركعتى بخواند.

بهجت: مسأله كسى كه مجموع مسافت رفت و برگشت او هشت فرسخ است، و بخواهد همان روز كه رفته است برگردد بايد نماز را شكسته بخواند و هم چنين اگر رفت و برگشت در شب، يا در روز و شب باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.

مكارم: مسأله كسى كه رفتن و برگشتن او هشت فرسخ (حدود (43) كيلومتر) است، بايد نماز را شكسته بخواند؛ خواه رفتنش چهار فرسخ (5/ (21) كيلومتر تقريباً) باشد يا كمتر يا بيشتر، همين اندازه كه رفتن و برگشتن او هشت فرسخ باشد نماز شكسته است و خواه در همان روز و شب برگردد يا فاصله‏اى بيفتد، مگر اين كه در بين اين مسافت، ده روز قصد اقامه كند.

 

 

شرط هشتم:

آن كه به حد ترخص برسد (1) يعنى از وطنش (يا جايى كه قصد كرده ده روز در آنجا بماند (2)) به قدرى دور شود (3) كه ديوار شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود ولى بايد در هوا، غبار يا چيز ديگرى نباشد كه از ديدن ديوار و شنيدن اذان جلوگيرى كند و لازم نيست به قدرى دور شود كه مناره‏ها و گنبدها را نبيند (4)، يا ديوارها هيچ پيدا نباشد، بلكه همين قدر كه ديوارها كاملًا معلوم نباشد كافى است (5).

 (1) فاضل: از حد ترخص بگذرد ..

 (2) [قسمت داخل پرانتز در رساله آيات عظام: نورى و فاضل نيست‏]

 (3) اراكى: كه اهل آنجا او را نبينند و اذان آنجا را نشنود. [پايان مسأله‏]

زنجانى: كه صداى اذان بلند آخر آنجا را نشنود و نيز اهل آن محل او را نبينند. [پايان مسأله‏]

 (4) گلپايگانى، صافى: بلى، اگر به قدرى دور شده كه ديوار خانه‏هاى شهر كاملًا معلوم نيست ولى شبح آنها نمايان است، احتياط لازم آن است كه نماز نخواند تا وقتى كه شبح پنهان شود يا هم شكسته بخواند و هم تمام.

فاضل: يا ديوارها پيدا نباشد بلكه همين قدر كه ديوار كاملًا تشخيص داده نشود كافى است، و كسى كه از جايى كه قصد كرده ده روز در آنجا بماند به قصد هشت فرسخ خارج شود، تا به حدّ ترخّص نرسيده بنا بر احتياط واجب بايد نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.

 (5) نورى: و كسى كه از جايى كه قصد كرده ده روز در آنجا بماند به قصد هشت فرسخ خارج شود، تا حد ترخص نرسيده بنا بر احتياط واجب بايد نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.

خوئى، تبريزى: شرط هشتم: آن كه به «حد ترخص» برسد و معنى حدّ ترخّص در (مسأله [1283]) گذشت و امّا در غير وطن، اعتبارى به حدّ ترخص نيست و همين كه از محلّ اقامت خارج شود، نمازش قصر است.

سيستانى: شرط هشتم: آن كه اگر از وطن حركت مى‏كند به «حدّ ترخّص» برسد و امّا در غير وطن، حدّ ترخّص اثرى ندارد و همين كه از محلّ اقامت خارج شود، نمازش قصر است. حدّ ترخّص جايى است كه اهل شهر حتى آنها كه در خارج شهر و توابع آن هستند مسافر را نتواند ببيند و نشانه آن اين است كه او اهل شهر را نتواند ببيند.

مكارم: شرط هشتم: به «حدّ ترخّص» برسد. «حدّ ترخّص» يعنى از وطن يا محلّ اقامتش به اندازه‏اى دور شود كه صداى اذان شهر را نشنود و مردم شهر او را نبينند، امّا ديدن و نديدن ديوارهاى شهر اثرى ندارد، ولى بايد در هوا گرد و غبار يا مه يا چيز ديگرى كه مانع ديدن است يا سر و صدايى كه مانع شنيدن است وجود نداشته باشد و اگر يكى از اين دو علامت حاصل شود كافى است، به شرط اين كه يقين به نبودن ديگرى نداشته باشد، و الّا احتياط، جمع ميان نماز شكسته و تمام است.

 

مسأله 1319 مسافرى كه به وطنش برمى‏گردد، وقتى ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود، بايد نماز را تمام بخواند (1) ولى مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در محلى بماند، وقتى ديوار آنجا را ببيند و صداى اذانش را بشنود، بنا بر احتياط واجب بايد نماز را تأخير بيندازد تا به منزل برسد، يا نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.

اين مسأله، در رساله آيت اللَّه مكارم نيست‏

 (1) گلپايگانى، صافى: و نيز مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در محلى بماند، وقتى ديوار آنجا را ببيند و صداى اذانش را بشنود، بايد نماز را تمام بخواند و احتياط مستحب آن است كه نماز را تأخير بيندازد تا به منزل برسد، يا هم شكسته و هم تمام بخواند. (صافى: و سزاوار است اين احتياط را ترك نكند).

اراكى: مسأله مسافرى كه به وطنش برمى‏گردد، وقتى به جايى برسد كه اهل وطن او را ببينند و اذان آنجا را بشنود بايد نماز را تمام بخواند و هم چنين مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در محلى بماند، وقتى كه به جايى برسد كه اهل محل او را ببينند و اذان آنجا را بشنود بايد نماز را تمام بخواند.

خوئى، تبريزى: مسأله مسافرى كه به وطنش برمى‏گردد، وقتى كه اهل وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود، بايد نماز را تمام بخواند؛ ولى مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در محلّى بماند، مادامى كه به آن محلّ نرسيده نمازش قصر است.

سيستانى: مسأله مسافرى كه به وطنش برمى‏گردد، تا وقتى كه داخل وطنش نشده بايد نماز را قصر بخواند و هم چنين مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در محلى بماند، مادامى كه به آن محل نرسيده نمازش قصر است.

بهجت: مسأله مسافرى كه به وطن خود برمى‏گردد، براى اين كه نماز را تمام بخواند، بنا بر احتياط بايد هم ديوار وطن را ببيند و هم اذان آنجا را بشنود، اگر چه أظهر، كفايت شنيدن اذان است. ولى مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در محلّى بماند، اگر به جايى برسد كه ديوار آن محلّ را ببيند و صداى اذانش را بشنود، چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند بنا بر احتياط واجب بايد هم شكسته و هم تمام بخواند.

زنجانى: مسأله مسافرى كه به وطنش برمى‏گردد، وقتى به جايى برسد كه صداى اذان‏آخر شهر را مى‏شنود يا اهل شهر او را مى‏بينند، بايد نماز را تمام بخواند، و نيز مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در محلى بماند، وقتى صداى اذان آنجا را بشنود يا اهل آنجا او را ببينند، بايد نماز را تمام بخواند و احتياط مستحب آن است كه نمازش را به تأخير بيندازد تا به منزل برسد، يا نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.

 

مسأله 1306 اگر صحرانشين (1) براى زيارت يا حج يا تجارت و مانند اينها مسافرت كند، بايد نماز را شكسته بخواند (2).

اين مسأله، در رساله آيات عظام: زنجانى و بهجت نيست‏

 (1) سيستانى: مثلًا ..

 (2) سيستانى: اگر صدق عنوان خانه بدوش بر آن در اين سفر نكند بايد نماز را شكسته بخواند و اگر صدق كند نمازش تمام است.

مكارم: مسأله هر گاه صحرانشين خانه به دوش مانند مردم ديگر براى زيارت خانه خدا، يا تجارت، يا مسافرت ديگرى غير از آن مسافرت كه جزء زندگى اوست برود، بايد نماز را شكسته بخواند.

 

 

مسأله 1307 كسى كه شغلش مسافرت است (1) اگر براى كار ديگرى مثلًا براى زيارت يا حج مسافرت كند، بايد نماز را شكسته بخواند (2). ولى اگر مثلًا شوفر، اتومبيل خود را براى زيارت كرايه بدهد (3) و در ضمن خودش هم زيارت كند، بايد نماز را تمام بخواند (4).

 (1) سيستانى: كسى كه شغلش در مسافرت است ..

 (2) سيستانى: مگر آن كه عرفاً او را كثير السّفر بگويند مانند كسى كه دائماً سه روز در هفته مسافر است ..

زنجانى: بنا بر احتياط نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند. [پايان مسأله‏]

 (3) بهجت: اگر مثلًا راننده عده‏اى را براى زيارت با اتومبيل خود ببرد ..

 (4) سيستانى: در هر حال بايد نماز را تمام بخواند.

 

مسأله 1329 محلى را كه انسان براى اقامت (1) و زندگى خود اختيار كرده وطن اوست، چه در آنجا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، يا خودش آنجا را براى زندگى اختيار كرده باشد (2).

 (1) سيستانى: اقامت دائمى ..

 (2) بهجت: پس وطن انسان بنا بر أقوى جايى است كه عرفاً آنجا را وطن شخص بدانند و لازم نيست در آنجا ملكى داشته باشد و يا اين كه شش ماه آنجا زندگى كرده باشد بلكه همين قدر كه عرفاً آنجا، وطن او به حساب بيايد كافى است.

فاضل: مسأله وطن بر دو قسم است: (1) وطن اصلى، يعنى جايى كه وطن پدر و مادر يا يكى از آنها باشد؛ چه در آنجا متولد شده باشد يا در جاى ديگر. (2) وطن غير اصلى، يعنى جايى كه انسان با اختيار خود به عنوان وطن انتخاب كند كه در دو صورت محقق مى‏شود: الف: جايى را براى زندگى خود انتخاب كند و قصد داشته باشد تا آخر عمر در آنجا بماند. ب: جايى را براى زندگى خود انتخاب كند و قصد رفتن از آنجا را نداشته باشد و آن قدر آنجا بماند كه عرفاً او را اهل آنجا بدانند. بنا بر اين كسى كه قصد داشته باشد مدتى هر چند طولانى در محلى بماند و بعد به جاى ديگر برود آنجا وطن او نمى‏شود.

مكارم: مسأله چند چيز است كه سفر را قطع مى‏كند و بايد نماز را تمام خواند:

اول رسيدن به «وطن». منظور از وطن محلّى است كه انسان آن را براى اقامت و زندگى خود انتخاب كرده، خواه در آنجا متولد شده باشد يا نه و خواه وطن پدر و مادرش باشد يا خودش آنجا را انتخاب كرده است.

 

مسأله 1332 كسى كه در دو محل زندگى مى‏كند، مثلًا شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر ديگر مى‏ماند، هر دو وطن اوست (1). و اگر بيشتر از دو محل را براى زندگى خود اختيار كرده باشد (2)، اشكال دارد (3) و بايد احتياط مراعات شود.

 (1) خوئى، گلپايگانى، تبريزى، سيستانى، بهجت، صافى، نورى: و نيز اگر بيشتر از دو محل را براى زندگى خود اختيار كرده باشد، (نورى: تا سه و چهار تا) همه آنها وطن او حساب مى‏شود. (بهجت: و زن، در صورتى كه زندگيش در اين گونه وطن به همراه شوهرش است، در مسأله وطن، تابع شوهر خواهد بود. و در صورتى كه فاصله بين دو وطن، به اندازه مسافت شرعى باشد، نمازش در آن فاصله شكسته است و در غير اين صورت، نمازش تمام است.)

(2) فاضل: بنا بر احتياط واجب بايد نماز را هم شكسته بخواند و هم تمام.

 (3) اراكى: اشكال ندارد.

مكارم: مسأله ممكن است كسى در دو محلّ زندگى كند، مثلًا شش ماه در شهرى و شش ماه ديگر در شهر ديگر؛ هر دو وطن او محسوب مى‏شود و حتَّى ممكن است انسان داراى سه وطن باشد.

زنجانى: مسأله كسى كه در دو محل زندگى مى‏كند چنانچه در هر يك تقريباً شش ماه از سال را زندگى مى‏كند، هر دو وطن او محسوب مى‏شود، ولى اگر در يكى از آن دو كمتر از شش ماه بماند آنجا وطن وى به حساب نمى‏آيد؛ بنا بر اين انسان تنها مى‏تواند دو وطن داشته باشد و بيشتر از دو وطن امكان ندارد.

 

مسأله 1338 مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در محلى بماند، اگر از اوّل قصد داشته باشد كه در بين ده روز (1) به اطراف آنجا برود چنانچه جايى كه مى‏خواهد برود (2) خطه سورِ بلدِ اقامت «1» يا از بساتين و مزارع و باغات اطراف آن باشد به مقدارى كه رفتن به آن جا منافى با صدق اقامت در بلد نباشد بايد در تمام ده روز نماز را تمام بخواند. ولى چنانچه بخواهد تا كمتر از چهار فرسخ برود، چنانچه در نيّت او باشد كه در بين ده روز فقط يك مرتبه برود و بيش از دو ساعت رفتن و برگشتن را طول ندهد، در همه ده روز بايد نمازش را تمام بخواند.

(1) اراكى: به مزارع و باغات آنجا برود به مقدارى كه رفتن به آنجا منافى با صدق اقامت در بلد نباشد، يعنى عرفاً بگويند در يك محلّ مى‏ماند، بايد در تمام ده روز نماز را تمام بخواند. و هم چنين اگر بخواهد به خارج از محدوده ترخّص تا كمتر از چهار فرسخ برود و زود برگردد، به طورى كه عرفاً نگويند در يك محلّ نمى‏ماند مثل اين كه بخواهد همان روز برگردد بايد نماز را تمام بخواند.

خوئى، تبريزى: به اطراف آنجا كه به قدر حدّ ترخص يا بيشتر دور باشد برود اگر مدت رفتن و آمدنش مثلًا به اندازه يك يا دو ساعت است كه در نظر عرف با اقامت ده روز منافات ندارد، نماز را تمام بخواند و اگر مدت از اين بيشتر باشد احتياطاً بين شكسته و تمام جمع نمايد، و اگر تمام يا بيشتر روز باشد نمازش شكسته است.

سيستانى: به اطراف آنجا كه عرفاً جايى ديگر به حساب مى‏آيد و فاصله آن از چهار فرسخ كمتر است برود، اگر مدّت رفتن و آمدنش به اندازه‏اى باشد كه در نظر عرف با اقامت ده روز منافات ندارد، نماز را تمام بخواند و چنانچه منافات داشته باشد نماز را شكسته به جا آورد. مثلًا اگر از اوّل قصد داشته باشد كه تمام يك روز يا تمام يك شب از آنجا خارج شود با قصد اقامت منافات دارد و بايد نماز را شكسته به جا آورد ولى چنانچه قصدش اين باشد كه مثلًا در نصف روز خارج شده و سپس برگردد، هر چند برگشتنش بعد از رسيدن شب باشد، بايد نماز را تمام به جا آورد؛ مگر در صورتى كه اين طور خارج شدن او به مقدارى تكرار شود كه عرفاً بگويند در دو جا يا بيشتر اقامت دارد.

نورى: به اطراف آنجا از قبيل مزارع و باغستان‏هايى كه از توابع آن محل محسوب مى‏شود هر چند خارج از حد ترخص آنجا باشد برود، بايد در همه ده روز نماز را تمام بخواند و اگر از توابع آنجا نباشد بايد در تمام ده روز نماز را شكسته بخواند ولى چنانچه بخواهد در تمام ده روز فقط يك ساعت يا دو ساعت برود و برگردد در همه ده روز بايد نمازش را تمام بخواند.

 (2) فاضل: از توابع آن باشد مانند باغ‏هاى اطراف شهر بايد در همه ده روز نماز را تمام بخواند و اگر از توابع آن نباشد و كمتر از مسافت شرعى باشد چنانچه بخواهد يك ساعت يا دو ساعت و لو در همه ده روز برود و برگردد، بايد نماز را تمام بخواند و اگر بيشتر از اين باشد مانند اين كه بخواهد بيشتر روز را به آنجا برود و شب را به اين محل برگردد احتياط واجب اين است كه بين نماز شكسته و تمام جمع كند و در ماه رمضان احتياطاً روزه بگيرد و بعداً قضا كند.

مكارم: به اندازه‏اى دور نيست كه جزءِ مسافرت محسوب شود، بايد نماز را تمام بخواند، امّا اگر طورى است كه جزءِ مسافرت محسوب مى‏شود بايد تمام ده روز را شكسته بخواند.

بهجت: از مقدار ترخّص دورتر نباشد، بايد در همه ده روز نماز را تمام بخواند و اگر از مقدار ترخّص دورتر باشد ولى كمتر از مقدار مسافت يعنى چهار فرسخ شرعى باشد، چنانچه قسمت عمده روز را در محلّ اقامت باشد كافى است و نمازش تمام است و عرفاً صدق اقامت ده روز در آنجا مى‏كند.

گلپايگانى، صافى: مسأله مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در محلى بماند، بايد از اوّل، قصدِ ماندن ده روز در آن محلّ يا توابع آن مانند باغها و بساتين را داشته باشد و اگر از اوّل قصد بيرون رفتن از آن محلّ و توابع آن را داشته باشد، هر چند به حدّ ترخّص نرسد بايد شكسته بخواند.

زنجانى: مسأله مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در محلى بماند اگر از اول قصد داشته باشد در بين ده روز از آن محل و اطراف آن كه عرفاً جزء محل به حساب مى‏آيد؛ مانند باغات اطراف شهر، خارج شود، چنانچه خوابگاهش در اين محل باشد كافى است و لازم نيست تصميم داشته باشد در روز يا اوايل شب به محل برگردد و اگر بخواهد هر روز نيز به خارج محل برود مانعى ندارد.

 

مسأله 1349 مسافرى كه قصد كرده ده روز در جايى بماند اگر (بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بخواهد (1)) به جايى كه كمتر از چهار فرسخ است برود و برگردد (2) به محل اقامه خود، بايد نماز را تمام بخواند (3).

 (1) [قسمت داخل پرانتز در رساله آيت اللَّه فاضل نيست‏]

 (2) گلپايگانى، صافى: و دوباره در جاى اوّل ده روز بماند، از وقتى كه مى‏رود تا برمى‏گردد و بعد از برگشتن بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر نخواهد بعد از برگشتن ده روز بماند، در موقع رفتن به جايى كه كمتر از چهار فرسخ است و در مدّتى كه آنجا مى‏ماند نماز او تمام است و از آنجا كه برمى‏گردد، اگر قصد هشت فرسخ داشته باشد شكسته است و اگر قصد هشت فرسخ نداشته باشد تمام است. پس مثل اهل علم كه براى تبليغ به محلّى مى‏روند اگر بعد از قصد ده روز و خواندن يك نماز چهار ركعتى به محلّ ديگر كه چهار فرسخ نباشد دعوت شوند و بخواهند يك دهه يا يك ماه در آن دو محلّ رفت و آمد كنند، نمازشان در هر دو محلّ تمام است مگر وقتى كه انشاء سفر جديد نمايند مثل اين كه روز آخر رفت و آمد از محلّ دوّم به قصد وطن حركت كند كه در اين صورت بعد از خروج از حدّ ترخّص نماز شكسته است اگر چه از محلّ اوّل كه محلّ اقامه بوده عبور نمايد.

 (3) بهجت: تا وقتى كه سفر شرعى جديدى را آغاز نكرده، بايد نماز را تمام بخواند. حتى اگر طورى خارج شود كه به اقامه او صدمه بزند، مثل اين كه يك روز آنجا بماند، تا وقتى كه قصد سفر جديد شرعى نكرده، نماز تمام است.

خوئى: مسأله مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلّى بماند، اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى يا بعد از ماندن ده روز اگر چه يك نماز تمام هم نخوانده باشد بخواهد به جايى كه كمتر از چهار فرسخ است برود و برگردد و دوباره در جاى اوّل خود ده روز يا كمتر بماند، از وقتى كه مى‏رود تا وقتى كه برمى‏گردد و بعد از برگشتن بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر برگشتن به محلّ اقامتش فقط از اين جهت باشد كه در طريق سفرش واقع شده است و سفر او مسافت شرعيه باشد، لازم است موقع برگشتن نماز را شكسته بخواند.

سيستانى: چهار ركعت ادايى ..

تبريزى: در جاى اول خود ده روز بماند يا در ماندن ده روز مردد باشد ..

تبريزى: ولى اگر بداند كه ده روز نمى‏ماند و ..

سيستانى: لازم است در رفتن و برگشتن و در محل اقامت ..

تبريزى: لازم است موقع رفتن و برگشتن ..

مكارم: مسأله مسافرى كه قصد كرده ده روز در جايى توقف كند، چنانچه بعد از گذشتن ده روز يا بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى به جايى كه كمتر از چهار فرسخ است برود و به محلّ اقامه خود باز گردد، بايد نماز را تمام بخواند و هر گاه بخواهد از محلّ اقامت به جاى ديگرى برود كه كمتر از هشت فرسخ است و در محلّ دوّم ده روز بماند بايد نماز خود را در مسير راه و در جاى دوّم تمام بخواند، امّا اگر هشت فرسخ يا بيشتر باشد، در مسير راه شكسته مى‏خواند و در محلّ دوّم كه قصد اقامه كرده تمام مى‏خواند.

زنجانى: مسأله مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلّى بماند، اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى ادايى، يا بعد از ماندن ده روز اگر چه يك نماز تمام هم نخوانده باشد بخواهد به جايى كه كمتر از مسافت شرعى است برود و برگردد، و دوباره در جاى اول خود ده روز يا كمتر يا بيشتر بماند، از وقتى كه مى‏رود تا وقتى كه برمى‏گردد و بعد از برگشتن، بايد نماز را تمام بخواند، ولى اگر برگشتن به محل اقامتش فقط از اين جهت باشد كه در مسير سفرش واقع شده است و رفت و برگشت او تا جايى كه مى‏خواهد برود مجموعاً (8) فرسخ باشد، لازم است در حال رفتن بعد از گذشتن از حد ترخّص و در مقصد و در بازگشت و در جايى كه قبلًا قصد اقامه كرده بود، نماز را شكسته بخواند.

 

مسأله 1359 مسافرى كه نمى‏داند بايد نماز را شكسته بخواند، اگر تمام بخواند (2) نمازش صحيح است.

 (1) اراكى: مسافرى كه نمى‏داند مسافر بايد ..

 (2) بهجت: و قصد قربت در نماز داشته باشد ..

مكارم: رجوع كنيد به ذيل مسأله (1357).

زنجانى: مسأله مسافرى كه نمى‏داند نماز مسافر شكسته است، اگر تمام بخواند نمازش صحيح است.

 [مسأله 1360 مسافرى كه مى‏داند بايد نماز را شكسته بخواند]

مسأله 1360 مسافرى كه مى‏داند بايد نماز را شكسته بخواند اگر بعضى از خصوصيات آن را نداند، مثلًا نداند كه در سفر هشت فرسخى بايد شكسته بخواند، چنانچه تمام بخواند در صورتى كه وقت باقى است بايد (1) نماز را شكسته بخواند و اگر وقت گذشته بايد شكسته قضا نمايد (2).

 (1) بهجت: بايد بنا بر احوط ..

 (2) گلپايگانى، صافى: چنانچه تمام بخواند و در وقت بفهمد، نمازش باطل است و امّا اگر بعد از گذشتن وقت بفهمد، قضا ندارد.

خوئى: چنانچه تمام بخواند و در وقت بفهمد، لازم است اعاده نمايد و چنانچه اعاده نكرد بايد قضا نمايد ولى اگر در خارج وقت بفهمد، قضا ندارد.

سيستانى: چنانچه تمام بخواند و در وقت بفهمد، بنا بر احتياط لازم بايد اعاده نمايد، و چنانچه اعاده نكرد قضا نمايد؛ ولى اگر در خارج وقت بفهمد، قضا ندارد.

تبريزى: چنانچه تمام بخواند نمازش باطل است، ولى اگر در خارج وقت بفهمد قضا ندارد.

مكارم: چنانچه تمام بخواند احتياط آن است كه به طور شكسته اعاده كند.

زنجانى: مسأله مسافرى كه مى‏داند نماز مسافر شكسته است، اگر بعضى از خصوصيات آن را نداند؛ مثلًا نداند كه در سفرى كه رفت و برگشت آن هشت فرسخ است بايد شكسته بخواند، چنانچه تمام بخواند نمازش باطل است.

مسأله 1361 مسافرى كه مى‏داند بايد نماز را شكسته بخواند، اگر به گمان اين كه سفر او كمتر از هشت فرسخ است تمام بخواند، وقتى بفهمد كه سفرش هشت فرسخ‏ بوده (1)، نمازى را كه تمام خوانده بايد (2) دوباره شكسته بخواند و اگر وقت هم گذشته بايد شكسته قضا نمايد (3).

اين مسأله، در رساله آيت اللَّه مكارم نيست‏

 (1) گلپايگانى، صافى: [و] هنوز وقت نماز باقى است نمازى را كه تمام خوانده بايد دوباره شكسته بخواند و اگر وقت گذشته قضا ندارد و در اين چهار مسأله كه ذكر شد اگر در خارج وقت نيز احتياطاً قضا نمايد خوب است.

 (2) بهجت: بنا بر احتياط واجب بايد ..

 (3) خوئى، تبريزى، سيستانى: اگر بعد از اين كه وقت گذشته بفهمد قضا لازم نيست.

زنجانى: مسأله مسافرى كه مى‏داند نماز مسافر شكسته است، اگر به گمان اين كه مقصد معين او كمتر از هشت فرسخ است تمام بخواند، وقتى بفهمد كه مقصدش هشت فرسخ بوده، نمازى را كه تمام خوانده بايد دوباره شكسته بخواند و اگر به جا نياورده يا بعد از وقت فهميد، بايد نماز را شكسته قضا كند.

مسأله 1362 اگر فراموش كند كه مسافر است و نماز را تمام بخواند، چنانچه در وقت يادش بيايد، بايد شكسته به جا آورد (1) و اگر بعد از وقت يادش بيايد، قضاى آن نماز بر او واجب نيست (2).

 (1) زنجانى: و اگر آن را به جا نياورد بايد شكسته قضا نمايد ..

 (2) فاضل: ولى اگر به علت نسيان حكم بوده، به احتياط واجب قضاى آن را در خارج وقت به جا آورد.

مسأله اختصاصى‏

بهجت: مسأله 1108 اگر از روى فراموشى نماز را شكسته بخواند با اين كه نمى‏دانست سفرش به اندازه مسافت شرعى هست يا نه، يا اين كه مى‏دانست به اندازه مسافت نيست ولى بعد معلوم شد كه به اندازه مسافت بوده، بنا بر اظهر اگر نيّت قربت داشت، اعاده لازم نيست.

 

مسأله 1358 كسى كه مى‏داند مسافر است و بايد نماز را شكسته بخواند (1)، اگر فراموش كند و بدون توجه (2) و به طور عادت تمام بخواند نمازش باطل است (3) و نيز اگر حكم مسافر و سفر خود را فراموش كرده باشد در صورتى كه وقت داشته باشد، نمازش را دوباره بخواند (4)، بلكه اگر وقت هم گذشته باشد بنا بر احتياط واجب بايد قضا نمايد.

اين مسأله، در رساله آيت اللَّه بهجت نيست‏

 (1) خوئى، تبريزى: اگر سهواً تمام بخواند (خوئى: و در اثناءِ وقت ملتفت شود) نمازش باطل است. [پايان مسأله‏]

گلپايگانى، صافى: اگر غفلت كند و تمام بخواند، چنانچه در وقت يادش بيايد نمازش باطل است و بايد دوباره شكسته بخواند و اگر در خارج وقت يادش بيايد، قضا ندارد.

سيستانى: اگر سهواً تمام بخواند چنانچه در اثناءِ وقت ملتفت شود بايد نماز را اعاده كند و اگر پس از گذشت وقت ملتفت شود، بايد بنا بر احتياط قضا نمايد.

زنجانى: اگر در عدد ركعات اشتباه كند و به جاى دو ركعت، چهار ركعت بخواند، نمازش باطل است. [پايان مسأله‏]

 (2) فاضل، نورى: اگر بدون توجّه ..

 (3) اراكى: بقيه مسأله ذكر نشده.

 (4) نورى: و اگر وقت گذشته باشد بايد قضا نمايد.

مكارم: اگر عمداً تمام بخواند باطل است، هم چنين اگر فراموش كند كه نماز مسافر شكسته است و تمام بخواند بايد اعاده كند و نيز اگر حكم نماز مسافر را مى‏دانست امّا توجّه نداشت كه در حال سفر است و نماز را تمام بخواند، امّا اگر اصلًا اين حكم را نمى‏دانست كه وظيفه مسافر نماز شكسته است و هنوز اين مسأله را نشنيده بود اگر به جاى نماز شكسته نماز را تمام بخواند نمازش صحيح است.

 

مسأله 1356 مسافر مى‏تواند در مسجد الحرام و مسجد پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم و مسجد كوفه نمازش را تمام بخواند (1). ولى اگر بخواهد در جايى كه اول جزء اين مساجد نبوده و بعد به اين مساجد اضافه شده نماز بخواند، احتياط مستحب آن است كه شكسته بخواند اگر چه اقوى، صحت تمام است (2) و نيز مسافر مى‏تواند در حرم و رواق حضرت سيد الشهداء عليه السلام بلكه در مسجد متصل به حرم نماز را تمام بخواند (3).

 (1) بهجت: و احتياط در اين است كه نماز را شكسته بخواند ..

 (2) اراكى، بهجت: احتياط واجب آن است كه شكسته بخواند ..

 (3) اراكى: مسافر مى‏تواند در حرم و رواق حضرت سيد الشهداء عليه السلام بلكه در تمام روضه مقدسه نماز را تمام بخواند.

بهجت: مسافر مى‏تواند در كنار حرم مطهر حضرت سيد الشهداء عليه السلام نماز را تمام بخواند ولى اگر در اين چهار مكان نماز او قضا شد، بنا بر احتياط واجب بطور شكسته قضا نمايد اگر چه در همان مكان باشد.

خوئى، تبريزى: مسأله مسافر مى‏تواند در مسجد الحرام و مسجد پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بلكه در تمام شهر مكّه و مدينه (تبريزى: مكّه قديم و مدينه قديم) و مسجد كوفه نمازش را تمام بخواند و نيز مسافر مى‏تواند در حرم حضرت سيد الشهداء عليه السلام نماز را تمام بخواند اگر چه دورتر از اطراف ضريح مقدس نماز بخواند.

گلپايگانى، صافى، نورى: مسأله مسافر مى‏تواند در مسجد الحرام و مسجد پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم بلكه در شهر مكّه و مدينه (نورى: در تمام شهر مكّه و مدينه) و مسجد كوفه نماز را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد در جايى كه اوّل جزء مسجد كوفه نبوده و بعد به اين مسجد اضافه شده نماز بخواند، احتياط واجب آن است كه شكسته بخواند و نيز مسافر مى‏تواند در حائر حضرت سيّد الشّهداء عليه السلام نماز را تمام بخواند. ولى احتياط واجب آن است كه اگر دورتر از اطراف ضريح مقدّس نماز بخواند، شكسته به جا آورد.

سيستانى: مسأله مسافر مى‏تواند در تمام شهر مكّه و مدينه و كوفه و در حرم حضرت سيّد الشّهداء عليه السلام تا مقدار (5)/ (11) متر تقريباً از اطراف قبر مقدّس نمازش را تمام بخواند.

فاضل: مسأله مسافر مخيّر است در شهر مكّه و شهر مدينه و مسجد كوفه نمازش را تمام بخواند يا شكسته. و در اين سه مكان، فرقى بين بناء اصلى و اوّليّه و آن چه بعد اضافه شده، نمى‏باشد و نيز مسافر مى‏تواند در حرم و رواق حضرت سيّد الشّهداء عليه السلام، بلكه در مسجد متّصل به حرم، نماز را تمام يا شكسته بخواند.

زنجانى: مسأله در شهرهاى مكه و مدينه و نجف (يا كوفه) و كربلا، تأكيد بسيار شده كه قصد اقامه ده روز كرده و نماز را تمام بخوانند، ولى تا قصد اقامه نكرده، ظاهراً مانند ساير شهرها بايد نماز را شكسته بخواند.

مكارم: مسأله در چهار محل، مسافر مخيّر است نماز را تمام يا شكسته بخواند: «مسجد الحرام»، «مسجد پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم»، «مسجد كوفه» و «حرم حضرت سيّد الشّهداء عليه السلام». و أفضل در اين موارد، نماز تمام است و فرقى ميان مسجد الحرام در عصر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم و ائمّه هدى‏ عليهم السلام و اضافاتى كه بعداً بر آن افزوده شده يا در آينده افزوده مى‏شود نيست، هم چنين در مورد مسجد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم و كوفه و حرم حسينى عليه السلام.

 

                                                                                                                                                   با تشکر از:حجت السلام والمسلمین آقای ابو الفضل حسن نژاد

چهارشنبه 6 بهمن 1389  7:09 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها