0

كاربرد سلا حهاي شيميايي در جنگ ايران و عراق – قسمت دوم

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

كاربرد سلا حهاي شيميايي در جنگ ايران و عراق – قسمت دوم


واكنش بين المللي
طي اين دور، ايران تلاشهاي خود را براي پررنگ تر كردن نقض پروتكل 25 ژنو از سوي عراق افزايش داد. بعد از تداوم حملات شيميايي عراق، ايران در ماه نوامبر سال 1983، جزواتي رنگي از تصويرهاي قربانيان سلاحهاي شيميايي در بيمارستانهاي تهران را در اروپاي غربي پخش كرد. به رغم تلاشهاي ايران براي جلب توجه افكار عمومي نسبت به حملات شيميايي عراق، اين اقدامات سروصداي زيادي در غرب ايجاد نكرد. تا ماه مارس سال 1984، ايران دست كم، پنجاه نفر از مجروحين شيميايي را به بيمارستانهاي اروپا (انگلستان، بلژيك، اتريش، سوئيس و سوئد) اعزام كرد تا بدين ترتيب بتواند نتيجهِ حملات شيميايي عراق را در معرض نمايش بگذارد. به رغم وجود شواهد آشكار مبني بر استفادهِ عراق از سلاحهاي شيميايي عليه ايران و تلاشهاي اين كشور براي آشكار كردن حملات عراق، وجدان بين المللي بيدار نشد و به نظر مي رسد همين امر صدام و ديگر تصميم گيرندگان ارشد عراق را نسبت به گسترش حملات شيميايي عراق جري تر كرد.
فرانسه، نزديك ترين حامي عراق طي دوران جنگ اين كشور با ايران در مورد حملات شيميايي عراق سكوت اختيار كرده بود. روزنامه هاي مهم فرانسه لوموند و فرانس سواغ،(1) حتي قربانيان سلاحهاي شيميايي ايران را به يك حادثه در يك كارخانهِ صنعتي نسبت دادند. در همين زمان، دولتهاي فرانسه، انگلستان و امريكا نيز در اين مورد سكوت اختيار كردند، ايران نيز فرانسه، انگلستان و شوروي را به تأمين و ارتقاي برنامه هاي سلاحهاي شيميايي عراق متهم مي كرد.(1) براي نمونه، دولت انگلستان، طي بيانيه اي رسمي به ادعاي ايران مبني بر همكاري شيميايي با عراق، اين گونه پاسخ داد < در اين منازعه، ما بي طرف هستيم به هيچ يك ازطرفهاي جنگ تجهيزات مرگباري را تأمين نكرده ايم. ادعاهاي خلاف اين گفته صحت ندارند. هيچ گونه سلاح شيميايي يا تجهيزات لازم براي توليد اين گونه سلاحها را به عراق نفروخته ايم> .(2)
تا بهار سال 1984، به نظر مي رسيد كه قدرتهاي عمدهِ اروپاي غربي به تنبيه عراق يا حتي انتقاد آشكارا از آن به دليل استفاده از سلاحهاي شيميايي عليه ايران هيچ گونه تمايلي نداشتند، اما مطبوعات(3) و كنگرهِ امريكا به اين موضوع بيشتر توجه داشتند. گروههاي خاصي در كنگرهِ امريكا مخالفت خود را در مورد استفادهِ عراق از سلاحهاي شيميايي اعلام كردند و كوشيدند تا عراق را جزء ملتهاي حامي تروريسم معرفي كنند. وزارت خارجهِ امريكا اعلام كرد: < شواهد موجود نشان مي دهد كه عراق از سلاحهاي شيميايي مرگبار استفاده كرده است و دولت امريكا شديداً اين اقدام عراق را محكوم مي كند> .(4) دولت انگلستان نيز موضع پيشين خود را تغيير داد و آشكارا، استفادهِ عراق از سلاحهاي شيميايي را تقبيح و فروش هرگونه مواد اوليهِ سلاحهاي شيميايي به ايران و عراق را ممنوع كرد.(5)
همچنين، سازمان ملل به صورت رسمي، ميزان تلفات ايران را در برابر حملات شيميايي عراق مورد بررسي قرارداد. طبق گفتهِ يكي از پزشكان سپاه پاسداران، عراق تا ماه فوريهِ سال 1984 دست كم، 49 حملهِ شيميايي عليه نيروهاي ايران انجام داده بود.(6) در ماه مارس سال 1984، سازمان ملل گروهي ازكارشناسان خود را براي بررسي موضوع به منطقه اعزام كرد و در بيانيهِ خود در 30 ماه مارس هر گونه استفاده از سلاحهاي شيميايي و نقض حقوق بين الملل بشر دوستانه را محكوم كرد. هرچند پيش از ماه مارس سال 1988، در تعدادي از قطع نامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل (شماره هاي 479، 487، 514، 522، 540 و 552) از هر دو كشور خواسته شده بود كه به جنگ پايان دهند، به حقوق بين المللي بشر دوستانه احترام بگذارند و مذاكرات صلح را آغاز كنند، اما هيچ گونه، صحبتي در مورد استفاده از سلاحهاي شيميايي به ميان نيامده بود، تنها قطع نامه هاي 582 (24 ماه فوريهِ سال 1986)، 598 (20 ماه جولاي سال1987) و 612 (9 ماه مي سال 1988) شوراي امنيت به موضوع استفاده از سلاحهاي شيميايي در جنگ ايران و عراق پرداخته بودند كه در مباحث بعدي به اين قطع نامه ها اشاره خواهد شد.
در اوايل ماه مارس سال 1984، سازمان ملل تلاشهاي خود را براي بررسي ادعاهاي ايران آغاز كرد و دبير كل وقت اين سازمان، خاوير پرزدكوئيار، تيمي متشكل از كارشناسان استراليايي، اسپانيايي، سوئدي و سوئيسي را به منطقه اعزام كرد. طبق گفتهِ مطبوعات، ايران ادعا مي كرد كه دو هزار نفر از مردم اين كشور از سلاحهاي شيميايي آسيب ديده اند كه وضع 30 درصد از آنها وخيم است.(7) گروه اعزامي، در ايران مناطقي مانند اهواز را كه سلاحهاي شيميايي در آنها استفاده شده بود، بازرسي و نمونه برداري كردند. اين گروه پس از پايان فعاليتهاي خود گزارش مشتركي را با شوراي امنيت سازمان منتشر كردند. اين گزارش كه در 26 ماه مارس ارائه شد، مي گويد:

الف) سلاحهاي شيميايي در مناطق بررسي شده از سوي كارشناسان، به صورت بمبهاي هوايي به كار گرفته شده است.
ب) انواع عوامل شيميايي به كار گرفته شده، گاز خردل و گاز اعصاب تابون(1) است.> (8)
به دنبال انتشار اين گزارش، انگلستان، امريكا، فرانسه و ژاپن، فروش هر گونه مواد اوليه را كه در توليد گاز خردل و گاز اعصاب كاربرد داشتند، به عراق ممنوع كردند. استراليا نيز در ماه اوت سال 1984 به اين تحريم پيوست.(9)

تحولات سالهاي 1984 تا 1986
منازعهِ ايران و عراق در سالهاي 1984 تا 1986 درست به همان منوال دو سال پيش ادامه يافت، يعني يكي از طرفهاي جنگ همواره، حملهِ گسترده اي را آغاز مي كرد كه پس از مدت كوتاهي از شدت آن كاسته مي شد و طرف ديگر نيز نيروهاي خود را متمركز و حملهِ متقابل را آغاز مي كرد كه به سرنوشت همان حملهِ طرف مقابل تبديل مي شد. سلاحهاي شيميايي بين سالهاي 1984 تا 1986 نقش مهمي را در استراتژي عراق ايفا كردند. طي اين سالها، عراق روش استفاده از سلاحهاي شيميايي خود را گسترش داد و بهبود بخشيد. طبق گزارشهاي اطلاعاتي آشكار امريكا، روش عمدهِ پرتاب سلاحهاي شيميايي از سوي عراق استفاده از بمبهاي 250 يا 500 كيلوگرمي بود. به گفته يكي از خلبانان ميگ 23 عراق، طي اين حملات بمبها به صورت پراكنده از ارتفاع سه تا چهار هزار متري به سوي زمين پرتاب مي شدند. بررسي حفره هاي ايجاد شده در نتيجهِ برخورد اين بمبها نشان مي دهد كه آنها حدود چهار متر قطر و دو تا سه متر عمق دارند. تركشهاي اين بمبها تا شعاع بيست تا سي متري پراكنده مي شوند. همچنين، آثاري از گاز خردل در فاصله هاي صد متري اين حفره ها ديده مي شدند.(10) با تداوم و پيشرفت جنگ، خلبانان عراقي در ارتفاعات پايين تري پرواز مي كردند تا دقت عمل بيشتري داشته باشند اين در حالي بود كه در اوايل جنگ، آنها اين كار را ناشيانه و عجولانه انجام مي دادند. عراق براي پرتاب مواد شيميايي با بالگرد از گروههايي متشكل از دو يا سه بالگرد استفاده مي كرد. اين بالگردها بمبهايي حاوي 220 ليتر مادهِ عامل را حمل مي كردند كه به هنگام تماس با زمين منفجر مي شدند.(11) گزارشهاي اطلاعاتي ديگر نشان مي دهد كه بالگردهاي عراقي مخزنهاي 250 ليتري مواد شيميايي را از ارتفاع 900 تا 1200 متري پرتاب مي كردند. همچنين، بالگردهاي تهاجمي، مانندMi8HIPs نيز مي توانستند مخازن هزار ليتري مواد شيميايي را حمل كنند و مواد مزبور را به صورت ذرات روي مراكز تجمع نيروهاي ايراني پخش كنند.(12) هرچند بمبهاي هوا به زمين و عمليات بالگردها روش انتخابي عراق در استفاده از سلاحهاي شيميايي بود، اما اين كشور از توانمنديهاي توپخانه اي و خمپاره اي خود نيز در اين زمينه به طور گسترده اي استفاده مي كرد. طبق گزارشهاي اطلاعاتي امريكا، عراق گلوله هاي خمپاره و توپ را هم زمان براي آلوده كردن منطقه استفاده مي كرد تا بدين ترتيب، تأثير اين حملات چند برابر شود. اين استفاده هم زمان منطقهِ بيشتري را آلوده مي كرد. يك كارشناس مهمات در اين مورد يادآور شد: < تاكتيكهاي عراق در زمينهِ به كارگيري سلاحهاي شيميايي كاملاً دگرگون شده است، تركيب مؤثر اين سلاحها و استفاده از سيستم پرتاب چندگانه عليه اهداف گوناگون كار بسيار برجسته و مهمي مي باشد..> .(13)
تا اواسط سال 1984، برخي از گزارشها نشان مي داد كه عراق گونه اي از گاز خردل به نام گرد خردل(1) را عملياتي كرده است. خردل معمولي مايع روغني پايداري بود (بين 32 تا 36 ساعت) كه جذب آن از طريق پوست، چهار تا شش ساعت طول مي كشيد، اين در حالي بود كه گرد آن تأثير متفاوتي داشت. اين گرد از ذرات جامدي تشكيل شده بود كه با مادهِ عامل خردل باردار شده و به هنگام انتشار ابري از غبار تشكيل مي داد كه ده تا پانزده دقيقه پس از استنشاق بافت ششها را تخريب مي كرد.(14) طبق گزارشي، استفاده از گرد خردل در نوع خود بي سابقه بود: < ... استفادهِ دانهِ ريز گاز خردل بدون مادهِ مايع حلال آن رايج نيست. اين گرد سلاحي شيميايي است كه تمامي آثار رواني مخرب گاز خردل و در عين حال، ويژگي فيزيكي يك عامل شيميايي ناپايدار را دارد> .(15) طي اين دوره، عراقي همچنين، امكانات توليد ديگر مواد عامل اعصاب، مانند گاز سارين و وي ايكس را گسترش داد. برخي از شواهد گوياي آن است كه عراق از گاز سارين در مراحل پاياني جنگ استفاده كرد، اما تاريخ دقيق استفاده از وي ايكس مشخص نيست. بر پايهِ اين فاكتورها، استفادهِ گستردهِ عراق از سلاحهاي شيميايي بين سالهاي 1984 و 1986 به سلسله موفقيتهاي تاكتيكي نظامي و دستاوردهاي سياسي استراتژيك بالقوه در منازعه با ايران انجاميد. استفادهِ عراق از اين سلاحها آشكارا نشان داد كه اين كشور در نظر دارد تا به هر شكل ممكن از قلمرو خود دفاع كند و درضمن، تلفات چشم گيري را به ايران وارد آورد؛ بنابراين، عراق اميدوار بود كه ايران را به مذاكره براي پايان دادن به جنگ وادار كند.(16) صرف نظر از برنامهِ استراتژيك عراق نتايج تاكتيكي آن چشم گير بود: < هر زمان كه نيروهاي عراق از فنون پرتاب مناسب بهره گرفتند، شرايط جوي مساعد بود، اين نيروها از تعليمات كافي برخوردار بودند و در مقابل نيروهاي ايران آمادگي و آموزش كافي نداشتند، كاربرد سلاحهاي شيميايي بسيار مؤثر بود> .(17) با وجود اين، طبق گزارشهاي اطلاعاتي، استفادهِ صرف از سلاحهاي شيميايي نمي توانست نقاط ضعف موجود در نيروهاي نظامي عراق را بپوشاند:
< كاربرد ناشيانهِ سلاحهاي شيميايي از سوي عراق نمي تواند پوششي براي ديگر ضعفهاي اين كشور باشد. جدا از مسائل شيميايي ضعفهاي تاكتيكي، مانند ضعف در به كارگيري توان هوايي براي استفاده از سلاحهاي شيميايي تأثير منفي داشت. نقايص موجود در به كارگيري سلاحهاي شيميايي عبارت بودند از: عدم پوشش منطقهِ مورد نظر، بي توجهي به تعداد نيروهاي دشمن، شرايط جوي و آموزش، سيستم پرتاب ناكارآمد و عدم تطابق به كارگيري سلاحهاي شيميايي با مانور عمليات> .(18)

واكنش بين المللي
بين سالهاي 1984 تا 1986، ايران همچنان كوشيد تا موارد نقض پروتكل 1925 ژنو از سوي عراق را آشكار كند. بخش عمده اي از جامعهِ بين المللي نسبت به چنين ادعاهايي بي تفاوت بودند يا در بيانيه هاي عمومي خود، استفاده از سلاحهاي شيميايي را تقبيح مي كردند. بدين ترتيب، در مقابله با اين اقدامات عراق گامهاي بسيار اندكي برداشته شد. با وجود اين، همان گونه كه پيش از اين بيان شد، ريگان، رئيس جمهور امريكا، بوش، معاون اول خود را در ماه آوريل سال 1984 به ژنو فرستاد تا مقدمات كنوانسيون سلاحهاي شيميايي را فراهم آورد. به رغم حسن نيت جامعهِ بين المللي، اين مذاكرات تحت تأثير اختلاف نظرهاي عميق شرق و غرب يا شمال جنوب قرار گرفت و مباحث موجود بين گروهها، عموماً، تحت تأثير موضوع جنگ سرد شكل پذيرفت.
هرچند قدرتهاي عمده در زمينهِ تشخيص گستردگي استفادهِ عراق از سلاحهاي شيميايي بي علاقه و بي ميل بودند، اما استراليا كوشيد تا توجه جامعهِ بين المللي را به اين موضوع معطوف كند. ديپلماسي استراليا مي كوشيد توجه ديگر كشورهاي غربي را به خطرهاي ناشي از گسترش سلاحهاي شيميايي آن گونه كه در جنگ جاري عليه ايران بروز يافت، معطوف كند. تا اواخر سال 1984، استراليا در پي ابتكارات ديپلماتيك خود تشكيل سازوكاري براي پرداختن به طيف رو به گسترش سلاحهاي شيميايي در جهان سوم را بدون توجه به وابستگي آنها به شرق و غرب خواستار شد. در نتيجهِ اين فعاليت، گروه استراليا در اواسط سال 1985 شكل گرفت تا هيئت مشاوره برجسته از مسائل جنگ ايران و عراق باشد. اين گروه نوعي نشست غير رسمي كشورها به رياست استراليا بود كه هدف از برگذاري آن جلوگيري از گسترش سلاحهاي شيميايي و بيولوژيكي بود. افزون بر آن، اين گروه در نظر داشت صادرات مواد اوليهِ سلاحهاي شيميايي، مواد عامل بيولوژيكي و تجهيزات دو منظورهِ لازم براي توليد سلاحهاي شيميايي و بيولوژيكي را كنترل كند، اهداف ديگر گروه مشاركت اطلاعاتي در زمينهِ پيشرفتهاي صورت گرفته در گسترش سلاحهاي شيميايي و بيولوژيكي و پيگيري ديگر اقدامات صورت گرفته بود. اعضاي اين گروه براي نخستين بار در ماه ژوئن سال 1985 دور هم گرد آمدند و تا ماه سپتامبر سال 1985، فهرست هشدار آميزي را تهيه كردند. اين گروه همچنين، تا ماه مي سال 1986، فهرستي از 35 مادهِ اوليهِ شيميايي را كه مي توانستند در توليد سلاحهاي شيميايي استفاده شوند، تهيه كرد.(19) موضوع استفادهِ عراق از سلاحهاي شيميايي در شوراي امنيت سازمان ملل بيشتر مورد توجه قرار گرفت. هرچند در قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل پيش از سال 1986، هيچ نامي از كاربرد سلاحهاي شيميايي به ميان نيامده بود و هرگز عراق در زمينهِ فعاليتهاي شيميايي به عنوان متجاوز شناخته نشده بود، اما قطع نامهِ 582 (24 ماه فوريهِ سال 1986) اين شورا رويكرد ديگري اتخاذ كرد. اين سند يادآور شد: < هر دو كشور ايران و عراق عضو پروتكل ژنو هستند ... و استفاده از سلاحهاي شيميايي با تعهدات اين پروتكل مغايرت دارد...> .(20) هرچند قطع نامهِ 588 مستقيماً، به موضوع سلاحهاي شيميايي اشاره اي نكرد، اما از هر دو طرف مي خواست كه به توصيه هاي قطع نامهِ 588 عمل كنند.

تحولات سالهاي 1987 تا 1988
طي سال 1984 تا 1986، عراق به صورت متناوب و تدريجي از سلاحهاي شيميايي استفاده مي كرد، تا اينكه طي سال 1987 1988، هم تناوب و هم گسترهِ حملات شيميايي خود را افزايش داد. جامعهِ بين الملل از اين اقدامات عراق مطلع بود، اما اين كشور بدون توجه به اين امر همچنان، حملات شيميايي خود را گسترش داد. موضوع نقض پروتكل 1925 ژنو از سوي عراق هيچ تغييري در تفسير موجود از تعهد و پاي بندي نسبت به آن پديد نياورد. تا اين زمان، نقض پروتكل از سوي عراق براي همه عيان شده بود و شواهد تأييد كنندهِ آن انكار ناپذير بودند، هرچند برخي از كشورها عميقاً، از آن اطلاع نداشتند. اكنون، مسئلهِ اصلي براي جامعهِ بين المللي تصميم در مورد لزوم تنبيه عراق به دليل زير پاگذاشتن پروتكل بود. طي دو سال آخر جنگ، به رغم نگراني بعضي از ملتها، استفاده از سلاحهاي شيميايي افزايش يافته بود، عراق و طبق برخي از گزارشها ايران از توسل به اين سلاحها دست بر نمي داشتند. نيروهاي ايران از اواخر سال 1986 تا اوايل سال 1988 حملات تهاجمي گسترده اي را عليه عراق آغاز كرده بودند، اما عراق از عوامل شيميايي عليه نيروهاي در حال پيشروي ايران استفاده كرد. هدف گيري نيروهاي ايران كه از پشتيباني كافي و تجهيزات پيشرفته محروم بودند و براي مقابله با محيطهاي آلودهِ شيميايي آموزش كافي نديده بودند، عامل تقويت كننده اي براي عراق محسوب مي شد. طبق اخبار اطلاعاتي امريكا، استفاده از سلاحهاي شيميايي همراه با تاكتيكهاي سنتي در عمليات كربلاي 7 در ماه آوريل سال 1987، موفقيتهاي چشم گيري را براي عراق به دنبال داشت.(21)
همچنين، استفاده از سلاحهاي شيميايي ديگر به عمليات دفاعي يا ضد حمله ها محدود نمي شد. در اوايل سال 1988، عراق در حملات تهاجمي اش براي بازپس گيري قلمرو خود از سلاحهاي شيميايي استفاده كرد. در اين حملات عراق از عوامل شيميايي استفاده كرد تا منطقهِ مورد نظر خود را براي انجام حملهِ تهاجمي عادي آماده كند. نيروهاي عراقي مجبور بودند منتظر شرايط جوي مناسب باشند و پيش از حركت خود صبر كنند تا آثار عوامل شيميايي در منطقه كاهش يابد. طبق گزارشهاي اطلاعاتي امريكا، حدود سي دقيقه تا يك ساعت لازم بود تا از آثار عوامل شيميايي كاسته شود و نيروهاي عراقي بتوانند به منطقهِ مورد نظر وارد شوند. لازم بود كه نيروهاي عراقي نيز به لباسها و ماسكهاي ضد گاز مجهز باشند.(22) گزارشهاي موجود از آن حكايت دارند كه عراق براي آلوده كردن مواضع نيروهاي ايراني از مقادير عظيمي از گاز سارين استفاده مي كرد.(23) در ماه آوريل سال 1988، عراق با استفاده از گلوله هاي توپ حاوي مواد شيميايي، حملهِ بسيار گسترده اي را عليه مواضع نيروهاي ايراني در شبه جزيرهِ فاو انجام داد.(24)
تا اين زمان، نيروهاي ايراني تجهيزات لازم را براي مقابله با محيطهاي آلوده به عوامل شيميايي تهيه كرده بودند و طبق برخي از گزارشها، نيروهاي ايراني درصدد بر آمدند تا با استفاده از پدافند شيميايي حملات شيميايي عراق را خنثي كنند. ايران اين مواد شيميايي را از نيروهاي عراقي به غنيمت گرفته يا به طور بومي، آنها را توليد كرده بود. توان دفاعي اين كشور در برابر سلاحهاي شيميايي در سال 1984 بسيار اندك بود (طبق گزارشي، اين امكانات ماسك، دست كشهاي چرمي نازك و لباسهاي پلاستيكي را شامل مي شدند)، اما سرانجام در سال 1988 توان دفاعي خود را در اين حوزه افزايش داد.(25)
در طول جنگ، آيت الله [امام] خميني استفاده از سلاحهاي شيميايي را منع كرده بود و حتي اجازهِ تحقيق در مورد امكان توسل به چنين سلاحي را نيز نداده بود. ايشان معتقد بودند كه اسلام آلوده كردن محيط را حتي به هنگام جهاد نيز ممنوع كرده است.27) پاي بندي ايران به پروتكل 1925 ژنو در طول جنگ تداوم يافت و تصميم گيرندگان اين كشور معتقد بودند كه اولويتهاي امنيتي و اهداف استراتژيك ايران در كنار مزاياي درازمدت اين پروتكل اهميت دارد.البته بايد يادآور شد كه ايران در قالب مفاد اين پروتكل حق استفاده از سلاحهاي شيميايي در قبال اقدام عراق را داشت؛ زيرا، عراق نخستين طرف جنگ بود كه از سلاح شيميايي بهره گرفت.
حتي اگر ايران مي توانست تا حد محدودي حملات شيميايي عراق را تلافي كند و توان دفاعي خود را عليه اين حملات افزايش دهد، باز هم تأثير رواني حملات عراق بر نيروهاي ايران بسيار شديد بود.
به كارگيري سلاحهاي شيميايي و گسترش تأثيرات جانبي آن بر بدن افراد، بر روحيهِ ملي مردم ايران تأثير فراواني داشت. اين حملات ميزان داوطلبان بسيجي را كه جزئي از نيروهاي سپاه بودند، به يك سوم كاهش داد.(28)
تأثير رواني اين حملات شيميايي در جنگ شهرها (از ماه فوريه تا ماه آوريل سال 1988) بسيار مشهود بود. در اين زمان، ايران و عراق مراكز جمعيتي غير نظامي يكديگر را با استفاده از موشكهاي بالستيك هدف قرار مي دادند. مردم تهران واهمه داشتند كه عراق از موشكهاي اسكاد حاوي مواد شيميايي عليه اين شهر استفاده كنند؛ بنابراين، يك چهارم تا يك دوم مردم تهران طي اين دوره از شهر خارج شده بودند.(29)
عراق هم زمان با تشديد حملات شيميايي عليه نيروهاي ايران، اين مواد را عليه شورشيان كرد نيز به كار مي برد. پيش از اين، از گاز اشك آور براي خنثي كردن شورشهاي محلي كردها استفاده كرده، اما در برابر آنها به سلاحهاي شيميايي متوسل نشده بود . ايران آخرين حملهِ گستردهِ خود را در بهار سال 1988 آغاز و تا عمق خاك كردستان پيشروي و تهديد به تصرف نيروگاه هيدروليك دوكان و سد دربنديخان كرد. بايد يادآور شد كه اين تأسيسات براي توليد برق بغداد نقشي بسيار حياتي داشتند و از دست دادن آن مي توانست ضربهِ مهمي به عراق باشد. هنگامي كه نيروهاي ايران از ميان كوهها به سوي كركوك پيشروي كردند، نيروهاي عراقي سلاحهاي شيميايي را عليه آنها به كار بردند.(30) با همهِ اينها مهم ترين رويداد اين جنگ در ماه مارس سال 1988، به وقوع پيوست. طي اين رويداد، نيروهاي عراقي شهر حلبچه را طي سه روز با مواد شيميايي مختلف بمباران كردند؛ بمباراني كه بيش از ديگر حملات عراق در معرض افكار عمومي جهاني قرار گرفت.(31) اين شهر كه پس از حملهِ ايران در فصل بهار در اشغال نيروهاي اين كشور بود، خسارتهاي بسيار زيادي را متحمل شد. طبق گزارشها، بين پنج تا هشت هزار نفر از غير نظاميان كرد كه بيشتر آنها را زنان و كودكان و سالخوردگان تشكيل مي دادند، در اين حمله، كشته شدند.(32) تنها بعد از اين حمله بود كه عراق با واكنشهاي شديد بين المللي روبه رو شد.
هرچند توسل عراق به سلاحهاي شيميايي در اواسط سال 1988 به نفع اوضاع استراتژيك اين كشور نبود، اما به نظر مي رسيد كه اين سياست آخرين راه حل عراق است، تا اين زمان، عراق صدها هزار نفر تلفات داده بود و ميلياردها دلار بدهي به بار آورده، مردم اين كشور از جنگ كاملاً خسته شده و زير ساختهاي اساسي اش آسيب جدي ديده بود، استفادهِ عراق از سلاحهاي شيميايي، به ويژه گاز اعصاب نشان مي داد كه اين كشور براي پايان دادن به جنگ مصمم است. استفادهِ عراق از سلاحهاي شيميايي براي تصرف شبه جزيرهِ فاو و جزاير مجنون و استفادهِ غير مترقبه از اين مواد عليه كردها در سال 1988 نشان دهندهِ قصد مزبور بود، حتي اگر ادعاهاي ايران مبني بر تلفات شصت هزار نفري از سلاحهاي شيميايي درست باشد، اين رقم در برابر كل تلفات اين كشور از جنگ (بين پانصد تا ششصد هزار نفر) بسيار اندك بود.(33) به هر حال، تأثير رواني عميق حملات شيميايي بر نيروهاي نظامي و افراد غير نظامي ايران را در مراحل آخر جنگ نبايد دست كم گرفت. هرچند استفادهِ عراق از سلاحهاي شيميايي تنها عاملي نبود كه ايران را به تدريج به پذيرش آتش بس پيشنهادي سازمان ملل در 20 ماه اوت سال 1988 وادار كرد، اما تأثير عميقي بر تصميم گيرندگان در تهران داشت.(34) انگيزه هاي ايران براي پذيرفتن آتش بس سازمان ملل را بدين شرح بود:
ناتواني نيروي نظامي ايران براي جبران خسارات ناشي از حمله به بصره در پايان سال 1986؛ برتري عراق در جنگ نفت كشها به ويژه پس از ورود امريكا به خليج فارس؛ تأثير منفي حملات عراق بر اهداف غير نظامي بر روحيهِ مردم؛ واهمهِ نيروهاي ايراني از استفادهِ مجدد عراق از سلاحهاي شيميايي؛ شكستهاي سالهاي پاياني ايران در فاو، شلمچه، مجنون و دهلران؛ و برتري ده به يك عراق به ايران از نظر تعداد تانكها.(35)  

واكنش بين المللي
تا سال 1987، سازمان ملل عميقاً مي كوشيد تا به منازعهِ ايران و عراق پايان دهد؛ زيرا، به نظر مي رسيد كه اين منازعه ديگر از كنترل خارج شده است. در سال 1984، جنگ نفت كشها آغاز شد كه طي آن، هر دو كشور ايران و عراق كشتيهاي غير نظامي، به ويژه نفت كشهاي در حال تردد در خليج فارس را مورد هدف قرار مي دادند. اين حملات به حدي گسترش يافت كه امريكا و ديگر قدرتهاي غربي دامنهِ مداخلهِ خود را افزايش دادند. در سال 1987، كويت امريكا را متقاعد كرد تا از ناوگان نفتي اين كشور حمايت كند و يازده فروند نفت كش كويتي پرچم امريكا را بر روي خود نصب كردند. با توجه به اين اوضاع، شوراي امنيت سازمان ملل در 20 ماه جولاي سال 1987، قطع نامهِ 598 را تصويب كرد. اين قطع نامه به دليل تلفات و خسارتهاي سنگين انساني برقراري آتش بس فوري بين دو طرف جنگ را خواستار شد. به علاوه قطع نامهِ 598 لحن بسيار تندي را در مورد به كارگيري سلاحهاي شيميايي اتخاذ كرد.
شوراي امنيت همچنين، از بمباران مراكز جمعيتي كاملاً غير نظامي، حمله به كشتيهاي بي طرف يا هواپيماهاي غيرنظامي، نقض حقوق بين المللي بشردوستانه و زير پا گذاشتن مقررات منازعات مسلحانه، به ويژه استفاده از سلاحهاي شيميايي به رغم مفاد پروتكل 1925 ژنو عميقاً ابراز تأسف كرد.(36) هرچند عراق موارد مندرج در قطع نامهِ 598 را پذيرفت، اما ايران همچنان، آن را رد كرد، در واقع، تا اواسط سال 1987، تصميم گيرندگان ايران معتقد بودند كه مفاد اين قطع نامه رضايت بخش و قانع كننده نيست؛ بنابراين، آنها در پي دستاوردهاي چشم گيرتري در اين نبرد بودند. همچنين، بسياري از مقامات ارشد ايران احساس مي كردند كه عراق بايد از سوي جامعهِ بين المللي محكوم شود، در حالي كه جامعهِ بين المللي معتقد بود كه اقدامات عراق از محدوديتهاي محيطي آن زمان ناشي بوده است. سرانجام، به رغم استفادهِ عراق از سلاحهاي شيميايي و ديگر موارد نقض قوانين بين المللي از سوي اين كشور، به دليل حمايت قدرتهاي بزرگ از عراق، ايران فكر مي كرد جامعهِ بين المللي تهران را متجاوز خواهد شناخت. اين درك تهران از دشمني متقابل آن با امريكا و رفتار امريكا در قبال تهران ناشي مي شد و مايهِ نگرانيهاي فزايندهِ تهران بود.
پس از حملهِ شيميايي عراق به حلبچه در ماه مارس سال 1988، ايران درصدد برآمد عراق را از طريق سازمانهاي بين المللي تنبيه كند. در 17 ماه مارس سال 1988، سفير ايران در سازمان ملل نامه اي به دبير كل اين سازمان نوشت و يادآور شد: < هواپيماهاي جنگي عراق در منطقهِ عملياتي والفجر از سلاحهاي شيميايي استفاده كرده است> . در همين روز، نامهِ ديگري از ايران نشان مي داد كه مواد عامل شيميايي در مناطق كردنشين نيز مورد استفاده قرار گرفته است. اين دو نامه شوراي امنيت را متقاعد كرد كه پروتكل ژنو را مجدداً مطرح و عراق را به توقف استفاده از سلاحهاي شيميايي وادار و بدين ترتيب، ايران را از فكر اقدامات تلافي جويانه منصرف كند. همچنين، ايران خواستار اعزام گروه كارشناسي ديگري براي بررسي مناطق آلوده شد.(37)
علي اكبر ولايتي، وزير امور خارجه ايران، نيز در ماه مارس سال 1988، نامه اي به دبير كل سازمان ملل نوشت و با گلايه گفت كه: < سازمان ملل به رغم وجود شواهد آشكار اقدامي براي بازداشتن عراق از حملات شيميايي انجام نداده است> . همچنين، وي اعلام كرد عراق از سلاحهاي شيميايي عليه مردم كرد حلبچه استفاده كرده است و تصريح كرد:
< رفتار غير مسئولانه و بي تفاوتي شوراي امنيت باعث شده است كه عراق در استفاده از سلاحهاي شيميايي گستاخ تر و جري تر بشود و حتي آن را عليه غير نظاميان بي گناه عراقي به كار گيرد ... . پيامد اين جنايتها از يكسو و سكوت سازمان ملل از سوي ديگر چه خواهد بود؟> (38)
سفير ايران در سازمان ملل نيز طي دو نامه به تاريخهاي 21 و 25 مارس، اين مطالب را مجدداً به اطلاع دبير كل، خاوير پرزكوئيار رساند.
دبير كل نيز پس از دريافت اين نامه ها ، دكتر مانوئل دومينگوئز(1)،يكي از پزشكان ارتش اسپانيا را به منطقه اعزام كرد تا ادعاهاي ايران و عراق را بررسي كند. وي از 28 تا 31 ماه مارس با مجروحان شيميايي در بيمارستانهاي تهران و باختران ملاقات كرد و دريافت كه اين قربانيان در معرض گازهاي خردل و اعصاب قرار گرفته اند، اين بيماران ادعا مي كردند كه در 16 تا 18 ماه مارس در حملات حلبچه يا بين 17 تا 27 ماه مارس در نواحي مريوان، نودشه، سنندج مجروح شده اند. در پي اين بررسيها و بررسيهاي ديگر، دومينگوئز چنين نتيجه گيري كرد:
< شدت حملات شيميايي در مقايسه با سالهاي پيش از نظر تعداد قربانيان و ... شدت جراحتهاي وارد شده افزايش يافته است. همچنين، در مقايسه با بررسيهاي پيشين تعداد قربانيان غيرنظامي نيز افزايش يافته است> .(39)
دكتر دومينگوئز طي بررسيهاي خود از 8 تا 12 ماه آوريل، از 39 نفر مجروح نظامي عراقي در بيمارستان الرشيد بغداد ديدار كرد. آنها شرح دادند كه با بمبهاي هوايي يا گلوله هاي توپ حاوي مواد شيميايي در منطقهِ حلبچه حدود 30 ماه مارس مجروح شده اند. وي به اين نتيجه رسيد كه تمامي اين 39 نفر در معرض گاز خردل و چهار نفر از آنها تا حد اندكي در معرض گاز اعصاب قرار گرفته اند. دومينگوئز يافته هاي خود را به خاوير پرزدكوئيار، دبير كل سازمان ملل، منتقل كرد. سپس، وي نيز اين مطالب را به اطلاع شوراي امنيت رساند. با وجود اين، دكوئيار فكر نمي كرد كه شوراي امنيت بتواند عليه استفاده از سلاحهاي شيميايي اقدامي جدي به عمل آورد؛ زيرا، جامعهِ بين المللي براي تنبيه عراق و ايران گزينه هاي اندكي پيش روي خود داشت؛ همچنين، بين قدرتهاي بزرگ در زمينهِ پاسخ مناسب به چنين تخطيهايي اختلاف نظرهاي شديدي ديده مي شود. سرانجام، وي ابراز كرد: < تنها از طريق اقدامات متمركز سياسي مي توان مانع از تضعيف جبران ناپذير پروتكل ژنو شد> .(40)
يكي از سخن گويان وزارت خارجهِ امريكا با توجه به موضع اين كشور در مورد حادثهِ حلبچه گفت: < به نظر مي رسد اين حمله نقض اساسي پروتكل 1925 ژنو است كه توسل به سلاحهاي شيميايي را ممنوع مي كند> .(41) مارلين فيتز واتر، سخن گوي كاخ سفيد نيز گفت: < تمامي اعضاي دولت نيز مانند شما گزارشهاي شب گذشته را شاهد بودند. اين گزارشها هولناك، بيدادگرانه و انزجارآور بودند و اين حملات به كشورهاي ديگر نشان دادند كه چرا بايد استفاده از سلاحهاي شيميايي ممنوع باشد> .(42)
در ماه آوريل سال 1988، رئيس شوراي امنيت، حسين جودي،(1) سفير الجزاير بود. بنابه گزارشي، الجزاير براي پيشگامي در جلب توجه كشورهاي ديگر نسبت به كاربرد سلاحهاي شيميايي از سوي عراق، عضو جنبش غير متعهدها رغبت و تمايل چنداني نشان نمي داد. پنج عضو دايم شوراي امنيت سازمان ملل نيز به عملكرد شورا در زمينهِ سلاحهاي شيميايي اعتراضي نشان نمي دادند. البته، در مورد اعمال تحريم همه جانبه يا تحريم تسليحاتي عليه ايران با هم اختلاف نظر داشتند. آلمان، ايتاليا و ژاپن كه روابط و پيوندهاي تجاري نزديكي با ايران داشتند خواستار تصويب قطع نامهِ جديدي در مورد سلاحهاي شيميايي بودند؛ در حاليكه فرانسه، امريكا و انگلستان با عراق روابط نزديكي داشتند. آلمان رهبر موضع مقابله با سلاحهاي شيميايي بود و از آنجا كه شركتهاي بزرگ صنعتي اين كشور آگاهانه يا ناآگاهانه عراق را در برنامهِ سلاحهاي شيميايي اش ياري كرده بودند، اميدوار بود كه با انتقاد مخالفان روبه رو نشود. پس از دو هفته بحثهاي تند ديپلماتيك، شوراي امنيت در 9 ماه مي سال 1988، قطع نامهِ 612 را تصويب كرد.(43)
لحن اين قطع نامه به طور غير منتظره اي تند بود و نارضايتي اين شورا را دربارهِ استفاده از سلاحهاي شيميايي عليه غير نظاميان منعكس مي كرد. قطع نامهِ مزبور قاطعانه، از هر دو كشور ايران و عراق خواسته كه به پروتكل ژنو پاي بند باشند، ضمن آنكه استفاده از سلاحهاي شيميايي از سوي هر دو كشور را شديداً محكوم كرد و يادآور شد كه از هر دو كشور انتظار دارد كه در آينده، از توسل به اين سلاحها خودداري كنند. اين قطع نامه همچنين، خواستار اعمال كنترل و محدوديتهاي شديد در زمينهِ صادرات مواد اوليه سلاحهاي شيميايي شد.(44)
همان گونه كه پيش از اين آمد ايران در 18 ماه جولاي سال 1988، با بي ميلي مفاد قطع نامهِ 598 و آتش بس پيشنهادي سازمان ملل را پذيرفت. مقامات عراقي اعلام كردند كه ايران به رغم پذيرش قطع نامه، به جنگ ادامه خواهد داد ؛ زيرا، اين كشور مذاكرات مستقيم با عراق را كه جزئي از موافقت نامهِ آتش بس بود، نمي پذيرد. در 14 ماه جولاي، بوش، معاون رئيس جمهور وقت امريكا و ولايتي، وزير امور خارجه ايران، شوراي امنيت را مورد خطاب قرار دادند. ولايتي به حضور امريكا در خليج فارس، سرنگوني هواپيماي مسافربري ايران، ازسوي ناو امريكايي وينسنس(2) و خودداري شوراي امنيت از مقابله با اقدامات تجاوزگرانه اخير امريكا، اعتراض كرد و بوش در واكنش به گفته هاي وي گفت مهم ترين مسئلهِ پيش روي شوراي امنيت خودداري مداوم ايران از تبعيت از قطع نامه 598 است. همچنين، بوش تمايل شديد خود را نسبت بسه توقف استفاده از سلاحهاي شيميايي ابراز كرد.(45)
در 8 ماه اوت سال 1988، دبير كل سازمان ملل، اعلام كرد: < آتش بس از 20 همين ماه به اجرا در خواهد آمد> ، اما شوراي امنيت هنوز با موضوع سلاحهاي شيميايي درگير بود. اين شورا در 26 ماه اوت قطع نامهِ 620 را تصويب كرد كه در آن، نگراني شديد اين شورا نسبت به تداوم كاربرد سلاحهاي شيميايي از سوي عراق و احتمالاً، از سوي ايران مطرح شده بود. اين قطع نامه تصريح كرد كه شوراي امنيت در تلاشهاي خود در زمينهِ پايان دادن به هر گونه استفاده از سلاحهاي شيميايي مصمم است و هر گونه كاربرد سلاحهاي شيميايي بين ايران و عراق را شديداً محكوم و دبير كل سازمان ملل را ترغيب كرد تا در مورد ادعاهاي اعضاي اين سازمان در مورد استفاده احتمالي از سلاحهاي شيميايي و بيولوژيكي تحقيقات سريع و دقيقي به عمل آورد. همچنين، در اين قطع نامه، آمده بود كه شوراي امنيت بايد هر زماني كه مناسب بداند اقدامات مقتضي و مؤثري را عليه كاربرد سلاحهاي شيميايي در آينده از سوي هر كشوري كه باشد، انجام دهد.(46)

درسها و تجربه ها
هر دو كشور ايران و عراق از كاربرد سلاحهاي شيميايي درسهاي تاكتيكي و استراتژيكي مهمي گرفتند. جامعهِ بين المللي نيز همين درسها را از جنگ ايران و عراق آموختند، هرچند ارزش زيادي براي اين درسها قائل نشدند. براي ايران سكوت جامعهِ بين الملل و عدم سرزنش و نكوهش عراق به دليل موارد متعدد نقض آشكار پروتكل1925 ژنو، بسيار ويران كننده بود. جامعهِ بين المللي، تنها زماني از عراق شديداً انتقاد كرد كه اين كشور در ماه مارس سال 1988 از گاز اعصاب به طور گسترده و بي رحمانه اي عليه شهركردنشين حلبچه استفاده كرد. در نظر ايران، عدم نكوهش يا تنبيه عراق از سوي جامعهِ بين المللي به دليل حملات شيميايي اش، نشان دهندهِ عمق بي تفاوتي و دشمني آنان نسبت به ايران بود. مقامات ارشد و تصميم گيرندگان ايران به اين نتيجه رسيده بودند كه واكنش نه چندان شديد جامعهِ بين المللي به حملات شيميايي عراق نشان مي داد كه قدرتهاي جهاني بيش از آنكه به خطرهاي ناشي از اقدامات عراق دقت كنند، به تشويق و ترغيب اين كشور براي نقض پروتكل ژنو مايل هستند. همچنين، با توجه به كارآمدي حملات شيميايي عراق عليه نيروهاي ايران، به ويژه در مراحل آخر جنگ، مقامات ايران نيز به فايده ها و كارآييهاي تاكتيكي سلاحهاي شيميايي در عرصهِ نبرد پي بردند.
تجربهِ عراق در به كارگيري سلاحهاي شيميايي طي جنگ ايران و عراق تأكيدي بر اين عقيدهِ مقامات ارشد عراقي بود كه اقدامات تجاوزگرانهِ عراق در منطقه تا زماني قابل تحمل خواهد بود كه منافع امريكا يا كشورهاي غربي را به طور مستقيم تهديد نكند و از آستانهِ مشخصي فراتر نرود. عراق تا پيش از حملهِ شيميايي به حلبچه در ماه مارس سال 1988، مورد مؤاخذه و سرزنش شديد قرار نگرفته بود. موارد پيشين استفادهِ عراق از سلاحهاي شيميايي در پنج يا شش سال نخست جنگ، آن طور كه بايد مورد توجه قرار نگرفت؛ زيرا، جامعهِ بين المللي اولويتهاي ديگري را مطرح مي كرد. به رغم ضعف نسبي پروتكل ژنو، اگر عراق اين سلاحهاي شيميايي را عليه كشور ديگري غير از ايران به كار مي برد، احتمالاً جامعهِ بين المللي واكنش شديدتري نشان مي داد، هرچند جامعهِ بين المللي فاقد ساز وكاري براي كنترل شديد تسليحاتي بود، اما هيچ راهي براي آزمون اين گفته وجود ندارد. به احتمال زياد، شكست جامعهِ بين المللي در تنبيه عراق به دليل توسل اين كشور به سلاحهاي شيميايي در جنگ با ايران، تصميم گيرندگان عراق را جري تر كرد و باعث شد تا آنها خطرها را كمتر برآورد و در ماه اوت سال 1990، به كويت حمله كنند.
به هر حال، موضوع كنترل تسليحاتي و پاي بندي به تعهدات از درسهاي تاكتيكي و استراتژيكي كه هر دو طرف جنگ از اين منازعه آموختند، فراتر است. فضاي اقتصادي و سياسي بين المللي جنگ از عوامل محدودكنندهِ، ديگري براي تنبيه كشور ناقض پروتكل ژنو بود. بسياري از دولتها و بخش خصوصي تجاري آنها از فروش سلاح و فناوري به هر دو كشور ايران و عراق سود فراواني مي بردند. منع هر يك از طرفهاي جنگ از به كارگيري سلاحهاي شيميايي مي توانست به ضرر فعاليتهاي تجاري اين دولتها باشد. يك نمونهِ اخير در مورد تنش و رقابت موجود بين شركتهاي اقتصادي و سازمانهاي مسئول منع گسترش تسليحات، مشكلاتي بود كه دولت كلينتون در سياست خود در قبال چين داشت. در حالي كه بخش اقتصادي امريكا بسيار مشتاق بود با بزرگ ترين بازار تجاري رو به رشد جهان روابط تجاري نزديكي داشته باشد، دولت كلينتون اهداف بسيار مهمي را در زمينهِ منع گسترش سلاحهاي هسته اي در چين دنبال مي كرد. ايالات متحده امريكا، تنها دولت غربي نيست كه عملكردش در اين زمينه مورد پرسش قرار گرفته است. از اوايل دههِ 80 به بعد، بسياري از كشورهاي بزرگ اروپايي، از جمله فرانسه، آلمان، ايتاليا و انگلستان در برهه هاي مختلف زماني منافع تجاري ملي خود را مهم تر از اولويتهاي كنترل تسليحاتي يا منع جهاني گسترش تسليحات هسته اي قرارداده اند.
در جهان سياست، زماني كه كشورهاي نقض كنندهِ پروتكل ژنو امنيت منطقه اي را با خطر روبه ر و مي كردند، بسياري از قدرتهاي غربي به تنبيه كشور ناقض اين پروتكل تمايلي نشان نمي دادند. تعيين خوب و بد در راستاي اين بود كه رفتار يكي از دو كشور ايران و عراق طي جنگ متعادل شود . همچنين، افراد زيادي در امريكا از شورشهاي موجود در شبه جزيرهِ عربستان، كشورهاي مهم توليد كنندهِ نفت، مانند كويت و عربستان يا كشورهاي ميانه رو طرفدار غرب، مانند اردن و مصر، كه از سوي ايران پشتيباني مي شدند يا از اين كشور الهام مي گرفتند، واهمه داشتند و اين حمايتها براي آنها تحمل ناپذير بود؛ بنابراين، بسياري از دولتهاي غربي به رغم سابقهِ برتري جويي عراق در منطقه و جاه طلبيهاي شخصي و ظالمانهِ صدام حسين، بين بد و بدتر عراق را برگزيدند و از اين كشور حمايت كردند. ايران، با اينكه قرباني حملات شيميايي عراق بود، نتوانست قدرتهاي غربي، به ويژه امريكا را متقاعد كند كه منافع اقتصادي آنها را در منطقه تهديد نمي كند. همچنين، حمايت ايران از گروههاي مخالف دولتهاي عرب ميانه رو و اسرائيل طي دههِ 80، همراه با لفاظيهاي شديد اين كشور عليه غرب اين فرصت را از ايران سلب كرد تا از حمايت سياسي آشكار غرب طي جنگ با عراق برخوردار شود .
جنگ ايران و عراق معايب و محدوديتهاي معاهدات كنترل تسليحاتي را نشان داد. همان طور كه گفته شد اين معاهدات از ساز و كار مناسبي براي رويارويي با موارد عدم پاي بندي برخوردار نبودند. در زمان جنگ ايران و عراق، تنها چيزي كه از پروتكل ژنو باقي مانده بود معاهدهِ كنترل تسليحاتي بود كه به ندرت مي توانست با موارد نقض پروتكل مقابله كند. همچنين، برخي از تحليلگران معتقد بودند تا اواسط دههِ 80، نُرم منع استفاده از سلاحهاي شيميايي به شدت تضعيف شده بود؛ زيرا، در جنگ جهاني دوم، از سلاحهاي شيميايي استفاده شده بود، مصر نيز در اوايل دههِ 60، در يمن از آن بهره گرفت، امريكا در ويتنام از سلاح شيميايي عليه گياهان استفاده كرد و شوروي نيز در اواخر دههِ 70 در افغانستان و جنوب شرق آسيا به اين سلاحها متوسل شد.(47) جنگ ايران و عراق نشان داد كه نُرمهاي كنترل تسليحاتي به تنهايي نتوانسته و نخواهند توانست شرايط پاي بندي كشورها را نسبت به اين نُرمها فراهم آورند. به هر حال، نُرمهاي مزبور همراه با ابزارهاي قانوني مؤثر، نه تنها مي توانند كشور نقض كننده را تنبيه كنند، بلكه مي توانند مانع قدرتمندي در برابر نقض آن در آينده باشند. چنين ابزار قانوني اي بايد بتواند موارد نقض را كنترل كند، گزارش دهد و بيابد، اما سازوكار كنترل تسليحاتي حمايت جدي و مداوم سياسي جوامع بين المللي را مي طلبد تا بتواند پاي بنديهاي ياد شده در اين معاهدات را افزايش دهد.
كنوانسيون منع سلاحهاي شيميايي چنين چهارچوب قانوني را فراهم مي كند. اقدامات مربوط به تصويب، تطبيق، لازم الاجرا شدن و اعتمادسازي نسبت به اين معاهده تا سال 1997 ادامه داشت، اما برآورد تأثير اين معاهده بر كاهش يا افزايش سرعت گسترش سلاحهاي شيميايي و نگرانيهاي ملتها نسبت به آن، بسيار مشكل است. همچنين، از زمان لازم الاجرا شدن اين قرارداد در سال 1997، جامعهِ بين المللي هنوز نتوانسته است، كشورهاي امضا كنندهِ ناقض اين قرارداد را تنبيه كند. اگر چنين سناريوهايي در آينده خود را نشان دهند، جامعهِ بين المللي بايد در چهارچوب اين كنوانسيون، كشورهاي ناقض اين قرارداد را جريمه و بدون توجه به ماهيت منازعه يا جهت گيريهاي سياسي دو طرف مخاصمه استفاده از اين سلاحها را محكوم كند. واكنش سريع و صريح جامعهِ بين المللي مي تواند در مقياس كوچك تر شرايط پاي بندي به اين كنوانسيون و در مقياس گسترده تر، پاي بندي به اقدامات كنترل تسليحاتي را در آينده تضمين كند.

فصلنامه نگين - شماره 8
منابع و ماخذ:
(1)Terrill, Chemical Weapons in the Gulf War , pp. 53.55.
(2)Sale of Chemical Weapons to Iraq Denied, London Press Association in English, LD041455, March4, 1984, in Foreign Broadcast Information Service- Western Europe (March 6,1984),p.U1
(3)Iraq Assails U.S. Accusation Over Use of Poison Gas, New York Times, March 7, 1984, P,4, Henry Kamm New Gulf War Issue: Chemical Arms New York Times, March5, 1984,p.1, Iraq Reportedly Uses Mustard Gas in War, Los Angeles Times, January 26, 1984,p. 8, Seymour Hersh, U.S. Aides Say Iraqis Maae Use of a Nerve Gas New York Times, March 30, 1984, p. 1, and Is Baghdad Using Poison Gas? , Newsweek, March 19, 1984, p. 39.
(4)Chemical Weapons and the Iran - Iraq War: Department of State, March 5, 1984, Department of state Bulletin, No. 2085, April 1984. pp. 65-66.
(5)Terrill, Chemical Weapons in the Gulf War, p.55.
(6)Foroutan Abbas, Reaport of the Specialists Appointed by the Secretary-General of the United Nations to Investigate Allegations by the Islamic Republic of Iran Concerning the ues of Chemical Weapons, Proceedings of the First World Congress, p 303
(7)Peter Dunn, The Chemical War: Journey to Iran, NBC Defense & Technology International (April 1986), p.28.
(8)United Nations Security Council, Document S 16433, Report of the Specialists Appointed by the Secretary General to Investigate Allegations by the Islamic Republic of Iran Concerning the Use of Chemical Weapons, March 26. 1984.
(9)Dunn, The Chemical War, p.35.
(10) Iran-Iraq: Chemical Warfare Continues, November 1986,,? .p.7.
(11) Iraqi Strategy and Tactics in the Use of Chmical Weapons During the Iran - Iraq War, ,p4.
(12)Iraqi Air Force Capability to Deliver Chemical Weapons,
http://www. qulflink osd .mil/ declasscocs/dia/ 199610319610 31-950925-0422 pgftxt- 90 html, p.2.
(13) براي توضيح بيشتر در مورد مهمات به كار گرفته شده از سوي عراق براي پرتاب مواد شيميايي عليه ايران ر ك به:
Harvey J. McGeorge, Iraq,s Secret Arsenal, Defense and Foreign Affairs Strategic Policy (January/February 1991), P. 6.
اين گزارش نشان مي دهد كه عراق توانست با موفقيت از بمبهاي 250 كيلوگرمي حاوي خردل، سارين و تابون استفاده كند. اين بمبها هم در اثر ضربه ناشي از تماس با زمين و هم با فيوزهاي به كار رفته در آنها منفجر مي شدند. همچنين، اين گزارش يادآور شد كه عراق از راكتهاي هوا به زمين 90 ميلي متري خمپاره هاي 120 ميلي متري گلوله هاي توپ 130 ميلي متري و 150 ميلي متري و راكتهاي 122 ميلي متري حاوي گاز اعصاب و تاول زا استفاده مي كرد. همچنين، عراق به آنسكام اعلام كرد كه از سال 1982 تا 1988، صد هزار گلوله حاوي مواد شيميايي از مجموع دويست هزار گلولهِ موجود را استفاده كرده است. ر ك به:
Status of the Verification of Iraq,s Chemical Weapons Programme, P.57.
(14) Iraqi Chemical Warfare Data, ,p.1.
(15)Dunn, The Chemical War, p.34.
(16)S.D.Feller. Chemical Weapons- Theory & Practice, War Studies Jour nal (London: King,s College.1996),,p 4.
(17) Impct and Implications of Chemical Weapons Use in the Iran- Iraq War, p.11 .
(18)Ibid. p.14.
(19) در حال حاضر، در گروه استراليا، سي دولت عضو هستند. طي سال 1990، فهرست هشدار در زمينهِ معاملات عوامل بيولوژيكي و توليد تجهيزات دو منظوره در حيطهِ اختيارات اين گروه قرار داشت. اكنون، تعداد مواد اوليهِ تشكيل دهندهِ سلاحهاي شيميايي در فهرست گروه مزبور، 54 مورد است. آخرين نشست اين گروه در ماه اكتبر سال 2000 بود. گروه استراليا هر ساله نشست خود را در ژنو برگذار مي كند. ر ك به:
Australia Group,
http://www. State.gov/www/global/arms/ bureau- np/000401-ag.html.
(20)U.N Secuity Resolution 582, S/RES/582 (1986), February 24,1986.
(21) Impact and Implications of Chemical Weapons Use in the Iran- Iraq War, p6.
(22)Iraqi Strategy and Tactics in the Use of Chmical Weapons During the Iran - Iraq war, p 2.
(23) بنا به گفتهِ يك منبع، خلبانان عراقي توانستند سه كيلومتر مربع را با استفاده از چهار بمب صد كيلوگرمي حاوي عامل سارين آلوده كنند. ر ك به:
Iraqi Use of Chemical Weapons in the War with Iran, .
(24)Dilip Hiro The Longest War (New York: Routledge, 1991), p.203.
(25) طبق يك گزارش، ايران تا سال 1988 نزديك به دويست هزار عدد ماسك از كرهِ جنوبي و اسپانيا و مقاديري آمپول آتروپين را از يك شركت هلندي خريداري كرده بود.
Special Report-Chemical and Biological Warfare Programs, Jane,s Intelligence Review, June 1, 1995, p.15.
(26)Hiro, Ibid, p.201.
(27)Andrew Rathmell, Iran,s Weapons of Mass Destruction, Jane,s Intelligence Review, Special Report 6 (1995), P.17.
(28)Feller, Chemical Weapons Theory& Practice, p. 5.
(29) تا اين زمان، عراق توانسته بود برد موشكهاي اسكادبي را تا دو برابر برد معمولي آنها كه 190 كيلومتر بود افزايش دهد و در اوايل ماه مارس عراق تقريباً 50 فروند موشك به سوي شهرهاي ايران شليك كرده بود، در حالي كه در اين مدت، تعداد موشكهاي پرتابي ايران 25 فروند بود. ر ك به:
Cameron Hume, The United Nations, Iran, and Iraq: How Peacemaking Changed (Washington, D.C.: Georgetown University, 1994), P. 149.
(30)Brogan. Ibid, p, 264.
Christine Gosden, Why I Went, What I Saw, Washington
(31) برخي از كارشناسان، به ويژه كريستين گوسدن، ميكرو بيولوژيست انگليسي، ادعا مي كنند كه عراق از تركيبي از عوامل شيميايي (خردل، و عوامل اعصاب سارين، تابون و وي ايكس) و عوامل بيولوژيكي (احتمالاً افلاتوكسين كه عراق اعتراف كرد كه 2200 ليتر از آن را پيش از جنگ خليج فارس در سال 1991 توليد كرده بود)، در حمله عليه حلبچه به كار گرفت. رك به:
Post, March 11, 1998, p. A19.
(32)Doyle, Maclntyre, and Wilkie, Saddam S Nerve Gas Secrets, p.1.
(33) در ماه مارس سال 1995، ايران گزارشي را منتشر كرد كه طبق آن، نزديك به شصت هزار نفر مجروح در مجتمع درماني كوثر در تهران تحت مداوا قرار گرفته اند كه در اثر حملات شيميايي عراق آسيب ديده بودند. براي آگاهي از تأثيرات سلاحهاي شيميايي بر برخي از رزمندگان ايراني طي جنگ ايران و عراق ر ك به: .....
Janny Scott, Iranian Veterans Suffer Chemical Warfare,s Chilling Effects, Los Angeles Times January 25, 1991, p.45
(34) طبق يك گزارش تا اواخر سال 1988، تحليل سيا از كاربرد سلاحهاي شيميايي از سوي عراق عليه ايران اين بود كه اين سلاحها عامل تعيين كننده اي در جنگ است و استفاده از آنها ايران را بر سر ميز مذاكره مي نشاند. ر ك به:
Walker, Iraq,s Use of Chemical Arms Main Source of U.S.Fears.
(35)Hume, Ibid, p.168
(36)U.N. Security Council Resolution 598 (1987), S/RES/598 (1687),P.1.
(37)Hume, Ibid, p.151.
(38)Ibid, p.152.
(39)Ibid, p.153
(40)Ibid.
(41)David Ottaway, U.S. Decries Use of Chemical Weapons, Washingtin Post, March 24.1998.p. A37.
(42)Ibid, p .A37
(43)Hume, Ibid, pp.153-154.
(44)Resolution 612 (1988), S/RES/1988, 9May 9 1988, p.1.
(45)Hume, Ibid, p.165.
(46)Resolution 620 (1988), S/RES/620/1988, 26August 1988, p.1.
(47) يك مقاله درخور توجه در اين موضوع از سوي معاون مدير آژانس كنترل تسليحات و خلع سلاح (آن زمان) امريكا نوشته شده است. ر ك به:
Thomas Etzold Timely Action on Chemical Weapons, The Christion Science Monitor June 24. 1985, p.14.

چهارشنبه 6 بهمن 1389  2:45 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها