0

بررسي تأثير جنگ بر استراتژي دفاعي نظامي ايران - قسمت دوم

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

بررسي تأثير جنگ بر استراتژي دفاعي نظامي ايران - قسمت دوم

جنگ شهرها
در اين نوشتار، منظور از جنگ شهرها، بمباران تجمعات غيرنظامي و اماكن شهري با هواپيما، توپخانه، راكت و موشك است. بمباران شهرها همزمان با تهاجم سراسري عراق به خاك ايران آغاز شد و تا پايان جنگ در تابستان سال 1367 ادامه يافت. طي جنگ، عراق روي هم رفته 2769 بار شهرهاي ايران را هدف بمباران خود قرار داد. اين بمبارانها روي 127 شهر از شهرهاي ايران (همچنين، جزاير جنوبي كشور در خليج فارس) صورت گرفت.(1)
بمباران شهرهاي ايران طي جنگ فراز و نشيبهاي ويژه اي داشت. بيشترين بمباران شهرهاي كشور در سال 1365 (20 درصد مجموع بمبارانها) و كم ترين آن در سال 1363 (2/5 درصد مجموع بمبارانها) صورت گرفت. در يك نگاه كلان، روي هم رفته بر حسب دفعات تهاجم به شهرهاي ايران، مي توان سه دوره را مشخص كرد.
دورهِ نخست از شهريور ماه سال 1359 هم زمان با يورش سراسري عراق آغاز شد و تا سال 1361 ادامه يافت. بيش از 30 درصد مجموع حملات به اين دوره مربوط بودكه به طور ميانگين، ماهانه، 50 حمله و روزانه، 6/1 حمله به شهرهاي كشورمان را در بر مي گرفت.
دورهِ دوم از سال 1362 تا سال 1363 را شامل مي شود. تقريباً 7/10 درصد مجموع بمبارانها در اين دوره انجام شد كه به طور ميانگين، ماهانه، 21 حمله و روزانه، 7/0 حمله را در بر مي گرفت.
دورهِ سوم جنگ شهرها از سال 1364 آغاز شد و تا پايان جنگ ادامه يافت. بر اساس برآوردهاي صورت گرفته، 8/58 درصد مجموع بمباران شهرهاي كشور در اين دوره انجام گرفت. در اين دوره با ركورد 2803 بار حمله بيشترين حملات به شهرها انجام شد كه به طور ميانگين، ماهانه، 64 حمله و روزانه، 5/2 حمله را شامل مي شد. نخستين بار، تهران در اسفند ماه سال 1366 با موشكهاي زمين به زمين هدف قرار گرفت.(2)
 
بر اساس آمارهاي موجود در سه دورهِ مزبور، در مجموع بيش از 17774 نفر از شهروندان غيرنظامي كشور در اثر بمباران و موشك باران شهرها جان خود را از دست دادند و افزون بر 59099 نفر نيز زخمي و مجروح شدند.(3) عراق از بمباران شهرهاي ايران سه هدف را دنبال مي كرد. ايجاد جو رعب و وحشت در ميان تودهِ مردم ايران و وارد آوردن فشار رواني مستقيم بر آنان براي متزلزل كردن اراده هايشان در ادامهِ نبرد و مقاومت نخستين هدف، خارج شدن از بن بست در نبرد زميني و جبران ناكاميهايشان در جبههِ جنگ زميني دومين هدف و وادار كردن مسئولان جمهوري اسلامي به پذيرش صلح مورد نظر عراق سومين هدف بود. در همين زمينه، صدام در سومين سال جنگ گفت: < ما دو راه بيشتر نداريم يا مصالحه يا اينكه براي حل مسئله جنگ، شهرهاي ايران را هدف قرار دهيم> .(4)
ايران براي مقابله با بمباران شهرهايش دو راه بيشتر نداشت. مقابله به مثل نخستين راه بود. تصميم گيران جمهوري اسلامي در اتخاذ اين شيوه با محدوديت اساسي كشته شدن افراد غيرنظامي و بي گناه و وجود شهرها و مكانهاي مقدس متعدد شيعيان (كربلا، نجف، سامرا، كاظمين) در عراق روبه رو بودند. ضمن اينكه حدود 60 درصد جمعيت عراق را شيعيان تشكيل مي دهند؛ وضعيتي كه جمهوري اسلامي را در تصميم گيري براي بمباران شهرهاي عراق به طور در خور توجهي در تنگنا قرار داد، طوري كه مقامات مسئول در مواردي، حتي در بمباران شهرهاي غيرمذهبي عراق با هشدار و اخطار قبلي اقدام مي كردند. اين در حالي بود كه رژيم عراق در جنگ شهرها تنگناهاي ايران را نداشت. براي نمونه، شهر مذهبي قم طي جنگ، 67 بار بمباران شد و اگر برد موشكها و شعاع رزمي هواپيماهاي جنگنده بمب افكن عراق به شهر مذهبي مشهد مي رسيد، صدام اين شهر را نيز بمباران مي كرد. در واقع، عمق استراتژيك ايران، تنها عاملي بود كه مانع از بمباران برخي از شهرهاي ايران از سوي عراق مي شد؛ موضوعي كه در امان ماندن تقريباً، نيمهِ شرقي كشور از برد حملات هوايي و موشكي عراق را در پي داشت. البته، با توجه به اينكه بيشتر شهرهاي پرجمعيت كشور در مركز و نيمهِ غربي قرار دارد، عمق استراتژيك در اين زمينه چندان مؤثر نبود.
استقرار سايتهاي پدافند هوايي در اطراف شهرهاي كشور دومين شيوهِ مقابله با بمباران شهرها از سوي عراق بود. اين شيوهِ مقابله نيز محدوديتهاي ويژهِ خود را داشت. نخست اينكه، امكان پوشش تمامي شهرهاي كشور به دليل كمبود سيستمهاي پدافند هوايي وجود نداشت؛ از اين رو، بيشتر، شهرهاي پرجمعيت تحت پوشش قرار گرفته بود. دوم اينكه، سيستمهاي پدافندي ايران در برابر موشكهاي شليك شده عراق كارآيي نداشت.
جنگ شهرها ضمن نشان دادن آسيب پذيري ايران در دفاع از مكانهاي مسكوني و شهري، ضرورت برخورداري از سيستمهاي پيشرفته راداري، دفاع هوايي و موشكي و برخورداري از توان بازدارندگي و ارادهِ سياسي لازم براي استفاده از اين توان را در موقع لزوم، به طور جدي، فرا روي رهبران سياسي نظامي كشور قرار داد.

جنگ شيميايي
منظور از جنگ شيميايي، كاربرد گازهاي شيميايي، مانند گاز خردل، اشك آور، سيانور و اعصاب به عنوان سلاح در جنگ است. چنين سلاحهايي به دليل قدرت كشتار بالا و اثرهاي بسيار نامطلوب زيست محيطي آن، جزء سلاحهاي نامتعارف طبقه بندي شده اند و توليد و استفاده از آنها طبق كنوانسيون 1925 ژنو ممنوع اعلام شده است. با وجود اين ممنوعيت، جنگ شيميايي عراق از همان سال نخست تهاجم سراسري به ايران آغاز شد و تا پايان جنگ، ادامه يافت. در جنگ شيميايي، عراق به دليل تجربه هايش در زمينهِ توليد و كاربرد گازهاي شيميايي عليه كردهاي معارض عراقي در دههِ 70 با استفاده از مساعدتهاي فني و تكنولوژيك شوروي، آلمان شرقي و برخي از ديگر كشورهاي اروپاي شرقي و ناآشنايي نظاميان ايران با سلاحهاي شيميايي و محدوديت در تهيهِ تجهيزات مقابله با آن عملاً، يكه تاز ميدان بود.

بر حسب نوع و ميزان گستردگي استفادهِ عراق از اين سلاحها در جنگ مي توان سه دوره را از هم تفكيك كرد:
1)
از آغاز جنگ تا آزادسازي خرمشهر: در اين دوره، ارتش عراق با هدف در هم شكستن مقاومتهاي پراكندهِ نيروهاي ايران و ارزيابي واكنش سياسي و نظامي ايران و بازتاب جهاني آن به طور نامنظم از گازهاي اشك آور و گاز زرد رنگ يا باران زرد استفاده كرد. به احتمال فراوان، عراق نخستين بار در مهر ماه سال 1359 عليه نيروهاي ايران سلاحهاي شيميايي را به كار برد. دليل اين امر وجود رزمندگان مجروحي بود كه به شدت، از ناحيه چشم آسيب ديده بودند و توانايي بازكردن چشمانشان را نداشتند. با اين حال، نخستين حملهِ ثبت شده عليه نيروهاي ايراني در 23 آذر ماه سال 1359 در جبههِ گيلان غرب بود. در اين دوره، حملات شيميايي ديگري نيز در منطقهِ هلاله و ني خزر واقع در پنجاه كيلومتري غرب ايلام و در شش ماههِ دوم سال 1360 در مناطق جنگي هويزه، ارتفاعات الله اكبر، پل نادري و خرمشهر عليه رزمندگان كشور صورت گرفت. در دورهِ نخست جنگ شيميايي، به دليل ناآشنايي نظاميان كشور به سلاحهاي شيميايي و فقدان برنامه ريزي براي مقابله با چنين سلاحهايي، نوعي سردرگمي، حيرت و دلهره در جبههِ ايران آشكار شد. البته، با توجه به اينكه تركيبات عوامل شيميايي به كار رفته در اين دوره ساده بودند، از نظر عملياتي، پايداري محيطي اندك و اثر بخشي نظامي پاييني داشتند. به همين علت، مجموع تلفات با وجود فقدان هرگونه تجهيزات حفاظتي و خنثي سازي بيش از ده شهيد و چند مجروح نبود.

2)
از مرداد ماه سال 1361 تا پايان سال 1365 و عملياتهاي بزرگ كربلاي 4و 5: از مرداد ماه سال 1361، هم زمان با آغاز نخستين عمليات نفوذي ايران به درون خاك عراق، كه با هدف تنبيه متجاوز صورت گرفت (عمليات رمضان)، عراق دور تازه اي از كاربرد سلاحهاي شيميايي را آغا از كرد كه تا پايان سال 1365 و عملياتهاي بزرگ كربلاي 4 و 5 ادامه يافت. در اين مدت، عراق از جنگ افزارهاي شيميايي در نقش سلاح تدافعي استفاده كرد تا بدين ترتيب، عملياتهاي تهاجمي نيروهاي پياده ايران را خنثي كند. حكومت عراق با آگاهي از اين واقعيت، كه با طولاني شدن جنگ و كشيده شدن نبرد زميني به درون خاك عراق و نيز محدوديت ايران براي تأمين سلاحهاي سنگين (به دليل تحريمها و تنگناهاي مالي) جمهوري اسلامي جز تأكيد بر نيروي پياده نظامي چاره اي ندارد، استفاده از سلاحهاي شيميايي را مطمئن ترين و مؤثرترين راه مقابله با حملات ايران مي دانست. به همين دليل، در اين دوره، هم نوع و هم ميزان كاربرد چنين سلاحهايي را افزايش داد. بر پايهِ گزارشهاي موجود در اين دوره، بيش از 230 بار مواضع نيروها، مراكز پشتيباني و حتي در مواردي، شهرها و مناطق غيرنظامي ايران را هدف حملات شيميايي قرار داد. عوامل شيميايي به كار رفته در اين دوره گازهاي مايكوتوكسين، خردل (موستارد)، تابون (اعصاب) و فسفري را شامل مي شدند.
با توجه به قدرت كشندگي بالاي عوامل شيميايي به كار رفته در اين دوره در جبههِ ايران، نيروها در برابر تأثيرات زيانبار چنين سلاحهايي از كمترين امكانات برخوردار بودند و ايران از هرگونه بازدارندگي در اين زمينه محروم بود. براي نمونه، در عمليات رمضان، نيروهاي عراقي عليه نيروهاي پياده و فاقد تجهيزات حفاظتي ايران از گازهاي شيميايي استفاده كردند. اين تاكتيك در كنار بمباران گسترده هوايي و شليك همه جانبه توپخانه سنگين مؤثر واقع شد و به از هم پاشيدن شيرازهِ نيروهاي عمل كنندهِ ايران و عدم موفقيت عمليات انجاميد.

3)
از سال 1366 تا پايان جنگ: در اين دوره، ارتش عراق با برطرف كردن ضعفهاي تاكتيكي خود در زمينهِ كاربرد گازهاي كشنده و دست يابي به عوامل شيميايي مضاعف توانست از آنها به منزلهِ سلاحهايي تهاجمي براي بازپس گيري مناطق تصرف شده اش به دست رزمندگان ايراني استفاده كند. ارتش عراق در بهار سال 1367، با استفاده از سلاحهاي شيميايي توانست نيروهاي ايراني را از فاو، شلمچه و جبهه هاي غرب و شمال غرب به عقب نشيني وادار كند.(5)

كاربرد گستردهِ سلاحهاي شيميايي از سوي ارتش عراق طي جنگ چند واقعيت اساسي را براي جمهوري اسلامي آشكار كرد:
1) با وجود كنوانسيون 1925 ژنو و پذيرش آن از سوي بسياري از كشورهاي جهان و تحولات بسياري كه در قوانين و مقررات بين المللي دربارهِ منع توليد و كاربرد جنگ افزارهاي كشتار جمعي صورت گرفته است، براي پاي بندي كشورها به قوانين مزبور تضمين كافي وجود ندارد.
2) جنگ افزارهاي شيميايي به منزلهِ سلاحي ارزان قيمت، قابل توليد و دسترس در بسياري از كشورهاست.
3) دست يابي به سطحي از بازدارندگي تنها راه مقابله با دشمن مسلح به جنگ افزارهاي شيميايي است.

جنگ نفت كشها
منظور از جنگ نفت كشها گسترش منازعهِ ايران و عراق به سطح آبهاي خليج فارس به منزلهِ مهم ترين منطقهِ تأمين كنندهِ نفت خام جهان و ترانزيت اين مادهِ پرارزش است. از آنجا كه دو طرف درگير براي فلج كردن سيستم اقتصادي يكديگر، كه به درآمدهاي نفتي متكي بود، بيشتر نفت كشهاي حامل نفت يكديگر را هدف قرار مي دادند؛ منازعهِ مزبور به جنگ نفت كشها معروف شد. در آغاز جنگ، سطح منازعه در خليج فارس پايين بود، اما به تدريج، با طولاني شدن جنگ وضعيت حاد تر شد و قدرتهاي بزرگ نيز به صحنه آمدند. در ماه دسامبر سال 1984، عراق با بهره گيري از موشكهاي اگزوسه، كه به تازگي، از فرانسه گرفته بود، حمله به تأسيسات نفتي و نفت كشهاي حامل نفت ايران در خليج فارس را از سرگرفت؛ حملاتي كه صدور نفت ايران را به 1/1 ميليون بشكه در روز كاهش داد و جمهوري اسلامي را وادار كرد تا بخشي از واردات خود را به حالت تعليق در آورد.(6)
ايران در واكنش به اين اقدام، نفت كشهاي حامل نفت شيخ نشينهاي خليج فارس (كويت و عربستان) را هدف قرار داد كه بخشي از درآمدهاي حاصل از آنها براي كمك مالي و اعطاي وام به عراق استفاده مي شد، بدين ترتيب، جنگ نفت كشها آغاز شد. تا سال 1364، عراق در حمله به پايانهِ اصلي صدور نفت ايران در جزيرهِ خارك براي از كار انداختن آن، ناكام مانده بود، اما در خرداد ماه همين سال، عراقيها نخستين رشته از تهاجمات منسجم خود را به خارك آغاز كردند و در شهريور ماه، صدور نفت ايران را به كمتر از يك ميليون بشكه در روز كاهش دادند. در پايان سال 1364، گزارش شد كه صادرات نفت ايران از خارك تقريباً پايان يافته است. در اسفند ماه سال 1364، عراق اعلام كرد كه دامنهِ فعاليتهايش را براي محدود كردن كشتي راني ايران افرايش داده است.(7) افزايش حملات عراق به تأسيسات نفتي و نفت كشهاي حامل نفت ايران باعث شد تا هاشمي رفسنجاني، فرمانده عالي جنگ، در اوج عمليات كربلاي 5 خطاب به سردار علايي، فرمانده نيروي دريايي سپاه، بگويد: < بررسي كنيد آيا براي مقابله به مثل مي توانيد به خليج فارس وارد شويد> . اين دستور آغاز ورود گستردهِ سپاه به دريا بود. حضور سپاه در خليج فارس در سال 1366 آشكار شد. در اين سال، مين گذاري، حملهِ قايقهاي تندرو و شليك موشكهاي كرم ابريشم به منافع عراق و حاميان منطقه اي آن افزايش يافت و وضعيت نگران كننده اي را براي اين كشورها پديد آورد. در اين هنگام، كويت از امريكا خواست تا نفت كشهاي اين كشور را مجدداً پرچم گذاري و در خليج فارس اسكورت كند. پرچم امريكا نخستين بار در پايان تيرماه سال 1366 برفراز نفت كشهاي كويتي به اهتزاز درآمد و بدين ترتيب، عمليات اسكورت با نام عمليات ارادهِ آهنين، آغاز شد. با آغاز اين عمليات، به سبب ضعف نيروي دريايي ايران در مقايسه با امريكا ادامهِ جنگ نفت كشها به شيوهِ گذشته نامعقول به نظر مي رسيد. در نتيجه، ايران شيوه هاي برخورد غيرمستقيم را براي مقابله با ناوگان اسكورت كنندهِ نفت كشهاي حاميان عراق اتخاذ كرد.
جنگ نفت كشها ضمن نشان دادن ميزان آسيب پذيري ايران در اين عرصه، ضرورت بهره مندي از نيروي دريايي نيرومند، مجهز و آموزش ديده اي را با توجه به مرزهاي ساحلي طولاني ايران در خليج فارس، درياي عمان و دريايي خزر در كانون استراتژي دفاعي ايران پس از جنگ قرار داد و مشخص كرد كه در جنگ دريايي نيز، حضور نيروهاي سپاه مي تواند نقش مؤثري داشته باشد.

سلاحها
گذشته از تجربه هاي ايران در جنگ شهرها، جنگ شيميايي و جنگ نفت كشها، اين كشور طي جنگ هشت ساله با عراق، مشكلات و مسائل ديگري را نيز تجربه كرد. نبود توازن قواي نظامي در بعد سخت افزاري ميان ايران و عراق از مهم ترين مشكلات بود. اين امر دو دليل عمده داشت. نخست اينكه پس از پيروزي انقلاب، دولت جديد ايران خود را از چرخهِ رقابتهاي تسليحاتي در منطقه، كنار كشيده بود؛ مسئله اي كه باعث شد تا ديگر رقيبان، به ويژه عراق از اين فرصت استفاده و هر چه بيشتر خود را تقويت كنند، دوم آنكه نيروهاي مسلح كشور به سيستمهاي دفاعي غرب، به ويژه امريكا به شدت وابسته بودند و از آنجا كه پس از قضيهِ گروگانگيري كاركنان سفارت امريكا در تهران از سوي دانش جويان پيرو خط امام(ره)، فروش سلاح به ايران از سوي دولتهاي غربي و در را‡س آنها، امريكا تحريم شد، با آغاز جنگ، سيستم دفاعي كشور مشكل اساسي پيدا كرد. در واقع، اين تحريم باعث شد تا دسترسي ايران به سيستمهاي دفاعي و قطعات يدكي مورد نياز براي آنها محدود شود. براي رفع اين محدوديت، راهكارهاي مختلفي آزمايش شد. توسل به بازار سياه اسلحه نخستين راهكار بود. اين شيوه، به دليل وجود دلالان و واسطه گران متعدد در اين بازار مستلزم صرف هزينه هاي گزاف بود كه فشار بسياري را بر اقتصاد كشور وارد مي كرد. اوراق كردن برخي از سيستمهاي تسليحاتي براي بهره گيري از قطعات آن در راه اندازي سيستمهاي ديگر از همان نوع راهكار دوم بود. هرچند اين شيوه در كوتاه مدت مي توانست برخي از نيازهاي تسليحاتي رزمندگان را تأمين كند، اما در بلند مدت و حتي ميان مدت مي توانست بسيار زيان بار باشد. خريد سلاح از كشورهاي بلوك شرق سومين راهكار بود. توسل به اين شيوه با توجه به اينكه نيروهاي مسلح ايران با سيستمهاي تسليحاتي غربي آموزش ديده بودند، با مشكلات ويژهِ خود همراه بود؛ زيرا، ناآشنايي رزمندگان با سلاحهاي شرقي باعث مي شد تا از اين سيستمها به طور مطلوب استفاده نشود، و چه بسا، نيروها، حتي جانشان را نيز از دست بدهند. اين مشكل باتوجه به نياز روزافزون جبهه ها به سلاح، در كوتاه مدت حل شدني نبود. دريافت سلاح و قطعات يدكي از امريكا در برابر ميانجيگري براي آزادي گروگانهاي غربي در لبنان نيز آخرين راهكار بود.

دركل، در دورهِ جنگ، مشكلات مربوط به تأمين سلاحهاي مورد نياز و تأثيرات منفي تفاوتهاي ساختاري نيروهاي مسلح (ارتش و سپاه) در فرآيند جنگ زميني، شهرها، شيميايي و نفت كشها واقعيتهاي زير را به جمهوري اسلامي نماياند:
1) برخورداري از سلاحهاي مدرن و پيشرفته در كنار نيروي ايمان و ايدئولوژي مي تواند نقش مهمي را در سرنوشت جنگ و حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور داشته باشد.
2) خودكفايي در زمينهِ سيستمهاي تسليحاتي، تضمين كنندهِ كيفيت و كارآمدي سيستم دفاعي كشور است.
3) بهره مندي از نيروهاي مسلح داراي ساختار سازماني همسان، منسجم و هماهنگ، كارآيي بسيار بهتري در دفاع از كشور در برابر تهاجم دشمن دارد.
4) در استراتژي دفاعي، بايد به تمامي عوامل مؤثر توجه كرد و از تمام توان نظامي و سياسي براي رسيدن به هدف بهره گرفت.

جهت گيري استراتژي دفاعي ايران پس از جنگ
با پايان يافتن جنگ، ضرورت بازنگري در انديشه و ساختار نظامي كشور براي تدوين يك استراتژي كارآمد مورد توجه رهبران سياسي نظامي پس از جنگ، كه خود از نزديك در جريان تحولات صحنه نبرد بودند، قرار گرفت. تجربهِ جنگي هشت ساله و پرهزينه، كه 350 تا 400 هزار قرباني را از ايران گرفت و ميلياردها دلار خسارت مادي در برداشت، آزمون بسيار سخت و دشواري براي استراتژي دفاعي كشور بود.
جنگ شهرها و حملات موشكي به همراه مزيتهايي كه استفاده از موشك در جنگ دريايي و زميني از خود نشان داد، در جهت گيري سياست دفاعي ايران و تأكيد بر دست يابي به موشكهاي پيشرفته تأثير بسياري داشت. به همين صورت، حملات شيميايي عراق نيز توجه ايران را به اين موضوع و راههاي مقابله با آن بيشتر كرد.
در كل، جنگ باعث شد تا مقامات مسئول كشور در كنار نيروي ايمان و ايدئولوژي به اهميت دست يابي به فناوري، شايستگي و صلاحيت حرفه اي، تمرينهاي نظامي و بازدارندگي نيز توجه كنند. پي بردن به اين واقعيتها استراتژي پس از جنگ را به سمت تحقق سه هدف، سوق داد كه عبارت بودند از: خوداتكايي و خودكفايي در عرصهِ نظامي، تجهيز، نوسازي و حرفه اي سازي هر چه بيشتر نيروهاي مسلح به همراه ايجاد ايمان و انگيزه در نيروها و بازدارندگي.
دست يابي به هدفهاي استراتژي دفاعي پس از جنگ، گذشته از ارادهِ سياسي، مستلزم در اختيار داشتن منابع مالي فراوان و رفع فشارها و محدوديتهاي بين المللي در عرصهِ انتقال فناوريهاي پيشرفتهِ نظامي به ايران است. در دو دههِ گذشته، اين دو عامل آخر تا حدي پيشرفتهاي ايران را در مسير تحقق بخشيدن به هدفهايشان كند كرده است.

1) خودكفايي نظامي
خود اتكايي در عرصهِ نظامي به معناي توليد سيستمهاي تسليحات و تجهيزات و قطعات يدكي آنها در داخل كشور است. پيشبرد خودكفايي نظامي هم هزينهِ بسياري دارد و هم احتمالاً، شكاف ميان ايران و كشورهاي متحد غرب در منطقه را در زمينه فناوري نظامي بيشتر خواهد كرد. هر چه صنايع دفاعي ايران، بيشتر توسعه يابد، كشور وزن و جايگاه شايسته تري در معادلات منطقه اي به دست خواهد آورد. در حال حاضر، تمايل فزاينده اي در اين زمينه در داخل كشور، وجود دارد. هم ارتش و هم سپاه پاسداران با سفارش نيازمنديهايشان به تانكهاي رزمي، توپهاي كششي و خودكششي، مهمات و غيره از شركتهاي دفاعي صنعتي وابسته به وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح از صنايع دفاعي داخلي حمايت مي كنند. سپاه نسبت به حمايت از صنايع دفاعي ميهني توجه ويژه اي دارد و معمولاً، ابتكار عمل را در اين مورد به دست مي گيرد، آقاي رفسنجاني دربارهِ ضرورت خودكفايي در امور نظامي مي گويد: < ما بارها گفته ايم كه سياست ما، سياست صلح جويانه است، اما ساختار دفاعي مان بايد مستحكم باشد ... ما راه خود را با تكيه بر صنايع نظامي داخلي به منظور فراهم آوردن نيازهاي دفاعي خويش بدون وابستگي به ديگران برگزيده ايم> .(8)
اكبر تركان، وزير دفاع وقت (دولت آقاي رفسنجاني) نيز، در اين باره گفته است: < انتقال فناوري نظامي، اساس كار ماست. در حال حاضر، ما تماسهاي متعددي به منظور گسترش صنايع دفاعي داشته ايم و تمامي خريدهاي خارجي ما نيز در راستاي دست يابي به همين هدف است> . روابط گرم جمهوري اسلامي با چين و كره شمالي دقيقاً، بر همين دستور كار مبتني مي باشد.
يكي از معيارهاي نمودار تلاش كشورها در راستاي خودكفايي نظامي، آمار اشتغال در مجموعه هاي دفاعي صنعتي است. آمار اشتغال در صنايع دفاعي ايران در اوايل دههِ 90 در مقايسه با ديگر كشورهاي جهان سومي بالاتر بود. در اين مقطع زماني، ايران جايگاه بالايي را به خود اختصاص داد و حتي از برخي كشورهاي توسعه يافته در عرصهِ صنعت نظامي، مانند كشورهاي اسكانديناوي، بلژيك و استراليا پيشي گرفت. جدول ستون بعد آمار اشتغال را در بخش صنايع دفاعي كشورهاي جهان سوم در فاصلهِ سالهاي 921990 نشان مي دهد:(9)
تأكيدي كه در استراتژي پس از جنگ بر اصل خودكفايي شده، بازتاب درسهايي است كه ايران از جنگ با عراق فراگرفته است؛ زيرا، طي جنگ، كشورهاي امريكا و انگليس از فروش سلاح و قطعات يدكي سيستمهاي تسليحاتي كه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي به ايران فروخته بودند، خودداري كردند و اين امر آن گونه كه پيشتر نيز اشاره شد چالشهاي دشواري را فرا روي كشور قرار داده بود. 


نام كشور ميزان اشتغال
هند 250000
مصر 75000
اسرائيل 60000
كره شمالي 55000
پاكستان 50000
ايران 45000
برزيل 40000
تايوان 40000
كره جنوبي 40000
تركيه 25000
اندونزي 25000
سنگاپور 20000
آرژانتين 20000
شيلي 10000
تايلند 5000
مالزي 5000

فصلنامه نگين - شماره 8

منابع و ماخذ
(1) موسي كاظمي؛ تحليل آماري جنگ شهرها؛ نگاهي از آغاز تا پايان؛ در: تأملي در جنگ ايران و عراق و چند مسئلهِ راهبردي؛ به اهتمام مجيد مختاري، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، 1380،ص162.
(2) همان؛ صص 156157.
(3) همان؛ ص162.
(4) دروديان؛ آغاز تا پايان؛ پيشين؛ ص170.
(5) در زمينهِ كاربرد سلاحهاي شيميايي در جنگ ايران و عراق،ر.ك به:
Julan Perry Robinson and Josef Goldblat Chemical Warfare in The IranIraq War, SIPRI Fact Sheet, May, 1984. (
www.Sipri.Se/cbw/research/factsheet 1984. html)
حسين يكتا؛ < جنگ ايران و عراق: كاربرد سلاحهاي شيميايي> ، فصلنامهِ نگين ايران؛ سال اول، شماره هاي سوم، چهارم و سال دوم، شمارهِ پنجم.
(6)Regional Surveys of the World: The Middle East and North Africa th edition, london ِ New York: Europa Poblications, . 2003, P. 356
(7)Ibid, P 357
(8)Anoushiravan Ehteshami After Khomeini: Iranian, Second Republic, London: Routledge 1994 p.74
(9)Ibid. P.183
(10)www.Globalsecurity. org.

چهارشنبه 6 بهمن 1389  2:44 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها