0

پيداي ناپيدا

 
alimoradis
alimoradis
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 7040
محل سکونت : آذربايجان غربي

پيداي ناپيدا


(براي شهيدان بي مزار و مفقودالاثر)

مفقود گفتنتان خطاست،
و ناپيدا ديدنتان خطاي ديگر.
مفقود، کسي و چيزي است که نشاني از آن نباشد.
شما در هر قدم از راهي که رفته ايد، گلي کاشته ايد و نهالي نشانده ايد.
از هر قطره قطره ي خونتان لاله اي روئيده است، به نشان شما، سرخ وخرّم.
نشان حماسه و ايثار،
نشان صداقت و خلوص
نشان تعهّد و تعبّد،
چگونه مي توانيد بي نشان باشيد؟
گمشده ي آنانند که راهشان کج بود که گمراه شدند.
نه شما که "صراط مستقيم" را پيش رو داشتيد و در "خط امام" بوديد و به سوي کربلا مي رفتيد، به سوي کعبه ي دل ها، به سوي توحيد، به سوي خدا، به سوي بهشت ...
چه مي دانيم پيکر پاکتان کجاست؟
اگر همراه امواج، به "دريا" رفته ايد،
اگر شيار کوه ها و عمق دره ها شما را در دل خود جاي داده است،
اگر در گورهاي دسته جمعي آرميده ايد،
يا نقابي از خاک بر چهره ي پرفروغتان کشيده ايد،
يا به صورت شهيد گمنام، در گلزار شهداي دياري ديگر خفته ايد،
يا اگر در چنگ بعثي ها اسيريد،
و اگر زير شکنجه ها به شهادت رسيده ايد،
نمي دانيم، هر کجاييد، در هر حالي هستيد، پيش ماييد، پيش خداييد،
مزار تک تک خانه هاي ما، کوچه هاي ما، دل هاي ماست
در انديشه ي ماييد.
در جان ماييد، هر دلي خانه شماست.
شما که خدا را يافته ايد، چگونه مي توانيد "مفقود" باشيد؟!
سنگريزه هاي دشت خوزستان، يک يک شاهد شمايند.
موج هاي اروند و کارون و خليج فارس، به ياد شما متلاطم است.
کوه ها و ارتفاعات جبهه هاي غرب، هر کدام يادنامه ي مجسّمي از شماست.
شما نه مفقوديد و نه بي اثر و نه گمنام و نه بي نشان.
همه جا اثر و نشان شما هم چون پرچمي در اهتراز است.
شما، پيدايان ناپيداييد، ناپيدايان پيداييد،
شما از فرط ظهور، غايبيد
از شدت ظهور، در خفاييد.
چه کسي مي گويد شما ناپديد و "مفقودالاثر"يد؟
شما مفقودان، موجودتر از بسياري موجودهاييد.
شما "هست"هاي نيست نما، زنده تر از بسياري "نيست"هاي هست نماييد.
اگر شما "مفقود" باشيد، پس "موجود" کيست؟!
شما "هستيد".
چرا که با شهادت، والاترين وجود و برترين هستي و آشکارترين حضور را داريد.
شهادت، خود، حضور است نه غيبت، ظهور است نه خفا،
اگر کسي شما را نيافته و نديده، گناه چشم بي سوي اوست.
کدام چشم بيدار و ديده ي بيناست که شما را نبيند و نيابد؟
پيکر بي مزارتان در جبهه هاي نور، روزها عطر مي افشاند و شب ها نور مي پراکند،
و مزار بي پيکرتان در شهرها، شمع جمع خانواده هاست و الهام بخش زائران و نشاني از آن حماسه و ايثار و يادگاري از آن جهاد و شهادت و اثري از شما پاکان غايب از نظر.
جسدهاي مطهرتان بر دشت هاي جبهه، يادآور صحراي نينواست.
مگر پيکر سالار شهيدان هم سه روز، بر خاک کربلا و زير گرماي سوزان خورشيد آن دشت، نماند؟
مظلومي شما، يادآور مظلوميت "آل محمّد" در طول تاريخ است.
مگر مزار علي عليه السلام تا زمان هارون الرشيد مخفي نبود؟
و مگر مدفن حضرت زهرا عليها السلام هنوز هم نامعلوم نيست؟
امّا... کيست نداند که:
نام علي و فضائل او، آوازه ي عدلش، برق ذوالفقارش، اشک ديدگان گريانش، عطوفت و مهرباني اش، قاطعيت و صلابتش، خروش ميدان هاي رزمش، نجواي پرسوز نيمه شبش، طنين بلاغت صدا و سخنش، کرم و بزرگواري و زهد و ايثار و سخاوت و علم و صبرش زمين و زمان را  فرا گرفته بود.
و کدام دلست که مِهر زهرا (ع) و نام مقدّس و ياد معطّرش را در دل و بر زبان نداشته باشد؟
مگر نه اين که نامش صفاي خاطرها و کرامت بخش زبان هاست؟
کدام دل حق جوست و کدام زندگي پاک و کدام زن و مرد شيفته ي فضيلت و عفاف، که از "فاطمه"، چراغي پرفروغ براي زندگي خويش برنگرفته باشد؟
مگر زهراي اطهر که قبرش ناپيداست، از نظرها ناپديد است؟
آه... اي شهيدان بي مزار!
با ديدن قبر بي پيکرتان يادتان زنده و داغتان تازه مي شود.
اي داغ محبّتتان بر دل ها!...
اي ياد معطّرتان در خاطره ها!...
اي نام خوبتان هميشه بر زبان ها...
ما سوگواران سياهپوش امّا سرخ روي شماييم که هنوز چشم به راهيم.
با مژده هامان راهتان را جارو مي زنيم
با اشک هامان، راهتان را آب مي پاشيم
 به اين اميد که طلوع مجدّدتان را نظاره کنيم
و در رکاب امام زمان شما را ببنيم که به نصرت حق و ياري "امام زمان" برخاسته ايد.
قم - 18/5/67
منبع:اسوه

چهارشنبه 6 بهمن 1389  11:03 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها