0

امامت و خاتميت٭

 
hoosianp
hoosianp
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389 
تعداد پست ها : 1508
محل سکونت : خراسان رضوی

امامت و خاتميت٭

امامت و خاتميت٭

منبع:ماهنامه موعود
آيت‌الله جوادي آملي
جريان مهدويت و امامت به لطف الهي، در اين سال‌هاي اخير، كم‌كم دارد به شكوفايي خود مي‌رسد. اين چهار فصل را بايد به عنوان چهار باب مستقل در حكمت و كلام، در حوزه‌ها مطرح كرد: «نبوت عام»، «نبوت خاص»، «امامت عام»، «امامت خاص». [اينها] بايد معلوم شود تا مبادا كسي خيال كند خاتميت با مسئلة ولايت و امامت و مهدويت ناهماهنگ است. خاتميت يعني نبي [نمي‌آيد] و كسي وحي تشريحي نمي‌آورد، حكم جديدي نمي‌آورد، حرام جديدي، حلال جديدي، واجب جديدي، مستحب جديدي نمي‌آورد. در بيان نوراني حضرت امير(ع) آنچنانكه در نهج‌البلاغه ملاحظه مي‌فرماييد، آمده است كه:
لقد انقطع بموتك مالم ينقطع بموت غيرك من النبوة و الأنباء و أخبار السماء.1
[همانا به مرگ تو بريده شد چيزي كه با مرگ ديگران (پيغمبران) بريده نگرديد از نبوت و احكام الهي و اخبار آسماني.]
يعني با رحلت رسول اكرم(ص) ديگر فرشته‌اي كه وحي بياورد نيست، چون فرمود:
اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الإسلام ديناً.2
با ولايت، دين كامل شده است؛ اما وحي، انحاء فراواني دارد: وحي تصديقي، وحي تأييدي، وحي انبائي، عالم به ملاحم شدن و... . مصحف فاطمه(س) از اين قبيل است، جفر و جامعه از اين قبيل است. مرحوم كليني(ره) نقل كرده است، كه وجود مبارك حضرت امير(ع) فرمود، وقتي من وارد شدم، ديدم حضرت فاطمه(س) مطالب تازه‌اي دارد، گفتم چيست؟ فرمود: جبرئيل بر من نازل شده است و اين مطالب را گفته است.
جريان از اين قبيل است، فلان حادثه اتفاق مي‌افتد، فلان حادثه رخ مي‌دهد. اين [وحي]ها كاري به شريعت ندارد، اينها ملاحم آينده و تكوين است، و مربوط به اسرار عالم و باطن قرآن است. وجود مبارك حضرت زهرا(س) املا مي‌فرمود، وجود مبارك حضرت(ع) مي‌نوشت، و شده بود: مصحف فاطمه. وقتي از بعضي از ائمه(ع) سؤال مي‌كردند كه شما اين مطلب علمي را كه مي‌فرموديد، در كجاي قرآن است؟ مي‌فرمودند، در مصحف مادرمان زهرا(س) است. از اين قبيل علوم براي ائمه(ع) فراوان است.
[در] حديث قرب نوافل ـ كه هم سني‌ها و هم شيعه‌ها [آن را] نقل كرده‌اند و مرحوم علامة مجلسي(ره) در مرآت العقول، هم طريق صحيحش، هم طريق موثقش و هم طريق حسنش را نقل كرده است ـ [آمده است] كه بندگان صالح وقتي مقرب الهي شدند، ذات اقدس اله مي‌فرمايد:
كنت سمعه الّذي يسمع به و بصره الّذي يبصر به و لسانه الّذي ينطق به و يده الّتي يبطش بها.
[من گوش او مي‌گردم كه با آن مي‌شنود، و چشمش كه با آن مي‌نگرد، و زبانش كه با آن (سخن) مي‌گويد، و دستش كه با آن مي‌گيرد.]
مصداق كامل اين قرب نوافل همين مقربين هستند، كه وجود مقدس حضرت امير و ائمه(ع) هستند. وحي، اقسام و انحائي دارد. آنچه كه [خطاب] به مادر موسي آمد، آنچه كه [خطاب] به مادر عيسي آمد، آنچه كه به اولياي الهي رسيد، براي ولايت است، نه براي نبوت و رسالت. ولايت تا روز قيامت مقطع شدني نيست. وقتي وجود مقدس حضرت بقيةالله(عج) ظهور كند و بساط جهان را پر از عدل و داد كند، اين ولايت هست، اين امامت هست، اين ارتباط با ملائكه هست، اين دريافت خبر هست، اين ليلة قدر هست؛ هر سال در شب قدر، ملائكه نازل مي‌شوند، و اسرار عالم را به پيشگاه ولي آن عصر مي‌رسانند. سيدنا الاستاد، مرحوم علامة طباطبايي(ره) مي‌فرمود، كه فقط در اصول كافي دويست روايت در اين زمينه هست. آن روزها كه سخن از علم امام و علم امام به غيب و امثال آن مطرح بود، ايشان مي‌فرمود: اين، چيزي نيست كه فردي شيعه باشد و معاذ الله، بتواند نسبت به آن خدشه‌اي داشته باشد. علاوه بر آنچه در كتاب قيم كافي هست، در جوامع روايي ديگر نظير: من لايحضره الفقيه، تهذيب، الإستبصار هست و جوامع ديگر آمده است كه انواع وحي براي ائمة اطهار(ع) مي‌آيد كه هيچ‌كدام از آنها مربوط به شريعت نيست، كه معاذالله يك حكم جديد بياورد تا حكم پيغمبر نسخ شود. اينطور نيست، يا تبيين آنهاست، يا تشريح آنهاست، يا تحليل آنهاست، يا تدليل و استدلال بر آنهاست يا باطن آنهاست.
اين چهار باب، چهار كتاب مي‌طلبد: «النبوّة العامّة»، «النبّيّ الخاص» (نبوت خاصه براي شخص است)، «النّبيّ من هو؟» (پيامبر كيست؟)، «النّبوّة ما هي؟» (نبوت چيست؟)؛ اين دو فصل، دو تا كتاب مي‌طلبد. «الإمامة ما هي؟»، «الإمام من هو؟»، امامت عام و امام خاص. اين‌هم دو تا كتاب مي‌خواهد.
حال، به لطف الهي [در] اين گفتمان مهدويت و همايش مهدويت و ... بايد [اين مسائل] روشن بشود و اينها واجب عيني شده است. اگر كسي خداي نكرده گرفتار يك شبهه شود، چون اين يك رشته‌اي نيست كه همه ذوق آنرا داشته باشند، خداي سبحان همه را براي همه كار نيافريده است:
قد خلقكم أطواراً.3
[(خداوند) شما را به گونه‌هاي مختلف بيافريد.]
بعضي را برا ي علوم عقلي، بعضي را براي علوم نقلي، بعضي براي علوم حديثي، بعضي براي تتبّع، بعضي براي تحقيق. مبادا خداي ناكرده كسي توهم كند، مهدويت با خاتميت سازگار نيست. [حل] اين شبهه، براي شما فضلا واجب عيني است. چون من به الكفاية كه نيست (در حد كفايت، پاسخ دهنده وجود ندارد.)
بنابراين اين موضوع را هرچه بيشتر تحقيق كنيد لذت بيشتري مي‌بريد، علم بيشتري نصيب شما مي‌شود، و تقرب شما به اين خاندان بيشتر مي‌شود. اين خاندان، به لطف الهي، هم دنياي شما را تأمين مي‌كنند، و هم آخرت شما را تأمين مي‌كنند. مگر ملائكه مدبّرات امر نيستند، مگر جبرئيل(ع) مسئول علم نيست، مگر ميكائيل(ع)، مسئول كيل و زرق نيست، مگر اسرافيل(ع)، مسئول حيات نيست، مگر عرزائيل(ع)، مسئول ممات نيست. همة اين ملائكه از آن انسان كامل مدد مي‌گيرند.
يا آدم أنبئهم بأسماء هؤلاء.4
[اي آدم، آنها (فرشتگان) را از نام‌هايشان آگاه كن].
مقام آدميت متعلق به انسان كامل است، شخص آدم معيار نيست. امروز وجود مبارك ولي عصر ـ ارواحنا فداه ـ معلّم اسماء است. اين مدبرات امر از ولي الهي مدد مي‌گيرند. اينها اين مقام را دارند. مبادا كسي خيال كند كه ائمه(ع) [چون مردم عادي هستند كه تنها]
يأكل الطّعام و يمشى فى الأسواق.5
[(كافران گفتند: چيست اين پيامبر را كه) غذا مي‌خورد و در بازارها راه مي‌رود.]
يأكل و يمشي في الاسواق آن درست است. «أنبئهم بأسماء هؤلاء» هم درست است. اينها معلم ملائكه هستند، اينها مدبرات امر را به إذن ذات اقدس‌اله تدبير مي‌كنند. اينها صادر اول هستند، بلكه ظاهر اول هستند. اگر اين مقام مال اينهاست، خوب چرا آدم دربارة اينها بحث نكند، و از علوم اينها مدد نگيرد؛ چرا شبهات را رفع نكند. ما كه كنار سفرة آنها نشسته‌ايم، لااقل از امامت آنها، از شئون آنها و از مقام آنها دفاع كنيم. مبادا خداي ناكرده، كسي نبيند در اين سايت‌هاي اينترنتي چه خبر است، اگر نبيند كه مي‌شود: «تهجم عليه اللّوابس». يا بلاواسطه يا با واسطه بايد از اين سايت‌ها خبردار باشيم. شبهاتي كه الان هست، بخواهيد يا نخواهيد، در فضاي داخل و خارج هست؛ خوب شما بايد جواب دهيد. البته اين جشن‌ها و تبريك‌ها و تهنيت‌هايي كه توده‌هاي مردم داشتند، اجرشان با ذات اقدس اله ـ كه خداوند سبحان به همة اينها اجر دنيا و آخرت دهد ـ اما آن چهار باب، يعني چهار كتاب، بايد خوب تبيين شود. روي معيارهاي حكمت و كلام شيعه بايد حل شود. اين يك كار كلامي است كه با كمك حديث بايد روشن‌تر شود.

پي‌نوشت:

٭بخشي از خطبة دوم نماز جمعة شهر قم، 1/7/1384.
1. نهج‌البلاغه (صبحي صالح)، خطبة 235.
2. سورة مائده(5)، آية 3.
3. سورة نوح(71)، آية 14.
4. سورة بقره(2)، آية 33.
5. سورة فرقان(25)، آية 7.
 

مدیریت تالار مهدویت 

مدیریت تالار فرق و مذاهب  

 

 

 

 

 

رسیدن به لقاء پروردگار میسور نیست مگر با درک نشاهه شب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ان الوصول الی الله سفر لا یدرک الی بامتطاء الیل 

سه شنبه 5 بهمن 1389  10:42 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها