گرچه صدامحسين با آغاز جنگ تحميلي در 31 شهريور ماه سال 1359 قصد داشت تا ظرف چند هفته به يك پيروزي عظيم نظامي دست يابد
و با جداسازي استان خوزستان از خاك ايران و تسلط بر اروندرود و همچنين تصرف مناطق مشخصي از غرب كشور، خود را بهعنوان قهرمان جهان عرب در جنگ قادسيه لقب دهد، ولي اين جنگ عظيم، حدود 8 سال بهطول انجاميد و رئيسجمهوري عراق بهجز سرافكندگي و شكست و پذيرش خسارات فراوان، دستاوردي براي خود و دولت بعثي عراق، كسب نكرد.
صدام با تكيه بر ضعف نظامي و سياسي ايران و اطمينان از موفقيت و پيروزي خود، جنگ را آغاز كرد؛ او محيط منطقهاي و بينالمللي را براي چنين حملهاي، مساعد ميديد.
صدام در شرايطي دست به حمله نظامي به ايران زد كه آمريكا بهخاطر از دست دادن ايران و فروپاشي نظام شاهنشاهي بهدنبال راهي براي بازگشت به ايران بود، شوروي نگران پنبه شدن مكتب ماركسيسم با ظهور انديشه انقلاب اسلامي و رؤساي كشورهاي عربي در ترس از دست دادن تاج و تختهاي خود با تكرار نهضت اسلامي در سرزمينهاي خود بودند.
صدام احساس ميكرد كه با همسو شدن اهداف قدرتهاي جهاني و كشورهاي همسايه ايران ميتواند با شكست جمهوري اسلامي، به حكومت رژيم بعثي تداوم بخشد، ولي چنين نشد.
زيرا رژيم بعثي وجود برخي حقايق را درون ملت ايران ناديده گرفت و آنچه مشاهده ميكرد، با آنچه بعدها در جريان مقاومت ملت ايران در برابر حمله گسترده دشمن اتفاق افتاد، بسيار متفاوت بود.
دلايلي كه صدام را در اين جنگ ويرانگر، ناكام گذاشت و موجب شد تا او به هيچيك از اهداف اعلام شده خود نرسد، ميتوان به اين شرح ذكر كرد:
1 – وجود رهبري بيبديل حضرت امام خميني كه تهديد بزرگ جنگ را تبديل به فرصتي براي ظهور تواناييهاي ملت ايران و آزموني براي جهاد فيسبيلالله كرد.
امام خميني توانست با نفوذ عظيم خود، انگيزه بزرگي را در ايستادگي در برابر دشمن در بين ملت ايران بهوجود آورده و روحيه تهاجمي را در قواي مسلح ايجاد كرده و با تدابيري هوشيارانه، از پيروزي دشمن جلوگيري كند.
او آنقدر با دشمن جنگيد تا هم تمام سرزمينهاي اشغالي ايران آزاد شد و هم قدرت ايران را به سطح بازدارندگي در برابر دشمن برساند و هم صدام را از اقدام خود پشيمان كرده و او را وادار به پذيرش خواستههاي منطقي ايران بكند.
2 – پشتيباني عظيم مردم پرتحمل ايران از نظام جمهوري اسلامي و سياستهاي امام خميني براي پيروز شدن در برابر دشمن و حمايت و تدارك بيدريغ آنان از رزمندگان اسلام مثالزدني است.
مردم در برابر مشكلات جنگ نهتنها به دولت مردان فشاري نياوردند، بلكه با پشتيباني انساني و مالي خود از جبهههاي جنگ، شعار «جنگ جنگ تا پيروزي» را در مراحل مختلف دوران دفاع مقدس، سردادند.
3 – رزمندگان با ايمان و داوطلبي كه از سراسر نقاط كشور با انگيزهاي الهي عازم جبهههاي جنگ شدند و توانستند تمام نارساييها و كمبودهاي موجود در جبههها را با حضور خود، برطرف كنند؛
وجود چنين رزمندگاني امكان طرحريزي عملياتهاي گوناگون و پيچيده را براي فرماندهان و برنامهريزان، فراهم ميآورد.
حضور نيروهاي داوطلب بسيجي، موجب شد تا موازنه قوا بهنفع ايران برقرار شده و قدرت مكمل توان رزمي ايران با سازماندهي آنها بهوجود آمده و بتوانند نقش تعيينكنندهاي را در پيروزي ايران بر قواي بعثي فراهم آورند.
4 – وجود يك فرماندهي خلاق و باتدبير در ميدان جنگ كه توانست سازمان مورد نياز جبههها را بهوجود آورد و مجموعهاي يكپارچه و مقتدر را براي اداره صحنههاي جنگ، تدارك ببيند.
طرحريزي عملياتهاي بزرگي چون «شكست حصر آبادان»، «فتح خرمشهر»، «جنگ شلمچه»، «تصرف فاو»، «آزادسازي بستان و سوسنگرد»، «نبرد مرصاد»، «جنگهاي بازي دراز» و... بدون حضور دائمي فرماندهان، در جبهههاي نبرد امكانپذير نبود.بسياري از رزمندگان و فرماندهان از زماني كه جنگ شروع شد به جبههها رفتند و تا زمان شهادت يا پايان جنگ، جبهه را ترك نكردند. آنها بودند كه توانستند با فكر و انديشه جمعي و مشورتهاي طولاني و مطالعه گسترده روي توانمنديها، استعداد، ظرفيت و ضعفهاي دشمن، زيباترين عملياتهاي جنگ را طرحريزي و به مرحله اجرا درآورند.
آنها كساني بودند كه با پايان يافتن جنگ، امام خميني، مديريت صحيح آنان را يكي از عوامل مهم پيروزيهاي ايران برشمرد.
5 - عِده و عُده ساختار و سازمان مناسبي كه متناسب با نيازهاي جبهههاي جنگ و به مرور از سوي رزمندگان بسيجي و با همت سپاه و در ظرف سازماني سپاه بهوجود آمد و فرماندهان جنگ توانستند با چنين نهادهايي كه تشكيل دادند، طرحهاي بزرگ عملياتي را به اجرا درآورند از ديگر موارد قابل توجه است.
حين جنگ، افزايش قدرت نظامي و توسعه سازمان جنگي از دغدغههاي فرماندهان حاضر در صحنه نبرد بود.
امام خميني با حكم 26 شهريور 1364، دست به توسعه عظيمي در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي زدند و نيروهاي 3گانه زميني، دريايي و هوايي را در اين نهاد برآمده از متن ملت، سازماندهي كردند.
6 - ابتكار عمل، خلاقيت و تدبير مناسبي كه در هر جبهه براي تفوق بر دشمن اتخاذ و باعث ميشد تا از نظر فكري بر دشمن برتري بهوجود آيد و طرحهاي مبتكرانهاي براي بهزانو درآوردن دشمن، در دستور كار قرار گيرد را هم بايد بهخاطر داشت.
براي مثال عبور از رودخانه كارون در عمليات بيتالمقدس، حمله به تنگه رقابيه در عمليات فتحالمبين، استفاده از شنزارهاي تپههاي نبعه براي آزادسازي بستان، عبور از رودخانه عريض اروند در عمليات والفجر 8 و... همگي از ابتكارات ماندگار دوران دفاع مقدس هستند.
دوران دفاع مقدس، تجربيات فراوان و درسهاي مهمي را براي آينده ايران، از خود برجاي گذاشته است. بايد به اين دوران نه بهعنوان تاريخي از گذشته نگريست، بلكه بايد با مطالعه آن به آينده فكر كرد.
* رئيس پيشين ستاد مشترك سپاه