اگر من در ژاپن دنيا مي آمدم ، بودايي بودم.
اگر من در اروپا دنيا مي آمدم ، مسيحي بودم.
اگر من در عربستان دنيا مي آمدم ، وهابي بودم.
اگر من در انگليس دنيا مي آمدم ، مسيحي پروتستان بودم.
اگر من در فرانسه دنيا مي آمدم ، مسيحي ارتودوكس بودم.
اگر من در ايتاليا دنيا مي آمدم ، مسيحي كاتوليك بودم.
جبر تاريخ
اگر من بعد از حضرت مسيح و قبل از حضرت محمدمي زيستم ، مسيحي بودم.
اگر من قبل از حضرت مسيح و بعد از حضرت موسي مي زيستم ، يهودي بودم.
.
.
.
جبر جغرافيا به اين دليل است كه اغلب مردم دنبال حقيقت نيستند لذا من اوني هستم كه مي خواهند باشم و پدر و مادرم
و معلمم و عرف جامعه من ،مي خواست. و هميشه سه عنصر منفعت طلبي من و جهل من و ترس از استبداد زمان كمك
مي كند كه اوني باشم كه مي خواهند.
ولي جبر تاريخ واقعا جبر است.
خدایا: نفع و ترس و جهل ،منی را که میخواهم باشم، قربانی منی را که میخواهند باشم، نکند.