0

اساطير ايران1

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

اساطير ايران1

ايرانيان باستان جهان را گرد و همواره مانند بشقابي تصور مي کردند.در نظر انان آسمان فضاي بي پايان نبود بلکه جوهري سخت همچون صخره اي از الماس بود که جهان را مانند پوسته اي در بر گرفته بود.
زمين اصلي دست نخورده و هموار بود نه دره اي ونه کوهي خورشيد وماه واختران بالاي زمين بي حرکت در وسط آسمان.همه چيز آرام تا زماني که شر به عالم وارد شد.
آسمان را شکست و به آن داخل شد به آب فرو رفت ودر ميان زمين تاخت و زمين لرزيد و کوه ها پديد آمدند .
کوه اصلي البرز بود که 800 سال طول کشيد تا از زمين بيرون بيايد.دويست سال طول کشيد تا به ستاره پايه(نام طبقه اي در آسمان)و 200 سال تا خورشيد پايه و 200 سال هم به منتهي اليه آسمان رسيد((فکرش رو بکن 1400 سال تا آخر آسمون راه بوده!!!))
***نکته جالبي که در مورد پيدايش جهان به نظرم مياد سخن قرآنه که ذات دنيا تاريکي بوده تا زماني که خدا روز رو آفريد و روز چون لباسي دنيا رو فرا گرفت.
1.vayu (ويو)
يکي از اسرار آميز ترين خدايان هندو ايراني است.خداي باد.خدايي که در ابر باران زا زندگي مي دمد ودر طوفان مرگ.
وي از نفس غول جهاني که دنيا از بدن او ساخته شده پيدا شده و هم اهورا مزدا و هم اهريمن براي او قرباني ميکنند!
در حالي که اهورا مزدا در بالا و روشنايي واهريمن در پايين و ظلمت ويو در مابين آنها ودر خلا حکمراني مي کند.
.tishtrya (تيشتريه يا تيشتر)وديو خشکسالي!
تيشتر شخصيت ديگريست که با يکي از پديده هاي طبيعي يعني باران ارتباط دارد اما مفهوم دوگانگي در شخصيت اين خدا وجود ندارد.
وي نيروي نيکوکاري است که در نبردي کيهاني با Apaosha (اپوشه يا اپوش)که عامل خشکسالي و تباه کنندگي زمين است در گير مي شود.
تيشتر ستاره تابان و شکوهمند نخستين ستاره واصل همه آبها و سرچشمه باران و باروري است.
چهارمين ماه سال معادل ژوئيه به تيشتر اختصاص دارد.گفته اند که در دهه نخست اين ماه تيشتر به صورت مردي پانزده سالهدر مي آيد(پانزده سالگي سن آرماني در تفکر ايراني بوده است. )
در دهم دوم به صورت گاوي نر ودر دهه سوم به صورت اسب.
در سرودي که به تيشتر اختصاص دارد در جنگ ميان او وديو خشکسالي او به شکل اسب زيباي سفيد با گوش هاي زرين با اپوش که اسب سياهي است در هم مي آويزند اما اپوش نيرومند تر بوده و پيروز مي شود تيشتر با غم و اندوه به سوي اهورا مزدا آمده و علت ناتواني خود را عدم شايستگي نيايش ها و قرباني هاي مردم بيان مي کند!!!!!!(عجب کلکي بوده ها! )
آنگاه هور مزد خود براي اوقرباني مي کند تا نيروي 10اسب،10شتر،10گاو نر،10کوه و 10رود در او دميده شود.
اين بار او پيروز مي شود و آب مي تواند بي مانع در مزارع و چراگاهها جاري شود.****اما حيفم اومد واقعيت اسطوره اي قرآن رو در اين باره نگم:((آيا نديدي که خداومند ابرهايي را به آرامي مي راند وپس ميان آنها پيوند مي دهد . بعد متراکم مي کند .در اين حال دانه هاي باران را مي بيني که از لابه لاي آن خارج مي شود واز کوههايي که در آسمان است دانه هاي تگرگ را نازل مي کند وهر کس را بخواهد به آن زيان مي رساند و از هر که بخواهد اين زيان را برطرف مي کندونزديک است برق آن چشمها را ببرد!))3.Anahita (اناهيتا يا ناهيد):خداي آب هاي نيرومند بي آلايش
آناهيتا ايزد بانوي ايرانيان سرچشمه همه آبهاي روي زمين است.او منبع همه باروري هاست.
نطفه همه نران را پاک و رحم همه مادگان را تطهير مي کند.
او نيرومند ودرخشان ،بلند بالا و زيبا پاک و آزاده است.تاج زرين هشت پره صد ستاره اي بر سر دارد و جامه زرين بر تن و گردنبند صد ستاره بر گردن در جايگاه آسماني قرار دراد.
ناهيد در اناطولي داراي معابد بسياري بوده که استرابون مورخ رومي مي گويد رد انجا از دختران اشراف خواسته مي شده پيش از ازدواج در اين معابد به روسپي گري مقدس بپردازند!!!!!اما از شواهد و قرائن بر مي آيد که در ايران پيرامون اين خدا بانو آئيني با هرزگي وجود نداشته وکاهنه هاي در خدمت اين خدا تعهد پاکدامني داشته اند
.
.verethraghna (ورثرغنه يا بهرام):خداي پيروزي
بهرام وجوديست انتزاعي از يک انديشه.تعبيري از نيروي پيشتاز و غير قابل مقاومت.
در سرودي که به او اختصاص دارد او داراي 10شکل است:1.باد تند2.گاو نر زرد گوش وزرين شاخ3.اسب سفيد با ساز وبرگ زرين4.شتربارکش تيزدندان که پا برزمين مي کوبد5.گراز تيز دندان که به يک حمله مي کشد6.جواني در سن 15 سالگي7.پرنده تيز پروازي که شايد کلاغ باشد!8.قوچ وحشي9.بز نر جنگي10.مردي که شمشير زرين تيغه در دست دارد.
بهرام ايراني بر خلاف همتايان هندي خود ايندره يا ارمني وهگن بر غول يا اژدها غلبه نمي کند بلکه غلبه او بر شرارت آدميان و ديوان است.وبدکاران و نادرستان را عقوبت مي کند.
چنانچه نيايش و قربانيها درست باشد نه سپاهي به سرزمين هاي آريايي وارد ميشود ونه بلا.
بهرام اساسا خدايي جنگجوست.
دو تجسم از تجسم هاي او به ويژه محبوبيت همگاني دارد يکي پرنده اي بزرگ وديگري گراز.
ايرانيان قديم ترسي آميخته به خرافات به پر کلاغ داشتند و مي پنداشتند که اين پر انسان را حفظ مي کند.
5.Rapithwin(رپيثوين):سرور گرماي نيمروز
رپيثوين خداي گرماي نيمروز و سرور ماههاي تابستان وقرينه لازم و سودبخشي براي تيشتر است.خورشيد پيش از ورود شر هنگامي که بي حرکت در بالاي جهان ايستاده بود در اختيار رپيثوين بود.بنابراين او سرور جهان آرماني است.در عقيده ايرانيان باستان هورمزد در زماني از روز که متعلق به رپيوثين است قرباني کرد واز آن آفرينش به وجود آمد.در پايان جهان نيز زمان به رپيثوين تعلق دارد که رستاخيز به انجام مي رسد.جشن رپيثوين بخشي از جشن نوروز است هم روز نودر سال واقعي و هم روز نو در زمان آرماني آينده.
بنابراين آمدن رپيثوين زمان شادي واميد به رستاخيز است.نمادي از پيروزي نهايي و هميشگي آفرينش نيک
.
Agni (اگني):
اگني خدايي است که به صورت آتش قرباني را دريافت مي کند و به عنوانpriest (دين مرد)آن را به خدايان تقديم مي دارد.
عنصر آتش همچنين در عالم پراکنده است.خورشيد در آسمان برين در ابر طوفان زا افروخته مي شود و به صورت برق به زمين فرود مي آيد و دراينجا دائما به دست مردمان دوباره متولد مي شود.بنابراين اگني راه خدايان ناميده مي شود که از آن مي توان به قله هاي آسمان رسيد.البته بيشتر خدايي هنديست تا ايراني!!!!Atar (آتر يا آتش):
درباره آتر فقط چند اسطوره اي به ما رسيده است.يکي از آنها ستيز ميان آتروغول اژي دها بر سر فره ايزدي است.اژي سه پوزه بد آيين که تجسمي است از هوس ويرانگر براي به چنگ آوردن فره ايزدي .بتاخت تا آن را خاموش سازد.آتر نيز براي به دست آوردن آن شتافت آن فره دست نيافتني را نجات دهد.اما اژي که همچنان به دنبال او مي تاخت وناسزا مي گفت فرياد برآورد که اگر آتر فره را به دست آورد بر او خواهد تاخت و هرگز به او اجازه نمي دهد که در زمين بدرخشد.
چون آتر دچار ترديد شد اژي تاخت تا فره را به دست آورد.اين بار نوبت آتر بود که زبان به تهديد بگشايد.((اي اژدهاي سه پوزه باز گرد وگرنه بر پشتت زبانه مي کشم ودر دهانت شعله افکنم که ديگر نتواني در زمين اهوره گام برداري!))
خلاصه اژي هراسان خود را پس کشيد وفره ايزدي همچنان دست نيافتني ماند.(امان از اين ايراني ها )
مشکل بتوان معناي واقعي اين اسطوره را درک کرد اما به خوبي از آن بر مي آيد که ايرانيان باستان زندگي را نبردي ميان نيروهاي خير وشر مي ديدند.به همين سبب آتر را با عنوان جنگجوي خوب دلير مي ناميدند.Haoma (هومه يا هوم):گياه وخدا
هوم هندوايراني در ذهن غريبان تصوريست تقريبا در نيافتني ودر عين حال بسيار آشنا!
هوم هم گياه است هم خدا.هوم را موبد ايزدي به شمار مي آورند که خود قرباني غير خونين است اما قرباني خونين انجام مي دهد.مرگ او شر را شکست مي دهد و مومنان با شرکت در mayazd (ضيافت آييني)به اسرارزندگي دست مي يابند.
هوم آسماني که پسر اهورا مزداست.به خدايان ديگر فديه نثار مي کند و سهم خويش را چون موبدان زميني بر مي دارد!
با اين کار او مي تواند از روح قرباني مواظبت کند و اگر سهمي به او تخصيص داده نشود آن قرباني در روز داوري از قرباني کننده شکايت خواهد کرد.از سوي ديگردر اسطوره هاي باستاني اين گياه اثري معجره آسا در شفا بخشي داشته است
با توجه به اينکه موجودات آسماني که در تمامي اديان باستاني گذشته شکل گرفته اند همگي داراي شخصيت قهرماني نيز بوده اند واکثرا به افسانه نزديکترند تا به اسطوره.در اينجا به تعدادي از آنها اشاره مي شود.که در اصطلاح اسطوره شناسي به قهرمانان ايزدي معروفند:Yima (يمه يا جم):
جم شخصيت ديگريست که به مجموعه عقايد دوران هندوايراني تعلق دارد.جم در ايران به سبب فرمانروايي هزار ساله اش در زمين بسيار مورد احترام است.از ويژگي اين فرمانروايي آرامش و وفور نعمت بوده ودر طي آن ديوان و اعمال زشتشان-ناراستي و گرسنگي و بيماري و مرگ-هيچ نفوذي نداشتند.
جهان در زمان قرمانروايي او چنان از سعادت بر خوردار است که زمين ناگزير در سه نوبت گسترش مي يابد و در پايان فرمانروايي او دوبرابر گسترده تر مي شود.
بنابراين جم يا جمشيد بيشتر به صورت شاه جلوه گر است تا خدا!
جم همچنين به سبب ساختنvara (وره)يا دژي در زيرزمين مورد تمجيد است.
آفريدگار بدو هشدار داد که مردگان گرفتار سه زمستان هراس انگيز خواهند شد که بر اثر آن همه مردمان و حيوانات نابود مي شوند.(عصر يخبندان! )
به همين دليل او دؤي در زمين ساخت و از همه تخمه هاي حيوانات وگياهان مفيد وبهترين مردمان را به آنجا برد تا پس از دوران سخت جهان دوباره آبادان شود.
از جم همچنين به عنوان گناهکار نيز ياد شده است چرا که براي خوشنودي مردمان خوردن گوشت گاو را که بر خلاف آيين زردشت بود وگمان ميرفت قرباني کردن آن موجب بيمرگي انسان ميشد! به مردم توصيه کرد.
در جايي ديگر آمده که وي مغرور شد وبا ادعاي خدايي مرتکب دروغ شد.وچون سخن دروغ در نظرش شيرين و خوش آمد فره اش در سه نوبت به صورت مرغي به پرواز در آمد واز او گريخت.ونخستين بار مهر و باردوم فريدون و سوم بار گرشاسب آن را گرفتند.
به هرحال گناه او هر چه بود چون فره از او گريخت لرزان و اندوهگين در برابر دشمن قرار گرفت وکشته شد.
هوشنگ وتخمورو(تهمورث):
چنين مي نمايد که در ايران باستان چندين روايت درباره نخستين شاه وجود داشته است.زيرا علاوه بر جم دو شخصيت ديگر نيز نخستين شاه ناميده شده اند.هوشنگ وتهمورث!
اين دو نخستين شاه به صورت نخستين فرمانروايان افسانه اي يکي پس از ديگري گنجانده شده اند.گرچه اينان روزگاري از اهميت ويژه اي برخوردار بوده اند.
هوشنگ در دوران باستان فرمانرواي هفت اقليم بود وبر مردمان و ديوان حکمراني مي کرد.همه جادوگران وديوان از برابر او گريختند.
درmazana (مزنه که همان مازندران کنوني است) ديوان و جادوگران بسياري اقامت داشتند که دو سوم آنان به دست هوشنگ دلير کشته شدند.فرمانروايي او دوران استقرار قانون در روي زمين است واز او و همسرش نژاد ايران به وجود آمد.
تهمورث مانند هوشنگ وديگر مردمان نيک سيرت ديوان را شکست داد .به بت پرستان ومردان وزنان جادوگر تاخت وحرمت راستين آفريدگار را رواج داد.
گويند در نبرد با شر اهريمن را به صورت اسبي درآورد وتا سي سال سوار بر او گرد زمين را گشت.

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

شنبه 2 بهمن 1389  2:17 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها