بوستان همت
ياد تو در قاب عكس خاطر مانده است
عكس تودر بين گلهاپاي برجا مانده است
هرطرف رومي كنم در بين گلها حرف توست
حرف توهمواره درهرصوت ونجوامانده است
هركجا پا مي نهم دارد نشان از همتت
استواريهاي تو هر گوشه بر پا مانده است
ما نشان از بي نشانيها به دوران داشتيم
از تو ما را اين شكوه و فرّ والا مانده است
پاس ميداريمت اي فرخندة ايثارگر
گلشن ايثار سبزت شادي افزا مانده است
گل دميد از بوستان همت و مردانگيت
چشمه سار از قطرة خونت مصفا مانده است
ديدم آنجا بوستاني كازتورنگ و عطر داشت
بلبلي ديدم كه با ياد تو شيدا مانده است
خون تو بر برگ گل شعر ظفر بنوشته بود
زان حماسه اين لطافت رمز ابقا مانده است
مصحف گل باز بود و نقش رخسارت بر آن
اين لطافت زان سبب در شعر زهرا مانده است