0

شعر تصنیف - پاییز89

 
amirbest
amirbest
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 2319
محل سکونت : اصفهان

شعر تصنیف - پاییز89

تا بدیدم روی ماهت
شد سیه چون مویت روزگارم
تا که رفتی از بر من
سرشک غم از دیده می بارم
چه حاصل از عشق تو شد
دل من آشفته چو شد
گر جفا با ما بکنی
قصد آزاری بکنی
خون من دامانت را می گیرد
شمع از آه پروانه می میرد
به نگاهی مبتلا شد دل دیوانه
به آب وآتش زند خود همچو پروانه
می سوزم از عشقت بی قرارم
در چشم قیبان کردی خوارم
می میرم ای بی وفا نگارم
در سینه عشق تو یادگارم
بعد از این خود را مجنون خواهم کرد
دیده از اشکم جیحون خواهم کرد
بعد از این خود را مجنون خواهم کرد
دلها از آهم پر خون خواهم کرد.

بابک آذرشب
شعر تصنیف - پاییز89

 

مشکل اینجاست که   

 

مدیر تالار عکس های خبری

http://www.rasekhoon.net/Forum/ForumShow-116-1.aspx

 

ما جراتش را نداریم.

 

زندگی پر از اتنخاب است

جمعه 1 بهمن 1389  11:15 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها