0

آنچه مصلحت بود؟

 
samira90
samira90
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1389 
تعداد پست ها : 198

آنچه مصلحت بود؟

صفوان بن یحیی می گوید:

در مدینه محضر امام رضا بودم با عده ای از کنار شخصی که نشسته بود رد شدیم . آن مرد به امام اشاره کرد و به عنوان امامت گفت :

این پیشوای رافضیها (شیعیان ) است .

به حضرت عرض کردم : شنیدید آن مرد چه گفت ؟

فرمود:

آری ، اما او مؤ منی است ، در راه تکمیل ایمان گام بر می دارد.

شب هنگام امام علیه السلام برای اصلاح او دعا کرد. طولی نکشید مغازه اش آتش گرفت و دزدان باقی مانده اموالش را به غارت بردند.

سحرگاه همان شب آن مرد را دیدم متواضع و پریشان در کنار امام نشسته است . امام دستور داد به او کمک کردند.

سپس خطاب به من کرد و فرمود:

صفوان ! او مؤ منی است در راه تکمیل ایمان قدم برمی داشت جزء آنچه دیدی به صلاح او نبود. (و راه اصلاحش همان بود که انجام گرفت .)
 



جمعه 1 بهمن 1389  5:20 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها