0

حضرت سلیمان (ع )

 
navidxz
navidxz
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 181
محل سکونت : بوشهر

حضرت سلیمان (ع )

روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد .سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود ، مورچه به داخل دهان او وارد شد ، و قورباغه به درون آب رفت.
سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد ، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود ، آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت .
سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید....

ادامه مطلب ...

جمعه 1 بهمن 1389  4:01 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها