0

حکایت سرزمین من

 
hasan119
hasan119
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 3549
محل سکونت : تهران

حکایت سرزمین من

نام کتاب : حکایت سرزمین من
نويسنده : نا مشخص
حجم : 74 کيلو بايت
دسته بندي : داستان

فرمت : doc
صفحات : 25
رمز عبور : رمز عبور ندارد.
منبع : Jetfa

 توضيحات :  چه حکایتی است این سرزمین، که هزاردستان هر شاخ گلش را فسانه ای است هفتاد من، و مثنوی لحظه به لحضۀ حضور به کمالش را رونق هزار داستان. به هر دریش که دق الباب می کنی، هزار خفته به حلاوت می پرند بر لب ایوان، تا ندهند انفعالت، که این جا ستر عفاف ملکوت است و حریم ایزدان. هر ذره از خاک این سرزمین امانت دار، پرده ای است در دایرۀ پرگار، و در پس هر پرده ای که پس می زنی، قامتی است، اگر هم خمیده، استوار. این جا سرزمین همیشه آبستنِ آبستنانِ شگفتی آفرین است و سرزمین کیومرثان و تهمورثان. سرزمین مهر و مهراب ها و سرزمین قامتان رفیع گلدسته ها....


جمعه 1 بهمن 1389  11:26 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها