0

فرار

 
hasan119
hasan119
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 3549
محل سکونت : تهران

فرار

نام کتاب : فرار
نويسنده : ولف دیتریش اشنوره
حجم : 57 کيلو بايت
دسته بندي : داستان

فرمت : pdf
صفحات : 4
رمز عبور : رمز عبور ندارد.
منبع : Jetfa

 توضيحات :  مرد ریش داشت. کمی پیر بود دست کم نسبت به زن خیلی پیر بود با آن ها کودکی همراه بود کودکی بسیار خرد سال بچه مدام از گرسنگی جیغ می شکید زن هم گرسنه بود اما چیزی نمی گفت تنها هنگامی که مرد به او نگاه می کرد لبخند می زد یا دست کم می کوشید که لبخند بزند مرد هم گرسنه بود آنها نمی دانستند که کجا می روند تنها می دانستند که دیگر نمی توانند در زادگاهشان بمانند. آنجا ویران شده بود . ...


جمعه 1 بهمن 1389  11:09 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها