0

مناره‏ ها

 
esfahaniran88
esfahaniran88
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 
تعداد پست ها : 2290
محل سکونت : اصفهان

مناره‏ ها

 كلمه مناره مصدر میمى است از فعل نار ثلاثى مجرد و منامه و معنى اسم مكان می دهد یعنى جاى روشن.

 مناره در قدیم الایام بین دو مرز می ساختند و در آن چیزى نورانى قرار می دادند تا مرز وابسته را نشان دهد و كم بكم در میان راه هاى عمومى نیز اینگونه مناره ‏ها را بنا می كردند تا مسافران و كاروانان بتوانند مسیر و مقصد خود را بشناسند.

 اول منارهاى كه گفته اند بنا گردید مناره اسكندریه بود كه ارتفاع آن دویست و سى ذراع بوده است.

 این گونه مناره ‏هاى بعد از اسلام و در ممالك اسلامى براى گفتن اذان بنا گردید و از اینرو در بیشتر جاهائى كه بعد از اسلام احداث گردیده مناره ‏هاى پیوسته به مساجد و یا عماراتى است كه جنبه مذهبى و تقدیس دارد.

 بیشتر مساجدی كه در قرون اولیه اسلام ساخته شده مناره هم داشته است:

 مانند مسجد جورجیر اصفهان كه نوشته اند مناره آن بیش از یكصد ذراع بوده یا مسجد شهرستان كه اینك اثرى از مسجد و مناره آن دیده نمی شود.

 در این مناره ‏ها جائى هم براى موذن در نظر گرفته اند كه در آنجا اذان بگوید و آن را ماذنه می گویند و روى این اصل است كه  بعضى از مناره ‏ها را كه در آن چنین جائى ساخته نشده مربوط به پیش از اسلام می دانند.

 شرح مناره ‏ها چنین است:

 

مناره باقوشخانه

شاید ساختمان مزبور با مناره ‏ها مرتبط باشد و در زمان سنجر ساخته شده باشد و تقریباً از نظر تاریخ بنا مربوط به حدود قرن ششم مى گردد.

 از كتیبه زیر مقرنس هاى بالاى مناره كه به خط ثلث سفید معرق بر زمینه كاشى لاجوردى رنگ است فقطه جمله (و من دخله( باقى مانده كه در وقایع قسمتى از آیه:

 ان اول بیت وضع للناس الذى ببكة مباركا و هدى اللعاغلمین فیه آیات بینات مقام ابرایهم و من دخله كان آمنا مى باشد.

 به نظر نگارنده این آیه دلالت دارد كه محل مزبور مشتمل بر مسجدى بوده و در اثر مروز زمان از میان رفته است.

 در داخل مرنس هاى مناره ‏ها هر سوسن یا طاس شامل  یك كلمه است و كلمات موجود به خط ثلث سفید معرق بر زمینه كاش لاجوردى چنین است:

«محمد» «على» «وفاطمه» «والحسن» «والحسین»

 پوشش تزییناتى مناره ‏ها مزبور به خط بنائى فیروزه اى بر زمینه شطرنجى آجرى در هفت ردیف به شرح زیر است:

 ردیف اول كلمه (الله(، ردیف دوم تكرار كلمه« اكبر»، ردیف سوم تكرار كلمه (الله(، ردیف چهارم تكرار كلمه «محمد»، ردیف پنجم تكرار كلمه «و على»، ردیف ششم تكرار كلمه «و حسن»، ردیف هفتم تكرار كلمه «و حسین» این مناره زیر شماره 272 به ثبت تاریخى رسیده است.

 

مناره ساربان

 این مناره هم در محله جوباره در میان فضائى وسیع واقع شده و از مناره ‏هاى بسیار زیباى عهد سلاجقه در اصفهان است.

 مؤلف دانشمند گنجینه آثار تارخى اصفهان راجع به این مناره چنین نوشته است:

 این مناره كه یكى از زیبارتین مناره ‏هاى عهد سلاجقه در اصفهان است در انتهاى شمالى محله جوباره ناحیه یهودى نشین اصفهان نزدیك مناره چهل دختران در گوشه یك میدان كوچكى كه یقیناً در زمان ساختمان آن محل مسجد كوچیك در پاى مناره بوده است واقع شده.

 ارتفاع این مناره در حدود 48 متر است و محیط قاعده آن 14 متر مى باشد و از پائین به بالا داراى هفت قسمت متمایز است:

 قسمت اول آن آجر چینى ساده است. قسمت دوم و سوم آن داراى تزیینات عالى آجرى مى باشد. قسمت چهارم آن تاج اول مناره است كه مقرنس هاى آجرى توأم با كاشى فیروزه ‏اى دارد و بسیار جالب و پر حالت است. قسمت پنجم آن تزیینات آجرى است. قسمت ششم آن تاج دوم مناره است و قسمت هفتم آن تارك مناره است.

 در قاعده دو تاج این مناره دو كتیبه بسیار زیبا از بهترین رنگ فیروزه ‏اى كاشى دیده و خوانده مى ‏شود. مناره مزبور كه از ارتفاع اولیه آن اندكى كاسته شده است در حال حاضر به سمت مغرب متمایل شده و این تمایل از دور و نزدیك كاملاً نمایان است. سال ساختمان این مناره در كتیبه هاى فعلى آن موجود نیست لذا به طور قطع نمى ‏توان زمان ساختمان آن را معلوم كرد. پرفسور پوپ سال ساختمان این مناره را اواخر قرن پنجم هجرى مى داند و آقاى مایرون به منت سمیث ساختمان آن را  بین سالهاى 550تا 688 هجرى تخمین زده است. كتیبه فوقانى مقرنس هاى تارك این مناره به خط كوفى فیروزه  اى بر جسته بر زمینه آجرى به شرح زیر است:

 «لا اله الا الله صادقا مخلصا محمد رسول الله »

 كتیبه زیر مقرنس ها به خط كوفى فیروزه ‏اى بر جسته بر زمینه آجرى به شرح زیر است:

 «بسم الله الرحمن الرحیم و من احسن قولا ممن دعا الى الله و عمل صالحاً و قال اننى من السلمین»

 كتیبه وسط این مناره به خط بنائى فیروزه اى بر زمینه آجرى تكرارى نام هاى: (محمد) و (ابوبكر) و (عمر) و (عثمان) و (على).

 در نصف تحتانى مناره مزبور و در اشكال مربع به خط بنانى فرو رفته بر زمینه شطرنجى و به  طور درهم و بر هم عبارات زیر تكرار شده است:

 (لا اله الا هو) (و هو بكل شىء علیم) (و هو السمعى البصیر).

 در تاریخچه اصفهان نوشته شده كه مناره ساربان به مناره مسجد على شباهت دارد و ارتفاع آن 44/2 متر و مدخل پلكان در ارتفاع 7 مترى تنه مناره واقع شده و تعداد پلكانش 135 است و پهناى پلكانهاى 68 سانتیمتر است.

 و نیز گفته است كه ساختمان مناره متعلق به عهد سلجوقیان و بنا به گفته گدار فرانسوى مربوط به سالهاى 525 تا 550 هجرى است.

 كتیبه هاى مناره را چنین بیان كرده كه از سه كتیبه كوفى تزیین یافته است:

 1- كتیبه یكم با كاشى آبى عبارت: لا اله الله صادقاً مخلصاً محمد رسول الله بر آن منقوش است.

 2- كتیبه دوم شامل آیه 33 سوره فصلت قرآن است.

 3- كتیبه سوم به خط كوفى چهار گوش با آجر تراش بر روى كاشى آبى شامل اسامى: محمد (ص) و خلفاى راشدین است.

 این مناره كمى به سمت مغرب تمایل پیدا كرده و زیر مناره كه خالى و به جاى زیر زمین از آن استفاده مى كردند در سال یكهزار و سیصد و بیست و چار شمسى به طرز خوبى بسته و پر شده است.

 پس مى ‏توان گفت كه مناره ساربان ارتفاعش بین 44/2 متر تا حدود 48 متر و محیط قاعده آن 14 متر و داراى 135 پلكان و سه كتیبه كوفى مى باشد و تاریخ ساختمان قرن پنجم و ششم بوده است.

 در كتاب نصف جهان فى تعریف الاصفهان چنین گفته:

 و در محله جویباره هم چند مناره دارد یكى از آنها را مناره ساربان مى ‏نامند و از همه این منارها منار ساربان بلندتر و خوش نماتر ساخته شده و معتبرتر است و به خاطر فقیر چنان مى رسد كه این منار را نام منار سارویه بوده و در آن محل واقع بوده است، اسم آن محل متروك و مهجور شده و كسى نام سارویه ندانسته است، آن را  ساروان خیال كرده و با آن نام اشتهار یافته باشد و الله اعلم.

 اما وجه تسمیه منار ساربان به نظر مى رسد گفته نصف جهان درست باشد و ساختمان سارویه كه شرح آن در مبانى معدومةالاثر بیان گردیده در همین محله بوده و هنگامى كه خمارتكین تصرفاتى در آن بنا كرد احتمال دارد این مناره را هم او ساخته باشد و مناره به نام محل اشتهار داشته و كم بكم سارویه به ساروان و ساروان به ساربان تغییر وضع داده است.

 این مناره زیر شماره 232 به ثبت تاریخى رسیده است.

 

مناره ‏هاى دردشت

 مناره ‏ها كه سر آنها افتاده وصل به ساختنمانى بوده كه واحدى از مدرسه و مسجدى از زمان ال مظفر را تشكیل مى داده و پس از خرابى مسجد و مدرسه تبدیل به كاروانسرا گردیده و در زمان حاضر كاروانسرا هم خانه شده است.

 در جوار این دو مناره مقبرهاى است كه گنبد خشتى و بسیار زیاد و مرتفع دارد و در آن سنگ قبرى است كه از آن نام صاحب قبر معلوم مى گردد.

 مؤلف تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهان راجع به این دو مناره چنین نوشته است:

 در محله در دشت دو مناره قدیمى كاشیكارى مغولى وجود دارد كه قسمتى از سر آنها خراب شده و مى گویند هر كس قصد خرابى این دو مناره را نموده از بین رفته است و مربوط به دوره دوم سلجوقى است.

 این دو مناره طرفین سر در مدرسه اى بوده كه در زمان شاه ابواسحاق مسجدى وجود داشسته و خراب شده و بعدها به كاروانسرا و حالیه اراضى آن تبدیل به چند خانه مسكونى گردیده و این دو مناره به حالت مخروبه اى هنزو باقى است. در جنب این دو مناره مقبرهاى است كه گنبد خشتى بسیار زیبا و بلندى دارد. در این بنا سنگ قبر عالى است كه این عبارات بر روى آن خوانده مى ‏شود:

 «هذه الصخرة المقدسة انشاتها الخاتون العظمى سلطان بخت آغا ابنةالامیر خسرو شاه ادام الله توفیقها لنفسها بعد وفاتها فى رمضان سنة ثلث و خمسین ...

 و منظور دختر كیخسرو اینجو مى باشد كه در سال 759 ه وفات یافته، شوهرش شاه محمود و برادر شوهرش شاه شجاع نام داشته كه در جنگ دو برادر رشادت هاى زیاد به خرج داد و عاقبت شاه محمود او را در حال مستى در سال 769 ه بكشت. گویند این سنگ را قبل از فوت خود نقش كرده بوده است. در كنار این كتبیه اطاق كوچكى موجود است كه به زیر نقب یا دخمه اى راه دارد.

 نام سلطان بخت آغا و یا آغا سلطان در كتیبه ایوان جنوبى به خط نستعلیق و در سر درب مسجد جامع رو به كوچه ساوجیان به خط كوفى معرق به سال 760 ه موجود است.

 در گفته هاى مؤلف تاریخچه ابنیه تاریخ اصفهان دو اشتباه دیده مى ‏شود: یكى این كه در عبارت سنگ قبر بجادى ادام الله اشتباهاً ادامه الله نوشته اند در صوترى كه عبارت سنگ قبر همان ادام الله است. دوم این كه بانو سلطان آقا بانى تزیینات ایوان جنوبى مسجد جامع عتیق اصفهان را كه در قرن دهم مى زیسته با سلطان بخت آغا دختر كیخسرو و یا خسرو شاه كه در قرن هشتم بوده است اشتباه كرده اند.

 مؤلف گنجینه آثار تاریخى اصفهان درباره مناره ‏هاى مزبور بحثى محققانه كرده كه قسمتى از آن به شرح زیر نقل مى گردد:

 دو مناره در دشت بر فراز سر در بلندى به ارتفاع حدود پانزده متر كه از عظمت دیرین ان حكایت مى كند قرار دراند. ارتفاع باقى مانده هاى دو مناره در دشت از سطح پشت بام آن بیش از 8 متر نیست و حكایت از بناى مفصل و وسیعى مى كند كه در عقب مناره ‏ها و سر در مجلل آن واقع مى شده است. از ترتیب استقرار ساختمان هاى بعد از سر در به علت تغییرات زیادى كه در وضع این ناحیه داده شده اطلاعاتى در دست نیست و از ساختمان وسیع آن غیر از فضاى مختصرى كه در عقب سر در واقع است چیزى باقى نمانده ولى به طورى كه معمرین ساكن در اطراف این بناى تاریخى براى نگارنده نقل كرده اند تا یك قرن پیش هم اطاق هاى ویرانه اطراف مدرسه در دشت كه مناره ‏ها و سر در فعلى مدخل آن محسوب مى شده باقى بوده است و تدریجاً ضمیمه خانه هاى اطراف شده و تا یك قرن پیش به صورت (تكیه) محلى براى اجتماع مردم محله در دشت بوده است.

 در اطراف گردنه گنبد آرامگاه سلطان بخت آغا نیز آثارى مشاهده مى ‏شود كه اتصال بقعه در به بناهاى دیگر در اطراف آن مى  رساند و چنین استبناط مى ‏شود كه باقى مانده اثارى از یك مجموعه ساختمانى مفصال و وسیع بوده است كه به احتمال قوى بانى ساختمان آن خود سلطان بخت آغا و یا شوهر او سلطان محمود آل مظفر بوده است.

 بقعه فعلى از طرف ضلع شمالى راهى به داخل مدرسه داشته است كه فعلاً مسدود مى باشد و ترتیب ساختمان در مجاورت سر در و راه داشتن آن به مدرسه باز مؤید این مطلب است كه ساختمان مناره ‏ها و سر در فعلى مدرسه نیز از اقدامات خود سلطان بخت آغا بوده است و بقعه اختصاصى آرامگاه وى نیز در زمان حیات خود او ساخته شده و كلیه این اقدامات ساختمانى با فراغت تمام صورت گرفته است حتى سلطان بخت آغا به موجب الواح موجود بر سنگ قبر نفیس او سنگ مزبور را در زمان حیات خود در سال 735 هجرى و شانزده سال قبل از آنكه كشته شود دستور تهیه و تزیین ان را داده است و بعد از قتلش در بقعه اختصاصى خود مدفون شده و سنگ مزبور نیز بر آرامگاه او قرار داده شده است. با علاقه زیادى كه محمود شاه ال مظفر به این زن داشته است و تأثر و تحسر شدیدى كه پس از قتل او اركان زندگى او را فرا گرفتنه و تا آخر عمر او را سخت نادم و پشیمان نموده است و علاقه خود شاه محمود آل مظفر به عمران و ساختمان كه آثار دوره او نیز در صفه عمر در مسجد جمعه اصفهان و در امامزاده اسماعیل موجود است مى ‏توان احتمال داد كه اگر ملكه زیبا و زیبا پرست او خود بانى ساختمان بناى مزبور نبوده است یقیناً در تشویق پادشاه وقت به انجام این قبیل امور مشوق مؤثرى بوده و نقش مهمى داشته است و با تنوجه به جنگ هاى متعدد و لشكر كشى هاى دائمى این سلطان و جنگ و ستیزهاى دائمى بین او بردران و رقیبانش كه او را واردار مى كرده از پاى تخت خود اصفهان خارج شود مى ‏توان به احتمال قریب به یقین گفت كه سرپرستى و نظارت در عملیات ساختمانى دوره حكومت او با زن رشد و لایق او سلطان بخت آغا بوده است.

منبع : http://www.isfahantoday.com


کاش میدانستی که نباید حس کرد که نباید
دل بست در فضایی که بر از همهمه ی ادم هاست...من گرفتار ترین تنهایم!

 

 



 

جمعه 1 بهمن 1389  10:06 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها