0

کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

نامه هاي سريالي

يكي از شيوه‌هاي مكاتبه در جبهه، مكاتبه‌ي سريالي و قسمت به قسمت بود. يعني موضوع و مبحثي را پيش مي‌كشيدند و در هر شماره بخشي از آن را براي گيرنده‌ي نامه مي‌نوشتند، اما هر وقت به جاي مهم و حساسي از موضوع مي‌رسيدند، مطلب را قطع مي‌كردند؛ به نحوي كه گيرنده‌ تا نامه‌ي بعدي منتظر بماند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 120


 
 
پنج شنبه 30 دی 1389  6:41 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

نذروصلوات

در جبهه رسم بر اين بود كه بچه‌ها براي سلامتي و صحت خودشان و ساير مجروحان و بيماران، هم‌چنين رفع مشكلات عزيزان گرفتار و دردمند و شفاي عاجل دوستان نذرهايي از قبيل صلوات يا سفر به مشهد مقدس مي‌نمودند و صبح‌ها نيز به طور دسته جمعي آيه الكرسي و امن يجيب را قراعت مي‌كردند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم)


 
 
پنج شنبه 30 دی 1389  6:41 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

نذرونيازها

گردان‌ها و رزمندگان براي پيروزي در عمليات نذر مي‌كردند كه مثلاً به يك گردان نهار بدهند و بعد از پيروزي و پايان عمليات به قول خود وفا مي‌كردند كه اسم اين غذا، «غذاي وحدت» بود. گاهي هم نذر صلوات مي‌كردند و نيز نذر زيارت امام رضا (ع) از جمله نذر و نيازهاي بچه‌ها بود.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 229


 
 
پنج شنبه 30 دی 1389  6:42 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

نشان يا زهرا

از مشخصات لباس منطقه، نشانه‌هايي بود به طول و عرض 3 يا 10 سانتي‌متر كه برادران ترجيحاً بالاي جيب سمت چپ پيراهن كارشان مي‌دوختند، برچسب‌هايي با جملات «السلام عليك يا فاطمه‌الزهرا، يا قمر بني‌هاشم، السلام عليك يا اباعبدالله» و نظاير آن. آن‌چه معمول بود و متعارف، اين بود كه افراد يك گردان همه از يك عبارت و يك برچسب استفاده مي‌نمودند كه نشانه نوعي همدلي و هماهنگي و هم‌شكلي خودجوش بود. مثلاً بچه‌هاي گردان ما ياقمربني‌هاشم را روي سينه نوشته بودند و در رعايت آن اين بس كه هرگز پيراهن كار داراي اين برچسب را با بقيه‌ي لباس‌هاي كثيف در يك تشت نمي‌شستند و اگر دسترسي به يك ظرف ديگر نبود، دوخت آن را مي‌شكافتند و با وجود آن نه مي‌خوابيدند و نه روي آن غلت مي‌زدند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 45


 
 
پنج شنبه 30 دی 1389  6:42 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

نظافت ناخن ها

جزو آداب نظافت بود كه بچه‌ها كمتر راضي مي‌شدند به ‌اين‌كه داخل سنگر، سوله و چادر، ناخن‌هاي خود را كوتاه كنند. وقتي روز بود و هوا مناسب، مي‌رفتند لب خاكريز و تا به خودشان بيايند، برادران گوش تا گوش اطراف نشسته در نوبت ناخن‌گير و ناخن گرفتن. در نبود ناخن‌گير به وسايل ديگري روي مي‌آوردند، چون سرنيزه‌ي كلاشينكف، چاقو و نظير آن. و اگر بود از آن‌جا كه ناخن‌گير به سرعت دست به دست مي‌شد، صاحب آن ترجيح مي‌داد ناخن‌گيرش را در اختيار تداركات قرار بدهد و خودش را از شر آن برهاند!

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 60


 
 
پنج شنبه 30 دی 1389  6:43 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

نظام جمع

نظام جمع پيش‌درآمد حضور اجتماعي نيرو بود براي آمادگي اجراي مراسم صبحگاهي، دريافت خبر عمليات و توجيهات و توجهات خاص آن شب، ملاحظه‌ي آداب شركت در كلاس‌هاي تخريب و اسلحه‌شناسي، معرفي فرماندهان جديد گروهان‌ها و گردان‌ها، تغيير سازماندهي، كنترل و بازبيني تجهيزات شخصي و رزمي افراد، آرايش گرفتن براي شركت در مراسم عيد و عزاي حسينيه‌ي گردان و نظاير آن.
خبر برگزاري نظام جمع به وسيله‌ي پيك اعلام مي‌شد و همه با پوشيدن لباس كامل نظامي و سر و وضع مرتب ابتدا جلو چادر و محل سازماني گروهان به خط شده و بعد به ترتيب وارد ميدان صبحگاه مي‌شدند.
فرمانده‌ي گروهان يا معاون او به نيروها خبردار مي‌داد تا فرمانده‌ي گردان بيايد و مراسم شروع شود و بعد فرمانده فرمان مي‌داد: از جلو، از راست نظام! نيروها مي‌گفتند: «الله‌اكبر»، فرمانده: «به احترام الله و به احترام خون شهدا خبردار!» نيروها: «اسلام پيروز است، شرق و غرب نابود است، يا حسين!». در برخي از لشگرها عبارت آخر كه يا حسين بود فرق مي‌كرد، برخي مي‌گفتند: «يا مهدي ادركني»، «لبيك يا خميني يا حسين است»، «يا زهرا» و.... و بعد چند مرتبه بشين و پاشو و سرانجام آزاد باش كه نيروها هم‌زمان با باز كردن يك پا به اندازه‌ي شانه و كوبيدن محكم بر روي زمين و بردن دست به پشت مي‌گفتند: «شهيد» و در پايان «بشين و برپا» صلوات مي‌فرستادند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 205



 
 
پنج شنبه 30 دی 1389  6:43 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

نماز جماعت

آموزش‌هاي سنگين، دوندگي‌هاي يوميه، كمبودها و فشارهاي جسمي و روحي و كسالتي كه ممكن است عارض بشود، كمتر منجربه كاهلي و كوتاهي در نماز مي‌شد و از ميل و رغبت بچه‌ها و طراوت عبادتشان مي‌كاست.
شعارشان اين بود كه مشقت‌ها را به خاطر نماز تحمل مي‌كنيم. در نتيجه، بعضي حتي قبل از اذان به محل برگزاري نماز جماعت مي‌آمدند و انتظار رسيدن وقت را مي‌كشيدند و از آن طرف ديرتر و با حوصله‌تر بر‌مي‌خاستند و مي‌رفتند... وقتي هم نماز جماعت بر پا بود، كافي بود بعضي كمي ديرتر برسند؛ شده بود امام جماعت و روحاني گردان مدتي در ركوع نگه دارند، راضي نمي‌شدند به اين‌كه يك ركعت نماز را بدون جماعت بخوانند و اگر به قرائت رسيده بودند، از يك فرسخي! صدايشان را بلند مي‌كردند كه «يا الله يا الله؛ ان الله مع الصابرين» يا «ان الله مع المجاهدين».
بعد از اتمام نماز، رسم بود به سجده مي‌رفتند و «الهي قلبي محجوب» را با تضرع سر مي‌دادند. يكي مي‌خواند و بقيه تكرار مي‌كردند و زبان مي‌گرفتند. بعضي برادران پس از تعقيبات انگشتان دست خود را جمع كرده، روي چشم مي‌نهادند و به قرائت «آية‌الكرسي» مي‌پرداختند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 162


 
 
پنج شنبه 30 دی 1389  6:43 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

نماز قبل از غذا

به ندرت ديده مي‌شد كه بچه‌ها قبل از نماز، غذا بخورند. معمولاً غذا را كه تحويل مي‌گرفتند، در چادرهايشان مي‌گذاشتند و براي اقامه‌ي نماز به حسينيه مي‌رفتند، هر چند كه تا بازگشتشان، غذاها سرد شده بود.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 111


 
 
پنج شنبه 30 دی 1389  6:44 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

وحدت ‌جويي

غير از مشاركت‌هاي عملي و كلي كه در سطح مجالست فرماندهان بود، و مشتركاً وارد نبرد عليه دشمن بعثي مي‌شدند، در ظواهر امور، نيروهاي مختلف نيز به همين طريق مشي مي‌كردند و از آن‌چه به وحدت و همبستگي بين خودشان و ديگران مي‌انجاميد دريغ نداشتند؛ در اجراي مراسم صبحگاه هر وقت، موقعيت برادران ارتشي و سپاهي و بسيجي نزديك بود، ميانداران از هردو نيرو به نفع هم شعارهايي سر مي‌دادند، مثل:
اينا كين؟ كه گروه ديگر جواب مي‌دادند: منتظران مهدي‌اند.
يا اينا كين؟ و ديگران جواب مي‌دادند: برادرن.
تو جبهه‌ها؟.... همسنگرند.
و در نهايت مثلاً مي‌گفتند: براي سلامتي برادران ارتشي صلوات، كه به غايت باعث تقويت روحيه‌ي برادران و تعاون و همكاري بيشتر مي‌شد.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 93


 
 
پنج شنبه 30 دی 1389  6:44 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

وداع با شهداي محل

تا بوي جابه‌جايي به مشام مي‌رسيد و دستور انتقال از منطقه‌اي به منطقه‌ي ديگر صادر مي‌شد، بچه‌ها در خودشان فرو مي‌رفتند. به راستي دل كندن از جايي كه مثل شهر و ديار و محله‌ي خودشان بود، كار ساده‌اي نبود.
شب آخر، وقتي خبر اعلام مي‌شد، همه دور هم جمع مي‌شدند؛ دعاي وداع مي‌خواندند، با شهدا و خاطرات سرخشان خلوت مي‌كردند و پس از طواف سنگرها و چادرها، چشم به آسمان مي‌دوختند: «كه ‌اي آسمان پس كي نوبت ما مي‌شود.» هنوز صداي شهيدان و سفارش‌هايشان در گوش‌ها بود و بازماندگان عهد مي‌بستند به يك‌يك وصاياي ره‌يافتگان عمل كنند تا روزي كه آنان هم راهي شوند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 155



 
 
پنج شنبه 30 دی 1389  6:45 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

وداع و بدرقه

وداع كردن و جدايي بچه‌ها از هم به نسبت اين‌كه مرخصي بروند، تسويه بگيرند يا براي عمليات آماده بشوند توفير مي‌كرد. معمول منطقه بر اين بود كه براي برادران تسويه‌حسابي، همان شب آخر «جشن پتويي» ترتيب مي‌دادند، به نحوي كه حداقل تا چند روزي ياد بچه‌ها و ضرب و شتمشان باشند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 128


 
 
پنج شنبه 30 دی 1389  6:45 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

وصيت‌ نامه نويسي

لحظات غروب آفتاب و در روزهاي قبل از عمليات، وقت نوشتن وصيت‌نامه بود. اين وصيت‌نامه‌ها را بعضي به واحد تعاون مي‌سپردند؛ يا هركسي وصيت‌نامه‌ي دوست خود را مي‌گرفت و با خود نگه مي‌داشت. عده‌اي براي اطمينان خاطر دو تا وصيت‌نامه شبيه به هم مي‌نوشتند و آن‌ها را به دو نفر از دوستان مي‌دادند تا پس از شهادت به خانواده‌شان بسپارند؛ البته بيشتر به بچه‌هايي مي‌دادند كه در نوبت اول عمليات شركت نداشتند.
برادراني هم بودند كه به تبعيت از خانم فاطمه زهرا (س) در صورتي كه يقين داشتند جزو شهداي آينده هستند، وصيت‌نامه‌ي خود را براي اين‌كه مفقودالاثر باشند، بعد از نوشتن مي‌سوزاندند، يا اصلاً نمي‌نوشتند، يا اگر موارد ضروري قابل تذكري بود، همان شب عمليات، قبل از عزيمت به صورت شفاهي به برادران ديگر خصوصاً روحاني گردان مي‌گفتند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 221


 
 
پنج شنبه 30 دی 1389  6:45 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

وضع جاي خواب

وضع جا براي خواب براي خوابيدن در منطقه به نحوي بود كه در يك چادر 12 نفره حدود 24 تا 30 نفر استراحت مي‌كردند. بعضي از برادران به ويژه آن‌ها كه عقد برادري (1) بسته بودند، جايشان را نزديك همديگر پهن مي‌كردند، ولي كمتر پيش مي‌آمد كه دو نفر از يك پتو استفاده كنند. اين نكته از آداب خواب بود.
البته در مناطق عملياتي نزديك به خط كه كمبود امكانات و اضطرار موجب رعايت نكردن آن مي‌شد، بعضي‌ها بستر خود را به صورت يك تكه برزنت، مشمع يا مقوا و احياناً پتوي كهنه و مندرس بيرون از چادر مي‌انداختند و اطراف آن را آب‌پاشي مي‌كردند تا هم خنك شوند و هم عبور و مرور رتيل ممنوع شود و چشم در چشم آسمان به خواب مي‌رفتند.
1_ در روز عيد غدير با خواندن كلماتي دو فرد مذكر نسبت به هم پيمان مي‌بندند تا در امور معنوي مثل برادر باشند و آن دنيا شفيع همديگر.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 39



 
 
پنج شنبه 30 دی 1389  6:46 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

وضو گرفتن

رزمندگان در تمام امور به امام راحل (ره) تأسي مي‌جستند و در قول و فعل و حال، ظاهر و باطن، خلوت و آشكار، با عملشان تداعي كننده‌ي وجود حضرتش بودند. وضو گرفتن آن‌ها هم از اين قاعده مستثني نبود.
رو به قبله وضو مي‌گرفتند، ذكر مناسب هر حركت و فعل را مي‌گفتند و مقيد بودند با هر مشت آبي كه بر ‌مي‌داشتند، شير آب را بسته و براي برداشتن مشت ديگر، دوباره آن را بازكنند: آب وضو را حتي در هواي سرد خشك نمي‌كردند، و در همان هوا با آب سرد وضو مي‌گرفتند و حتي يخ منبع آب را در مواقعي شكسته و استفاده مي‌كردند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 235


 
 
پنج شنبه 30 دی 1389  6:46 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان

هر چه خدا خواست

بعضي به دليل دلبستگي‌ها و رابطي كه در يك گردان با سايرين داشتند، در ميان آن‌ها اوضاع بر وفق مرادشان بود، با اين حال بعد از هر مرتبه حضور در جبهه، استخاره مي‌كردند تا در گرداني قرار گيرند كه به وجودشان نياز بيشتري بود و بدين وسيله خود را از مسئله‌ي دنيايي خالي و آماده‌ي پذيرش شهادت و حضور در درگاه خدا مي‌نمودند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 147


 
 
پنج شنبه 30 دی 1389  6:47 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها